یکشنبه 16 اسفند 1383   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

ویترین های شکسته، گزارشی از حضور زنان در احزاب، بهمن احمدی امویی

بهمن احمدی امويی
بعضی احزاب فکر می کنند، زنان برای ویترین حزبشان مناسب هستند.» جنبش های زنان در ترکیه سالهاست تلاش میکنند، بر نابرابری زنان در این کشور غلبه کنند. در بهار ۲۰۰۷ انجمن کاد( KADE انجمنِ آماده سازی و حمایت از زنان در عرصه سیاست) کارزاری را به راه انداخت . به صورت نمایش زنان مشهور در تلویزیون، بر پوسترها و بر تصاویر ستونهای نصب اعلانات. برای این زنان ریش و سبیل گذاشته بودند. آنان به این شکل نمادین می پرسیدند: «آیا باید ریش و سبیل داشته باشیم تا به مجلس راهمان دهند؟ ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

گفتگو با مسوولين سايت بازتاب: پروژه قبول نمي‌كنيم، محمود فرجامي

مفهوم نظام با مفهوم منافع ملي گره خورده‌است. تعهد ما به قانون اساسي است و حقوق جاودانه مردم و هيچ‌گاه در صدد آن نبوده‌ايم كه منافع ملي را قرباني منافع جناحي خود كنيم. البته شايد گاهي اشتباه كرده‌ايم اما عمدي نبوده‌است

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 





توضيح ضروري:

چندي پيش گفتگوهايي انجام دادم با مدير مسوول و سردبير سايت خبري-تحليلي بازتاب. قرار بود اين گفتگوها در ويژه‌نامه اينترنت خردنامه همشهري، كه سفارش كل آن به من داده شده بود، منتشر شود. حدود يك ماه پيش، بعد از اتمام كار و خودسانسوري‌هاي معمول (در عالم مطبوعات ايران) متن صفحه بندي شده، براي تاييد نهايي نزد سردبير روزنامه همشهري فرستاده شد. از طرف وي چند ايراد كلي به آن ويژه نامه وارد آمده بود كه يكي از آنها همين گفتگو بود. سردبير همشهري از ما خواسته بود كه يك سووال و يا ليد به گفتگو اضافه كنيم و در آن تاكيد كنيم كه بازتاب حقايق را تحريف مي‌كند و دست‌اندركاران آن دروغ‌زن‌اند! و اين در حالي بود كه اصل مصاحبه نه‌تنها در حمايت از دست‌اندكاران بازتاب نبود، بلكه تا جاي ممكن چالشي و انتقاد آميز تهيه و پياده سازي شده بود.

اگر بر سر حذف و يا تغيير ساير مطالب جاي چانه‌زني بود ولي اجابت چنين خواسته‌اي را سخت ناجوانمردانه و صرفا ناشي از تسويه حساب‌هاي شخصي يافتم و تاكيد كردم كه حاضر نيستم اعتبار حرفه‌اي خود را كابين چنين بازي‌هايي كنم. پافشاري من بر عدم تغيير آن مصاحبه تا حذف كل ويژه‌نامه اينترنت و تحمل خسارت مالي براي من پيش رفت، تا اينكه بعد از چند هفته چالش و اصطحكاك، سردبير خردنامه –كه رابط ميان من و سردبير همشهري بود- از طرف آقاي شيخ عطار قول آن داد كه با اعمال تغييرات مورد نظر وي بر ساير مطالب (كه دست كم حذف كلي سه مطلب را در پي داشت)، اين دو گفتگو بدون هيچ تغييري به چاپ رسند. موافقت كرديم و بعد از چند روز، نسخه نهايي براي چاپ فرستاده شد.

متاسفانه بعد از چاپ آن ويژه نامه، با حيرت فراوان ديدم به آن قول و قرار موكد – كه آن‌همه دردسر و معطلي به همراه داشت- عمل نشده است، و سردبير همشهري، شخصا، در قالب اضافه كردن يك مقدمه (آنهم از طرف من!!) و جرح و تغيير متن، گفتگو را به چيز ديگري تبديل كرده است.

