سه شنبه 27 بهمن 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

ویترین های شکسته، گزارشی از حضور زنان در احزاب، بهمن احمدی امویی

بهمن احمدی امويی
بعضی احزاب فکر می کنند، زنان برای ویترین حزبشان مناسب هستند.» جنبش های زنان در ترکیه سالهاست تلاش میکنند، بر نابرابری زنان در این کشور غلبه کنند. در بهار ۲۰۰۷ انجمن کاد( KADE انجمنِ آماده سازی و حمایت از زنان در عرصه سیاست) کارزاری را به راه انداخت . به صورت نمایش زنان مشهور در تلویزیون، بر پوسترها و بر تصاویر ستونهای نصب اعلانات. برای این زنان ریش و سبیل گذاشته بودند. آنان به این شکل نمادین می پرسیدند: «آیا باید ریش و سبیل داشته باشیم تا به مجلس راهمان دهند؟ ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

بلايي كه دين دارد بر سر آمريكاييان مي آورد، مجيد محمدي

همانها كه به دليل احساسات مذهبي به بوش راي دادند امروز بايد هزينهء راي خود به ارزشها- با تفسير نو محافظه كاران- را با از دست دادن تامين اجتماعي براي نسلهاي بعد – با برنامهء بوش براي خصوصي كردن يا در واقع نابود كردن تامين اجتماعي - و عدم دست يابي به بيمه بهداشتي همگاني و تخريب هر چه بيشتر محيط زيست بپردازند

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 





اول. نو محافظه كاران امريكايي كه عمدتا حافظ منافع شركتهاي اسلحه سازي، نفتي و داروسازي در امريكا هستند با سوار شدن بر موج احساسات مذهبي ِ متوجه به جنگ صليبي عليه مسلمانان خاورميانه اي پس از 11 سپتامبر و احساسات و ديدگاههاي عليه سقط جنين وازدواج همجنس گرايان توانستند براي جهار سال ديگر كاخ سفيد را از آن خود سازند. در انتخابات 2004 رياست جمهوري حتي بسياري از كاتوليكها و مسلماناني كه از موج فزايندهء همجنسگرايي ترسانده شده بودند و در صد بيشتري از سياهان و اسپانيايي زبانان نسبت به دوره هاي گذشته، علي رغم مخالفت با جنگ و حملهء نظامي به عراق، به بوش و جمهوريخواهان براي كنگره راي دادند. نو محافظه كاران با پاسخ دادن به اين احساسات كه در ايالات جنوبي شديد ترند توانستند حتي در ميان لاتينو تبارها و سياهان امريكايي كه عموما و عمدتا پايگاه اجتماعي دمكراتها هستند از استقبال بيشتري برخوردار شوند. اما همانها كه به دليل احساسات مذهبي به بوش راي دادند امروز بايد هزينهء راي خود به ارزشها- با تفسير نو محافظه كاران- را با از دست دادن تامين اجتماعي براي نسلهاي بعد – با برنامهء بوش براي خصوصي كردن يا در واقع نابود كردن تامين اجتماعي - و عدم دست يابي به بيمه بهداشتي همگاني و تخريب هر چه بيشتر محيط زيست بپردازند. بوش كه با چهرهء يك مسيحي دوباره متولد شده به جامعهء امريكا معرفي شد منفي ترين دستاوردها را در حوزه هاي اجتماعي داشته است.

