هزينه ها و فائده هاي مشاركت و تحريم: نگاه محاسبه گرايانه يا فائده انگارانه به تحريم و مشاركت سياسي در انتخابات نهم رياست جمهوري، مجيد محمدي
از منظر حاكمان روحاني و عناصر وفادار به آنها مشروعيت به غلبه و قهر است و هركس كه داغ و درفش و اسلحه و تازيانه در دست دارد مشروع است (حق حكومت از قهر و غلبه به دست مي آيد) و از اين جهت تحريم انتخابات توسط اكثريت نه تنها خللي در مشروعيت نظام از نگاه آنان ايجاد نمي كند بلكه از درد سر حاكمان در باب مديريت اختلافات سياسي يا انتخاب احتمالي و هر ازگاهي برخي عناصر غير خودي نيز مي كاهد
مشروعيت زدايي از طريق تحريم تحصيل حاصل است
اول. از زواياي متفاوتي مي توان به بحث تحريم يا مشاركت وارد شد. از همهء كساني كه دعوت به مشاركت يا تحريم مي كنند بايد خواست كه از منظر هاي متفاوت به دفاع از ديدگاه خود يا نقد و تخطئهء ديدگاه مقابل خود بپردازند. مي توان اين دو نوع مواجهه يا رويكرد به انتخابات نهم رياست جمهوري يا هر انتخابات ديگري را از منظرهاي ايدئولوژيك (اعلام واجب، مستحب، مباح، مكروه يا حرام بودن مشاركت يا تحريم كه از سوي بسياري گروههاي سياسي يا مراجع تقليد ديني و ايدئولوژيك اعلام شده اند)، استراتژيك (چشم انداز هر دو در معادلات جهاني و منظقه اي و تهديدها و فرصتها يي كه براي منافع و امنيت ملي در اين مقطع مي آفرينند)، سياستگذارانه (نتايج هريك براي سياستهاي ملي توسعه اعم از توسعهء سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي، سياستهاي مختلف احزاب و گروههاي سياسي و نهادهاي مدني، و سياستهاي حاكم بر رسانه ها)، گفتماني (گفتمان حاكم بر برنامه هاي انتخاباتي هر يك از كانديداها و گفتمان حاكم بر مباحث و تبليغات جاري در انتخابات)، و نظري (نظريه هاي حاكم بر سياستهاي انتخاباتي و برنامه ها و راهبردهاي تبليغاتي هر يك از نامزدها مثل عقلگرايي انتقادي، عمل گرايي، عقلگرايي فايده انگارانه، كاركردگرايي، ساختارگرايي و غيره) مورد بررسي و مداقه قرار داد. در اين نوشته صرفا در چارچوب نظري و آن هم نظريهء فائده انگاري يا عقلانيت عملي به اين دو نوع رويكرد به انتخابات مي پردازم.
دوم. از منظر فائده انگارانه چهار پرسش اساسي را مي توان در مورد اين دو رويكرد مطرح كرد: جامعهء ايران و هر يك از اقشار آن با هريك از رويكردهاي تحريم يا مشاركت چه به دست مي آورند و چه از دست خواهند داد. نخست با رويكرد تحريمي به پرسشهاي فوق پاسخ مي دهم:
ـ تحريميان با تحريم اين انتخابات يا هر انتخابات ديگري در جمهوري اسلامي چيز زيادي عايد خود نمي كنند چون اگر قرار بود كه عدم مشاركت اكثريت در انتخابات مشروعيت زدا باشد تا به حال چندين بار اين نتيجه حاصل شده است و رژيم چندين بار از اين طريق دچار بحران مشروعيت سياسي شده است. ديگر مشروعيتي باقي نمانده كه بخواهيم با يك تحريم ديگر بزداييم (مشروعيت زدايي از طريق تحريم تحصيل حاصل است). هم مخالفان و منتقدان و هم هواداران و وفاداران رژيم بخوبي از اين نكته آگاهند كه رژيم جمهوري اسلامي از منظر دمكراسي و حقوق بشر و حاكميت مردم و حكومت قانون مشروعيتي ندارد يا حداقل ديدگاههاي بسيار متفاوتي در باب مشروعيت در ميان گروههاي سياسي وجود دارد. از منظر حاكمان روحاني و عناصر وفادار به آنها مشروعيت به غلبه و قهر است و هركس كه داغ و درفش و اسلحه و تازيانه در دست دارد مشروع است (حق حكومت از قهر و غلبه به دست مي آيد) و از اين جهت تحريم انتخابات توسط اكثريت نه تنها خللي در مشروعيت نظام ايجاد نمي كند بلكه از درد سر حاكمان در باب مديريت اختلافات سياسي يا انتخاب احتمالي و هر ازگاهي برخي عناصر غير خودي نيز مي كاهد. عدم مشاركت يا تحريم حاكمان روحاني را خوشحال مي كند و نه ناراحت. آيا تاكنون شنيده شده كه كسي از جناح اقتدارگرا از مشاركت اندك شهروندان در دو انتخابات دوم شوراها يا هفتم مجلس شكايتي داشته باشد؟ رژيمي كه مخالفان خود را ترور مي كند، به دانشجويان در خوابگاهشان مغول وار يورش مي برد. صدها روزنامه نگار را زنداني و شكنجه مي كند و صدها روزنامه و نشريه را مي بندد مشكلي با عدم مشروعيت خويش از منظر دمكراسي و حقوق بشر ندارد و بيدي نيست كه از تحريم انتخابات بلرزد. قدرت قشر حاكم از اسلحه و زور ناشي مي شود و هرجا لازم باشد اين زور به كار گرفته مي شود (حتي در برابر چشمان صدها نفر در مترو و كوچه و خيابان) و استفاده كنندكان از سلاح زور نه تنها تنبيه نمي شوند بلكه پاداش مي گيرند. آيا احدي را در ميان قشر حاكم جمهوري اسلامي سراغ داريد كه بخاطر استفادهء نامشروع از زور، حتي قتل در روز روشن و در برابر همگان، تنبيه شده باشد؟ (نگاهي بيندازيد به نتايج محاكمات قتلهاي زنجيره اي امر به معروفي و نهي از منكري كه توسط بسيجيها و عناصر خودي در كرمان و مشهد انجام شد، قتلهاي زنجيره اي سياسي توسط عوامل وزارت اطلاعات در داخل و خارج كشور، و قتلهايي كه توسط پسر فلاحيان، جلال الدين فارسي و اخيرا معاون فرهنگي نيروي انتظامي انجام شد: تازه برخي از اينها قتلهايي است كه حاكمان روحاني رسما محكوم كرده اند. تعداد قتلهايي كه رسما محكوم نشده اند، مثل قتل هزاران زنداني در زندانهاي ج.ا.ا در سال 1367، بسيار بيش از مورد پيشين است).
- تحريميان، بالاخص آنها كه در داخل كشور هستند چه به صورت فردي و چه به صورت گروهي، با تحريم انتخابات نه تنها چيز زيادي به دست نمي آورند (تحصيل حاصل مي كنند كه از لحاظ منطقي محال است) بلكه بسياري از چيزها را از دست مي دهند، از جمله
× فرصت حضور در مباحث و گفتگوهاي مربوط به انتخابات و برنامه ها و سياستهاي انتخاباتي و تبليغاتي نامزدها و احزاب سياسي و نقد و بررسي آنها
× چانه زني جهت پيشبرد اهداف خود و مطالبهء سهم از قدرت سياسي، هرچند اندك و ناچيز باشد
× نقد گذشته و ارائه پيشنهاد براي آينده و دامن زدن به مباحث سياسي در حوزهء عمومي و تصحيح روالهاي جاري (به عنوان مثال دفتر تحكيم وحدت با تحريم انتخابات خيال خود را از جهت انجام وظيفه راحت كرده است در حالي كه با هر گونه مشاركت، از طرفداري مشروط از يك كانديدا تا حضور بر سر صندوقهاي راي با راي سفيد جهت كسب اطلاع از رفتار نظامياني كه اين بار توسط شوراي نگهبان به عنوان ناظر بر سر صندوقها گمارده شده اند، از همكاري با وزارت كشور جهت برگزاري هر چه كمتر متقلبانهء انتخابات تا دعوت كانديداها به صورت جمعي به دانشگاهها براي مناظره و بيان سياستهاي خود چيز زيادي به دست مي آورد)
اين نكات مبتني بر آن پيش فرض است كه هرگونه فعاليت متوجه به اهداف و كنش جهت دار بهتر از انفعال است. حتي اگر در چارچوب دولت و نهادهاي مدني نيز هرگونه مشاركت غير ممكن باشد (كه نيست) باز مي توان با تحصن و صدور بيانيه هاي تحليلي و تبييني و اعلام نامزدي كه توسط شوراي نگهبان رد مي شود صداي خود را به گوش شهروندان رساند. هيچ رژيمي، حتي رژيمهاي نيمه توتاليتر و سلطاني مثل رژيم ولايت فقيه نمي تواند همهء صدا ها را در همهء مكانها و زمانها خاموش سازد.
