از آنجایی که شفافیت و فساد زدایی با نحوه عملکرد اقتصادی جمهوری چین اسلامی ایران جور در نمی آید مگر خیلی چیزها عوض شود، من شخصا امیدوار نیستم که احمدی نژاد بتواند خدمت گذار باشد. اگر بخواهد در این سیستم خیلی خدمت گذار باشد، به سرنوشت جالبی دچار خواهد شد
|
advertisement@gooya.com |
|
aminhomayouni@yahoo.com
احمدی نژاد فعلا یک مرحله شیرین پیروزی را طی می کند. نقطه قوت او هم در ارزان کردن تخم مرغ و تغییر نام برخی خیابان هاست. فعلا روسای قوای غیر همکار با دولت خاتمی دوان دوان به دیدارش می روند. تا حالا سابقه نداشته که یک رییس جمهور منتخب چند ماه مانده به شروع کار دولتش برود و در یک ساختمان برای خودش دولت تشکیل دهد. انگار شخصیتی متولد شده که حکومت نمی تواند برای مراسم تحلیفش صبر کند. این خود یک روی پشت کردن به دولت خاتمی است. اما خیلی دوست دارم به عنوان یک ناظر ببینم که وی چقدر در برنامه هایش موفق خواهد بود.
اگر او واقعا صادق باشد بسرعت با بیت رهبری و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از یک سو و جریان پول و سرمایه داری شکل گرفته در سالهای گذشته مشکل پیدا خواهد کرد. اگر او بخواهد درست اداره کند باید از آقای خامنه ای بخواهد که امثال بنیاد مستضعفان را واگذارد تا شفافیت بر امور حاکم شود. اسکله های غیر قانونی و جریان قاچاق نفت و بنزین و گازوییل تا حدود قابل توجهی در کنترل سپاه است و مهدی کروبی بر سر این موضوع گلوی خود را پاره کرد و بجایی نرسید چون سپاه پشت قضیه بود. کمیته امداد تحت ریاست مادام العمر موتلفه ایی ها باید شفاف شود و در آن چند تن نمک گندزدا بپاشند.
وقتی به گفته سخنگوی ستاد مبارزه با قاچاق کالا، فقط ظرف دو ماه هشت میلیون لیتر مواد سوختی قاچاق می شود و قاچاق کالا به میزان نود درصد از مبادی قانونی صورت می گیرد و شبکه های موجود برای خودشان فرودگاه هم زده اند، احمدی نژاد چگونه می خواهد جلوی اینکارها را بگیرد و با "گردن کلفت های صورت انقلابی" دشمن نشود؟
این درست است که سپاه پشت اوست و زمین هایی را که در طول شانزده سال گذشته (دوران هاشمی و خاتمی) به شهرداری برنگردانده بود، با کمال میل و لبخند به شهرداری دوران احمدی نژاد برگرداند، اما شبکه های پول ساز سپاه را چه کسی تعطیل خواهد کرد.
وزارت اطلاعات دوران فلاحیان با استفاده از دست بازی که در دوران هاشمی داشت، به شبکه صادرات و واردات تبدیل شده بود. یونسی ادعا دارد که این شبکه بازی ها را جمع کرد، اما نمی گوید که خیلی ها آنقدر پولدار شده بودند که دیگر نخواستند سرباز گمنام باشند!
سپاهیان هم همینطورند. به قول آیت الله خامنه ای سپاه ستون انقلاب است و اگر ستون دیگری ضعیف باشد، سپاه را به یاری اش می فرستند و او را مثل ستون کمکی در کنار سپاه می گذارند تا وضعیت مناسب را پیدا کند. این را من از خود سپاهیان در سطوح عالیه شنیدم و اگر خامنه ای چنین حرفی نزده است، دروغش را به پای ژنرالی از سپاه باید نوشت که از بردن نامش معذورم.
اما این ستون انقلاب، حالا بصورت یک حزب سیاسی تمام عیار، از درب پشتی وارد حکومت شد، آن هم زمانی که مردم فکر می کردند با رای دادن به احمدی نژاد دارند دوران طلایی گندزدایی مالی و مبارزه با قله های ثروت را بروی خود می گشایند. مردم فراموش کردند که او پشت گرم به همان سپاهی است که علیرغم سهم ارزشمند دوران جنگ با عراق، پس از جنگ در سطوح مختلف حکومتی دست بالاتر را داشت و حالا خود به کارتل اقتصادی تبدیل شده است. از وزیر سپاه و برادرش در جریان اختلاس 123 میلیارد تومانی چه خبر؟
اگر احمدی نژاد بخواهد دست درازی به بیت المال را برای برادر خود هم قطع کند، باید سهم آیت الله هایی چون مصباح یزدی و حجت الاسلام هایی چون ناطق نوری را از جریان ثروت قطع کند. وی باید شفافیت ایجاد کند که آیا آیت الله شاهرودی در بازار موبایل ایران چقدر نقش دارد. مصباح یزدی چه ارتباطی با واردات شکر دارد و دخالت سازمان تبلیغات اسلامی در بازار واردات و تولید سیگار به چه دلیل بوده است. پشت صورت نحیف آیت الله جنتی چقدر صداقت نهفته است که پسرسفیرش کانتینر کانتینر لوازم پیشرفته وارد کشور می کرد و ناطق نوری برای ترخیص آن ها پیش وزیر وقت می رفت.