جمهوريخواهان با اتكا به راي نيروهاي مذهبي مي خواهند هر آنچه را كه دمكراتها در 70 سال گذشته در حوزه هاي حمايتي و رفاه همگاني انجام داده اند خنثي كنند. در بودجه پيشنهادي بوش به كنگره پس از مراسم تحليف وي، 150 برنامهء حمايتي از جمله حمايت از برنامه هاي آموزشي و درماني و مبازره با فقر حذف شده اند. نو محافظه كاران امريكايي همانند اقتدارگرايان وطني در حرف بسيار غصهء فقرا را مي خورند اما جيبهاي گشاد آنهاكه قابل مقايسه با جيبهاي علماي خودمان است نمي گذارد سهمي نيز به فقرا برسد. امروز در همين امريكاي ارزشگراي آقاي بوش كه ثروتمند ترين كشور جهان است 45 ميليون امريكايي فاقد بيمهء درماني هستند (ايالات متحده تنها كشور صنعتي بدون بيمه همگاني درماني است) و حدود پنجاه ميليون نفر زير خط فقر زندگي مي كنند، يعني يك نفر از هر شش نفر. لابد فقرا موجب تحريك خير خواهي اغنيا شده و باعث مي شوند آنها با كمك به آنها به بهشت بروند. جمهوريخواهان به جاي حمايتهاي دولتي از اقشار ضعيف بر خيريه ها تاكيد دارند، درست عين اقتدارگرايان وطني، با اين تفاوت كه بودجهء نهادهاي خيريه در ايران نه از جيب اغنيا بلكه از دلارهاي نفتي تامين مي شود.

دوم. مردم ايران با انقلاب اسلامي و مردم امريكا با انتخاب بوش و رفقا براي دو دورهء متوالي هزينهء بالايي را براي دفاع از ارزشها- به تفسير سنت گرايانه و با روش اقتدارگرايانه – دارند پرداخت مي كنند. هر دو ملت براي دفاع از ارزشهاي مورد نظر راه ميان بر و سهل الوصول يعني تغيير يا دستكاري با توسل به قدرت سياسي را در پيش گرفتند و به همين دليل كساني را بر سر كار آوردند كه به نحو چكشي و خشونت آميز مي خواهند ارزشهاي خود را به همهء دنيا صادر كنند و به زور مي خواهند ديگران را وادار كنند كه مثل آنها بينديشند و مثل آنها زندگي كنند. مردم ايران و امريكا جنايتكارترين و قصاب ترين افراد را براي دفاع از ارزشهاي خود بر گزيدند. مردان عمل كه به دليل مرد عمل بودنشان توسط اقشار مذهبي حمايت شده اند كارنامهء سياهي در حوزهء ارزشها دارند. اكنون با اين پرسش مواجه هستيم كه آيا راه ديگري براي دفاع از ارزشها غير از شكنجهء مخالفان يا نقض حقوق و آزاديهاي مدني توسط افرادي مثل اشكرافت يا شاهرودي و در صف مقدم قرار دادن كوتوله هاي سياسي مثل بوش و خامنه اي وجود دارد يا خير و آيا ميان ارزشهايي كه اين آقايان از آنها دفاع مي كنند و روشهايي كه براي اعمال آنها به كار گرفته مي شوند تناسب ويژه اي بر قرار است يا خير.

سوم. بنا به ديدگاه مسيحيان تبشيري، آخر الزمان هنگامي خواهد آمد كه دولت يهود در اسراييل كاملا مستقر شده باشد. حمايت بي قيد و شرط دولت بوش از شارون نه فقط با منافع استراتژيك امريكا در منطقهء خاور ميانه و لابي پر قدرت يهويها در بازار سياست در امريكا بلكه با ديدگاه مذهبي تبشيريها قابل توضيح است. تبشيريها كه در دولت بوش نقش بسيار عمده اي دارند و بالاخص در حوزهء سياستهاي مذهبي نقشي تعيين كننده بازي مي كنند سياستهاي معتدل تر دوران كلينتون را با حرافي و وراجي بدون عمل در باب صلح خاورميانه عوض كرده اند. اين گونه مواضع در حوزهء سياست خارجي كه ريشه اي نيز در ديدگاههاي ديني دارند باعث افزايش دشمني و نگاه منفي خاورميانه اي ها به امريكاو امريكاييان در سراسر دنيا و بيش از همه در خاور ميانه شده است كه نوعي تهديد براي امنيت ملي امريكاييان به شمار مي رود. امريكاييها براي حمايت بي قيد و شرط از اسراييل دارند هزينهء بسياري مي پردازند: حملات يازده سپتامبر را در همين راستا مي توان تبيين كرد. پيوند محكم امريكا – اسراييل بر آنچه كه امروز تمدن مسيحي – يهودي معرفي مي شود ( و از لحاظ تاريخي يك تعبير توخالي و تبليغاتي است ) متكي نيست بلكه از معادلات استراتژيك سياسي اقتصادي آغاز شده و امروز توجيهات ايدئولوژيك و ديني نيز بر آن افزوده شده است. تمدن امروز غربي اگر هم وجهي مذهبي داشته باشد متكي بر جنبش اصلاح ديني است كه كاملا در چارچوبهاي مسيحيت شكل گرفته و ثمر داده است.

