آدم خيلی مهم در توالت!
هادی خرسندی
http://news.gooya.com/politics/archives/2009/01/081779.php
خبرش اين بود که يک نمايندهی مجلس که تأخير داشته، برای سوار شدن به هواپيمای اصفهان – تهران، جلوی چرخ هواپيما ميايستد و مزاحمت ايجاد ميکند تا سوارش ميکنند. يک روحانی عاليرتبه که در اين پرواز بوده و برای اعتراض به حرکت نماينده، از هواپيما پياده شده، ميگويد:
«من برای دفاع از مردم و عمر و وقت آنها و نيز دفاع از نظام از هواپيما خارج شدم. برخیها میخواستند اين رفتار را به پای کل نظام بگذارند. ...... میتوانيد از مسئول پاويون فرودگاه اصفهان بپرسيد. ايشان (نماينده مجلس) از ساعت ۷ در پاويون حضور داشتند، ولی موقع سوار شدن، تشريف بردهاند برای رفع قضای حاجت و هر چه هم رفتند در زدهاند، ايشان حاضر نبودهاند. ... اعتراض من به نماينده و مديران امنيتی و مديريت خود فرودگاه بود و بعد دفاع از حقوق مردم و دفاع از نظام که کسی به نظام بدبين نشود ........ »
البته آقای نماينده، ماجرا را تحريف شده ميداند و گفته است «با حساسيت تمام، اين اتفاق تلخ را ريشهيابی و از تمام اهرمهای قانونی» برای روشنگری استفاده ميکنم.
ايشان ضمن اشاره نکردن به سد کردن راه هواپيما، صريحاً گفته است که سخنان حجتالاسلام سالک در رابطه با «قضای حاجت»، درست نيست.
آدم خيلی مهم در توالت!
نمايش در دو پرده
-------------------------------
اين نمايشنامهی دو پردهای، که بر اساس حقايق بالا نوشته شده، کوششی است ميهندوستانه در راه کشف حقيقت که آيا قضيهی «قضای حاجت» درست بوده يا خير.
-------------------------------
پردهی اول:
آدمهای نمايش:
۱- حجتالاسلام احمد سالک (متهم)
۲- حسين حسنی بافرانی. نماينده نائين (شاکی)
۳- رئيس دادگاه --- ۴- وکيل شاکی.
(توضيح: متهم وکيل ندارد و خودش دفاع ميکند.)
---------------------------
پرده بالا ميرود – صحنه: دادگاه
---------------------------
رئيس – بسمالله الرحمن الرحيم. بسمه قاصم الجبارين. انالله و انا اليه راجعون. جناب آقای سالک سخنگوی سابق جامعه روحانيت مبارز ....
سالک - و نماينده اسبق ولی فقيه در نيروی قدس سپاه ....
رئيس- و متهم فعلی.
سالک - بله.
رئيس- تفهيم اتهام شدهايد؟
سالک - دوباره بفرمائيد.
رئيس- آقای حسنی نسبت به اتهام شما ادعای شرف کرده که گفتهايد تأخير هواپيما، علتش معطلی آقای حسنی در توالت بوده.
سالک - من چنين چيزی نگفتم.
رئيس- در کيفرخواست! آمده.
سالک – غير ممکن است. بنده از وقتی انقلاب شده تا به امروز ديگر لفظ منحوس توالت را بکار نبردهام.
رئيس- دبليو.سی؟
سالک - ابدا.
رئيس- مستراح.
سالک - نگفتم.
رئيس- آبريزگاه، دستشوئی، خلا، مبال ......
سالک - هيچکدام. من عرض کردم "تشريف بردهاند برای رفع قضای حاجت".
رئيس- از کجا ميدانستيد؟
سالک - از آنجا که "هرچه هم رفتند در زده اند، ايشان حاضر نبوده است."
رئيس- شما خودتان در زديد؟
سالک - ببخشيد نهخير. اولاً که بنده سخنگوی سابق جامعه روحانيت مبارز هستم .....
رئيس- و نماينده اسبق ولی فقيه در نيروی قدس سپاه .
سالک - ثالثاً! در آن موقع توی هواپيما بودم.
رئيس- پس با چه اطمينانی اين حرف را زديد؟
سالک - "میتوانيد از مسئول پاويون فرودگاه اصفهان بپرسيد....."
