گفتوگوي ژيلا بنييعقوب با مصطفي تاجزاده: بعضيها پيشنهاد كردند با چراغ خاموش بياييم!
اين فضايي كه وجود دارد دير يا زود به آزادي زندانيان سياسي منجر مي شود و اگر تا زماني كه دكتر معين رئيس جمهور شود اين زندانيان آزاد نشوند، اولين گزارش حقوق بشر دكتر معين در مورد وضعيت همين افراد خواهد بود. چشمانداز من روشن است و فكر ميكنم اينها دير يا زود آزاد ميشوند و پرونده زندانيان سياسي به طور كامل بسته ميشود
مصطفي تاجزاده هميشه با حرارت و هيجان زياد حرف ميزند، چه موقع سخنراني در يك جمع بزرگ، چه موقع مصاحبه و چه موقعي كه با دوستانش گپ ميزند.
وقتي ميپرسم؛ «از كساني شنيدهام كه اطرافيان آقاي معين اهل مقاومت و ايستادگي نيستند، ايا همين طور است؟» با همان حرات هميشگي ميگويد: «اسامی همكاران آقاي معين اعلام شده و جامعه ميتواندباشناختي كه نسبت به اين افراد دارد، قضاوت كند كه آيا آنها ميتوانند با شرايطي كه دكتر معين اعلام كرده، ايستادگي كنند يا نه؟ معاون اول او رضا خاتمي و سخنگويش الهه كولايي از نمايندگان مجلس ششم هستند. تيم آقاي معين كساني هستند كه جامعه آنها را به نيكي ميشناسد. »
وقتي يك بار ديگر همين سوال را تكرار ميكنم تا پاسخ صريحتري به من بدهد، ميگويد: «شايد منظور كساني كه اين موضوع را مطرح ميكنند، اين باشد كه نظام بايد تغيير پيدا كند، يا مواردي مانند اين، كه من به صراحت اعلام ميكنم به تغيير نظام سياسي اعتقاد ندارم.»
Baniyaghoob@hotmail.com
- رد صلاحيت آقاي معين با تمام خوبيها وبديهايش يك نكته مهم را در خود داشت و اين كه اين فرصت را براي طرفداران آقاي معين فراهم كرد كه كانديداي خود را قبل از رياست جمهوري در محك تجربه ببينند و ارزيابي كنند. او بارها گفته بود كه حكم حكومتي را قبول ندارد و موضوع رد صلاحيت و تأييد مجدد به نوعي اين فرصت را فراهم كرد كه مشخص شود چقدر به حرفهايي كه ميزند، عمل خواهد كرد. البته دكتر معين بيانيهاي داد كه تا حدي مورد استقبال هم قرار گرفت اما البته بيانيه كه حركت نيست. او تاكنون چه رفتاري نشان داده يا نشان خواهد داد كه مويد حرفهايش در عمل باشد؟
دكتر معين بدون هماهنگي و يا با كسب اجازه از كسي وارد صحنه رقابتهاي انتخاباتي شد. تمام مواضع و اصول خود را و حتي اسامي تعدادي از همكارانش را قبل از رسيدگي به صلاحيتها اعلام كرد. زيرا كه ميخواهد شفاف عمل كند. اگر او با اين مجموعه مورد پذيرش واقع شود بدان معناست كه اين نظام تصميم گرفته است اصلاحاتي در خود ايجاد كند و اگر هم رد صلاحيت ميشد بدان معنا بود كه اصلاحات در درون حداقل در كوتاه مدت ممكن نيست. بعضي پيشنهاد ميكردند با چراغ خاموش بياييم و نه افراد و نه برنامههايمان را قبل از رسيدگي صلاحيت، اعلام نكنيم. حتي مورد اتهام واقع شديم كه با اين كارها تلاش مي كنيم دكتر معين رد صلاحيت شود. چون به گفته آنان دكتر معين حتي اگر اين مواضع و اين تيم را هم معرفي نميكرد، رد صلاحيت ميشد حال كه اين گونه عمل كرده، رد صلاحيت او قطعي است و شما به دنبال بهانهاي براي عدم شركت در انتخابات هستيد. حرف ما اين بود كه تحليلي از شرايط موجود و بينالمللي داريم و فكر ميكنيم صلاحيت دكتر معين با اتخاذ مواضع روشن در نهايت تأييد ميشود و اگر اين مسير را تا آخر طي كنيم مورد اقبال مردم واقع مي شويم و پيروزي را نيز دور از دسترس نميدانيم. لذا با اين ديدگاه وارد شديم و در حال حاضر نيز نتيجه آن را در شهرستانهاي مختلف شاهديم.