اينك عين متن نهايي (به همراه تصوير نسخه پي دي اف كه براي چاپ ارسال شده بود) را در پي مي‌آورم. علاقه‌مندان مي توانند متن چاپي تحريف شده را نيز در اين آدرس مشاهده كنند.

http://www.hamshahri.org/vijenam/Kherad/1383/831212/ruberu.htm#s1554
---------------------------------

گفت‌وگو با فواد صادقي، مدير مسئول بازتاب
پروژه قبول نمي‌كنيم

محمود فرجامي

* اجازه دهيد حال و هواي مطبوعات و فضاي سايبر را در زمان تولد سايت بازتاب، بيشتر بشناسيم.

سال 1379، بعد از دوران طلايي مطبوعات كه حتي تيراژ روزانه مطبوعات به سه- چهار ميليون نسخه هم رسيد، ناگهان شوك و ركود همه را فراگرفت. از يك طرف برخوردها آغاز شد و از طرف ديگر مخاطبان هم به دلايل مختلف، از مطبوعات رويگردان شده بودند. همزمان با اين دوران روند ايجاد سايت‌هاي خبري و سياسي اوج مي‌گيرد و پيدايش و گسترش پديده وبلاگ نويسي نيز بيش از پيش باعث رو آوردن مردم به اينترنت مي‌شود، سايت بازتاب در مهرماه 1381 و در زماني كه همچنان بازار ايجاد پايگاه‌هاي خبري و سياسي و نيز وبلاگ‌هاي فارسي بر روي اينترنت گرم بود، به وجود آمد.

* ماهيت سايت بازتاب تا چه حد با ماهيت كلي اينترنت هم‌خوان يا از آن تأثيرپذير است؟

در موارد بسياري، ما با استفاده از ويژگي‌هاي اينترنت پيشتاز بوده‌ايم. يكي از مزيت‌هاي اصلي اينترنت سرعت انتشار و دستيابي آن است كه همين باعث شده‌است ما از رقيبان كاغذي خود پيش بگيريم. مزيت ديگر، آزادي محسوسي فضاي سايبر است كه ما با استفاده از آن و با رعايت تمام خط قرمزهاي نظام تواسته‌ايم رهاتر و آزادتر از مطبوعات باشيم و اعتقاد ما بر اين است كه اگر رسانه‌اي در داخل نظام حقايق و اخبار را انعكاس ندهد، با توجه به ماهيت اينترنت، افراد به راحتي اين اخبار را از منابع ديگر دريافت مي‌كنند و چه بسا كه آن اخبار آغشته به دروغ‌ها و تحريف‌هايي هم باشد. مسأله ديگري كه مي‌خواهم به آن اشاره كنم ماهيت اينترنت در ايران است. در ايران اينترنت هنوز رسانه‌اي گران محسوب مي‌شود و علاوه بر آن دسترسي به آن تجهيزات خاصي مي‌طلبد. مثلاً براي هر ساعت دسترسي به اينترنت هزينه‌اي حدود 500تومان به كاربر تحميل مي‌شود علاوه بر آن‌كه يك خط تلفن و يك كامپيوتر هم بايد داشته باشد. گذشته از تمام اين‌ها معمولاً خطوط هم كم سرعت هستند. طراحي بازتاب از نظر پوشش اخبار تا حدودي متأثر از همين خصوصيات اينترنت در ايران است. ما با در نظر گرفتن اين شرايط سعي كرده‌ايم هم اخبار متنوعي را توليد كنيم و هم با لينك‌هاي گوناگون، تا حدود زيادي مخاطبان‌مان را از وبگردي براي يافتن اخبار بي‌نياز كنيم. البته ماهيت ژورناليسم در اينترنت مي‌تواند تحت تأثير جو كلي حاكم بر اينترنت دچار آفت هم بشود. مثلاً افتادن در دام شايعات و اخبار زرد و به طور كلي اعتبار خبري را با ميزان مخاطب عوض كردن.

