چهارشنبه 24 مهر 1387   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

همه مدارک قلابی مردان جمهوری اسلامی، بهمن احمدی امويی

بهمن احمدی امويی
زمانی که تخصص نداشتند ديگران را به بهانه نداشتن تعهد به حاشيه راندند و حالا هم که تخصص دانشگاهی و مدارک متعدد را به ديوار اتاق ها و خانه هايشان آويزان کرده اند، چون تعهد و تخصص را با هم دارند، پس باز هم می توانند ايران را به عنوان يک الگويی جهانی معرفی کنند و به فکر مديريت جهان باشند. آن ها خود را برای همه دوران ها آماده کرده اند

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


www.amouee.net
amouee@yahoo.com

وقتی لاريجانی رئيس مجلس در شيراز به دانشجويانی که نسبت به بی تفاوتی مجلس در مقابل مدرک قلابی کردان ، وزير کشور ، اعتراض داشتند ،گفت : " از اين مدارک جعلی فراوان داريم " ، ياد گفته يکی از مديران پيشين جمهوری اسلامی افتادم که زمانی به من گفته بود :" در مجلس دوم مصوبه ای گذرانده شد تا بر اساس آن ۱۲۰ نفر، که اسامی همه آنها در آن مصوبه آمده بود ، از اين امکان برخوردار شدند که بدون گذراندن مراحل عادی و شرکت در کنکور دوره های تخصصی پزشکی و رشته های ديگر را در مقطع فوق ليسانس و پس از آن دکترای ( عمومی و تخصصصی) بگذرانند . از اين مدير که خود نيز از اين امکان استفاده کرده بود ، پرسيدم چه احساسی داشتی که بدون طی کردن مراحلی وارد دوره تخصص پزشکی شدی ؟ جواب داد: " حقمان بود . " و با خنده ادامه داد : " تازه من سه بار رشته تخصصی خودم را بعد از يکی- دو ترم تغيير دادم تا آن رشته ای را که مورد علاقه ام بود ، انتخاب کنم ." او حالا به دور از غوغای وزارت و وکالت در مطبش بيماران را معاينه می کند . بسياری از اين ۱۲۰ نفر بعدها جز مقامات ارشد تصميم سازی و تصميم گيری در دولت های ، خاتمی و احمدی نژاد شدند.

چندی پيش که موضوع جعلی بودن مدرک کردان تازه رو شده بود يکی از سردبيران روزنامه های اصلاح طلب هم به طور ضمنی به همين حرف يک ماه بعد لاريجانی اشاره کرد که از اين مدارک يک شبه در ايران زياد است . او نقل می کرد که در دانشگاهی که فوق ليسانس می خواند تعدادی از دوستانش از مقامات اطلاعاتی و امنيتی بودند که جسته و گريحته در کلاس های درس شرکت می کردند . وقتی از آنها دليل بی نظمی هايشان را پرسيده بود ، يکی شان به او گفت :" فلانی ! ما از باوجدانها هستيم که سر برخی از کلاس ها شرکت می کنيم و امتحان ها را هم کم و بيش می دهيم . خيلی ها تماس می گيرند تا مدرک تحصيلی برايشان ارسال شود ،آن هم بدون اينکه در کلاسی و امتحانی شرکت کنند . يک مدرک درست و حسابی و معتبر از برخی دانشگاه های دولتی يا آزاد ."

اخيرا هم احمد شيرزاد ، نماينده مجلس ششم که حتما اطلاعاتی دارد، در وبلاگش در باره مدرک فوق ليسانس و دکترای احمدی نژاد ابرازترديد کرده و موضوع صلواتی بودن مدرک دکترای او را پيش کشيده است . در همين ارتباط يک منبع موثق که ارتباط هايی با برخی از استادان دانشگاه علم و صنعت ، محل تحصيل احمدی نژاد ، دارد ،گفته است که روزی که قرار بود احمدی نژاد از تز دکترايش دفاع کند ، استادان راهنما و مشاور او رو به حاضرين گفتند : " همه ما که اقای احمدی نژاد را می شناسيم . بنابراين نيازی به دفاع ندارند ."او به حاضرين گفت :" يک صلوات بفرستيد ."و به اين ترتيب ظاهرا بدون دفاع به ايشان نمره داده اند ."

به گفته اين منبع آگاه ، حاضرين هم با فرستادن صلوات مهر تائيدی بر دفاعيه احمدی نژاد زدند .

احمدی نژاد در سال ۶۵ در مقطع فوق ليسانس عمران دانشگاه علم و صنعت پذيرفته شد و در سال ۶۸ بدون داشتن دکترا عضو هيات علمی شد. اودر سال ۷۶ توانست دکترا بگيرد . او در فاصله سال های ۷۲ تا ۷۶ نخستين استاندار اردبيل هم بود . در واقع در همين دوران هم تدريس می کرد ، هم درس می خواند و هم استانداری می کرد و هم از رونامه ها و نشريات اصلاح طلب شکايت به دادگاه می برد و به عنوان شاکی هم در جلسات دادگاه می نشست .

