پنجشنبه 4 خرداد 1385   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

دو دو تا؟ واکاوی بحران کُردان گيت، داريوش سجادی

داريوش سجادی
کُردان اکنون مبدل به مهره سوخته ای در کابينه احمدی نژاد شده که چه در جريان استيضاح اش در مجلس رای اعتماد مجلس را کسب کند و چه محروم از اين رای اعتماد شود اساساً ديگر فاقد اقتدار لازم جهت عهده داری کرسی وزارت کشور خواهد بود ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

گفتگوی "انتخاب" با داريوش سجادی درباره فعاليت های تروريستی اخير در ايران

داريوش سجادی
سجادی: عبدالمالک در قد و قواره ای نیست که بخواهد اصلاً صحبت بکند - ذره ای شک ندارم که در مسائل اخیر، دست خارجی نقش دارد - شاید سازمان های حقوق بشر از «ریگی» استفاده سیاسی بکنند - بلوچ ها، فرهنگ غیور ایرانی را نمایندگی می کنند

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 




خبرگزاري انتخاب : متاسفانه ایرانیانی که ذیل گروههای سطنت طلب فعالیت می کنند، اکثراً افرادی هستند با سنین بالا که از نظر فکری در فضای قبل از سال 57 فیریز شده و تکان نخورده اند و کماکان در بازتولید آن رویاهای شیرین سال های قبل از 57، زندگی می کنند.

خبرگزاري انتخاب : داریوش سجادی، روزنامه نگار منسوب به جناح اصلاح طلب و از مسئولان تلویزیون «هما»، طی گفت وگویی با «انتخاب»، ضمن اشاره به اظهارات مقامات غربی مبنی بر «تلاش برای تجزیه قومی ایران»، می گوید: ذره ای شک ندارم که در این مسائلی که اخیراً پیش می آید، دست خارجی هم نقش دارد.

متن کامل گفت و گوی «انتخاب» با ایشان در پی می آید:

•انتخاب»: با توجه به حضور جنابعالی در خارج از کشور، ابتدائاً بفرمایید، دو فاجعه اخیر تروریستی در زاهدان و کرمان، چه بازتابی در آن سوی مرزها داشته است؟

••سجادی: واقعیت آن که، رسانه های غربی به آن صورت که مدعی «آزادی» هستند، یک مقداری جهت گیری های خاص خود را در انتخاب نوع خبر، لحاظ می کنند؛ به همین دلیل فاجعه ای مثل تاسوکی، اصلا به آن صورت بر روی آنتن رسانه ها و کاغذ روزنامه ها نرفت. اگر من بخواهم درست تشبیه کرده باشم، دموکراسی غربی یا دموکراسی آمریکایی بیشتر به ديسکوتک های «راک اندرول» شبیه است.ديسکوتک های «راک اندرول»، ديسکوتک هایی است که یک بلندگوی مرکزی، موزیکی با صدای بلند پخش می کند و شما در زیر این بلندگو هر چقدر که بخواهید می توانید داد و فریاد کنید.انصافا هم می توانی فریادت را بزنی، ولی انقدر «موزیک اصلی» بلند است که بقیه صداها تحت الشعاع آن قرار می گیرد و عملاً صدا به گوش کسی نمی رسد.دموکرسی غربی از حیث رسانه ای تقریبا چنین حالتی دارد.

اگر اشتباه نکنم، آیت الله خامنه ای در هفته ی گذشته یک سخنرانی کردند که به نکته ظریفی اشاره کردند.اگر دقت کردید، رسانه های غربی، «آنفولانزای مرغی» را که در سطح جهان چند صد نفر کشته داده، انقدر بزرگ کرده اند، در عین حال که کشته های زیاد در بغداد، افغانستان یا فلسطین اصلاً روی آنتن نمی رود. یعنی می خواهم بگویم به دلیل جهت گیری خاص رسانه ای در غرب، متاسفانه فجایعی مثل تاسوکی، چندان پوششی نگرفت.