من سوال خودم را تكرار ميكنم كه آنچه در اين مدت شما و دوستانتان انجام داديد، فقط يك بيانيه بود. بيانيه هم كه رفتار نيست. به طور مشخص به من بگوييد آقاي معين و همراهانش در اين مدت چه كردهاند كه مقاومت و ايستادگي عملي در برابر حكم حكومتي تلقي شود؟
من نميدانم چرا شما تأكيد ميكنيد كه بيانيه رفتار نيست.
آيا ميخواهيد بگوييد كه بيانيه يك حركت است و ميتوانيم دلمان را به آن خوش كنيم؟
بله، يك عمل سياسي است. عمل سياسي فقط اين نيست كه مردم به خيابان بريزند و تظاهرات و تحصن كنند. انصراف، پذيرش بيقيد و شرط، تظاهرات تمام اينها فعل سياسي است. مهم اين است كه جامعه يك اقدام سياسي را مثبت ارزيابي كند.
اين كه دكتر معين بازگشت خود به صحنه انتخابات را مديون كسي بداند، يا مديون مردم، تفاوت زيادي با هم دارد. چون اگر مديون يك فرد يا يك نهاد انتصابي شود جامعه به او خواهد گفت، شما نميتوانيد شعارهايتان را محقق كنيد. چون از ابتدا «مديون» وارد صحنه شدهايد پس فقط تا حد مشخص ميتوانيد پرواز كنيد. اما چون دكتر معين در بيانيه تاريخي خود تصريح كرد كه جز به مردم مديون كس ديگري نيست لذا سقف پرواز ما مشخص شد. درحال حاضر دكتر معين نامزدي است كه شوراي نگهبان مجبور شده او را تأييد صلاحيت كند و او در بيانيهاش شديدترين انتقادها را متوجه شوراي نگهبان كرده است. علاوه بر اين گفته كه اين مسأله را رها نخواهد كرد و دلايل رد صلاحيتش بايد اعلام شود، چه رئيس جمهور بشود و چه نشود. به نظر ايشان شوراي نگهبان بايد به اقدامات غير قانوني خود خاتمه دهد. به همين علت فكر ميكنم جامعه اين عمل سياسي را مثبت ارزيابي كرده و به آن پاسخ مثبت ميدهد. براي مثال دوستاني بعد از نامه رهبري يا بطور علني اعلام كردند كه دكتر معين بايد انصراف دهد يا محرمانه براي ما پيغام فرستادند و گفتند «اگر به صحنه انتخابات برگرديد، عليه شما موضع خواهيم گرفت.» اما بعد از انتشار بيانيه اعلام كردند كار درست همين بود كه شما انجام داديد و حتي حاضر به حمايت از دكتر معين شدند.
آقاي تاجزاده! چرا فقط زماني تصميم به تشكيل جبهه دمكراسي و حقوق بشر گرفتيد كه كانديداي شما رد صلاحيت شد؟
اين طور نيست. دو ماه پيش دكتر معين اعلام كرد كه قصد تشكيل جبهه دمكراسي و حقوق بشر را دارد. شعار آقاي معين اين است كه دمكراسي تنها راه نجات ايران است. اين دمكراسي را هم به حقوق بشر ملزم كردهايم چون نميخواهيم تحولات مثبتي كه در اين جامعه صورت ميگيرد، تحت فشار خارجي باشد. بلكه ميخواهيم اين حركت مثبت در پاسخ به خواست و مطالبات مردم باشد. همان طور كه هشت سال پيش كه آقاي خاتمي اصلاحات سياسي را در جامعه ما آغاز كرد نه در منطقه، اصلاحات سياسي و دمكراسي حرف اول را ميزد و نه امريكا اين سياست را در خاورميانه داشت. ما در آن حركت پيشتاز بوديم. اين بار نيز ميخواهيم در حركت حقوق بشر پيشتاز منطقه باشيم. بنابراين طرح آن قبلا اعلام شده بود...
