آقای خاتمی؛ نيائيد! داريوش سجادی![]()
از همین نویسنده
11 مرداد» حکومت یکدست و سلطانی خامنه ای و حوزهء عمومی، مجید محمدی26 تیر» اکبر گنجی مثل اعلای مبارزهء منفی و مدنی، مجید محمدی 20 تیر» دانسته ها و نا دانسته ها: انواع تبیین ها در چرایی انتخاب احمدی نژاد، مجید محمدی 28 خرداد» چرا هاشمي، كروبي و احمدي نژاد و نه معين و لاريجاني، مجيد محمدي 23 خرداد» شكل گيري جبهه دمكراسي و حقوق بشر: فرصتها و تهديدها، مجيد محمدي
بخوانید!
11 آبان » زنان در حاکميت مردانه روزنامه های ايران، ژيلا بنی يعقوب
7 آبان » بازار در برابر دولت، بهمن احمدی امويی 7 آبان » دو دو تا؟ واکاوی بحران کُردان گيت، داريوش سجادی 24 مهر » همه مدارک قلابی مردان جمهوری اسلامی، بهمن احمدی امويی 24 مهر » اسرار ربودن موسی صدر از زبان خواهرش، ژيلا بنیيعقوب
پرخواننده ترین ها
» یک حادثه عجیب هنگام تمرین نمایشی ماموران آتش نشانی در ترکیه (ویدئو)
» کشته شدن يکی از افراد حاضر در تجمع مردم خمينی شهر در حمله نيروهای انتظامی، اميرکبير » وياگرا می رزمد – طالبان می لرزد!، هادی خرسندی » تلاش پشتپرده شاهزاده سعودی عليه جمهوری اسلامی، عصر ايران » بختيار: اسطوره و واقعيت و سوزاندن فرصتی تاريخی (قسمت اول)، محمود دلخواسته » دستگيری دختران و پسران حاضر در يك كافي شاپ در كرج (ویدئو) » برادران علايی به کمک شما همين امروز نياز دارند، پزشکان مدافع حقوق بشر خامنه اي موج سواري مي كند، مجيد محمدي![]()
اول. در هشت سال اول حكومت خامنه اي عنوان قهارترين موج سوار را بايد به هاشمي رفسنجاني داد كه با سوارشدن بر امواج رخدادهاي سياسي و در شرايط برخورد امواج ناشي از تنشهاي سياسي ميان چپ و راست در آن دوره توانست هشت سال بر اريكهء قدرت سوار باشد و پس از خود نيز همراهانش را در كابينه هاي بعدي بر سر كار نگاه دارد. هاشمي كه قبل از كارگزاران و بعد از فروپاشي حزب جمهوري اسلامي هيچ سازمان سياسي همراهي را با خود نداشت تنها با استفاده از شكاف ميان راست و چپ مذهبي در اواخر سالهاي دههء شصت و اوايل دههء هفتاد، كمك به خامنه اي براي ارتقا به مقام ولايت و بالا كشاندن وي به عنوان كسي ك هيچ پايگاه اجتماعي اي نداشت و باج دادن به آنكه قدرتمند تر مي نمود توانست نبض قدرت را در دست داشته باشد. دوم. در دوران خاتمي اين خامنه اي بود كه به مقام قهارترين موج سوار ارتقا يافت. او با چماق حذف و شكنجه و كشتار در يك دست براي كساني كه وي را به عنوان آخرين ملجا و اولين رهنمود دهنده نمي خواستند و هويج امتيازات و رانتهاي دولتي براي خاصان دربار و درگاه، موج سواري را بر فراز تودهء بي شكل و گروههاي سياسي اي كه ولايت وي را پذيرفته بودند در پيش گرفت. موج سواري خامنه اي را در چهار عرصه مي توان پي گرفت: يك. بر فراز تودهء جمعيت. سفر هاي نوروزي خامنه اي به مشهد و سخنراني وي براي زوار به عنوان يك جامعهء كاملا تصادفي از بارز ترين نمونه هاي موج سواري در اين حوزه است. هر سال در ايام عيد نوروز حدود دو ميليون نفر به مشهد سفر مي كنند و اين جماعت به دفعات به زيارت مي روند يا در اطراف حرم وقت مي گدرانند. براي رهبري كه در شرايط عادي امكان حضور چنين جمعيتي به نحو داوطلبانه در پاي سخنراني اش غير ممكن است ( بر اساس آخرين نظر سنجيها توسط مراكز نظر سنجي مستقل ميزان محبوبيت خامنه اي در ايران در حدود دو تا سه در صد بوده است) و تلاش چندين هفته اي بيت گاه به حصور كمتر از هزار نفر در پاي منبر وي منجر مي شود اين موقعيت استثنايي است: تلويزيون دولتي مي تواند رهبري غير