•«انتخاب»: یعنی اخبار مربوط به این دو فاجعه، هیچ بازتابی نداشته است؟

••سجادی: اگر منظورتان «بازتاب در مخاطبین فارسی زبان» باشد، نمی خواهم بگویم هیچ تاثیریی نداشت، اما در رسانه های بین المللی به آن صورت واکنشی و حتی انعکاسی هم نداشتند. اما متاسفانه در رسانه های فارسی زبان که اکثر آن ها، رسانه هایی اپوزوسیونی هستند - که سایت «انتخاب» هم چند بار به واکنش های آن ها از جمله سلطنت طبان اشاره کرد- که البته از چنین حرکات شورش گرایانه ای استقبال می کردند، ولی در رسانه های دیگر به آن صورت بازتابی نداشت.

•«انتخاب»: جنابعالی دلیل اصلی فاجعه تاسوکی را چه می دانید؟

••سجادی: نمی دانم شما در تاسوکی بوده اید یا نه.اما من این منطقه را از نزدیک دیده ام، متاسفانه منطقه تاسوکی و کلاً منطقه سیستان و بلوچستان، منطقه فقیر و محروم نشینی است و این فقر و محرومیت، استعداد این را دارد که به هر حال، بزهکاری های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را افزایش دهد، اما علی رغم جو و شرایط محروم منطقه بلوچستان، نمی توان فرهنگ بلوچی را در نظر نگرفت که فرهنگ با همیت و غرور ملی است. من در تاسوکی بودم و می دیدم علی رغم آن همه فقر و محرومیت، اما آن فرهنگ خاص بلوچی هم هست که مردانگی ها را در آنها لحاظ کرده که فرهنگ غیور ایرانی را نمایندگی می کنند.

یعنی می خواهم بگویم این استعداد در سیستان و بلوچستان وجود دارد که علی رغم فقر، کلیت سیستم را حمایت کنند.، اما این بدان معنی نیست که فقر و محرومیت ها را ندیده بگیریم. همان فقر و محرومیت ها فضای مناسبی را برای یارگیری نیروهای بزهکار سیاسی و حتی گروههای تبهکار قاچاقچی ایجاد می کند .من ذره ای شک ندارم که در این مسائلی که اخیراً پیش می آید، دست خارجی هم نقش دارد.خصوصاً با اظهارت مقامات غربی - هم اروپایی ها و هم آمریکا- که بر «تلاش برای تجزیه قومی ایران» تاکید داشته اند.

•«انتخاب»: فکر می کنید، چقدر تفکر «وهابی» در این بزهکاری ها نقش دارد؟

••سجادی: متاسفانه در منطقه نوار مرزی ایران، همیشه مشکلات مذهبی داشتیم، اما آن چیزی که تاریخ نشان داده و ثابت کرده، تمام فرقه ها و قومهای ایرانی اعم از اقلیت سنی از هر تبار و نژادی ، هر چند ادعاهایی در حوزه های دینی و قومی داشته اند، اما تاریخ نشان داده است که در نهایت، فرهنگ و هویت ایرانی خود را مرجح بر تمامی زیر مجموعه های قومی ، نژادی و حتی دینی خود قرار داده اند.نمی خواهم بگویم وهابیت در این منطقه نقشی نداشته.اتفاقاً نقش داشته و شیطنت هایی هم کرده و حتماً در آینده با حمایت های خارجی بیشتر شیطنت خواهد کرد، اما من در تحلیل نهایی خوشبین هستم.چون فرهنگ ملی ایران نشان داده که، حفظ هویت ملی خود را مرجح بر مسائلی تباری و نژادی خود قرار داده اند.

•«انتخاب»: به نظر شما، چرا وقتی مسلمانی در خارج از مرزهای ایران، - مثلاً در فلسطین- به شهادت می رسد، مسئولان و مراجع تقلید - البته به حق - واکنش شدیدی نشان می دهند، اما فجایع داخلی ایران را، حتی محکوم هم نمی کنند؟

••سجادی: اگر بخواهیم از جنبه های روانی به این قضیه بنگریم، شاید یک دلیلش به خاطر استرس یا دل نگرانی مسئولین کشور از حیث تحرکات تجزیه طلبانه باشد.من فکرمی کنم این استرس، بی دلیل است.چرا که به هر جهت، همانطور که پیشتر گفتم، ایرانیان، هویت ملی خود را بر چنین مسائلی ترجیح می دهند.شاید مسئولین، چنین اقداماتی را دامن زدن به تحرکات تجزیه طلبانه بدانند.بنابراین ترجیح می دهند با سکوت با چنین مسائلی برخورد کنند، اما قهراً، در ذات، بین کشته شدن یک نفر در فلسطین یا در تاسوکی هیچ فرقی ندارد و هر دو واکنش، باید یکسان تلقی شود.