چرا شما هم مثل خيلي گروههاي سياسي ديگر فقط در ايام انتخابات يعني زماني كه نياز به رأي داريد، به چنين كارهايي دست ميزنيد؟
توجه داشته باشيد كه انتخابات هميشه ظرفيتهايي خلق ميكند كه شناخت آن ظرفيتها و استفاده از آنها ميتواند جامعه را يك گام به پيش ببرد. به طور مثال جبهه ملي در دوره مصدق در ارتباط با انتخابات شكل گرفت. اين جبهه در تحصني كه دكتر مصدق و تعدادي از دوستانشان در دربار برگزار كردند شكل گرفت. اين فرصتها را انتخابات براي گروههاي سياسي فراهم ميكند. چرا نبايد از آن استفاده كرد؟ اگر ما در اين شرايط اين جبهه را تشكيل نميداديم بعد از ما اين سوال را نميپرسيديد كه چرا يك فرصت تاريخي بزرگ را از ملت ايران گرفتيد؟ اين بدان معنا نيست كه اگر دو سال پيش اين جبهه تشكيل ميشد مفيد نبود اما به هر دليل كه تشكيل نشده، نبايد خود را از اين فرصت محروم كنيم.
من سوالم را جور ديگري مطرح ميكنم. به هر حال اين تصور براي من و خيليهاي ديگر وجود دارد كه در اين هشت سال فرصتهايي وجود داشته كه با نيروهاي دمكراسي خواه خارج از حاكميت ائتلاف كنيد، اما هرگز چنين نكرديد آيا در چنين شرايطي اين رويكرد شما نميتواند به عنوان يك رفتار و نگاه ابزاري تلقي شود. آيا حق ندارم از شما بپرسم چرا حالا كه نيازمند حمايت اين افراد و گروهها براي پيروزي هستيد، سراغشان رفتهايد. مردم و حتي خود اين گروهها و افراد محذوف در اين سالها حق ندارند كه گمان كنند نگاه شما ابزاري بوده است؟
نگاه ابزاري زماني است كه شما از افراد يا گروههايي مانند دستمال كاغذي استفاده كنيد و بعد از استفاده آن را دور بيندازيد. اما زماني كه تعامل دو طرفه ايجاد ميشود اين ديگر نگاه ابزاري نيست. سوال شما مثل اين است كه از آن طرف بپرسيد كه شما چرا در اين شرايط حاضر به انجام اين رفتار شديد. آيا آنها از فرصت انتخاباتي سوء استفاده نميكنند؟ بنابراين فكر ميكنم پيش از آن كه قضاوت كنيم اين نگاه ابزاري است يا نه، لازم است به مجموعه اتفاقاتي كه افتاده نگاه كنيم. اگر اين كار مثبت در سرنوشت كشور مؤثر است بايد از آن استقبال كنيم. اين سوال را ميتوانيد از دكتر مصدق هم بپرسيد كه چرا از فرصت انتخابات استفاده كرد و جبهه ملي را تشكيل داد. به هر حال فرصتي پيش آمده بود و از آن استفاده شد، اما بر اين اساس كه اين حركت تداوم پيدا كند و به يك موج مستمر تبديل شود. روشن است كه اگر بعد از انتخابات اين مسئله را فراموش كنيم اين انتقاد به ما وارد است كه نگاه ابزاري داشتهايم.
چرا براي تشكيل جبهه دمكراسي و حقوق بشر فقط به سراغ نيروهاي دگرانديش داخل ايران رفتيد؟ چرا در اين ائتلاف نيروهاي دمكراتيك خارج از ايران را ناديده گرفتيد؟
چون بايد ظرفيت جامعه و نيروهاي سياسي را در نظر بگيريم.