* آقاي صادقي، سؤالي كه من هميشه در رابطه با سايت‌هاي اينترنتي مثل بازتاب داشته‌ام اين است كه مجوز قانوني فعاليت اين سايت‌ها چيست؟ ببينيد من طرفدار جدي آزادي بيان و مطبوعات هستم اما حتي در كشورهايي كه به اين ويژگي‌ها مشهورند و آن قدر پيش رفته‌اند كه حتي براي انتشار روزنامه احتياجي به مجوز نيست؛ بالاخره يك شخصيت حقوقي براي فعاليت ژورناليستي لازم است. يعني دست‌كم بايد يك مؤسسه و شركت را ثبت برسانند كه چه از لحاظ مسايل مالي و چه از لحاظ مسايل قضايي، كسي يا جايي رسماً پاسخگو باشد. اما سايتي مثل بازتاب، هرچند كه در داخل نظام است، نه خبرگزاري محسوب مي‌شود و نه به روزنامه يا حزب خاصي وابسته‌است، كه بشود از طريق آنها پيگير مسأله بود. اين مطلب از نظر مسايل حقوقي يك ايراد و اشكال براي بازتاب محسوب نمي‌شود؟

من براي اين پرسش چند پاسخ دارم. اول اين‌كه ما، همان‌طور كه از سوابق و اسناد برمي‌آيد، از ابتداي راه‌اندازي سايت بازتاب دنبال اين بوديم كه از حالت سرّي به حالت شفاف قانوني در بياييم و در سال 81 تقاضاي مجوز از وزارت ارشاد كرديم، اما به دليل اين‌كه قانوني براي فعاليت سايت‌هاي اينترنتي وجود نداشت، جوابي به ما داده نشد. الآن حتي براي خبرگزاري‌ها كه جز يكي دو تا، همگي فقط بر روي اينترنت فعاليت مي‌كنند هم قانوني نداريم و اين‌ها در چارچوب مؤسسات فرهنگي و امثال اين‌ها فعاليت مي‌كنند، منتها چون به دستگاه‌هاي رسمي يا مراكز قدرت متصل‌اند، رسميت دارند. دوم اين‌كه ايا اگر بازتاب نه خبرگزاري، نه ارگان حزب و جناح خاصي و نه به حكومت وابسته بود؛ در اين صورت نمي‌توان با آن وارد گفت‌وگو شد؟ نمي‌توان جوابيه داد؟ اين را قبول ندارم و شاهد اين ادعا هم اين همه جوابيه‌اي است كه در بازتاب منتشر شده است و هيچ كدام از شكاياتي كه بر عليه ما به جريان افتاده به خاطر منتشر نكردن جوابيه يك شخص يا ارگان نبوده‌است. حتي يك نفر هم نمي‌تواند ادعا كند كه من به بازتاب جوابيه دادم و منتشر نكرد.

* چطور مي‌شود به بازتاب جوابيه داد وقتي كه تلفن، فكس و آدرس شما محرمانه‌است؟

در زير هر خبر بازتاب بخش نظرات باز است، پست الكترونيكي بازتاب هم در دسترس همه هست.

* مگر پست الكترونيكي يا بخش نظرات مي‌تواند از لحاظ قانوني قابل استناد باشد؟ اين يكي از همان جاهايي است كه من معتقدم نشانه اشكال داشتن «سيستم» سايت‌هايي مثل بازتاب است.

تابه‌حال كه در اين زمينه مشكلي نداشته‌ايم. اگر هم كسي شاكي باشد مي‌تواند از طريق قوه قضائيه اقدام كند تا آنها براي ما اظهارنامه بفرستند. هم قوه قضائيه، هم وزارت ارشاد و هم بسياري از نهادها و سازمان‌ها كاملاً ما را مي‌شناسند و به ما دسترسي دارند.

