جمعه 15 خرداد 1388   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

سر اومد زمستون... شکفته بهارون

هادی خرسندی

آقای ميرحسين موسوی حساب کرده است که با آن کشتاری که از چريک‌های فدائی خلق در زمان نخست وزيری ايشان و در باقی ايام مستدام جمهوری اسلامی شد، ديگر کسی باقی نمانده که مصرف‌کننده يا مدعی سرود چريک‌ها باشد. بنابر اين آن را برای موزيک متن فيلم تبليغاتی خودش انتخاب کرده. حالا ديگر شخص ايشان است که:



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


«توی کوهستون،
دلش بيداره
تفنگ و گل گندم،
داره مياره.
توی سينه اش جان جان جان (يعنی ميرحسين جان)
يه جنگل ستاره داره!
(آقای موسوی)
لبش خنده نور (است)
دلش شعله شور (است)
(احتمالاً دست و پاش هم بلور است!)
صداش چشمه و يادش
آهوی جنگل دور (است)
(و به خاطر اينکه ايشان رأی بياورد:)
تو کوها دارن گل گل گل آفتابو ميکارن!»

توی اين هير و وير، آقای احمدی‌نژاد هم با استفاده از فرصت سرود «ای‌ايران» را به نفع تبليغات خودش مصادره کرد و با کلمات جديدی که زياد هم مفهوم نيست! ارائه‌اش داده.
تا آنجا که کامپيوتر ضعيف من با رزولوشن پائين توانست بگيرد و گوش کنم چنين بود:
«ای ايران ای احمدی نژاد
ای مأمور مخفی موساد
دور از تو انديشه و سواد
پاينده شد از تو هر فساد...»

(اگر ذخيره‌های ذهنی من روی حس شنوائيم اثر گذاشته باشد، خودم بی‌تقصيرم!)
و باز جای شکرش باقی که آقا محمود، ترانه - سرود معروف «مرا ببوس» را برای تبليغاتش انتخاب نکرده وگرنه عده‌ای درجا زهره ترک می شدند.

همين مانده که آقای کروبی هم سرود شاهنشاهی را مصادره کند:
«کروبی ما زنده بادا....
پايد کشور به کرش! جاودان...»

آقايان انگار يادشان رفته که فقط قرار بود سرود «انجزه - انجزه» بخوانند و امام خمينی خواندن هر سرود ديگری را برايشان ممنوع کرده بود. آن هم سرود دزدی. آن هم در مملکتی که وقتی دست آفتابه‌دزد را قطع می کنند، معلوم نيست چه مجازاتی در انتظار دزدان آهنگ و ملودی و شعر و ترانه باشد. (اميدوارم اگر محکوميتشان سنگين باشد آقای اوباما دخالت کند و آزادشان کنند!)

شاعر فرمايد:
طرف آمد سرود را دزديد
دود دورود دود دورود را دزديد

دست انداخت روی ای ايران
در وطن هر چه بود را دزديد

هر که شد کاره ای در اين کشور
ثروت اين حدود را دزديد

هر که شد رهبری به او مايل
از افق تا عمود را دزديد

با رئيسش ز پول بيت المال
اصل را خورد و سود را دزديد

با چراغی عوامسوز آمد
که فراز و فرود را دزديد

اول از شاخه ميوه‌ها را چيد
دوم از ريشه کود را دزديد

هاله‌ی ماه آسمان کش رفت
رنگ چرخ کبود را دزديد

بدتر اينکه ز امت نادان
بی وجودی، وجود را دزديد


[اصغرآقا، سايت هادی خرسندی]


از همین نویسنده | ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 

























Copyright: gooya.com 2011

Served by C#1 Server #1 in 0.008 seconds