منظورتان ظرفيت جامعه است يا ظرفيت حاكميت؟
نه. يك ظرفيت سوم وجود دارد و آن نيروهاي سياسي است كه در حال حاضر با ما همكاري ميكنند و ما با آنها ائتلاف كرده و كارهايي را به نفع اصلاحات انجام ميدهيم. ممكن است در برآورد زمان اشتباه كرده باشيم اما به لحاظ استراتژيك نميتوانيم اين ظرفيتها را در نظر نگيريم و در مسيري گام برداريم كه تندروي تلقي شود يعني اگر يك باره درها را باز كنيم ممكن است در دورن دچار مشكلات جدي شويم.
يعني با بخشي از دوستان خودتان در اين باره دچار مشكل و چالش جدي هستيد؟
منظورم اين است اگر كندروي كنيم جامعه را از دست ميدهيم و اگر ملاحظه دوستان يا حاكميت يا سوابق تاريخي را هم نكنيم، وقتي جبهه دموكراسي و حقوق بشر شكل بگيرد، نميتواند گسترش يابد. در هر حال بسياري از اين حركت استقبال كردهاند و تصورشان اين است كه اين حركت ميتواند رو به آينده داشته باشد وگسترش يابد.
اين نظر هم در مورد شما و دوستانتان وجود دارد كه برخي از شما كه امروز مبتكر و مجري تشكيل جبهه دمكراسي خواهانه شدهايد در دو دهه بعد از انقلاب حركتهاي ضد دمكراسي و حذفي انجام دادهايد. بخشي از اين نيروهاي حذف شده كه آقاي معين در بيانيه خود نويد احقاق حق آنها را داده، توسط شما (منظورم شما، همفكران و همحزبيهايتان هستند)، حذف شدهاند. شما چه پاسخي براي اين حرفها داريد؟
اين قضاوت عام و كلي است. بايد روشن شود كدام گروه در كدام مقطع چنين رفتاري داشته است. من در مصاحبهاي كه با آقاي ميثمي در مورد حوادث سال 60 داشتم و در مجله چشمانداز چاپ شد اعلام كردم كه در مجموعه نيروهايي كه بنام خط امام معروف بود، دو گرايش وجود داشت؛ يك گرايش استبدادي و يك گرايشي كه حقوق ديگران را به رسميت ميشناخت و معتقد به رقابت سياسي بود و حتي از اين روند استقبال ميكرد كه مجاهدين خلق بدون آن كه دست به اسلحه ببرند فعاليت سياسي كنند. اطلاعيه ده مادهاي دادستاني در سال 60 بر همين مبنا تنظيم شد. اين دو جريان در اپوزيسيون هم بود. جرياني كه ميخواست در يك فرصت مناسب كل سيستم را با خشونت متلاشي كند و جرياني كه معتقد بود ميتواند در چارچوب قانون فعاليت سياسي كند. تبار جريان اصلاحات به پرچمداري آقاي خاتمي به كساني ميرسد كه از ابتداي انقلاب موافق روشهاي حذفي نبودند و دليل اين كه ايرانيان تصوير مثبتي از آقاي خاتمي داشتند و دارند همين بوده است. حتي در دوره جنگ كه ايشان سرپرست كيهان و وزير ارشاد بود چنين نگاهي داشت. اين را نفي نميكنم كه در ميان ما جريانهايي هم وجود داشت كه تنگ نظر بودند و اعتقاد به حركتهاي حذفي داشتند اما خوشحاليم كه اين جريانها روز به روز در درون جبهه اصلاحات رو به ضعف رفتند و امروز بسياري از آنها مدافع حقوق ديگران شدهاند و اكنون از حقوق همان حذف شدگان دفاع ميكنند.
يعني همان كساني كه قبلا اعتقاد به حركتهاي حذفي داشتند و خيليها را هم حذف كردند؟
بله. اعتقاد به حذف داشتند و اين كه اينها نبايد در حكومت باشند.