* دقيقاً اشكالي هم كه من متوجه شما مي‌كنم از همين جا ناشي مي‌شود. اين كه شما براي حكومت شناخته شده و شفاف هستيد اما براي مخاطبين و مردم ناشناخته‌ايد، اين ذهنيت را تقويت مي‌كند كه شما به نوعي حكومتي هستيد و فكر مي‌كنم اين براي رسانه‌اي مثل بازتاب اصلاً خوشايند نباشد.

ما حكومتي نيستيم اما پاسخگوي حكومت هستيم. بد نيست بدانيد در اين مدت فعاليت بازتاب، ده- پانزده بار من به عنوان مدير مسئول به دادسرا احضار شده‌ام و قرار كفالت هم برايمان صادر شده‌است به همين خاطر هم به جرأت مي‌توانيم بگويم از لحاظ رسميت از خيلي از رسانه‌هاي ديگر رسمي‌تريم. براي مخاطبان هم شفاف و پاسخگو بوده‌ايم و حتي مدت‌ها اسم من به عنوان مدير مسئول به بازتاب اعلام شده بود. منتها اگر مشكل فقط آدرس و تلفن و فكس است، اين به ماهيت بازتاب برمي‌گردد. ببينيد ... ما معمولاً در حوزه‌هايي وارد مي‌شويم كه نوعي عمليات رواني بر عليه اپوزوسيون را شامل مي‌شود و اين ممكن است براي ما پيامدهاي امنيتي داشته باشد. تا به حال بخش قابل توجهي از مطالب ما درباره گروه‌هايي مثل مجاهدين خلق، پ‌ك‌ك، كوموله، انصارالاسلام و القاعده بوده و براي عموم هم منتشر كرده‌ايم. يعني خود آنها هم خبر دارند كه ما چه مطالبي در مورد آنها منتشر مي‌كنيم و اين براي مايي كه هيچ گونه محافظتي از طرف حكومت نمي‌شويم مي‌تواند خطرناك باشد. وقتي ما يك نگهبان ساده كه بسياري از روزنامه‌ها هم دارند، براي تأمين امنيت نداريم، نمي‌توانيم مشخصات جغرافيايي خود را براي عموم منتشر كنيم. هيچ كس هم تا به حال چنين درخواستي از ما نداشته و مشكلي از اين بابت با مخاطبانمان نداشته‌ايم.

* يعني واقعاً شما فاقد «حامي» هستيد؟ برايم عجيب است كه شما در مراكز قدرت پشتيبانان قدرتمندي نداشته باشيد و همين طور از نظر مالي... .

من بخش مالي را توضيح مي‌دهم كه اتفاقاً بسيار شفاف است، ما به جاي آن‌كه مثل بعضي از مطبوعات در قالب گزارش و تحليل سياسي و اعتقادي و حتي سرمقاله، تبليغ اين و آن را بكنيم و به اين وسيله درآمد كسب كنيم، بخشي جداگانه را اختصاص به آگهي‌ها داديم و الآن تأمين كننده‌ اصلي ما همين بخش است. اصلاً هم آن‌طور كه مديران اكثر سايت‌ها مي‌گويند، درآمد آگهي‌هاي اينترنتي ناچيز نيست و در حال ما در هر ماه بين يك تا دو ميليون تومان بابت درج آگهي در بازتاب درآمد داريم. تازه با اين حال باز من فكر مي‌كنم اين ده درصد از پتانسيل‌ ما براي جذب آگهي است چرا كه هم مخاطبان زياد است و هم خاص.

* با فرض قبول اين ادعا كه در حال حاضر درآمد ناشي از آگهي، هزينه‌هاي بازتاب را تأمين مي‌كند، اما باز هم چگونگي تأمين هزينه‌هاي اوليه پرسش برانگيز است. اين را از آن جهت مي‌گويم كه من به طور اتفاقي در ابتداي شكل‌گيري بازتاب و حتي مدت‌ها قبل از راه‌افتادن اين سايت در جريان اين امر بودم و به شخصه ديدم كه پتانسيل مالي بالايي در اين خصوص به‌كار رفت...

