آقای خاتمی؛ نيائيد! داريوش سجادی![]()
از همین نویسنده
11 مرداد» حکومت یکدست و سلطانی خامنه ای و حوزهء عمومی، مجید محمدی26 تیر» اکبر گنجی مثل اعلای مبارزهء منفی و مدنی، مجید محمدی 20 تیر» دانسته ها و نا دانسته ها: انواع تبیین ها در چرایی انتخاب احمدی نژاد، مجید محمدی 28 خرداد» چرا هاشمي، كروبي و احمدي نژاد و نه معين و لاريجاني، مجيد محمدي 23 خرداد» شكل گيري جبهه دمكراسي و حقوق بشر: فرصتها و تهديدها، مجيد محمدي
بخوانید!
11 آبان » زنان در حاکميت مردانه روزنامه های ايران، ژيلا بنی يعقوب
7 آبان » بازار در برابر دولت، بهمن احمدی امويی 7 آبان » دو دو تا؟ واکاوی بحران کُردان گيت، داريوش سجادی 24 مهر » همه مدارک قلابی مردان جمهوری اسلامی، بهمن احمدی امويی 24 مهر » اسرار ربودن موسی صدر از زبان خواهرش، ژيلا بنیيعقوب
پرخواننده ترین ها
» یک حادثه عجیب هنگام تمرین نمایشی ماموران آتش نشانی در ترکیه (ویدئو)
» کشته شدن يکی از افراد حاضر در تجمع مردم خمينی شهر در حمله نيروهای انتظامی، اميرکبير » وياگرا می رزمد – طالبان می لرزد!، هادی خرسندی » تلاش پشتپرده شاهزاده سعودی عليه جمهوری اسلامی، عصر ايران » بختيار: اسطوره و واقعيت و سوزاندن فرصتی تاريخی (قسمت اول)، محمود دلخواسته » دستگيری دختران و پسران حاضر در يك كافي شاپ در كرج (ویدئو) » برادران علايی به کمک شما همين امروز نياز دارند، پزشکان مدافع حقوق بشر بودجهء عمومي براي نهادهاي ديني و نابودي سرمايه هاي اجتماعي: با روندهاي موجود پايان ج.ا.ا پايان نهادهاي مذهبي در ايران خواهد بود، مجيد محمديامروز حكومت ديني استبدادي و اقتدارگرا سرنوشت همهء نهادهاي مذهبي در ايران را با سرنوشت خود گره زده است و همهء روحانيون كه از مزاياي اين گره زدن برخوردارند در برابر اين فرايند مخرب سكوت كرده اند
اول. حكومت استبدادي و اقتدارگراي خامنه اي نه تنها همهء نهادهاي عمومي را انتصابي مي خواهد – و از اين جهت با افزايش غير منتظرهء بودجهء اين نهادها در طي 16 سال اخير به آنها مرتبا پاداش بيشتري داده است- بلكه نهادهاي مذهبي را نيز حكومتي مي خواهد. براي حكومتي كردن نهادهاي مدني ديني كه بخشي از سرمايهء اجتماعي جامعهء ايران به حساب مي آيند سه سياست در دوران سياه حكومت خامنه اي در نظر گرفته شده و اعمال شده است: سياستهاي اول و دوم دنبالهء سياستهاي اقتدارگرايانهء دوران خميني اند اما سياست سوم به حكومت اقتدارگرا و سلطاني خامنه اي اختصاص دارد. در دوران خميني نيز مراجعي مثل قمي يا شريعتمداري با انواع حيله ها از ميدان خارج شدند و مركز مديريت حوزه تحت توجهات ولي فقيه تشكيل شد. همچنين دفتر تبليغات اسلامي كه تحت نظر شريعتمداري اداره مي شد مصادره شده و تحت نظارت رهبري قرار گرفت. سوم. در حوزه هاي تبليغ، پژوهش و تحقيق تقريبا هيچ سرمايه گذاري مستقلي توسط نهادهاي ديني مستقل بر جاي نمانده است. مراكزتبليغ، تحقيق