آقای خاتمی؛ نيائيد! داريوش سجادی![]()
از همین نویسنده
28 آذر» طبقهء متوسط در ايران بعد از انقلاب، گفتگوي بهمن احمدي امويي با موسي غني نژاد1 مهر» 11 سپتامبر؛ شورش حاشيه عليه متن ، گفتوگوي بهمن احمدي امويي با موسي غني نژاد 26 شهریور» خيليها ميخواستند ايران را درگير كنند، گفتگوي بهمن احمدي امويي با الهه كولايي 3 خرداد» نگاهي ديگر به فيلم هاي فارسي،بخش 3 : فيلم گنج قارون، عباس احمدي 14 اردیبهشت» نگاهي ديگر به فيلم هاي فارسي، بخش 2: فيلم گنج قارون، عباس احمدي
بخوانید!
11 آبان » زنان در حاکميت مردانه روزنامه های ايران، ژيلا بنی يعقوب
7 آبان » بازار در برابر دولت، بهمن احمدی امويی 7 آبان » دو دو تا؟ واکاوی بحران کُردان گيت، داريوش سجادی 24 مهر » همه مدارک قلابی مردان جمهوری اسلامی، بهمن احمدی امويی 24 مهر » اسرار ربودن موسی صدر از زبان خواهرش، ژيلا بنیيعقوب
پرخواننده ترین ها
» یک حادثه عجیب هنگام تمرین نمایشی ماموران آتش نشانی در ترکیه (ویدئو)
» کشته شدن يکی از افراد حاضر در تجمع مردم خمينی شهر در حمله نيروهای انتظامی، اميرکبير » وياگرا می رزمد – طالبان می لرزد!، هادی خرسندی » تلاش پشتپرده شاهزاده سعودی عليه جمهوری اسلامی، عصر ايران » بختيار: اسطوره و واقعيت و سوزاندن فرصتی تاريخی (قسمت اول)، محمود دلخواسته » دستگيری دختران و پسران حاضر در يك كافي شاپ در كرج (ویدئو) » برادران علايی به کمک شما همين امروز نياز دارند، پزشکان مدافع حقوق بشر جشن سده: نگاهي تازه به آييني کهن، عباس احمديدر مورد جشن سده، تفسيرهاي گوناگوني وجود دارد. عده اي از پژوهشگران مي گويند که جشن سده، جشن چهله ي خورشيد است. عده ي ديگري جشن سده را جشن ياري دادن به خورشيد مي دانند. در هر دوي اين نظريه ها، جشن سده، به نوعي، با خورشيد سر و کار دارد. در اين مقاله مي خواهيم نشان بدهيم که جشن سده با حضرت خورشيد و حضرت ميترا، ارتباط ندارد، بلکه، نوعي آيين جادويي براي باروري کشتزارهاست
Abbas.Ahmadi@MailCity.com خلاصه مقدمه 1 - عده اي از پژوهشگران مانند دکتر مهرداد بهار مي گويند که جشن سده، جشن چهله ي تولد خورشيد است. 2 - عده ي ديگري از پژوهشگران مانند خانم دکتر مري بويس مي گويند که جشن سده، جشن ياري دادن به خورشيد است. در هردوي اين نظريه ها، جشن سده، به نوعي، با خورشيد سر و کار دارد. در یکي، مردم به مناسبت چهله ي تولد حضرت خورشيد، آتش مي افروزند. در ديگري، مردم براي عقب راندن نيروهاي سرما و تاريکي ويِاري دادن به حضرت خورشيد، آتش برپا مي کنند. از آن جا که خورشيد، سمبول و فرانمود و نشانه ي مهر يا ميترا ست، بنابراين درهردوي اين نظريه ها، جشن سده، به نوعي، با مذهب مهرپرستي يا ميتراپرستي ارتباط پيدا مي کند. "سده سوزی در کرمان غروب روز دهم بهمن ماه برگزار میشود. ... از اول بهمن عموم باغداران ... – هر يک به قدر همت و به نسبت ثروت خود – چند بار هيزم را که از بيابانها و کوهپايههای اطراف فراهم شده ، به محل جشن میآورند. ... برزگران هنگام شرکت در مراسم حتا اگريک شاخه هيزم هم شده برای خرمن سده میآورند تا با رضای خاطر مشتی از خاکستر سده را به همراه ببرند و برای شگون و برکت در کشتزار خود بپاشند." (3) نکته ي کليدي براي تفسير درست جشن سده در همين مراسم اختتاميه ي نهفته است. در اين جا مي بينيم که خاکستر سده داراي نيروي باروري و برکت است. برزگران آن را در کشتزارهاي خود مي پاشند تا نيروي باروري و برکت ازخاکستر سده به کشتزارهاي آن ها منتقل شود. آن