آقا نترس، فرياد بزن دکتر کردان
توضيح خبرنامه گويا:
از اين پس در اين ستون سلسله مطالبی به قلم نيما راشدان، در باره انتخابات دهم رياست جمهوری در ايران را خواهيد خواند.
***

حاصل بحثهای گذشته تحريم يا شرکت هر چه باشد، حاميان اصلاح طلب آقای خاتمی تصميم به شرکت در انتخابات گرفته اند. با شرکت آقای خاتمی در انتخابات دوقطبی خاتمی – احمدی نژاد شکل خواهد گرفت. خروجی اين دوقطبی پيروزی احمدی نژاد و يا خاتمی خواهد بود، پيروزی احمدی نژاد در اين ميدان چه در برابر خاتمی و چه در برابر تعدادی ديگر از نامزدهای محافظه کار و اصلاح طلب، برای همه ما يک فاجعه تمام عيار خواهد بود، چه طرفدار اصلاحات آرام باشيم و چه ساختاری.
بسياری از نيروهای سياسی طرفدار تغيير مدتها پيش تکليف خود را با پديده انتخابات در جمهوری فعلی اسلامی روشن کرده اند، آنها به هر دليل در انتخابات شرکت نمی کنند، شرکت نکردن در انتخابات درست مثل شرکت کردن حق هر شهروند است، هر شهروند ايرانی در پاسخ به اين سوال که «چرا در انتخابات شرکت می کنی يا نمی کنی» می تواند به سادگی پاسخ دهد « چرايش به خودم مربوط است، شما مشغول کار خود باش»، به نظر من اين پاسخ پاسخی بسيار مناسب و منطقی است. آدم زنده وکيل و وصی نمی خواهد.
نزديک به دهسال است که نه در کارنامه طرفداران شرکت در انتخابات موفقيتی چشمگير در جلب آرای شهروندان به چشم می خورد و نه حاميان عدم شرکت توانسته اند ميزان قابل توجهی از مردم را از شرکت در انتخابات بازدارند. درست مثل سابق، نواحی روستايی و توسعه نيافته با ميزان مشارکتی بعضا تا نود درصد در انتخابات شرکت می کنند در حاليکه حدود شصت و پنج درصد شهروندان شهرهای بزرگ و مناطق توسعه ياقته علاقه ای به شرکت در انتخابات ندارند.
کارنامه هر دو طيف هوادار شرکت و يا تحريم نشان از اشتراکات فراوانی دارد: راهبردهای سطحی و بدون مطالعه، تناقضات نظری، جار و جنجال بيهوده، راهکارهای اشتباه و فقدان منابع لازم برای تحقق اهداف.
اين مجموعه از يادداشتها بيشتر به نقد شرکت کنندگان در انتخابات اختصاص يافته است، اميدوارم فرصتی فراهم شود تا ديدگاهها و عملکرد طرفداران عدم شرکت نيز مورد نقد و بررسی قرار گيرد.
الف – چرا وضعيت اردوی خاتمی نگران کننده است؟
به دو تصوير زير خوب نگاه کنيد:

در بيشتر کارزارهای انتخاباتی دنيا، مصاحبه « وزيری هامانه » وزير نفت سابق آقای احمدی نژاد و افشای نقش کردان در برکناری او – بدون ترديد سرآغاز يک سونامی انتخاباتی می بود، وزير نفت دولت احمدی نژاد که منتخب اوست و قطعا عامل سرويسهای اطلاعاتی دشمن نيست – از فشار رئيس خود برای تحويل وزارت نفت به يک جاعل، دروغگو و مجرم اخلاقی سابقه دار خبر می دهد.
انتشار اين خبر با تيتر ۴۸ پوينت زر سياه در صفحه اول، کمترين کاری بود که روزنامه های نزديک به اصلاحگرايان در يک کارزار انتخاباتی معمولی بايستی که انجام می دادند. روزنامه اعتماد اما، اين خبر را با کوچکترين فونت در هم فشرده آنهم در صفحه چهار و به عنوان آخرين خبر کار می کند، کافيست اندازه فونت متن و تيتر و فاصله خطوط - پيامهای تلفنی خوانندگان را با خبر افشاگری بزرگ – هامانه – مقايسه کنيد، تا دريابيد اين خبر چگونه مورد بی توجهی قرار گرفته و سوخته است. من به جای احمدی نژاد، بذرپاش و يا محصولی بودم برای اعتماد دسته گل تشکر می فرستادم.