وکيل شاکی- جناب آقای رئيس. ايشان که خودشان روحانی و سخنگوی روحانيت بودهاند حتماً ميدانند که مادام که چهار شاهد عادل شهادت نداده باشند که موکل من در دستشوئی بوده ....
حسنی – تازه در آن صورت هم بايد نخ رد کنند! ......
رئيس- آقای حسنی شما توضيح المسائل وضع نکنيد لطفاً. فقط توضيح بدهيد که وقتی آن تو بوديد صدای در زدن شنيديد؟
حسنی- کدام تو؟
رئيس- همان آبريزگاه.
حسنی- من اصلاً آن تو نرفتم.
سالک - شما هفت صبح در پاويون بودی، لابد شش از خانه راه افتادی، ساعت ده سوار شدی. يعنی توی اين پنج شش ساعت، يکبار هم به آبريزگاه سرنزدی؟
وکيل حسنی- اعتراض دارم. متهم عفت کلام را رعايت نميکند. "سرنزدی" در مورد آبريزگاه، حرف خوبی نيست. موکل من نمايندهی پارلمان است بايد در شأن او حرف بزنند.
سالک - ببخشيد. نزول اجلال نفرموديد به خلا؟
حسنی- نهخير.
سالک - پس بفرمائيد رفته بوديد به چرخهای هواپيما ادرار بفرمائيد!
حسنی- آقای رئيس. آن موقع که هنوز هواپيما از تهران نيامده بود يکبار رفتم. الان يادم افتاد!
رئيس- بيشتر فکر کنيد ببينيد باز هم يادتان ميايد؟
حسنی- نه آقای رئيس. هرچه فکر ميکنم يادم نميآيد.
سالک - من پيشنهاد ميدهم دادگاه نيمساعت تنفس اعلام کند که ايشان فکر کند يادش بيايد.
حسنی – من در قسمت VIP بودم. بنابر اين اگر به مستراح رفته بودم همه ميفهميدند.
سالک – و لابد برايت کف ميزدند.
رئيس- VIP چی هست؟
سالک - ناسلامتی يعنی وری ايمپورتنت پرسون.
رئيس- به چه زبانی هست؟
سالک - انگليسی.
حسنی- يعنی شخص خيلی مهم!
رئيس- من تا به حال در پاويون دولتی و آبريزگاه VIP نبودهام. خيلی با آبريزگاههای ديگر فرق دارد؟
حسنی- نه چندان حاجآقا. فقط آفتابهاش سوراخ نيست!
رئيس- هان! پس آنجا رفتهايد؟
حسنی- يک دستی ميزنيد آقای رئيس؟ عرض کردم. يکبار قبل از آمدن هواپيما رفته بودم. دفعات قبل هم رفته بودم. خيلی وقت است VIP هستم.
رئيس- در نائين هم VIP هست؟
حسنی – فقط من بودم که آمدم تهران.
سالک – آقای رئيس! VIP يک سرويس خدمات سطح بالاست، چيزی نيست که در جائی باشد در جائی نباشد و از شهری به شهری برود. در پاويون دولتی هست برای اينکه امثال آقای حسنی قبل از پرواز بروند توی آبريزگاهش، بعد با تأخير بيايند بخوابند جلوی چرخ هواپيما.
وکيل حسنی- همه مسافران شاهدند که موکل من به محض سوار شدن، به آبريزگاه هواپيما رفته است. اين خودش بهترين دليل که قضای حاجت ايشان رفع نشده بوده.
سالک – از کجا معلوم برای ظاهرسازی اين کار را نکرده؟
رئيس- آقای حسنی! وقتی شما در آبريزگاه هواپيما بوديد کسی در زد؟
سالک - آقای رئيس! چه فرقی ميکند آنجا کسی در بزند يا نه؟
رئيس- احتياطاً پرسيدم!
سالک - به هرحال همانطور که بارها تکرار کردم، من "برای دفاع از نظام از هواپيما خارج شدم."
وکيل حسنی- آقای رئيس از ايشان بپرسيد: فرضاً مستراح رفتن موکل من به دفاع از نظام چه ربطی دارد؟ مگر ايشان از داخل مستراح به نظام حمله کرده بود؟
سالک - همانطور که گفتم "برخیها میخواستند اين رفتار را به پای کل نظام بگذارند."
