شنبه 28 خرداد 1384   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

ویترین های شکسته، گزارشی از حضور زنان در احزاب، بهمن احمدی امویی

بهمن احمدی امويی
بعضی احزاب فکر می کنند، زنان برای ویترین حزبشان مناسب هستند.» جنبش های زنان در ترکیه سالهاست تلاش میکنند، بر نابرابری زنان در این کشور غلبه کنند. در بهار ۲۰۰۷ انجمن کاد( KADE انجمنِ آماده سازی و حمایت از زنان در عرصه سیاست) کارزاری را به راه انداخت . به صورت نمایش زنان مشهور در تلویزیون، بر پوسترها و بر تصاویر ستونهای نصب اعلانات. برای این زنان ریش و سبیل گذاشته بودند. آنان به این شکل نمادین می پرسیدند: «آیا باید ریش و سبیل داشته باشیم تا به مجلس راهمان دهند؟ ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

چرا هاشمي، كروبي و احمدي نژاد و نه معين و لاريجاني، مجيد محمدي

اگر اين شكست اصلاح طلبان آنها را به سوي دو بر نهادهء نافرماني مدني و سرمايه گذاري بيشتر بر سازماندهي نيروها و تقويت نهادهاي مدني سوق دهد، اين شكست را بايد به همهء نيروهاي دمكرات داخل كشور تبريك گفت

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 





سازمان اجتماعي روحانيت و سازمان مافيايي نيروهاي شبه نظامي در برابر سازمان اجتماعي مبتني بر نهادهاي مدني

اول. هر گونه انتخابات و رجوع به آراي مردم، حتي در نظامهاي اقتدارگرا و سلطاني موجب شفافيت سياسي بيشتر و به جريان افتادن فرايندهاي سياسي مي شود. انتخابات نهم رياست جمهوري در ايران علاوه بر آنكه حداقل كلنك جبههء دمكراسي و حقوق بشر را به زمين زد، شكاف در درون جبههء اقتدارگرايان و در درون جبههء اصلاح طلبان را آشكارتر ساخت، مجالي براي بروز مطالبات اجتماعي و سياسي شهروندان به وجود آورد (بالاخص در جشنهاي پس از پيروزي تيم ملي در برابر بحرين و در گردهمايي هاي انتخاباتي)، نقد دولت را به امري عادي در رسانه هاي دولتي تبديل كرد (تا انجا كه صداي نيروهاي نظامي مثل شمخاني را در آورد)، براي بخشي از فعاليتهاي سياسي مثل اعتصاب غذا و تحصن و صدور بيانيه هاي نقادانه حاشيهء امن فراهم آورد، و بسياري از مواضع سياستمداران را آشكارتر ساخت (مثل مصاحبهء هاشمي رفسنجاني با روزنامهء جمهوري اسلامي و گفتن اينكه وي وزرايش را با نظر مثبت خامنه اي انتخاب خواهد كرد- بر خلاف ديدگاهي كه وي را مستقل از رهبري مي انگاشت - يا گفتار قاليباف در مورد نظر خامنه اي در باب نامزدي هاشمي و اينكه ”آقا“ از اين كار راضي نيست -بدون تكذيب بيت رهبري مافياي سياسي، بمب گذاري هاي نيروهاي نظامي در كشور براي امنيتي كردن فضاي انتخابات )، تحولات اجتماعي در زير پوست جامعه را نيز تا حدي در معرض ديد همگان قرار داد. در اين يادداشت مي خواهم با پرهيز از نظريه هاي دولت محور در حوزهء جامعه شناسي سياسي، نتيجهء انتخابات را از منظر تحولات در سازمان اجتماعي متناظر نيروهاي سياسي تحليل كنم. بدين ترتيب قادر خواهيم شد كه ريشه ها و فرايندهاي كنش سياسي را در سطح اجتماعي مورد ارزيابي قرار دهيم. در يادداشتهاي ديگر مي توان نتايج اين انتخابات را از منظرهاي سياست خارجي، وضعيت ديوانسالاري دولتي، گذار به دمكراسي، جنبشهاي اجتماعي (مثل جنبش زنان)، سياستهاي عمومي و افكار عمومي مورد تحليل قرار داد.