و توانستند حذف هم بكنند، درست ميگويم؟
اين كه ميگوييد حذف كردند، دو معنا دارد. به لحاظ حكومتي حذف كردند. اما از جامعه حذف نكردند. اينها موافق زنداني كردن افراد نبودند. از سوي ديگر بعضي از كساني كه حذف شدهاند نيز به اين پروسه كمك كردند. مثلا در مقاطعي در انتخابات شركت نكردند، در حالي كه ميتوانستند اين كار را انجام دهند. زماني كه بحث رد صلاحيتها زياد جدي نشده بود يا فرصتي كه دو سال پيش در انتخابات دور دوم شوراها ايجاد شد كه با رأي ندادن هموطنان ما در شهرهاي بزرگ حذف شدند. به عبارتي سه طرف وجود داشت، يك طرف حكومت، يك طرف اين افراد [حذفشدگان] و يك طرف هم قشرهايي از مردم. هر سه در مقطعي خطاهايي داشتهاند.
به نظرم ميآيد كه هنوز هم بعضي از دوستان و همفكرانتان در اين باره مشكل زيادي دارند و هنوز هم حاضر به پذيرش نيروهاي دمكراتيك خارج از حاكميت نيستند. آقايان يزدي و سحابي هم در مصاحبه خود گفتهاند كه سازمان مجاهدين انقلاب بايد تكليف خود را با اين جبهه (دمكراسي و حقوق بشر) روشن كنند كه ميخواهند در آن حضور داشته باشند يا نه؟ و البته به اين هم اشاره كردند كه اعضاي اين سازمان هنوز با ما مشكل دارند.
من اين نوع بحثها را نميپسندم. بوي اتحاد و كار جمعي نميدهد، من اين ادبيات را كه تكليف روشن كنيم نميپسندم. ما بايد همدلانه صحبت كنيم و يكديگر را قانع كنيم كه ميتوانيم با هم كار مشترك در جبهه دمكراسي و حقوق بشر انجام دهيم كما اين كه دو نفر از اعضاي شوراي مركزي سازمان در مصاحبه خود از اين طرح استقبال كردند.
البته آنچه ميگوييد، يك اعلام نظر فردي بوده و سازمان مجاهدين انقلاب چنين موضعي نگرفته است؟
هنوز هيچ گروهي در دوم خرداد رسماً در اين زمينه موضع نگرفته است، چون همه گروهها به صورت فعال درگير انتخابات 27 خرداد هستند و فرصت بحث عميق در اين زمينه را ندارند.
آقاي تاجزاده! فكر ميكنم جبهه مشاركت موضع گرفته است. اشتباه ميكنم؟
مشاركت هم به عنوان گروه موضع نگرفته است. مذاكرات بين آقاي معين به عنوان پيشنهاد دهنده تشكيل جبهه دموكراسي و حقوق بشر و سران نهضت آزادي و ملي – مذهبيها انجام شد.
شنيدهام در اين مذاكرات اعضاي بلندپايه مشاركت و از جمله دبيركل حضور داشتند، شايد به همين دليل هم چنين تصوري براي سران ملي و مذهبي به طور جدي مطح نشده كه جبهه مشاركت با آنها مشكل دارد اما درباره سازمان آن قدر جدي بوده كه آن را در مصاحبهشان مطرح كردهاند؟
من نميگويم كه آن برداشت درست يا غلط است بلكه ميگويم اگر بخواهيم اين جبهه شكل بگيرد همه بايد همدلانه و جمعگرا حرف بزنيم. بايد به گونهاي صحبت كنيم كه مباحث اختلافي از آن استنباط نشود تا از ابتدا با مشكل مواجه نشويم.
بالاخره شما به عنوان عضو سازمان مجاهدين انقلاب، چه پاسخي براي اين موضوع داريد؟ موضع همفكران شما در اين سازمان درباره ائتلاف با نيروهاي ملي- مذهبي و نهضت آزادي چيست؟
اين موضوع رسماً نه در مشاركت و نه در سازمان بحث نشده است. اين پيشنهاد را دكتر معين اعلام كرده و نه مشاركت و نه مجاهدين انقلاب هيچ كدام آن را مطرح نكردهاند. اين بحث در هفته بعد و پس از انتخابات جدي خواهد شد.