و اما كساني كه قائل به مشاركت هستند چه چيزهايي را با مشاركت به دست مي آورند:
× حضور در گفتگوهاي عمومي و مباحث مربوط به روندهاي جاري و سياستهاي در پيش گرفته شده در كشور
× اعلام برنامهء خويش براي اداره كشور و طرح نقدهاي خود از سياستهاي جاري
× حضور و چانه زني در حوزهء جامعهء سياسي و خالي نكردن همهء عرصه ها براي نيروهاي اقتدارگرا (كاري كه در انتخابات دوم شوراها انجام شد و شهروندان شهرهاي بزرگ با عدم مشاركت دارند هزينهء مديريت افراد لات و لوت بر شهرداري شهرهاي بزرگ را مي پردازند)
× حضور نمايندگان بيشتري از اقشار محذوف در جامعهء سياسي
× امكان بيشتر درز اطلاعات و اخبار به حوزهء عمومي در صورت داشتن نماينده در دولت و مجلس (بدون حضور اصلاح طلبان در دولت امكان نداشت بسرعت از قتل زهرا كاظمي توسط مرتضوي و مسئولان قوهء قضاييه مطلع شويم)
× نمايش مقابلهء نهادهاي انتصابي با نظر و راي مردم در صورت انتخاب شدن (كاري كه مجلس ششم با تصويب قوانيني كه همه آنها توسط شوراي نگهبان رد شد انجام داد و شوراي نگهبان را در برابر راي عمومي قرار داد)
× به وجود آوردن زمينه براي آشكار شدن بسياري از مواضع اقتدارگرايان (مثل جلوگيري از حضور خانم كولايي در مباحث انتخاباتي در تلويزيون كه بيش از صد ها اطلاعيه و بيانيه مواضع و رويكردهاي اقتدارگرايان را به زنان و مشاركت سياسي و اجتماعي آنها به عرصهء عمومي مي آورد و آگاهي بخش است؛ يا نقد اين سخن قاليباف در قلمروي گسترده تر مبني بر اينكه وي رضا خان حزب اللهي است).
× جلوگيري از انتصابي شدن همهء وجوه نهادهاي انتخابي و نيز به جريان انداختن فرايندي كه عليه جريان انتصاب محوري در كشور است.
× به مشاركت سياسي كشاندن اقشاري از جامعه و آماده كردن زمينهء سياسي براي آنها جهت پيگيري مطالباتشان از طريق دادو ستد با نامزدها و احزاب پشتيبان آنها
× و مهم تر آنها اعلام و بيان عملي اين پيام كه در سياست همهء امور از پيش تعيين شده نيستند و همواره با كوچكترين اقدامات مي توان تاثير گذار بود. هر كس يا گروهي كه به نحوي با تفكر توطئه انگارانه و از پيش مقدر بودن امور كه در حوزه فرهنگ سياسي ايران به نحو عميقي رسوب كرده اند مقابله كند گامي در جهت دمكراتيزاسيون برداشته است كه اين امر با مشاركت بيشتر تامين مي شود تا تحريم. برنهادهء تحريم در ميان بسياري از اقشار با اين پس زمينهء فكري همراه است كه ” كاري از ما نمي آيد و همان كه قرار است رييس جمهور بشود مي شود“.
مشاركتيان با مشاركت خود چيزهايي را نيز از دست مي دهند (مثل مقبوليت و اعتماد عمومي)، با
× محافظت از نهادهاي انتخابي كه در بسياري موارد به شكل كاريكاتوري از واقعيت انتخابي خود عمل مي كنند و در نهايت در خدمت نهادهاي انتصابي اند
× كمك به تداوم اين توهم در اقشاري از جامعه كه رژيم سياسي بر آمده از انتخاب مردم و لذا دمكراتيك است
× مجامله با بسياري از مشكلات بنيادين سياسي مثل قدرت بي حد و حصر سلطان فقيه، نظارت استصوابي يا آپارتايد سياسي، تناقضات محفوف در قانون اساسي و مسكوت گذاشته شدن نقض بسياري از حقوق شهروندان
× ناگفته گذاردن بسياري از جنايات حاكمان روحاني براي تداوم حيات سياسي خود و گروه سياسي مربوطه (اصلاح طلبان هيچگاه به نقد دوران خميني نپرداخته اند و عموم آنها نيز جنايات دوران خامنه اي را مسكوت گذارده اند تا فرصت مشاركت را از دست ندهند؛ يكي از كاركردهاي نظارت استصوابي خاموش كردن نامردها يا همراهان سياسي آنها از بيان حقايق است).
× باج دادن ايدئولوژيك به حاكميت سياسي و عدم نقض و طرد تابوهاي آن براي اينكه مورد غضب حاكمان روحاني قرار نگيرند (مثل اين مورد كه آقاي معين عموم مردم ايران را در يك مصاحبهء مطبوعاتي طرفدار حجاب ـ كه اكنون اجباري و ايدئولوژيك شده است- معرفي كرده اند).