دوم. روحانيت شيعه با اتكا بر سازمان اجتماعي خود قدرت مطلقه را در كشور پس از انقلاب اسلامي به دست آورد و با اتكا به همين سازمان و شبكهء اجتماعي توانست قدرت خويش را در كوران تحولات سياسي (مثل جنگ) و رويدادهاي سياسي (مثل انواع انتخابات يا شورشهاي عمومي) حفظ كند. اين سازمان همچنان در كار است و در انتخابات نهم رياست جمهوري دو نمايندهء قشر بنديهاي درون روحانيت يعني رفسنجاني و كروبي را در رتبه هاي اول تا سوم قرار داده است. اما با روي كار آمدن خامنه اي اين سازمان نمي توانست يكه تاز بماند چون نه آن سازمان، خامنه اي را به تمامه مشروع مي دانست و نه خامنه اي به آن اعتماد كامل داشت و بدرستي، خود را همانند خميني، نمايندهء مشروع و مقبول آن نمي پنداشت.
خامنه اي در طي شانزده سال اخير در كنار باج دادنهاي بسيار به سازمان روحانيت – مثل سرازير كردن صدها ميليارد تومان بودجه هاي عمومي به حوزه هاي علميه و دادن انواع خدمات به طلاب و روحانيون- يك سازمان اجتماعي رقيب براي روحانيت تراشيده است كه اكنون آن را به چالش مي خواند. اين سازمان اجتماعي مبتني بر شبكهء نيروهاي شبه نظامي يا بسيج با ايدئولوژي تماميت گرايانه و پيشوا محور و روابط تشكيلاتي مافيايي است كه در سراسر كشور گسترش يافته و از عده و عدهء كافي براي هر گونه اقدامي از جمله مبارزات انتخاباتي برخوردار است. ولايت مافيايي فقيه اگر نتوانسته باشد با در اختيار داشتن سالانه سي تا چهل ميليارد دلار در آمد نفتي يك سازمان اجتماعي براي خود خلق كرده باشد بايد تا به حال توسط گرگهاي خونخواتري مثل خود از قدرت حذف شده بود.
اين نيروهاي سازمان يافتهء شبه نظامي در همهء اركان كشور به صورت نهادهاي موازي يا غير موازي حضور دارند و بالاخص در بخشهاي امنيتي و اطلاعاتي حرف اول و آخر را مي زنند. همين سازمان اجتماعي است كه امكان سركوب را به خامنه اي مي دهد و ارعاب را به مهم ترين اهرم خامنه اي براي تداوم حيات سياسي و دست بالا داشتن در تحولات سياسي تبديل كرده است. اين سازمان اجتماعي كه بخش عمده اي از مجلس هفتم را از آن خود كرد (بدون آنكه حتي نامزد هاي نظامي اش لازم باشد از مقام نظامي گري خود استعفا دهند) تاب مستوري نداشت و در انتخابات رياست جمهوري نيز مي خواست عرضه اندام كند. به همين دليل نيروهاي اقتدارگرا نتوانستند لاريجاني را به عنوان نمايندهء اقتدارگرايان سنتي - موتلفه و روحانيت مسقر در نهادهاي انتصابي - به عنوان تنها نمايندهء اين نيروها به ميدان رقابت بفرستند و علي رغم به اجماع نرسيدن نيروهاي ردهء اول مافياي سياسي، نيروهاي رده هاي دوم و سوم در سازمان مافيايي قدرت توانستند به اجماع رسيده و احمدي نژاد را بالا بكشند.
كساني مثل قاليباف و رضايي علي رغم نظامي بودن به امكانات اين شبكه دسترسي نداشتند و به ميدان داد و ستد با سران آن كاملا وارد نشده بودند و از اين جهت با موفقيت چنداني مواجه نشدند اما احمدي نژاد با تزريق بودجه هاي شهرداري به شركتهاي پيمانكاري تحت نفوذ اين نيروها و تزريق امكانات به هيئتهاي مذهبي كه عموما در اختيار انهاست توانست اعتماد آنها را بيشتر به خود جلب كند. لاريجاني علي رغم خوش خدمتي بسيار به مافياي سياسي جهت سركوب اصلاح طلبان و مديريت ماشين تبليغاتي سركوب در طي هشت سال با اين نيروها ارتباط سازمان يافته نداشت و تنها از طريق شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب با آنها ارتباط داشت. اين شورا با طفره رفتن از تاييد نمايندگان مورد وثوق شبكهء مافيايي نيروهاي شبه نظامي به عنوان نامزد رياست جمهوري عملا ميان خود و سازمان مربوطه خندقي حفر كرد كه پر ناشدني مي نمود و توصيه هاي اخلاقي برادر حسين در يادداشتهاي كيهان نمي توانست اين خندق را پر كند. از سويي ديگر، اين شورا با سازمان اجتماعي روحانيت نيز كه هاشمي را بيشتر مدافع دغدغه ها و منافعش مي دانست نتوانست كنار بيايد و علي لاريجاني ماند و حوض لايروبي نشدهء موتلفه. علاوه بر اين، اين سازمان اجتماعي مافيايي و شبه فاشيستي در انتخابات اخير نظارت بر سر همهء صندوقها را از آن خود كرد و به اين ترتيب توانست امكان جابجايي آراء، راي تراشي و دستكاري در ميزان آرا را نيز به خود اختصاص دهد كه در انتخاباتي با شمار زيادي از نامزدها و آراي نزديك بسيار كارساز است.