کارزار انتخاباتی تعارف ندارد، قانون مند است، شما حق سوءاستفاده از بيماری، معلوليت، مشکلات خانوادگی، نژاد و يا لهجه يک کانديدا را نداريد، شما حق وارد کردن فرزندان خردسال کانديدا و يا فرزندان اطرافيان او به کارزار را نداريد، اخلاق کارزار هيچ جا نگفته اخبار رشوه، جعل، سوءاستفاده از مقام، اختلاس، بی کفايتی و ناکارآمدی رقيب در اختيار رای دهندگان قرار نگيرد. اخلاق کارزار هيچ جا نگفته شما برای ماست مالی و لاپوشانی دسته گلهای مکرر دولت آقای احمدی نژاد سکوت اختيار کنيد. قيمت اين سکوت، از دست رفتن «اعتماد» رای دهندگان است، بدون اعتماد رای دهندگان نتيجه شرکت در انتخابات چيست؟
توقع از آقای تاجزاده اين نيست که مثل همه جای دنيا، داوطلب کاوشگر بفرستند برای کشف سياهکاريهای احمدی نژاد و آنوقت نتيجه را بی روی دربايستی در اختيار کسانی دهد که پس فردا قرار است رای دهند. نه کاوشگری لازم نيست لااقل همين مواردی که به همت مخالفان احمدی نژاد در جناح راست رو شده و رو می شود را آرشيو نکنيد.
فاصله انتقاد يک دولتمرد سابق از احمدی نژاد و تلفن «ويژه» که آقا فرمودند «دهانت را ببند»، بين ۲۴ تا ۴۸ ساعت است، برای استفاده از اعتراف «هامانه» تنها چند ساعت فرصت بود، فرصتی که مثل همه فرصتهای ديگر برباد شد.
اصلاحگرايان انتخابات گذشته را فقط به سرکوب رهبری، آرای سازمانيافته نظامی، عدم بی طرفی صدا و سيما و تقلب نباخته اند، آنان قربانی “خوف کشنده” ای اند، که پس از ترور حجاريان بر جانشان نشسته، محض رضای خدا کلاهتان را يکدم قاضی کنيد و بگوييد اصلاح طلبان از سالها قبل، ماجرای مدرک تقلبی کردان و هزار داستان مشابه ديگر را نمی دانستند؟ البته که می دانستند، پس چرا فاش نکردند؟ چون می ترسيدند. پس چرا احمد توکلی و زاکانی نترسيدند؟ خوب برای اينکه نترسيدند.
شکل گرفتن انتخابات دوقطبی در گرو عقب نماندن از مخالفان محافظه کار احمدی نژاد است، نه اينکه يک هفته يا يکماه صبر کنند و بعد برای توکلی يا زاکانی هورا کشيده و کف بزنند، درآمد سياسی افشاگری زاکانی به جيب زاکانی خواهد رفت و نه محمد خاتمی.
خودسانسوری اصلاح طلبان زير عنوان « ما اهل تخريب نيستيم » توجيه می شود، اولا فعاليت سياسی بدون تخريب ناممکن است، ثانيا ماجرای کردان، دانش جعفری، فرهاد رهبر، هامانه و … اساسا تخريب نيست و انجام وظيفه اطلاع رسانی بی طرفانه است، چه رسد به کارزار انتخاباتی مقابل احمدی نژاد.