چهارم. مذهب ظاهر گرايانه و شعاير گرايانهء تبشيريهاي جنوب اين امكان را به استراتژيستهاي جهمهوريخواه مثل كارل روو داده است تا با استفاده از احساسات مذهبي ِ فقير ترين اقشار، منافع يك در صد افراد جامعهء امريكا يا ثروتمند ترين قشر جامعه را تامين كنند. كيميا گران دولت بوش در طي پنج سال گذشته 2000 ميليارد دلار مازاد بودجهء دوران طلايي كلينتون را به حدود 4000 ميليلرد دلار كسري بودجه تبديل كرده اند بدون آنكه شرايط زندگي را براي همان فقراي مذهبي و اقشار حامي خود بهتر كرده باشند. بازگرداندن ماليات ثروتمندان به آنها و سرازير كردن بودجه هاي فدرال به جيب شركتهاي نفتي و اسلحه سازي از طريق آتش افروزي در عراق ممكن نمي شد مگر با محكم تر كردن پايگاه اجتماعي جمهوريخواهان از طريق همراهي تام و تمام با افراطيون مذهبي و راضي كردن دل آنها با اقداماتي مثل تخصيص بودجه بيشتر به نهادهاي مذهبي و ارسال يك اصلاحيه به قانون اساسي امريكا جهت ممنوعيت ازدواج همجنسگرايان به سنا. اكنون نهادهاي مدني مثل سازمانهاي سياهپوستان به دليل حمايت از كري تحت مداقه و بازرسي سازمانهاي مالياتي قرار گرفته اند (مطابق با قوانين امريكا سازمانهاي غير انتفاعي نمي توانند در مبارزات انتخاباتي شركت كنند) اما حمايت صدها نهاد ديني از جمهوريخواهان موجب تحت بازرسي قرار گرفتن آنها نشده است. دزدان سر گردنه و حاميان منافع صاحبان شركتهاي بزرگ امروز مدافع ارزشها شده اند چون بازار مذهب در امريكا رونق بيشتري پس از حملات 11 سپتامبر پيدا كرده است. تروريسم براي اين دزدان سرگردنه يك شانس و موقعيت بزرگ بود و نه عامل تضعيف و محدود كننده.

پنجم. بحث و دفاع از ارزشها در جامعهء سياسي ايران و امريكا به زرادخانهء اقتدارگرايي و نقض حقوق و آزاديها تبديل شده است. امروز ارزشگرايان ايراني و امريكايي بيشترين نقض حقوق و آزاديهاي مدني و بشر را در كارنامهء خود دارند. در اين بحث اصولا جايي براي ارزشهايي مثل حمايت از و رسيدگي بيشتربه ضعيف ترين اقشار جامعه و اصلاحات اجتماعي و سياسي و دفاع از حقوق بشر به عنوان ارزشهاي اخلاقي به چشم نمي خورد. نو محافظه كاران مذهبي در امريكا در حالي خود را طرفدار حيات و مخالف سقط جنين اعلام مي كنند كه بيش از همهء گروهها از حكم اعدام دفاع كرده اند. اين گروهها در حالي خود را طرفدار فقرا مي نمايانند كه در حكومت نزديك به آنها فقرا فقير تر و ثروتمندان ثروتمند تر شده اند. اين گروهها در حالي شعارهاي دفاع از بشريت سر مي دهند كه هيچ اعتنايي به محيط زيست افراد بشر ندارند و طبيعت را پاسداري نمي كنند. از آنجا كه حمايت از منافع در جوامع مذهبي تنها از طريق تمسك به مذهب و ارزشها ممكن است اينها نيز همانند حكومت كليسا ارزشها را ابزار توجيه سوء استفاده ازقدرت و انباشت ثروت قرار داده اند.


Copyright: gooya.com 2009