سوم. همان طور كه سران موتلفه بايد از خواب غفلت رانتهاي بي حد و حساب تجاري بيدار شده و بيشتر در آغوش سازمان سنتي روحانيت بيارمند تا احمدي نژاد تازه به دوران رسيده از نامزد آنها پيشي نگيرد، سران اصلاح طلبان حكومتي نيز بايد براي رقابت با اين سازمان مافيايي چاره انديشي كنند. راي معين به عنوان نفر پنجم بايد اين درس را به اصلاح طلبان بدهد كه نهادهاي مدني موجود براي رقابت با نيروهاي شبه فاشيستي خامنه اي كفايت نمي كنند و اگر نمي خواهند زير عباي روحانيت به فعاليت سياسي بپردازند – كه با عدم انتخاب كروبي به عنوان نامزد اين را نشان داده اند – بايد پايگاه اجتماعي خود را در برابر سازمان اجتماعي روحانيت كه در طي ربع قرن اخير از حيث قدرت سياسي و امتيازات اجتماعي و رانتهاي اقتصادي هر روز فربه تر شده و سازمان مافيايي نيروهاي شبه نظامي كه مليجك دوست داشتني خامنه اي است و هيج هزينه اي را براي جنايتهايش نپرداخته و نمي پردازد تقويت كنند. انتخابات نهم نشان داد كه سازمان اجتماعي سوم كه مبتني بر نهادهاي مدني است بسيار ضعيف تر از دو سازمان اجتماعي ديگر است. اگر اين شكست اصلاح طلبان آنها را به سوي دو بر نهادهء نافرماني مدني (در مواردي كه حقوق شهروندان نقض مي شود) و سرمايه گذاري بيشتر بر سازماندهي نيروها و تقويت نهادهاي مدني سوق دهد اين شكست را بايد به همهء نيروهاي دمكرات داخل كشور تبريك گفت. همچنان بايد به دوستان حزب مشاركت و مجاهدين انقلاب اسلامي كه نامزد خود را برندهء انتخابات در دور اول مي دانستند گفت ”خوشحاليم كه از خواب بيدار شده ايد“ البته اگر بيدار شده باشند.

چهارم. در سالهاي اخير كه در باب اين سازمان اجتماعي مافيايي و چگونگي شكل گيري و عمل آن قلم زده ام همواره از سوي دوستان اصلاح طلب مورد اين مواخذه واقع شده ام كه به دليل دور بودن از ايران در مورد ميزان قدرت و سطح سازمان دهي اجتماعي اين شبكه اغراق كرده ام. اما اگر نتايج انتخابات نهم رياست جمهوري به واقع نزديك باشد ـ كه تا به حال خلاف آن از سوي اصلاح طلبان حكومتي و رفقاي آنها در وزارت كشور گزارش نشده است ـ اين پديده بايد اصلاح طلبان را از خواب بيدار كرده و متوجهشان كرده باشد كه با چه هيولايي در داخل كشور مواجه هستند. اين سازمان اجتماعي به مراتب خطرناك تر از سازمان اجتماعي روحانيت است چراكه روحانيت علي رغم همهء جنايتهايش بالاخره مي خواهد در ميان مردم از مقبوليت و مشروعيت حد اقلي برخور دار باشد، اما اين شبكهء جنايتكار مافيايي براي حفظ و كسب قدرت هيچ آستانهء ابتذالي را نمي شناسد و به هر عملي براي كسب و حفظ قدرت دست مي زند. اگر با دهها انفجار بمب در اين دوره نتوانند رياست قوهء مجريه را كسب كنند بايد منتظر بود كه در دور بعد به قتل عام مردم كوچه و بازار اقدام كنند تا از پيروزي خويش اطمينان كسب نمايند. احمدي نژاد و يارانش در ذيل رهنمودهاي بيت رهبري تجربه هايي را به مردم ايران خواهند آموخت كه تجربهء هاشمي رفسنجاني و همهء جنايتهايش به صورت دوران آرامش و رفاه جلوه خواهد كرد.


Copyright: gooya.com 2009