•«انتخاب»: طی چند هفته اخیر، خبرنگار یک نشریه الکترونیک و رادیوی وابسته به سلطنت طلبان، به طرز چشمگیری از «عبدالمالک ریگی» حمایت کردند.البته خبرنگار نشریه مذکور، ظاهراً اشتباه خود را پذیرفت و عذرخواهی کرد.اما فکر می کنید، چرا برخی از خارج نشینان، من جمله «سلطنت طلبان»، از اقدامات این گروهک تروریستی و شخص «عبدالمالک» حمایت می کنند؟

••سجادی: تکلیف سلطنت طلبان مشخص است.من چون خودم در آمریکا هستم، با چنین افرادی بیشتر برخورد می کنم، متاسفانه ایرانیانی که ذیل گروههای سطنت طلب فعالیت می کنند، اکثراً افرادی هستند با سنین بالا که از نظر فکری در فضای قبل از سال 57 فیریز شده و تکان نخورده اند و کماکان در بازتولید آن رویاهای شیرین سال های قبل از 57، زندگی می کنند، بنابراین از هر حرکتی که بتواند ضربه ای به نظام حاکم بر ایران بزند، استقبال می کنند. البته چندان برای چنین افرادی مهم نخواهد بود که این ضربه در چه چارچوب اخلاقی قرار می گیرد.کما این که به قول شما از یک تروریستی به نام «ریگی» حمایت می کنند و آن را هم به عنوان قهرمان ملی مطرح می کنند. اما در پاسخ به بخش دوم سوال، مجبورم با شما در این مورد مخالفت کنم.من ندیدم این نشریه، از اقدام خود عذرخواهی کرده باشد. متاسفانه مصاحبه این نشریه با «ریگی» جوری القاء شد که ظاهراً مصاحبه کننده آن، قصد داشته عبدالمالک را قهرمان ملت بلوچ معرفی کند.بهر حال، این حرکت را بنده چندان از این نشریه به خاطر کسانی که در آن قلم می زنند و «وجیه المله» هستند، توقع نداشتیم.

•«انتخاب»: البته من فکر می کنم، یادداشت مصاحبه کننده این نشریه، نوعی عقب نشینی و عذرخواهی تلقی می شد.

••سجادی: مسئله این است که این خانم، یک اسم مستعار است. شاید درست نباشد وارد این مسائل بشوم، ولی من توقع دارم نویسنده محترم این مطلب این بزهکاری ها را کنار بگذارد و با اسم اصلی خودش بنویسد. اگر واقعا اشتباه کرده، اشتباه خود را صراحتاً متقبل شده و عذرخواهی کند.این مسائل در روزنامه نگاری حرفه ای مقداری موضوعیت خودش را از دست داده است.اینکه با یک اسم مستعار، یک مدت جنجال آفرینی درست کند بعد از آن که جنجال فروکش کند، با عذرخواهی غیر مستقیم کار را فیصله بدهد. البته شما می فرمایید عذرخواهی کرده اند، بنده رسماً چنین چیزی ندیده ام.

•«انتخاب»: غیر از این دو رسانه، یکی از روزنامه نگاران و تحلیلگران شبکه های لوس آنجلسی، در سایت شخصی خود، اصل اقدامات ریگی را رد نکرده و از این تروریست خواسته که «سرباز ایران شده و برای رهایی ایران، تلاش کند!»

••سجادی: من کاری به این نویسنده ندارم، اما به طور کلی، ما در خارج از کشور با عده ای مواجه هستیم که حالا به هردلیل موجهی با جمهوری اسلامی ایران مشکل دارند، می آیند مشکلات خود را حلقه می کنند و از هر وسیله ای برای مخدوش کردن نظام حاکم بر ایران، استفاده می کنند ، حال من نمی خواهم بگویم این نظام، نظام ایده آلی است.بنده به عنوان یک روزنامه نگار منسوب به جناح اصلاح طلب، انتقاداتی به عملکرد حکومت داشته و دارم، اما این به این معنا نیست که از هر مسئله ای برای مخدوش کردن ساختار حاکمیت استفاده کنیم. آقای X یا آقای Y ، منتظر آن است که وسیله ای پیش آید، حال می خواهند از عبدالمالک ریگی ، یا هخا و یا هر کس دیگر، در طول زمان، برای دهن کجی به سیستم، استفاده کند.وگرنه اقدامات عبدالمالک ریگی، با هیچ آب کری پاک نمی شود، تروریستی که صراحتاً دارد در منطقه بزهکاری می کند.