اين كه در ابتداي امر چه بوده ماجراي ديگري است. خيلي‌ها هم بودند كه در شوراي سياستگزاري بازتاب بودند اما قبل از راه افتادن بازتاب اين شورا تعطيل شد. در قضيه مالي، بناي ما بر اين بود كه در درازمدت به خودكفايي برسيم، اما طبعاً آن اوايل احتياج به كمك مالي و امكانات داشتيم تا به اين مرز برسيم. خب، با توجه به خط‌مشي ما كه در جهت تقويت نظام و منافع ملي بود، از خيلي جاها مي‌توانستيم كمك بگيريم اما ما فقط از امكانات دو جا استفاده كرديم. يكي مجتمع فرهنگي ولي‌عصر، كه بيشتر از مكان آن براي چند ماه استفاده كرديم و ديگري يك مؤسسه خيريه كه به صورت كاملاً شفاف و در راستاي اهداف فرهنگي خود، چند ميليون تومان به ما كمك كرد. بخشي را هم خودم تأمين كردم. البته در طول اين مدت كمك‌هاي ديگري هم دريافت كرده‌ايم اما از ابتداي راه‌اندازي بازتاب تا به حال، تمام كمك‌هاي مالي‌اي به بازتاب شده، در مقايسه با كمك‌هايي كه به برخي روزنامه‌هايي مي‌شود كه به زحمت تيراژشان به 1000 نسخه در روز مي‌رسد، چيزي به حساب نيايد. گذشته از اين‌ها براي راه‌اندازي يك روزنامه خوب، در وهلة اول 300-200 ميليون سرمايه لازم است و بعد هم انواع سوبسيدهاي دولتي بايد به آن برسد، كه ما هيچ‌كدام را نداشته‌ايم. تازه آن اشخاص هم كه به ما كمك مالي كرده‌اند هيچ كدام از جيب شخصي‌شان اين پول‌ها را خرج نكرده‌اند كه حالا ما وامدار آنها باشيم. ما وامدار هيچ نهادي هم نيستيم چرا كه خدمتي كه به سهم خود به اين نظام كرده‌ايم صدها برابر كمكي بوده‌است كه گرفته‌ايم.

* هدف اصلي شما در بازتاب خدمت به مردم است يا نظام؟

البته توجه داشته باشيد كه «نظام» با «حكومت» فرق دارد. نظام يعني استواري جامعه و شامل تمام نهادهاي جامعه به صورت كلان و بدون اتكا به اشخاص است. از اين منظر مفهوم نظام با مفهوم منافع ملي گره خورده‌است. تعهد ما به قانون اساسي است و حقوق جاودانه مردم و هيچ‌گاه در صدد آن نبوده‌ايم كه منافع ملي را قرباني منافع جناحي خود كنيم. البته شايد گاهي اشتباه كرده‌ايم اما عمدي نبوده‌است.

* يعني شما در هيچ «پروژه‌»اي شركت نمي‌كنيد؟

خوشبختانه يا متأسفانه به دليل ماهيت اينترنتي‌ ما، نهادهاي حكومتي سعي مي‌كنند ما را به رسميت نشناسند و بنابراين چنان خواسته‌هايي از ما ندارند. البته عكس اين جريان زياد اتفاق افتاده كه ما يك موج خبري توليد كنيم و بعد از طرف سايرين ، آن موج بدل به يك پروژه شود، مثل قضيه سليمان‌پور كه خيلي هم به نفع نظام شد. يك مقداري اين مسأله هم به ماهيت اينترنتي و سرعت ما در خبررساني برمي‌گردد. ضمناً ما نقطه ضعف هم دست كسي نداريم كه براي ما تعيين تكليف كند. اما در كنار اين‌ها اگر در جريان موضوعي قرار بگيريم كه بدانيم پاي منافع ملي در ميان است، حتماً وارد قضيه مي‌شويم و فرقي ندارد كه پروژه از طرف چه گروهي طراحي شده باشد.