ها مي خواهند با آيين خاکسترپاشي، کشتزارهاي خود را پربار و باغ هاي خود را پرميوه کنند. اين نوعي جادوي سرايتي است که در عصر جادو در بين بوميان ايران رواج داشته است. در عصر جادو، بوميان ايران معتقد بودند که اگر جسمي را روي جسم ديگري قرار دهند، خاصيت آن جسم از راه تماس به جسم ديگر سرايت مي کند. آن ها ديده بودند که اگر مثلا گلبرگ هاي گلي را روي جسمي بريزند، عطر آن گل به آن جسم منتقل مي شود. آن ها گمان مي کردند که اين موضوع عموميت دارد و در همه ي موارد صادق است. به همين علت معتقد بودند و هنوز هم معتقدند که اگر خاکستري را که داراي نيروي باروري ست، در زمين هاي خود بپاشند، نيروي باروري از خاکستر به زمين منتقل مي شود. حتي امروزه نيز، مردم هنگام زيارت اماکن متبرکه، دست خود را به ضريح مقدس مي مالند تا نيروي قدسي و آسماني ي آن ضريح مقدس، از راه جادوي سرايتي، از آهن و مفرغ به بدن آن ها منتقل شود. ضريح مقدس، به نوبه ي خود، نيروي قدسي و آسماني خويش را از راه جادوي سرايتي، از پيکر مقدسي گرفته است که در آن جا به خاک سپرده شده است. مراسم خاکسترپاشي در پايان جشن سده، ما را از عصر علم به عصر مذهب و از آن جا به عصر جادو مي برد و نشان مي دهد که جشن سده بسيار کهن تر از مذهب زردشت و مذهب ميتراپرستي است. جشن سده نوعي جادوي سرايتي براي باروري کشترارهاست. در جشن سده با باغ و باغداران سروکار داريم . در جشن سده با کشت و کشتکاران سروکار داريم . در نمونه اي که از مقاله ي سرکار خانم پيرايه يغمايی نقل کردم، اين باغداران اند که براي آتش سده "هيزم" مي آورند. و اين برزگران اند که خاکستر سده رادر کشتزارهاي خود مي پاشند. محل جشن سده نيز در جلوي باغ بزرگي است که براي اين کار در نظر گرفته شده است. . به عنوان مثال، در کرمان، محل جشن سده در در زمين هاي کشاوري در روبروي باغ " بداق آباد " است: " در قديم محل جشن در يک فرسنگی شمال شهر کرمان ، بعد از ويرانههای محلهی قديم زردشتيان ، معروف به "محلهی گبری " در زمينهای کشاورزی بود. در اين محل تنها يک باغ معروف به باغچهی " بداق آباد " با ديوارهای بلند و دو دستگاه ساختمان وجود داشت که مراسم سده سوزی روبروی در ِ اين باغ ، در زمينهای کشاورزی برگزار میگرديد(3)"
« در كرمان، تكاپوي جشن سده از چند روز قبل از برگزاري اين آيين آغاز ميشود. اولين حركت جمعآوري هيزم است... امسال براي مراسم آتش افروزي سده در كرمان ۵۰ تراكتور هيمه به باغ "بداق آباد" محل برگزاري اين مراسم در كنار نيايشگاه «شاه مهرايزد بانو» آورده شده است. مراسم روز جشن سده ...از صبح با جارو زدن و آب پاشي دم در و ريختن آويشن در چهار گوشه خانه آغاز ميشود. زنان كه برگزاري سده را در خانه برعهده دارند، كندر و اسپند ميسوزانند و بعد از آن به پختن آش مخصوص به نام آش ماش و يا نان سيروگ مشغول ميشوند و در زمان ظهر تمام اعضاي خانواده به خانه آمده و بعد از خوردن ناهار خود را براي رفتن به مراسم بعد از ظهر آماده ميكنند.» (5)