محبوب را در حال سخنراني براي بك جمعيت ميليوني كه تصادفا براي گذران ايام نوروز و زيارت امام رضا گرد هم آمده اند به نمايش در بياورد. نمونهء ديگر حضور حتمي وي در نماز جمعه هاي آخرين جمعهء ماه رمضان است. در اين روز بسياري با نيت مخالفت با رژيم اسراييل در نماز جمعه حضور مي يابند ( و نه استماع زياده گوييهاي خامنه اي كه گاه تا دو ساعت به درازا مي كشد) و از همين جهت تعداد نمازگزاران در اين روز افزايش مي يابد كه تنها خامنه اي بايد از اين انبوه براي جبران بحران محبوبيت و مقابله با بحران مشروعيت خود بهره بگيرد. از همين جهت دستگاه تبليغاتي نظام در بسيج افراد براي حصور در راهپيماييها چندان موفق نبوده است و بسياري از شهروندان با حقه هاي رهبري و بيت وي آشنايي دارند. دو. بر فراز امواج و ايده هاي سياسي. نمونه هاي قابل توجه اين موضوع سخن گفتن وي از مردم سالاري ديني – كه ديري نپاييد - و از پاسخگويي مسئولان در برابر وي و مردم است گويي كه ايشان علي رغم قدرت مطلقه اي كه برايشان تعريف شده هيچ مسئوليتي در نظام سياسي ندارند. در نظام ج.ا.ا ، از منظر خامنه اي، همه بايد پاسخگو باشند غير از قدرتمند ترين مقام و مقامي كه گاه حتي در انتخاب مدير كل يا كارمندان جزء دخالت مي كند. خامنه اي در مقام الهي يا عموم مردم نشسته و پاسخگويي مسئولان را طلب مي كند. سه. بر فراز قانون. تنها موضوعي كه براي حكومت ايران اهميت ندارد قانون است اما آنجا كه قانون ابزار تثبيت قدرت يا حذف مخالفان قرار گيرد مي توان بر آن سوار شد. ولي فقيه در قانون اساسي به گونه اي تعريف شده كه مي تواند بر فراز هريك از اصول آن – با تمسك به قيد ” اسلامي بودن “ – موج سواري كند. اصول پنجم صد و دهم و صد و دوازدهم قانون اساسي امكان اين موج سواري را به حد كافي در اختيار قدرتمند ترين و در عين حال غير پاسخگو ترين فرد جامعه قرار داده است. چهار. بر فراز مسئولان. خامنه اي حتي از مسئولان سياسي كه عموما توسط خود وي منصوب شده يا با رضايت وي به اين مقامات رسيده اند در نمي گذرد. خامنه اي خود بحرانهاي مصنوعي در مديريت كشور ايجاد مي كند تا بعد پيروزمندانه وارد ميدان شود و با زدن آخرين حرف به بحران خاتمه دهد تا بعد بادنجان دور قاب چينها به ديگران بگويند كه ”ديديد، بدون ولي فقيه روي آرامش را نمي ديديم“. بدون بحران، مقام ولي فقيه يك مقام زائد و انگلي است كه تنها هنرش تخصيص و صرف منابع مالي و انساني در امور زائد و تشريفاتي و به كار گيري قواي قهريه در سركوب منتقدان و مخالفان قشر روحاني حاكم است. اگر امروز مقام ولي فقيه در داخل كشور حذف شود هيچ اتفاق ناخوشايندي در كشور به وقوع نمي پيوندد بجز صرفه جويي چند صد ميليارد توماني كه البته مد نظر نهادها و مقامات زائد نيست و آزادي روشنفكران و نويسندگان از زندان و رهايي منقدان از شكنجه. سوم. به بياني يكي از وجوه سياست، موج سواري است اما اگر سياست تنها به موج سواري آنهم با استفاده از باورهاي ديني محدود شود به رژيم اقتدارگراي مذهبي در ايران خواهيم رسيد. سياستمداران علاوه بر موج سواري مسئول رتق و فتق امور، سياستگذاري، رسيدگي به ضعيف ترين اقشار جامعه و دفاع و محافظت از منافع و امنيت ملي را نيز بر عهده دارند. اما موج سواران حاكم در ايران در غير از مورد موج سواري و به هدر دادن يا چپاول منابع ملي فرصت سوزند. در ربع قرن اخير، حاكمان ايراني از هيچ فرصتي بدرستي در جهت منافع مردم ايران بهره نگرفته اند و مصلحت قشر حاكم همواره مرجح بر مصلحت ملي قرار گرفته است. Copyright: gooya.com 2009
|
||||||