نيروهاي ملي – مذهبي اعلام كردهاند كه مذاكراتشان در سطح دبير كل مشاركت بوده است.
در اين مدت مذاكراتي در مورد مسائل مختلف داشتيم و علت آن هم شرايط دشوار كشور و از جمله مسأله انتخابات بود و اين كه چه بايد كرد؟ اما جبهه مشاركت در زمينه تشكيل دمكراسي و حقوق بشر رسماً نظر نداده است. به همين علت تشكيل اين جبهه در ديدار با دكتر معين اعلام شد نه در ديدار با آقاي رضا خاتمي و جبهه مشاركت يا دبير كل مجاهدين انقلاب اسلامي.
دكتر معين به اين نتيجه رسيده كه حفظ ثبات و امنيت جمهوري اسلامي در گرو تشكيل اين جبهه است. فكر ميكنم كه ايشان توان انجام اين كار را دارد و حتي گروههاي عضو جبهه دوم خرداد كه حامي دكتر معين نيستند نيز به اين جبهه خواهند پيوست. حتي برخي از گروههايي كه انتخابات را تحريم كردهاند، هم حضور خواهند يافت مانند ادوار تحكيم وحدت.
به هر حال اين برداشت وجود دارد كه سازمان مجاهدين انقلاب مشكلات زيادي براي شركت در اين جبهه و ائتلاف با اين نيروها دارد. آيا اين برداشت اشتباه است؟
به تصور من اگر دكتر معين بعد از انتخابات از گروههاي مختلف براي حضور در اين جبهه دعوت كند، اكثريت قاطع گروهها پاسخ مثبت خواهند داد. برخي از گروههايي كه خارج از جبهه دوم خرداد هستند هم اين دعوت را خواهند پذيرفت به ويژه اينكه قرار است هر تصميمي در آنجا به صورت اجماعي اتخاذ شود. پس هيچ گروهي نگراني نخواهد داشت كه هويت يا مواضعاش تغيير كند. تصور نميكنم مشكل زيادي ايجاد شود.
آقاي گنجي به شما و ديگر اطرافيان دكتر معين اين پيشنهاد را داد كه براي اثبات اين كه اهل ايستادگي هستيد و متفاوت رفتار ميكنيد، اعتصاب غذايي را جلوي زندان اوين برگزار كنيد و حتي گفت: اين حركت هم ميتواند به بازسازي اعتماد به شما در ميان مردم منجر شود و هم نشان خواهد داد كه اهل مقاومت هستيد. چرا از اين پيشنهاد يا انجام رفتارهاي مشابه استقبال نكرديد؟ آيا چون اهل ايستادگي نيستيد يا ...
ما با شركت در انتخابات بدنبال حل بنيادي مسئله هستيم. پيشنهاد دادن، تذكر علني و نقض قانون اساسي و عدم برگزاري انتخابات نمايشي مسئله را به طور بنيادي حل ميكند. به علاوه ماتصور ميكنيم در اين شرايط حساس مجموعه رفتار دكتر معين شكي براي كسي باقي نميگذارد كه اگر وي برخي اختيارات را ندارد اما با رفتار خود به جامعه پيام ميدهد كه با اين نوع كارها مخالف است. مثلا براي تحصني كه براي آزادي نيروهاي ملي – مذهبي از زندان صورت گرفت، دكتر معين پيام فرستاد يا به ديدار آقاي گنجي رفت كه به او ظلم شده است. فكر ميكنم اين فضايي كه وجود دارد دير يا زود به آزادي زندانيان سياسي منجر شود و اگر تا زماني كه دكتر معين رئيس جمهور شود اين زندانيان آزاد نشوند، اولين گزارش حقوق بشر دكتر معين در مورد وضعيت همين افراد خواهد بود. چشمانداز من روشن است و فكر ميكنم اينها دير يا زود آزاد ميشوند و پرونده زندانيان سياسي به طور كامل بسته ميشود.
