دوشنبه 8 مهر 1387   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

چه کسی مدعی روزنامه نگاران است؟ بهمن احمدی امويی

بهمن احمدی امويی
مدعی العموم روزنامه نگاران کيست؟ چگونه است که وقتی مديران انجمن صنفی روزنامه نگاران به خوبی در جريان آن چه در تعدادی از روزنامه ها می گذرد، باز دم بر نمی آورند و سکوت می کنند؟ مگر خودشان در اين روزنامه ها شاغل نيستند و نمی بينند که همکارانشان هر سه ماه يک بار حقوق می گيرند؟ مگر از نبود حداقل استانداردهای کاری در اين روزنامه ها بی خبرند؟

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


www.amouee.net
amouee@yahoo.com

دست کم چهار نفر از اعضای هيات مديره انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران برای روزنامه هايی کار می کنند (يا کار می کردند) و از کارفرماهايی حقوق می گيرند ،که روزنامه نگارانشان بيشترين مشکلات صنفی را دارند. روزنامه های شرق، اعتماد، کارگزاران و سرمايه از جمله اين روزنامه ها هستند. روزنامه هايی که بيشترين مشکلات حقوقی و رفتاری را با روزنامه نگاران فعال در اين نشريات داشته و دارند.

علی مزروعی رئيس هيات مديره انجمن صنفی روزنامه نگاران ، بهروز گرانپايه ، ايرج جمشيدی و بدرالسادات مفيدی از ديگر اعضای هيات مديره ، در اين روزنامه ها کار می کنند و از همان کارفرماهايی حقوق ماهانه دريافت می کنند ،که روزنامه نگاران با آنها بيشترين مشکل را دارند. از آنجائی که تمام اين افراد شاهد مشکلات روزنامه نگاران از جمله ناامنی روانی و اقتصادی اعضای تحريريه در اين روزنامه ها هستند و کوچکترين عکس العملی نشان نداده اند ، اين شائبه وجود دارد که بخش مهمی از هيات مديره انجمن صنفی روزنامه نگاران نسبت به سرنوشت روزنامه نگاران بی تفاوت هستند .

در مقابل اعتراض روزنامه نگاران به نحوه برخورد مديران اين روزنامه ها و سرمايه گذاران آنها ، اعضای هيات مديره انجمن صنفی روزنامه نگاران می گويند: "چون کسی به ما شکايت کتبی نکرده ما نمی توانيم پيگيری کنيم." اين در حالی است که انتظار می رود مديران انجمن، خود به عنوان ديده بان عمل کنند. آنها اصلی ترين دليل بی توجهی خود را به مسائل روزنامه نگاران عدم گزارش مشکلات از سوی روزنامه نگاران عنوان می کنند و به همين دليل کمترين اعتراضی هم به اينگونه رفتارها از خود بروز نمی دهند .

اعضای هيئت مديره انجمن صنفی کمتر به اين موضوع توجه کرده اند که شايد برخی از روزنامه نگارانی که از شرايط کاری خود ناراضی هستند، به دلايل مختلف از طرح مستقيم شکايت خودداری می کنند، از جمله به خاطر افزايش فشار از سوی کارفرماها و مديران شان و احتمال از دست دادن کار خود.

از مديران انجمن صنفی انتظار می رود که همواره به عنوان مدعی حقوق روزنامه نگاران ، آماده طرح شکايت از سوی آنها باشند . همچون يک دادستان منصف و دلسوز که حتی اگر شهروندی نسبت به از دست دادن حق خود شاکی نمی شود ،او به عنوان مدعی العموم شهروندان وارد عمل می شود و خود طرح شکايت می کند .

مدعی العموم روزنامه نگاران کيست؟ چگونه است که وقتی مديران انجمن به خوبی در جريان آنچه در تعدادی از روزنامه ها می گذرد، باز دم بر نمی آورند و سکوت می کنند؟ مگر خودشان در اين روزنامه ها شاغل نيستند و نمی بينند که همکارانشان هر سه ماه يک بار حقوق می گيرند؟ مگر از نبود حداقل استانداردهای کاری در اين روزنامه ها بی خبرند؟ مگر خبر ندارند که روزنامه نگاران آزاد بيش از يکسال در روزنامه اعتماد و شش ماه در سرمايه حق التحرير نگرفته اند؟و همچنان پس از دوسال از روزنامه شرق طلبکارند ؟(۱)مگر يکی از اعضای هيئت مديره انجمن صنفی که به عنوان يکی از مديران روزنامه سرمايه در اين روزنامه مشغول به کار است ،بارها نديده است تعدادی از همکارانش که صندلی برای نشستن ندارند ،در آشپزخانه و يا نمازخانه روی زمين و يا کنار نيروهای خدماتی چمپاتمه زده و مشغول نوشتن مطالبشان هستند.مگر نمی بينند که صفرهای تلفن تحريريه قفل است(۲)

برخی از روزنامه نگاران ، بی تفاوتی اعضای هيات مديره انجمن صنفی را نسبت به رفتارهای نامناسب مديران روزنامه ها وناامنی روانی محيط های کاری خود را که به خاطر رفتارهای غير مدنی برخی از مديران اين مجموعه ها روی می دهد ،ناشی از همراهی آنها با آن مديران تعبير می کنند. در غير اين صورت شايد سريع ترعکس العمل نشان می دادند.

