آقای خاتمی؛ نيائيد! داريوش سجادی![]()
از همین نویسنده
11 مرداد» حکومت یکدست و سلطانی خامنه ای و حوزهء عمومی، مجید محمدی26 تیر» اکبر گنجی مثل اعلای مبارزهء منفی و مدنی، مجید محمدی 20 تیر» دانسته ها و نا دانسته ها: انواع تبیین ها در چرایی انتخاب احمدی نژاد، مجید محمدی 28 خرداد» چرا هاشمي، كروبي و احمدي نژاد و نه معين و لاريجاني، مجيد محمدي 23 خرداد» شكل گيري جبهه دمكراسي و حقوق بشر: فرصتها و تهديدها، مجيد محمدي
بخوانید!
11 آبان » زنان در حاکميت مردانه روزنامه های ايران، ژيلا بنی يعقوب
7 آبان » بازار در برابر دولت، بهمن احمدی امويی 7 آبان » دو دو تا؟ واکاوی بحران کُردان گيت، داريوش سجادی 24 مهر » همه مدارک قلابی مردان جمهوری اسلامی، بهمن احمدی امويی 24 مهر » اسرار ربودن موسی صدر از زبان خواهرش، ژيلا بنیيعقوب
پرخواننده ترین ها
» یک حادثه عجیب هنگام تمرین نمایشی ماموران آتش نشانی در ترکیه (ویدئو)
» کشته شدن يکی از افراد حاضر در تجمع مردم خمينی شهر در حمله نيروهای انتظامی، اميرکبير » وياگرا می رزمد – طالبان می لرزد!، هادی خرسندی » تلاش پشتپرده شاهزاده سعودی عليه جمهوری اسلامی، عصر ايران » بختيار: اسطوره و واقعيت و سوزاندن فرصتی تاريخی (قسمت اول)، محمود دلخواسته » دستگيری دختران و پسران حاضر در يك كافي شاپ در كرج (ویدئو) » برادران علايی به کمک شما همين امروز نياز دارند، پزشکان مدافع حقوق بشر محدوده هاي خاكستري در رابطهء دين و دولت، مجيد محمديمحدوده هاي خاكستري همچنان كه كنش فعال و هميشگي نهاد هاي ديني و دولتي را ممكن ساخته اند امكان پيشروي و غلبهء يك طرف بر طرف ديگر را نيز در همهء جوامع ممكن مي كنند
اول. حتي در جوامعي كه بحث از رابطهء نهادهاي ديني و دولتي با بحث از رابطهء دين وسياست كمتر خلط مي شود و نهادهاي ديني و نهادهاي دولتي بر اساس قانون از يكديگر تفكيك شده اند – ونه دين و دولت به عنوان دو مقولهء كلي - محدوده هاي اين دو دسته نهاد مرتبا بر يكديگر افتاده و دشواريهايي براي شهروندان ديندار و غير ديندار، هر دو، ايجاد مي كنند. بسيارند شهروندان دينداري كه مي خواهند حداقل فرزندانشان در مدارس حداقلي از آموزش مذهبي را پيدا كنند يا در دقايقي دعا كنند يا آموزشهاي اخلاقي و رفتاري بر اساس آيين و مذهب خاصي ببينند اما غير دينداران اين امور را نمي توانند تحمل كنند. بسيارند شهروندان غير دينداري كه حتي نام خدا بر سكه ها و پول رايج يا سوگند ملي را بر نمي تابند و مي خواهند هيچ نام و يادي از خدا و همكاران و نمادهايش در حوزهء عمومي باقي نماند – و اين باور را بر تفكيك دين و دولت بنياد مي نهند - اما دينداران اين امور را بخشي از تاريخ و تمدن بشري كه دين جزء اساسي آن بوده تلقي مي كنند و مي خواهند اين نمادها و ايده ها را در حوزهء عمومي حفظ كنند. غير دينداران از هر گونه تخصيص بودجهء عمومي به نهادهاي ديني از جمله در امور آموزشي و بهداشتي- درماني ابا دارند اما دينداران اين امور را جزء خدمات عمومي به حساب آورده و كسب بودجه از نهادهاي عمومي را نوعي فروش خدمات به حساب مي آورند. دوم. جلوگيري نهادهاي ديني و دولتي از نقض حريم يكديگر – اگر حريمي وجود داشته باشد و افراد به حريمي قائل باشند – به نحو تام و تمام غير ممكن است. نهادهاي دولتي در جوامعي كه بسياري از مردم باورهاي ديني دارند و شعائر ديني را بزرگ مي دارند – خواه خود را ديني و خواه غير ديني معرفي و قلمداد كنند - به حريم نهادهاي ديني تجاوز مي كنند تا نهادهاي ديني نيز در مقابل به حريم نهادهاي دولتي وارد مي شوند تا اين اهداف و پيگيريها و تداخلها ابدي اند و هيچ گروهي نمي تواند گروه ديگر را يكسره از آنها باز بدارد. محدوده هاي خاكستري همچنان كه كنش فعال و هميشگي اين دو دسته نهاد را ممكن ساخته اند امكان پيشروي و غلبهء يك طرف بر طرف ديگر را نيز در همهء جوامع ممكن مي كنند. تنها با آموزش عمومي و سازماندهي و عمل سياسي گسترده است كه يك طرف كفه را حتي در جوامعي كه قانون تفكيك اين دو نهاد را مقرر داشته به نفع خود سنگين تر مي كند. سوم. نهادهاي ديني و دولتي به عنوان جزئي جدايي ناپذير – نمي گويم ضروري - از حيات عمومي بشر به نيازهاي متفاوت آدميان پاسخ مي دهند و ناچار از همزيستي با يكديگر و با نهادهاي ديگر اجتماعي و سياسي اند. حتي اگر يكي از اين نهادها بر نهادهاي ديگر غلبه پيدا كند حذف يا ناديده گرفتن ديگر نهادها غير ممكن است. اين موضوع خاص جوامعي با حكومت استبدادي يا دمكراتيك نيست و در همهء جوامع در مراتب و اشكال مختلف به چشم مي خورد. شاكله و نحوهء در كنارهم قرار گرفتن و قدرت نيروهاي مختلف اجتماعي است كه چگونگي تعامل اين نهادها و ميزان قدرت آنها را تعيين مي كند. بيشترين تعامل اين نهادها در محدوده هاي خاكستري كه كمتر چالش بر انگيز است صورت مي گيرد و آنچه بر سر ايرانيان از حيث تداخل حداكثري نهادهاي ديني و دولتي آمده در تاريخ معاصر بيشتر استثناست تا قاعده. Copyright: gooya.com 2009
|
||||||