•«انتخاب»: عبدالمالک در مصاحبه های اخیر، رنگ و لعاب عملیات تروریستی خود را از «ضدیت با شیعیان» به «ضدیت با کلیت نظام» تغییر داده است.فکر می کنید چه کسانی به این جانی، که تا چندی پیش صراحتاً «شیعیان را تکفیر می کرد»، خط یا مشورت می دهند؟

••سجادی: متاسفانه وقتی شهر شلوغ می شود، هر جوان نورسیده و 23 ساله ای مثل ریگی، در قالب یک تئوریسین و یا رهبر یا لیدر جنبشهای سیاسی و اجتماعی ظاهر می شود! عبدالمالک ریگی در قد و قواره ای نیست که بخواهد اصلاً صحبت بکند.این جوان 23 ساله برای این که بتواند، حداقل در مقام لیدری، جنبش کوچک سیاسی قرار بگیرد، باید بیشتر از این ها کار کند.گفتم.فعلا شهر شلوغ است و هر کسی که می رسد، یک سنگی به «دیوار قهرمان خواهی» این جامعه می زند و سعی می کند خودش را در قواره های قهرمان ملت، گم کند. نه، اصلا نباید این قضیه را جدی گرفت.

•«انتخاب»: ظاهراً خودش هم در گفت و گویی، اعلام کرد که برخی گروههای طرفدار حقوق بشر با او گفت و گوهایی داشته اند.

••سجادی: متاسفانه سازمان های حقوق بشری هم نشان دادند که به خوبی می توانند، دستمایه بازی های سیاسی قرار بگیرند. خاطرم هست، سه روز پیش در شهر قندهار افغانستان، به خاطر یک تیراندازی از پشت بام یک خانه، ناوگان ها و ارتش آمریکا آمدند، بمباران کردند و 60 نفر، زن و کودک بی گناه را به کشتن دادند و هیچ صدایی از سازمان های حقوق بشر در نیامد، آمریکا هم آن را به خاطر مبارزه با فعالیت های تروریستی توجیه کرد!

اما در تاسوکی که فردی می آید، چنین جنایتی انجام می دهد و دولت ایران بحق برخورد می کند، سازمان های حقوق بشر نه تنها به اقدام این تروریست، اعتراضی نمی کنند که فریادشان دنیا را کر می کند و می گویند، ایران ، نقض حقوق بشر می کند! اینجا هم بعید نیست که سازمان حقوق بشری بخواهد برای فشار سیاسی بر ایران از عبدالمالک ریگی یک استفاده ای هم بکند.

•«انتخاب»: آیا فیلم «فاجعه تروریستی تاسوکی» (1) که چندی پیش در «انتخاب» پخش شده را دیده اید؟ در این مورد چه نظری دارید؟

••سجادی: این فیلم را دیدم، البته فیلم دیدنی نبود؛ اما دو سه بار دیدم و خیلی هم متاثر شدم. ظاهراً یکی از همکاران بنده با «انتخاب» هم مصاحبه ای کرده بود. ایشان گفته بودند، نتوانستند این فیلم را ببینند، و اعلام کرده بودند که «چنین وحشی گری در میان ایرانیان نبوده»

هر چند این فیلم، بنده را متاثر کرده، اما من خیلی رمانتیک به این مسئله نگاه نمی کنم. واقعیت این است که بشر ذاتاً خشن است، روحیات خشنی دارد، اگر فرصت پیدا کند این خشونت ورزی ها را بی محابا انجام خواهد داد.این خشونت ورزی ها در تاریخ ایران و تاریخ سایر کشورها نیز بوده است.مهم این است که بتوانیم، با فرهنگ سازی و با تامین منافع رفاهی در این مناطق فقیر نشین، چنین خشونت ها و بزهکاری های سیاسی را تعطیل کنیم.

البته با هم تاکید می کنم، فیلم مذکور، بسیار متاثر کننده بود. از شما هم تشکر می کنم که با این فیلم توانستید، واکنش ها و توجهات را به منطقه محروم سیستان و بلوچستان جلب کنید.


Copyright: gooya.com 2008