ویترین های شکسته، گزارشی از حضور زنان در احزاب، بهمن احمدی امویی![]()
از همین نویسنده
30 مرداد» مدارا، فرهاد سلمانيان19 مرداد» سیاست ارشادی، تضاد سیاست ها، فرهاد سلمانيان 17 فروردین» چه هنگام باید با تساهل رفتار کرد؟ درباره رقابت جهان بيني ها، ارزش ها و نظریه های گوناگون، يورگن هابرماس، ترجمه فرهاد سلمانيان 25 اسفند» نگره ی جمهوری جهانی (بخش دوم)، پاسخی فلسفی به مسأله ی جهانی سازی، اُتفرید هوفه، ترجمه: فرهاد سلمانیان 25 اسفند» نگره ی جمهوری جهانی، پاسخی فلسفی به مسأله ی جهانی سازی، اُتفرید هوفه، ترجمه: فرهاد سلمانیان
بخوانید!
11 آبان » زنان در حاکميت مردانه روزنامه های ايران، ژيلا بنی يعقوب
7 آبان » بازار در برابر دولت، بهمن احمدی امويی 7 آبان » دو دو تا؟ واکاوی بحران کُردان گيت، داريوش سجادی 24 مهر » همه مدارک قلابی مردان جمهوری اسلامی، بهمن احمدی امويی 24 مهر » اسرار ربودن موسی صدر از زبان خواهرش، ژيلا بنیيعقوب
پرخواننده ترین ها
» یک حادثه عجیب هنگام تمرین نمایشی ماموران آتش نشانی در ترکیه (ویدئو)
» کشته شدن يکی از افراد حاضر در تجمع مردم خمينی شهر در حمله نيروهای انتظامی، اميرکبير » وياگرا می رزمد – طالبان می لرزد!، هادی خرسندی » تلاش پشتپرده شاهزاده سعودی عليه جمهوری اسلامی، عصر ايران » بختيار: اسطوره و واقعيت و سوزاندن فرصتی تاريخی (قسمت اول)، محمود دلخواسته » دستگيری دختران و پسران حاضر در يك كافي شاپ در كرج (ویدئو) » برادران علايی به کمک شما همين امروز نياز دارند، پزشکان مدافع حقوق بشر بیراهه ها، فرهاد سلمانیانمجازات عجیبی در انتظار کسانی بود که می خواستند نقشه ای از شهر تهیه کنند: آن ها را می گرفتند و مجبور می کردند، چندین سال روی کاغذهای سفید خط های موازی بکشند و اگر این خط ها فقط ذره ای کج می شدند، زندانی مجبور بود دوباره این کار را سال های سال تکرار کند
همه ي راه ها را ساخته بودند و خيابان هايي مشبك و تودرتو درست شده بود که مردم در حال رفت و آمد از آن ها بودند و كسي به اطراف يا زير پاهايش نگاه نمي كرد و اگر هم این کار را می کرد، فقط کف خیابان را می دید و کاری به ادامه ی راه نداشت. از دو طرف تنها دو خیابان معلوم بود. مردم می گفتند:" مهندس های راه شهر، سال های زیادی را صرف ریختن برنامه برای دیدن چنین روزی کرده اند." شهر روز به روز شلوغ تر می شد و کسی نمی توانست حتا اطرافش را نگاه کند و تنها کاری که می شد کرد، این بود که سرشان را پایین بیندازند و دنبال کارشان بروند. کسی نمی توانست مسیرهای تو در توی شهر را تغییر بدهد و اگر می خواست این کار را بکند، باید نقشه ای از شهر می داشت و در عین حال هیچکس حق نداشت نقشه ای از شهر تهیه کند! دور تمام جاهایی که به بلندی می رسید و می شد، نقشه ای تقریبی از شهر تهیه کرد، حصارهای مخوفی کشیده شده بود و عده ای سعی می کردند هر چیزی را که نشانه ی بلندی در خود دارد، از بین ببرند و حتا در فرهنگ های لغت هم کلمات مربوط به آن ها را حذف کرده بودند تا مردم عادی کم کم آن ها را فراموش کنند!! Copyright: gooya.com 2009
|
||||||