"مالکان از اينکه سده سوزی روی زمينهای کشاورزی آنان انجام میگرفت ، استقبال میکردند ، زيرا نه تنها آن را زيان آور نمیدانستند ، بلکه خاکستری را که از آن بجا میماند ، برای کشاورزی مفيد میشمردند.(3) " مراسمي که سرکار خانم پيرايه يغمايی نقل مي کنند در سال 1362 خورشيدي در کرمان برگزار شده است. يعني اعتقاد به نيروي بارورکننده ي خاکستر سده هنوز در بين کشاورزان کرماني رواج دارد و اين چيزي نيست که زاييده ي تخيلات ما باشد. خاکستر مقدس خاکستر سده نيروي باورکننده ي خود را از شاخ و برگ درختان مي گيرد.زيرا خاکستر سده از سوختن شاخه هاي درختان به دست مي آيد. سوال بعدي اين است که شاخ و برگ درختان ، نيروي بارورکننده ي خود را از کجا مي آورند؟ چرا درخت مقدس را مي سوزانند؟ در پاسخ بايد بگويم که در جشن سده، درختان را از ريشه در نمي آورند و آن ها را درسته نمي سوزانند، بلکه تنها از شاخ و برگ اضافي آنان استفاده مي کدند. مردم به خود درخت آسيب نمي زنند، بلکه شاخه هاي اضافي ي آن را هرس مي کنند و از اين شاخه هاي هرس شده استفاده مي کنند: " در کرمان و بيشتر شهرهای آن استان جشن سده يا سده سوزی با شکوه تمام برگزار میشود. در ميان چادر نشينان بافت سيرجان سده سوزی چوپانی برگزار میشود. در يکی از روستاهای جيرفت (آبادی بلوک از دهستان اسماعيلی) شب دهم بهمن آتش بزرگی به نام آتش سده ، با چهل شاخه از درختان هرس شدهی باغ به نشانهی چهل روز (چلهی بزرگ) در ميدان ده بر میافروزند. (3) شاخه هاي هرس شده وخشکيده ي درختان، مدتي همنشين آن روح مقدس درختي بوده اند. در اين مدت، کمال همنشين در آن ها اثر کرده است و خاصيت باروري و برکت از آن روح مقدس به آن ها سرايت کرده است. مردم در جشن سده، خروار خروار از اين هيزم هاي مقدس را مي سوزانند تا خاکستر بارور کننده ي آن را در کشتزارهاي خود بپاشند. رسم کبوتر سوزان در جشن سده "... امير (سلطان مسعود غزنوی) فرمود تا سراپرده بر راه مرو بزدند بر سه فرسنگی لشگرگاه و سده نزديک بود. ... چارطاقها بساختند از چوب ، سخت بلند و آن را به گز بياکندند...و اَله (= عقاب) بسيار و کبوتر. و سده فراز آمد. ... نديمان بيامدند و آتش به هيزم زدند... و کبوتران نفط (= نفت) اندود بگذاشتند و ددان برف اندود آتش زده دويدن گرفتند.(4)" تاکنون هيچ پژوهشگري نتوانسته است گره ي معماي کبوتر سوزي را باز کند. اکثرا، مانند سرکار خانم پيرايه يغمايی، "البته بايد اشاره کرد رسمهايی از چون سوزاندن کبوتران و پرندگان و جانوران که در حضور شاهان انجام میگرفته ، به هيچ روی بر اساس آيين زردشتی نيست ، چرا که آتش نزد آنان بسيار گرامی است و در همهی کتابهای آيينی زردشتيان در مورد پاکيزه نگاهداشتن و نيالودن آتش به آنان سفارش بسيار شده و هم در اوستا، بخش گاتها آمده است: "... ای مزدا نفرين تو به کسانی باد که با آموزش خود مردم را از کردار نيک رويگردان میسازند و به کسانی که جانوران را با فرياد شادمانه قربانی مینمايند. (3)" من نيز مي پذيرم که آيين کبوتر سوزي بر اساس آيين زردشتی نيست و مربوط به دوره ي پيش از آن، يعني مربوط به عصر جادواست. در پايان عصر جادو و در سپيده دم عصر مذهب، روح باروري و برکت در هيات ايزد باروري و برکت از درون تنه ي درختان و از کالبد گاوان، به آسمان رفت و آسمان قلمروي ايزدان و خدايان شد. اين روح مقدس مي توانست از آسمان به زمين بيايد و باز در تنه ي درختان و يا کالبد گاوان ويا در جسم شاهان و پيامبران حلول کند. پرندگاني مانند کبوتر که بال دارند و مي توانند در آسمان که فلمروي ايزدان است، پرواز کنند، پرندگاني آسماني و قدسي به شمار مي روند. بال داشتن نشانه ي آسماني بودن است. فرشته ها همه بالدارند. در فرهنگ ايران، حيواناتي مانند گاو بالدار و شيربالدار که بال دارند ، حيواناتي مقدس اند که با عالم بالا ارتباط دارند. شنل شاهان ايراني نيز از روي بال پرندگان اقتباس شده است، به نحوي که هنگامي که باد به آن مي وزد، مانند بال پرندگان به اهتزاز در مي آيد. عباي شيخان نيز