رئيس- يعنی ميخواستند بگويند کل نظام در مستراح گير کرده؟
سالک – به هرحال يک عده ميگويند، يک عده هم باور ميکنند. نظام الان بدجوری آسيبپذير است. من اعتراضم را کردم "که کسی به نظام بدبين نشود."
رئيس- ولی نظام ما بحمدالله در وضعيت خوبی است و هيچکس به آن بدبين نيست. نظام ما همانطور که رئيسجمهور محترم بارها فرموده بهترين نظام دنياست و طوری نيست که با مستراح رفتن يک نماينده .....
حسنی- نرفتم!
سالک - شما فکر کن يادت مياد!
رئيس- با مستراح رفتن يک نماينده کسی به نظام بدبين نميشود، يا خدای نخواسته نظام ما آسيب نمیبيند.
سالک - آقای رئيس بنده خودم توی نظام بودم الان هم هستم. همين چيزها به نظام آسيب ميزند. امروز گير کردن در مستراح، فردا دزدی در آستان قدس، پس فردا سازش با آمريکا، پس تر فردا کمک کردن به حماس، کمکم اين شايعات به نظام لطمه ميزند.
رئيس- آهان. از اون نظر!
سالک - از هر نظری. همه در مقابل نظام مسئوليم چه به مستراح رفته باشيم، چه نرفته باشيم.
رئيس- درست ميفرمائيد.
سالک – به قول امام خمينی ما برای خربزه انقلاب نکرديم!
وکيل شاکی – چه ربطی دارد؟
رئيس – آقای سالک! اگر ممکن است يک قول مربوطتری از امام نقل بفرمائيد.
سالک – فعلاً يادم نميآيد.
حسنی- من خودم مصونيت پارلمانی دارم. اگر بيست و چهار ساعت هم در توالت ....
رئيس- مستراح.
حسنی- در مستراح بمانم کسی نميتواند متعرضم شود. آقای سالک ميگويد وقتی من آنجا بودهام آمدهاند در زدهاند و بنده حاضر نبودهام.
سالک - خودم نيامدم.
حسنی – هرکس آمده، بيخود آمده، بيخود در زده. شايد من آنجا تحصن کرده بودم!
رئيس- آرام باشيد!
حسنی – چرا آرام باشم؟ چه جوری آرام باشم؟ من نمايندهی مردم شريف نائين در مجلس شورای اسلامی هستم، عضو فراکسيون اصولگرايانم ....
رئيس- داد نزنيد، گريه هم نکنيد!
حسنی- عضو پارلمان اين کشورم. چه خونها که در راه مشروطيت ريخته شد! چه مجاهدتها و جانفشانیها کردند تا فرمان مشروطيت امضا شد! آقای سالک برويد تاريخ مشروطيت را بخوانيد تا بدانيد گير دادن به يک وکيل مجلسی که لوفرض در توالت ....
رئيس- مستراح!
حسنی- مانده باشد، شما حق نداريد به دنيا اعلام کنيد! شما به خونبهای مشروطيت خيانت ميکنيد. به خبرگزاری رويترز چه مربوط که من در مستراح بودم؟ در زدند يا نزدند؟ به سايت تابناک چه مربوط؟ همه ميدانند که بعضیها قبل از پرواز دلپيچه ميگيرند، اما شما که خودتان سخنگوی جامعهی روحانيت مبارز بودهايد و نمايندهی ولی فقيه در نيروی قدس سپاه بودهايد، هيچوقت آيا خودتان ......
رئيس- ادامه ندهيد آقا ......... جلسهی دادگاه نيم ساعت تعطيل. آقايان هرکاری دارند، بکنند برگردند.
حسنی- آقای رئيس! لطفاً بفرمائيد اگر من دير کردم آقای سالک نيايد در بزند.
(پرده میافتد)
-----------------------------------
پرده دوم:
ستارخان و باقرخان، دست انداختهاند گردن هم، زار زار گريه ميکنند. بعد هم قاه قاه قاه ميزنند زير خنده!
پايان
[اصغرآقا] سايت هادی خرسندی