اما شايد نابغه ترين فرد کابينه نهم ، جهرمی وزير کار باشد . او ۲۰ ساله بود که در سال ۵۹ و ۶۰ فرماندار نور و سرپرستی فرماندار آمل را با هم برعهده داشت . درسال های ۶۱ تا ۶۳ يعنی در ۲۳ سالگی استاندار زنجان بود و تا ۲۷ سالگی استاندار لرستان و بين سال های ۶۷ و ۶۸ و در ۲۸ سالگی استاندار سمنان . با اين همه مشغله و با توجه به تعطيلی دانشگاه های کشور برای حدود دوسال ، بعيد است که او تا اين زمان توانسته باشد ليسانسش را گرفته باشد . در فاصله چهار ساله ۶۸ تا ۷۲ اگر چه اوسمت های متعددی در مجمع تشخيص مصلحت داشته ،اما در سال ۷۲ عضو هيات امنای دانشگاه علوم پزشکی شيراز می شود . بدون هيچ ربطی به شيراز و پزشکی . اوحتی در تهران متولد شده بود . احتمالا خانواده اش از استان فارس و جهرم آمده بودند .

جهرمی در سال ۷۶ رئيس دانشگاه مدير واحد جنوب دانشگاه آزاد تهران شد . در هر صورت معلوم نيست او پس از اين دوران مديريتی ، چگونه به مديريت استراتژيک علاقمند شد و دکترای آن را گرفت و يا اينکه پيش از آن گرفته بود و يا در همان زمانی که رياست دانشکده مديريت را داشت ، دکترای مديريت گرفت؟

برخی ازمعتقدترين مردانی که در کوران پر تلاطم جمهوری اسلامی صيقل داده شدند ، اين روزها زمامدار تمام عرصه های کشورند . سياسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و نظامی. همه آنها در تمام اين ۳۰ سال نيز در بخش های کوچک و بزرگی ، تمام روز شب خود را برای رسيدن به آرمان هايشان گذاشتند . خيلی از آنها جوانی نکردند ،اما بعدها در دوران ميان سالی هوای جوانی بر سرشان زد ، بعضی هاشان به خاطر تعهدی که برتر از تخصص بود کشور را آزمايشگاه تئوری های يک شبه و آزمون و خطا کردند و چون ديگر يارانشان در ميان سالی و با آن همه مشغله کاری و فکری که داشتند و دارند، به فکر تخصص افتادند .

زمانی که تخصص نداشتند ديگران را به بهانه نداشتن تعهد به حاشيه راندند و حالا هم که تخصص دانشگاهی و مدارک متعدد را به ديوار اتاق ها و خانه هايشان آويزان کرده اند، چون تعهد وتخصص را با هم دارند، پس باز هم می توانند ايران را به عنوان يک الگويی جهانی معرفی کنند و به فکر مديرت جهان باشند . آنها خود را برای همه دوران ها آماده کرده اند .

برخی از آنها در حالی که وزير و وکيل و استاندار و نماينده مجلس و بسياری جاهای حساس ديگر بودند چاره کار را در فرا خواندن استادان دانشگاه به دفاتر کارشان ديدند . روزنامه های اصلاح طلب در دوران خاتمی بارها نوشتند که کمالی وزير ديپلمه کار در دوران هاشمی رفسنجانی يکی از آنها ست . به نوشته همين روزنامه ها او برای رفع خستگی در پشت بام وزارت کار تعدادی کبوتر داشت که بعضی وقت ها هم سری به آنها می زد .

اما بعضی ها زيرک تر از بقيه با پيدا کردن يکی دو واسطه راه شش – هفت ساله دوستان ديروز ورقيبان امروزشان را يک شبه و با خريد مدرک طی کردند . آن هم نه از داخل بلکه از خارج کشور و اتفاقا کشورهايی که در تمام اين سال ها مظهر شيطان و فساد و نابودی بشريت و بدبختی مردم خاورميانه وايران لقب گرفته بودند . تا حالا علی کردان ، وزير کشور، سرآمد اين دسته است . تا در آينده چه از پرده برون افتد ؟

آيا مردان جمهوری اسلامی نابغه هستند ؟ نگاهی گذارا به اقتصاد ، سياست ، فرهنگ و مسائل متعدی که گريبان ايران را بواسطه مديريت آنها گرفته ، پاسخ قانع کننده ای حتی به وفادارترين نيروهای جمهوری اسلامی نمی توان ارائه کرد .

اگر آنها نابغه نيستند و حتی قادر به اداره يک دستگاه ونهاد معمولی هم نيستند و برخی هايشان بنا به گفته آيت الله خمينی قادر به ادراه يک نانوايی نبودند ، چگونه توانستند با داشتن پست های پر مشغله ای چون سفارت ، وکالت ، وزارت و استانداری و معاونت وزير هم زمان در دانشگاه های داخل و خارج کشور درس بخوانند و دکترا بگيرند و حتی نتوانند در مقابل خبرنگاران خارجی و در سفرهايی که می روند يکی دو جمله بدون غلط انگليسی صحبت کنند . يکی ديگر از عجايب جمهوری اسلامی هم اين است که جمع اضداد را ممکن کرده است .

عجب اين که بسياری از اين مديران ارشد و هميشه در صحنه که هم جای پايی در اداره کشور دارند و هم کرسی در دانشگاه ، عمدتا مديريت استراتژيک و مديريت بحران خوانده اند . اما در عمل کمترين اعتنايی به ابتدايی ترين آموخته های مديريتی خود ندارند . آيا آنها واقعا اين دوره های تخصصی را گذرانده اند ؟

*برگرفته از [وبلاگ بهمن احمدی امويی]





















Copyright: gooya.com 2014

Served by Manager.gooya.com in in 0.005 seconds