* آيا براي شما عجيب نيست كه مدير مسئول يك سايت سياسي ده- پانزده بار به دادسرا برود، برايش قرار كفالت صادر شود و آن سايت چند بار توقيف و فيلتر شود اما باز هم آزادانه به كار خود ادامه دهد؟

ما يكبار فيلتر شديم و دوبار هم توقيف. هر دوبار هم مشكل برسر پرونده هسته‌اي ايران و شاكي ما دبيرخانه شوراي امنيت ملي بود. دفعة اول مهرماه سال 82و دو هفته قبل از توافق سعدآباد بود و دفعه دوم آبان 83 و دو هفته قبل از توافق پاريس. بار اول برخورد قضايي نبود بلكه از طرف وزارت اطلاعات آمدند و هم اسناد و كامپيوترها را بردند و هم از من بازجويي كردند و مشخص شد كه ما خطوط قرمز را نقض و اسرار محرمانه را فاش نكرده بوديم، در نتيجه همه چيز را برگرداندند. بار دوم اما از طرف قوه قضائيه رسماً حكم توقيف و فيلتر سايت به ما ابلاغ شد و در بازجويي گفتند شما مصوبه شوراي امنيت ملي را كه خطاب به روزنامه‌ها و سايت‌هاي اينترنتي بوده را زير پا گذاشته‌ايد. گفتيم هيچ حكمي به ما ابلاغ نشده بود و بعد معلوم شد اگرچه خطاب مصوبه به سايت‌ها هم بوده اما به خاطر اين‌كه مجبور به تأييد رسميت سايت‌ها نشوند اين حكم به ما ابلاغ نشده بوده. در نتيجه بعد از 48 ساعت حكم توقيف و فيلتر بازتاب نقض شد. برخوردها با ما هم چنان كه فكر مي‌كنيد مهربانانه و دوستانه نبوده‌است. مثلاً چندي پيش به خاطر انتشار خبري كه از يك روزنامه رسمي نقل كرده بوديم براي من هفت ميليون و براي مدير مسئول آن روزنامه دو ميليون قرار كفالت صادر شد!

* از حسن اعتماد و وقتي كه در اختيار ما قرار داديد بسيار سپاسگزارم. اطلاعاتي كه در اختيار ما قرار داده‌ايد بسيار خوب بود و فكر نمي‌كنم بيشتر از اين بتوانم راجع به بازتاب از شما اطلاعات كسب كنم! پس اجازه بدهيد در آخرين تلاش با مدير مسئول بازتاب بيشتر آشنا شويم!

فواد صادقي، دانش آموخته عمران، از سال 72 و با نوشتن مطالب اقتصادي در روزنامه‌هاي مخالف اقتصاد باز يعني سلام و كيهان وارد دنياي مطبوعات شدم. از 76 تا 78 وارد حوزه‌هاي نظري مثل فلسفه و كلام شدم و بيشتر در مطبوعات تخصصي دانشگاهي كار مي‌كردم. از 79 تا پايان كار نشريه دانشجويي آذر سردبير آن بودم و از آن موقع به بعد هم مدير مسئول بازتاب هستم.

-------------------------------------------------------

كوتاه و خودماني با عمار كلانتري، سردبير بازتاب


* چند سال داري و چي خوانده‌اي؟

متولد 58 هستم و در دانشگاه اميركبير كامپيوتر خوانده‌ام. الآن هم دانشجوي فوق ليسانس صنايع هستم.

* كدام كشور ميزبان (Host) سايت بازتاب است؟

آمريكا!

* چقدر بازديد كننده داريد؟

تا دو سه ماه پيش كه شمارنده ما از نداستت بود رقم 70 تا 80 هزار بازديد كننده در روز را نشان مي‌داد. بعد از آن چون ترافيك بالا بود نداستت شمارشدگي ما را پشتيباني نكرد و ما فكر مي‌كنيم الآن حدود 120 هزار بازديد كننده در روز داشته باشيم.