بارها اتفاق افتاده که روزنامه نگاران نسبت به تاخير چند ماهه در پرداخت حقوق و همچنين رفتار نامناسب برخی از سردبيران منصوبی مديران مسوول اين روزنامه ها، اعتراض کرده اند. اما اعضای هيات مديره انجمن صنفی که خود شاهد اين رفتارها و برخوردها بوده و هستند، کمترين اعتنايی نشان نداده و تنها وقتی با اعتراض روزنامه نگاران مواجه می شوند که چرا شما در اين باره موضع گيری نمی کنيد، می گويند: "ما هم مخالف اين رفتار ها هستيم."

اين در حالی است که اين سرمايه گذاران با استفاده از رانت روزنامه و نشريات و ارتباطاتی که برقرار کرده اند ، هر روز به دارايی های خود اضافه می کنند ، در حوزه ساخت وساز فعالند و برای پيشبرد کار خود خبرنگاران را وادار به کار غير حرفه ای و انتشار آگهی به جای خبر ، می کنند . به قول يکی از همکاران روزنامه نگار: "آقايان(کارفرماهای روزنامه های اصلاح طلب ) از رانت دولتی برخوردار نيستند، ولی در هر حال به واسطه نزديکی‏شان با سيستم دولتی و نظام، حقوق و مطالبات بچه‏ها را به شکل قانونی رعايت نمی‏کنند.(۳)"

جالب اين که تمام اين حوادث در مقابل چشم برخی از اعضای هيات مديره انجمن صنفی انجام می شود . بارها اتفاق افتاده که روزنامه نگاران نسبت به نادرستی انتشارآگهی به جای خبر با مديران و سردبيران خود مشاجره کرده اند ، اما دريغ از اعتراض يکی از اعضای هيات مديره انجمن صنفی .

توجيه اعضای هيات مديره انجمن صنفی در دفاع از اين مديران مسئول اين است که در شرايط فعلی کمتر کسی حاضر به سرمايه گذاری در روزنامه و نشريات است و با توجه به فشارهايی که دولت به آنها وارد می کند ،بايد با آنها مدارا کرد . از سوی ديگر وابستگی خاص سياسی برخی از اعضای هيات مديره و همسويی آنها با سرمايه گذاران اين روزنامه ها و نشريات که " گرايش اصلاح طلبی " را با خود يدک می کشند ، موجب شده که روزنامه نگاران اين احساس را داشته باشند که هيات مديره انجمن ، تمايل و گرايش بيشتری به سرمايه گذاران و مديران مسئول دارد تا روزنامه نگاران .

بی توجهی به اصلاح اساسنامه در تمام سال های گذشته موجب شده که روزنامه نگاران نتوانند در روزنامه هايی که شاغل هستند انجمن خاص خود را ايجاد کنند ، ناتوانی انجمن صنفی در ارائه يک تعريف مشخص و قابل قبول از روزنامه نگار، موجب سياست زدگی و عضويت اعضای گروه های خاص سياسی در انجمن صنفی روزنامه نگاران شده و گاه برخی از اعضای هيات مديره انجمن ارتباط با آنها و نشست وبرخاست با اين سياسيون را مايه افتخار خود و ارجح تر بر روزنامه نگاران می دانند .

در چند سال گذشته اعضای هيات مديره انجمن صنفی برای شرکت در سمينارها و جلسات مختلف به کشورهای گوناگون جهان مسافرت کردند ، اما از اين رهگذر کمترين انتقا ل تجربه ای به جامعه روزنامه نگاری ايران صورت گرفته است . در حاليکه همگی آنها در روزنامه های مختلف کار می کنند، هرگز گزارش سفری از آنچه ديده اند و شنيده اند به جامعه ايران و روزنامه نگاران ارائه نداده اند .

وقتی از اعضای هيات مديره خواسته می شود که نتايج جلسات هفتگی و آنچه را در دستور کار دارند به اعضا ارائه دهند، با اين پاسخ مواجه می شويم "هر کس می خواهد در جريان باشد بيايد و در محل برگزاری جلسه حضور داشته باشد." آيا يک روزنامه نگار شهرستانی بايد هر هفته برای آگاهی از دستورات جلسه هيات مديره و آنچه در آنجا می گذرد به تهران بيايد ؟ چرا در اين باره اطلاع رسانی نمی شود و پاسخ لازم داده نمی شود ؟


۱-نگاه کنيد به نامه آيدين فرنگی ،روزنامه نگار به انجمن صنفی روزنامه نگاران،يادداشت هايی برای مخاطب احتمالی
http://aynev.blogfa.com/post-845.aspx

۲-فريده غائب ،خبرنگار مستعفی سرمايه در مصاحبه با راديو زمانه نيز به اين موارد استناد کرده است.
http://radiozamaaneh.info/special/2008/09/post_654.html

۳-مصاحبه نيلوفر محبعلی با راديو زمانه
http://radiozamaaneh.info/special/2008/09/post_659.html





















Copyright: gooya.com 2013

Served by C#1 Server #1 in 0.004 seconds