تازه اینها گوشه ای از سمت انقلابیون سکه فساد در جمهوری اسلامی بود. در سمت کت و شلواری ها که آنها هم از کنار حاج آقاها به جریان آب کر وصلند، تا چه اندازه احمدی نژاد باید شیر میدان باشد که حرفش را برای مردمی که حالا تماشاچی او شده اند، به عمل بنشاند. او چقدر خاندان های ثروتمند مانند هاشمی را خلع ثروت خواهد کرد.
شاید هیچ کدام از این بخور بخورها واقعیت نداشته باشد، اما چیزهایی است که آنقدر زده شده (لطفا نگویید که همه را دشمن گفته و ایران مهد پیامبران است!) ، مردم را نسبت به حکومت روحانیون و اصلاحیون ناامید کرد. دیدیم که این انتخابات به شکل البته سازمان یافته ای به شکست احزاب روحانی و غیر روحانی ختم شد. لذا آقای رییس جمهور احمدی نژاد رجایی صورت، باید شفافیتی ایجاد کند که مردم به او ایمان بیاورند.
رهبر جمهوری اسلامی بارها از مبارزه با فساد حرف زده و نتیجه اش دستگیری شهرام جزایری ها بوده که بیشتر کارکرد سیاسی داشته تا مبارزه با فساد. از سوی مواد مخدر شبیه زمان شاه وضعیتی را پیدا کرده که بخشی از ورود و توزیع در دست لایه هایی از حکومت قرار گرفته است. این لایه ها را نمی شود با حرف کنار زد و عمل کردن علیه آنان هم بهمین سادگی نیست.
احمدی نژاد در دوران مبارزات انتخاباتی اش مرتب آدرس وزارت نفت را می داد. حکومت نفتی ایران از قیمت نفت فعلی خیلی راضی است و آوردن احمدی نژاد هم یک دلیلش آن بود که قیمت نفت بالاست و می شود از پول نفت بر سر سفره های مردم سخن گفت. از طرفی آمریکا در همسایگی به مصیبت افتاده است و نمی داند چه کند. لذا این دو عامل اصلی در کنار بحث های سیاسی داخلی، قرعه را بنام فرماندار اردبیل زد و شگفتی ساز شد.
مشکل احمدی نژاد آن است که باید به حرف هایی که زده عمل کند وگرنه مردم بزودی به این نتیجه خواهند رسید که پس از اصلاح طلبان، سپاهیان هم آمدند و تنها کاری که کردند عمل نکردن به حرف های قشنگشان بود. با همه این حرف ها شش ماهه اول دولت احمدی نژاد بسیار حساس است. در این دوره عده ای کله گنده (اما کت و شلواری) برای عبرت دیگران سربدار می شوند (بقول سان تزو: "یک نفر را بکش هزار نفر را بترسان"). جریان سرمایه سر به بیرون می گذارد... و در بیرون از کشور، براندازان خوشحال خواهند گفت که آقای احمدی نژاد و جریان حامی او ایران را یک گام به سمت نقطه ای نزدیک می کنند که سالهاست در تولدش تاخیر شده است.
با این تفاصیل باید منتظر ماند و دید که احمدی نژاد چقدر مایه افتخار خواهد بود!! با شناختی که از جمهوری اسلامی دارم بعید می دانم که وی در حوزه فساد زدایی مرد میدانی باشد که حرفش را زیاد زده است. هرچند اعتقاد راسخ دارم که با توسعه سیاسی در جمهوری چین اسلامی ایران در هشت سال گذشته به پیش نرفت چون فساد مالی تا خرخره لایه هایی از حاکمیت پشت صحنه را در خود فرو برده است. لذا اگر احمدی نژاد بتواند این فساد را نه اگر به بتمامی، بلکه حتی تا اندازه ای کم کند که مانند بیماران سرطانی، بیمار از شدت گسترش سلول های سرطان دیگر نمیرد، باز هم به پیشرفت یک حوزه بسیار مهم از دموکراسی در ایران خدمت خواهد کرد. چون وقتی شفافیت و سلامت مالی در حکومت باشد، دیگر سیاستمداران و قضات دست به قلع و قمع روزنامه ها و بستن فضای مملکت نمی زنند و اتفاقا از کار آنها در حفظ شفافیت استقبال هم می کنند.
از آنجایی که شفافیت و فساد زدایی با نحوه عملکرد اقتصادی جمهوری چین اسلامی ایران جور در نمی آید مگر خیلی چیزها عوض شود، من شخصا امیدوار نیستم که احمدی نژاد بتواند خدمت گذار باشد. اگر بخواهد در این سیستم خیلی خدمت گذار باشد، به سرنوشت جالبی دچار خواهد شد.
احمدی نژاد با روی کار آمدنش احتمالا طبقه ای از سپاهیان و بسیجیان و روحانیان تطبیق یافته را با سلایق متفاوت اما همسو آزاد خواهد کرد تا مدتی هم آنان بتازند و امور مملکت را به سطح ژل زدایی از موهای پسران و گسترش دامنه رو سری های آب رفته تا وسط سر دختران و طولانی و گشاد کردن مانتوهای تنگ و کوتاه تنزل دهند. این مایه افتخار خواهد بود.