* يعني شما چند برابر گويا نيوز بازديدكننده داريد؟!

بله ... البته معيارهاي هر شمارنده‌اي متفاوت است. ممكن است يك شمارنده هيت را بشمارد و يكي بازديد را و اين روي نتيجه تأثير مي‌گذارد. يا مثلاً بعضي شمارنده‌ها چندين اتصال از يك IP را يكي مي‌شمارد و يك شمارنده به تعداد، اما به دوره‌اي كه ما و گويا نيوز از يك شمارنده استفاده مي‌كرديم، مقدار ما 20، 30 هزار در روز از آنها بالاتر بود. البته ادعاي خاصي هم نداريم.

* يك مقداري عجيب است! البته من يكبار در عرض چند ثانيه بر روي يكي از مقالات تحليلي بازتاب- كه طبيعتاً بازديد كننده كمتري دارد- چندبار دكمه ريفرش را زدم و هر بار 6،7 عدد به شمارنده اضافه شد!

اگر يك نفر حوصله داشته باشد و ميزان اضافه شدن شمارنده در مطالب بازتاب را در طول روز با هم جمع ببندد، همان تعداد كل بدست مي‌آيد.

* اين كه ديگر يك مغالطه است!

نه، مطمئن باشيد شمارنده هر مطلب دقيق است.

* مطلب ديگري كه مي‌خواستم به آن اشاره كنم، بحث ويرايش اخبار در بازتاب است، البته منظورم اخبار توليدي خود شماست كه به نظرم اصلاً از يك قاعده روشن و ويرايش پيروي نمي‌كند.

ببين ... بازتاب در حوزه متفاوتي مثل سياست، اقتصاد، قضاوت و فرهنگ وارد مي‌شود. آيا لزومي دارد كه اخباري كه در حوزه‌هاي متفاوت توليد مي‌شوند يك سبك و سياق داشته باشند؟ البته سايت اصول كلي داريم كه سعي مي‌كنيم هميشه رعايت كنيم مثل اين‌كه خبر نبايد حاوي قضاوت باشد. اما با رعايت تمام آن اصول مي‌توان از لحاظ سبك نگارش اخبار بسيار متنوعي را توليد كرد. يك مقداري از اين هم برمي‌گردد به خود ماهيت خبررساني در اينترنت كه زبان خاصي مي‌طلبد.

* بازتاب مي‌خواهد چه نوع اخباري را بيشتر انتشار دهد؟

فكر مي‌كنم توليد خبر در خبرگزاري‌ها بيشتر از دو روش ترجمه و مصاحبه باشد. ما مي‌خواهيم بخشي را پوشش دهيم كه بقيه نمي‌توانند و اطلاعات را بيشتر از طريق مقامات يا برخي رابط هاي خبري خودمان يا حتي برخي اوقات از طريق خواننده‌هايمان مي‌گيريم.

* و اين اطلاعات چه مراحلي را تا انتشار و تبديل به خروجي بازتاب مي‌گذارنند؟

اعضاي شوراي سياستگذاري بازتاب مطالب را بررسي و انتخاب مي‌كنند و بعد دوستان گروه خبر آنها را به شكل خبر درمي‌آورند. ويرايش نهايي هم با سردبير يا مدير مسئول است.

* ژورناليسم در فضاي سايبر چه حس و حالي دارد؟

زنده بودن و ارتباط متقابل. اين كه مخاطبت گسترده جهاني دارد.

* اين باعث نوعي ترس نمي‌شود؟ از نوع همان ترسي كه انسان وقتي مي‌خواهد در مقابل چند هزار نفر سخنراني كند، به آن دچار مي‌شود؟

من اسمش را احتياط و دورانديشي مي‌گذارم.

* اگر همين الآن بازتاب را تعطيل كنند، فكر مي‌كني چه احساسي خواهي داشت؟

نااميدي و افسردگي.


Copyright: gooya.com 2009