به قول اصلاح طلبان و حتی برخی از اصولگرايان، محمود احمدی نژاد کمر به نابودی کشور بسته و مشغول بر باد دادن تمام زيرساختهای اقتصادی، فنی و انسانی کشور است، کجای دنيا نقل قول از دولتمردان اخراجی احمدی نژاد و هشدار دادن خطری که هستی همه شهروندان را تهديد می کند، تخريب است؟
آقای خزئلی به زبان مبارک خود فرموده اند “من به احمدی نژاد گفته ام نترس! آمريکا ميليونها دلار خرج لباسهای تنگ و چسبان خانمها در ايران کرده ” اين دو جمله کليد طلايی انتخابات پيش رويند، اگر اين دو جمله خصوصا جمله آخر به گوش تک تک شهروندان ايرانی برسد، رقيب احمدی نژاد، خاتمی که جای خود دارد، پلنگ صورتی هم باشد انتخابات را با هفتاد درصد آراء در دور اول خواهد برد.
چه هزينه ای “ترکاندن” سخنان خزئلی در جامعه برای ستاد خاتمی خواهد داشت؟ نگران وجهه آيت الله خزئلی هستند يا احمدی نژاد؟ نقل سخنان آقای خزئلی در تيتر يک روزنامه ها و سايتهای اصلاح طلب نه تشويش اذهان عمومی است و نه نشر اکاذيب، حرفی است که يک عالم و فقيه محترم در کمال صحت مزاج زده است، هزينه دارد؟ هزينه اش نوش جان آقای احمدی نژاد، چشم ايشان کور تا با حمايت خزئلی رئيس جمهور نشود. شما برای پيروزی خاتمی قرار است کمپين کنيد يا برای مکدر نشدن چهره باصفای خزئلی و يا رئيس جمهور؟
***
تخريب، «negative campaigning»، «going negative» جزء لاينفک کارزارهای انتخاباتی است، بدون تخريب کارزار انتخاباتی معنی ندارد. توقف تخريب، توقف کارزار است. اما کارزار منفی هم سازوکار مخصوص به خود دارد، استفاده نامناسب، بی رويه و نابجای کارزار منفی بارها و بارها به شکست کانديدايی انجاميده است که از بخت خوبی برای پيروزی برخوردار بوده، سازگاری کارزار منفی با شخصيت کانديدا نيز بسيار مهم است، چهره و شخصيت سياسی آقای خاتمی با تخريب، کلمات تحريک آميز و درشت سازگار نيست، آقای خاتمی چهره و تصوير خاصی در افکار عمومی دارد که با استفاده از روشهای مرسوم PR می توان آن را قدری و فقط قدری جابجا نمود، استفاده خاتمی از تخريب و حمله به ديگران بدون ترديد به سقوط محبوبيت او خواهد انجاميد و نه افزايش آن، برای همين است که کارزارهای انتخاباتی دنيا، معمولا بار کمپين منفی را از دوش کانديدای اصلی خود برداشته به ديگر اعضا و سخنگويان کمپين می سپارند. لاريجانی و نيک بروان را يادتان هست؟
کلام آخر اين يادداشت اينکه ، اگر توان نقد احمدی نژاد را نداريد، لااقل حملات درونی اردوی اصولگرا را برای افکار عمومی تشديد کنيد، احمدی نژاد گرفتار گرداب سکندری است که نه دست غيب ميدان پاستور به کارش می آيد، نه رای سازمانيافته نظاميان و نه حتی توجهات حضرت خضر.
نتيجه انتخابات روبرو شکست احمدی نژاد است با اختلاف قابل توجه. اصلاح گرايان انتخابات را به احمدی نژاد نخواهند باخت، باختی اگر درکار باشد باخت به «ترس و فقدان اعتماد به نفس» تحميل شده به حاميان سيد محمد خاتمی است و بس. اگر آقای خاتمی واقعا به نجات کشور و پيروزی در انتخابات می انديشند، جمله زير را به گردانندگان کمپين خود توصيه نمايند :
« به گونه ای کارزار کنيد که رای دهندگان سياهی و نکبت چهارسال گذشته را برای لحظه ای هم که شده فراموش کنند»
***
در قسمت دوم اين يادداشتها بررسی کارزارهای انتخاباتی را با توجه به وضعيت خاص ايران، کانديداهای احتمالی نظير ميرحسين، کروبی و يا نوری پی خواهيم گرفت .
[لطفا نظر دهيد]