یکشنبه 15 خرداد 1384   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

ویترین های شکسته، گزارشی از حضور زنان در احزاب، بهمن احمدی امویی

بهمن احمدی امويی
بعضی احزاب فکر می کنند، زنان برای ویترین حزبشان مناسب هستند.» جنبش های زنان در ترکیه سالهاست تلاش میکنند، بر نابرابری زنان در این کشور غلبه کنند. در بهار ۲۰۰۷ انجمن کاد( KADE انجمنِ آماده سازی و حمایت از زنان در عرصه سیاست) کارزاری را به راه انداخت . به صورت نمایش زنان مشهور در تلویزیون، بر پوسترها و بر تصاویر ستونهای نصب اعلانات. برای این زنان ریش و سبیل گذاشته بودند. آنان به این شکل نمادین می پرسیدند: «آیا باید ریش و سبیل داشته باشیم تا به مجلس راهمان دهند؟ ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

بیراهه ها، فرهاد سلمانیان

مجازات عجیبی در انتظار کسانی بود که می خواستند نقشه ای از شهر تهیه کنند: آن ها را می گرفتند و مجبور می کردند، چندین سال روی کاغذهای سفید خط های موازی بکشند و اگر این خط ها فقط ذره ای کج می شدند، زندانی مجبور بود دوباره این کار را سال های سال تکرار کند



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 





همه ي راه ها را ساخته بودند و خيابان هايي مشبك و تودرتو درست شده بود که مردم در حال رفت و آمد از آن ها بودند و كسي به اطراف يا زير پاهايش نگاه نمي كرد و اگر هم این کار را می کرد، فقط کف خیابان را می دید و کاری به ادامه ی راه نداشت. از دو طرف تنها دو خیابان معلوم بود. مردم می گفتند:" مهندس های راه شهر، سال های زیادی را صرف ریختن برنامه برای دیدن چنین روزی کرده اند." شهر روز به روز شلوغ تر می شد و کسی نمی توانست حتا اطرافش را نگاه کند و تنها کاری که می شد کرد، این بود که سرشان را پایین بیندازند و دنبال کارشان بروند. کسی نمی توانست مسیرهای تو در توی شهر را تغییر بدهد و اگر می خواست این کار را بکند، باید نقشه ای از شهر می داشت و در عین حال هیچکس حق نداشت نقشه ای از شهر تهیه کند! دور تمام جاهایی که به بلندی می رسید و می شد، نقشه ای تقریبی از شهر تهیه کرد، حصارهای مخوفی کشیده شده بود و عده ای سعی می کردند هر چیزی را که نشانه ی بلندی در خود دارد، از بین ببرند و حتا در فرهنگ های لغت هم کلمات مربوط به آن ها را حذف کرده بودند تا مردم عادی کم کم آن ها را فراموش کنند!!
مجازات عجیبی در انتظار کسانی بود که می خواستند نقشه ای از شهر تهیه کنند: آن ها را می گرفتند و مجبور می کردند، چندین سال روی کاغذهای سفید خط های موازی بکشند و اگر این خط ها فقط ذره ای کج می شدند، زندانی مجبور بود دوباره این کار را سال های سال تکرار کند. قسمتی از شهر را برای دور ریختن کاغذهای خط خطی اختصاص داده بودند و آن منطقه تبدیل به یک کوه راه راه شده بود!
سال ها از این ماجرا گذشت و کار به جایی رسید که یکی از مهندس ها در روزنامه ای مقاله ای نوشت و اعتراف کرد که: "مهندس ها هرگز طرح راه ها و خیابان های ساخته شده را نریخته و ندیده بودند و برای همین بود که هیچ کس نباید نقشه ای تهیه می کرد!! ما از اولش هم نمی دانستیم چه گهی خورده ایم!"


Copyright: gooya.com 2009