از روي همين اعتقاد جادويي ساخته شده است. شاه بالدار و شيخ بالدار، مانند گاو بالدار ازروي يک الگوي جادويي ساخته شده اند. شاه بالدار سايه ي خدا و شيخ بالدار نشانه ي خداست شنل شاهان و عباي شيخان از روي بال گاو مفدس که الگوي اصلي همه ي خدايان زميني در ميانرودان است ساخته شده است. کبوتر بالدارکه مي تواند در قلمروي خدايان پرواز کند، بر اثر مرور زمان، مقداري از نيروي بارور کننده ي ايزد باروري، را از راه جادوي سرايتي به خود منتقل مي کند. خاکستر چنين کبوتري، قاعدتا، داراي خاصيت باروري و برکت است. برزگران مي توانند از اين خاکستر نيز مانند خاکستر سده براي بارورکردن کشتزارهاي خود استفاده کنند. در هردوي اين مراسم، يعني هم در مراسم کبوترسوزان و هم در مراسم شاخه سوزان، نوعي جادوي سرايتي براي باروري زمين به چشم مي خورد که با آيين گاوکشي که آن هم نوعي جادوي سرايتي براي باروري زمين است خويشاوندي پيدا مي کند. در آيين گاوکشي نيز گاوي مقدس را شهيد مي کنند وخون بارورکننده ي او را براي بارور کرده کشتزارها، بر زمين مي ريزند. . چهارشنبه سوري و جشن سده خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من" گاهي در پايان جشن سده، کودکان و نوجوانان، به تقليد از جشن چهارشنبه سوري، از روي آتش هاي باقي مانده از خرمن سده مي پرند. اين نوع حرکات، جزو مراسم اصلي جشن سده نيست و از مراسم جشن چهارشنبه سوري وارد آن شده است. در اين موارد، ما با دو نوع خاکستر سرو گار داريم: خاکستر بارورکننده ي سده و خاکستر نحوست آور چهارشنبه سوري. هردوي اين خکنسترها از راه جادوي سرايتي توليد شده اند. در يکي، نيروي بارورکننده ي درختان به خاکستر سده و از آن به کشتزازهاي برزگران سرايت مي کند. در ديگري، نيروي بيماري آور و زردي آور ناخوشي ها، از آدمي به خاکستر و از آن به زباله داني شهرها سرايت مي کند. آدمي، سرانجام، به نيروي دانش، دانست که براي باروري کشتزارهاي بايد به جاي خاکستر سده، از کودهاي شيميايي استفاده کند و نيز دانست که براي دورکردن بيماري ها و ناخوشي ها از بدن خود بايد، به جاي پريدن از روي آتش و خواندن سرود جادويي "زردي من از تو"، از طب نوين و آنتي بيونيک هاي جديد استفاده کند. اما، با اين همه، مي بينيم که آيين هاي عصر جادو، در لباس سنت و يا مذهب، تا دم مرگ با ما خواهند بود. نتيجه گيري موخره آقاي سعيد تقوي، اين رفتار تبعيض آميز را اين گونه توجيه مي کند: «تلاش ما اين است كه جشن هايى مثل سده در كمال امنيت و آرامش برگزار شود. ما دوست داريم كه زرتشتيان مطابق با آداب و رسوم و عقايد خود، سده را جشن بگيرند. اما اگر بخواهيم غيرزرتشتيان در اين جشن ها شركت كنند، آيا فضاى كافى و جاى مناسب وجود خواهد داشت؟ علاوه بر مشكل قبل، ممكن است با دشوارى هاى ديگرى روبه رو شويم. به عنوان نمونه در جشن كريسمس، تدارك ديده شده است كه هموطنان مسيحى به رقص، آواز و پايكوبى بپردازند و پوشش رسمى نظام را نداشته باشند. حالا فرض كنيد كه شركت غيرمسيحيان در جشن هاى كريسمس آزاد باشد... البته حضور خبرنگاران، محققين و اساتيد دانشگاهى كه در رابطه با زرتشتيان به تحقيق مى پردازند آزاد است.»(6) تازه معلوم مي شود که شبيه اين محدوديت هاي مذهبي در مورد هم ميهنان مسيحي ما نيز اعمال مي شود. يعني شيعيان، سنيان، و زردشنيان حق ندارند در جشن کريسمس شرکت کنند. ياللعجب از پدران ما در بهمن 1357، که سرنوشت ملتي کهنسال را به دست چه کساني دادند. منابع Copyright: gooya.com 2009
|
||||||