و پژوهش ديني مثل پژوهشكدهء امام خميني، پژوهشگاه انديشهء اسلامي، بنياد حكمت صدرا، مركز جهاني علوم اسلامي، مجمع جهاني اهل بيت، سازمان تبليغات اسلامي، دفتر تبليغات حوزهء علميهء قم، نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاهها، مجمع تقريب مذاهب، و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي همگي و بالاتفاق هم بودجهء دولتي دريافت مي كنند و هم به طور مستقيم يا غير مستقيم تحت نظر خامنه اي و عناصر وفادار به وي اداره مي شوند. ميزان بودجهء دريافتي اين نهاد ها رابطهء مستقيمي با ميزان حمايت آنها از قصابيهاي حكومت خامنه اي و توجيه مذهبي درست كردن براي اعمال سركوبگرانهء آن دارد. بدين ترتيب نبايد از كارايي در حد صفر آنها در تبليغ و پژوهش تعجب كرد. ميزان محبوبيت روحانيون در طي دو دههء اخير بشدت رو به كاهش بوده است (نظر سنجيها چه قبل و چه بعد از بسته شدن مراكز مستقل نظر سنجي بر اين موضوع گواهي مي دهند) و هيچ نظر سنجي اي از افزايش عمل به دستورات ديني يا افزايش تعداد باورمندان به باورهاي ديني – در آن شكل و محدوده هايي كه روحانيون حاكم مد نظر دارند ـ حكايت نمي كند. وقتي دار و درفش يك حكومت هر روز در كار باشد هيچ نظام تبليغاتي اي نمي تواند آنها را با زرق و برق و خطابه خواني لاپوشاني كند. بدين ترتيب ساليانه هزاران ميليارد تومان بودجهء عمومي صرف هزينه هاي زندگي رفاه آميز روحانيت در كشور بدون هيچ كارايي – حتي با تعريفهاي خود آقايان – مي شود و اگر روزي همهء اين بودجه حذف شود نه تنها خللي بر ادارهء جامعه وارد نمي شود بلكه با كسري رفع كسري بودجه خدمتي نيز به مردم ايران خواهد شد. چهارم. دولتي شدن نهادهاي ديني و واگذاري استقلال با عايدي اندك از واگذاري كولر و تجهيزات سمعي بصري يا كتاب توسط مركز رسيدگي به امور مساجد يا رسيدگي به مسكن و بيمهء طلاب توسط مركز خدمات حوزهء علميه آغاز شد و امروز به تخصيص بودجه عمومي جهت هزينه هاي جاري رسيده است. حاكمان روحاني از روز اول به هيئتهاي امناي مساجد يا مسئولين مدارس مذهبي نگفتند كه مي خواهند هويت مردمي آنها را ازشان بستانند بلكه با دلسوزي و جهت كمك به آنها پول دادند و بعد برايشان آقا بالا سر و ناظر گماشتند. اما امروز كه خرج آب و برق مساجد نيز توسط حكومت پرداخت مي شود ديگر هيئت امناي مسجد يا مديريت حوزه ها توجيهي براي استقلال خود ندارند و نمي توانند هر كس را كه بخواهند براي سخنراني دعوت كنند يا در انتخاب درس و مدرس استقلال داشته باشند. پول دولتي كه آمد ناظر آن نيز مي آيد و با افتادن فاصله ميان مردم و نهادهاي ديني بتدريج از حمايتهاي مردمي كاسته مي شود تا در نهايت چيزي از آن باقي نمي ماند. بدين ترتيب بيشترين جور و جفا در دوران حكومت اقتدار گراي ديني (نوع ديگري از حكومت ديني سراغ نداريم تا از آن سخن بگوييم) بر نهادهاي ديني رفته است. Copyright: gooya.com 2009
|
||||||