بعضي از دوستان و همفكران شما از جمله آقاي رضا خاتمي بعد از تأييد صلاحيت آقاي معين گفتند كه شرايط برگزاري انتخابات آزاد فراهم شده است. ميخواهم بدانم انتخابات آزاد يعني اين كه فقط صلاحيت كانديداي شما تأييد شود؟
دكتر معين در بيانيه خود تصريح كرد كه ملاك انتخابات آزاد، تأييد صلاحيت من نيست ولي در رقابتهاي انتخاباتي حاضر ميشود تا انتخابات آزاد را برگزار كند. مانند مجلس ششم كه انتخابات صد در صد آزاد نبود ولي كسي به ما اعتراض نكرد كه چرا در انتخابات مجلس ششم شركت ميكنيد. در آن انتخابات صلاحيت ملي- مذهبيها و حتي صلاحيت بعضي دوستان خود ما مانند آقايان آغاجري، عبدي و جلاييپور رد شد. با وجود اين در انتخابات شركت كرديم. اما نتيجه حضور در يك انتخابات نسبتا آزاد، برگزاري انتخابات صد در صد آزاد شوراهاي دوم بود.
پس شما اين انتخابات را آزاد نميدانيد؟
بله. دكتر معين هم رسما اين را اعلام كرده است.
آقاي معين در بيانيه خود گفته است در دولت خود از محذوفين به عنوان همكار استفاده خواهد كرد به طور مشخص آنها چه كساني هستند؟ آيا فقط به نيروهاي ملي- مذهبي و نهضت محدود ميشود؟
از كساني كه به اين مواضع اعتقاد داشته باشند و حاضر باشند در اين چارچوب با دكتر معين همكاري كنند، در كابينه و در مديريتهاي كشوري دعوت به همكاري خواهد شد.
به جز نيروهاي ملي- مذهبي و نهضت آزادي آيا اقدام عملي براي ائتلاف با ديگر گروههاي سياسي خارج از حاكميت (داخل و خارج از كشور) نيز صورت دادهايد يا نه؟
مشكل اين است كه در آن طرف مايي وجود ندارد كه از طرف آنها صحبت شود. با هر قشر بايد جداگانه صحبت كرد. مثلا بخشي از اين نيروها چهرههاي برجسته دانشگاهي هستند كه عضو هيچ حزبي نيستند. بعضي عضو تشكلها هستند. در عين حال نيروهاي محذوف محسوب ميشوند. براي مثال در خود مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب. بايد از آقاي آغاجري دعوت به همكاري كنيم. با اين كه عضو شوراي مركزي مجاهدين انقلاب است با آقاي عبدي هم به همين شكل. زنان، اقوام، اهل سنت و ... نيز چنين وضعي را دارند. بنابراين نيروهاي محذوف طيف وسيعي را شامل ميشود.
از آقاي آغاجري به عنوان عضو كابينه دعوت كردهايد؟
با خيلي از نيروهاي حذف شده صحبت كردهايم. اما بخشي از آنها خودشان نميخواهند به مديريت اجرايي كشور بپيوندند.
مثل آقاي آغاجري؟
بله. ايشان ترجيح ميدهند در كار علمي دانشگاهي باقي بمانند. خود من با ايشان صحبت كردم كه دكتر معين مايل است از شما در دولت يا مديريتهاي كلان استفاده كند. او با تشكر گفت تمايلي به كار اجرايي ندارم. تصور ميكنم نقش من در مقام استادي و حوزه روشنفكران مسلمان مؤثرتر است تا اين كه پست مديريتي داشته باشم.
از نيروهاي ملي – مذهبي چطور؟ در سطح وزير استفاده ميكنيد؟
عليالقاعده استفاده ميشود. آقاي معين از آنها براي شوراها و كميتههاي مختلف كاري و تخصصياش دعوت كرده است، از جمله از آقاي سحابي در كميته اقتصاد دعوت شد، آقايان ميثمي و رجايي و دكتر توسلي هم پنج ماه پيش دعوت به همكاري شدند.
پس ممكن است آقاي معين به عنوان وزير از اين افراد استفاده كند؟
بله
رقيب جديتان چه كسي است؟
تحريم
شانس پيروزيتان را چقدر ميدانيد؟
بالاي 50 درصد