از همین نویسنده
24 مهر» ای رجائی رجائی کجائی؟11 مهر» اين تيغ نه از بهر ستمکاريت دادند! 31 شهریور» خودمونی با خانم کلينتون و اينترسهاش! 17 شهریور» بولوار ايرج شيرين سخن 8 شهریور» چهار مقوله
بخوانید!
9 آبان » شعارها جلوه گاه فرهنگ اند...
6 آبان » وقتی که مرغ پخته گريهاش می گيرد! 2 آبان » روز کورش بزرگ و سنجش يابی امروز برای فردا 27 مهر » محمود احمدی نژاد: مجازات های بين المللی و انزوای اقتصادی ايران، گفتگو با سعيد قاسمینژاد (بخش آخر) 25 مهر » منم سوگواری ز ايران زمين
پرخواننده ترین ها
» آرامگاه رضا شاه (تصویر)
» تهدید به بازداشت دختران میرحسین، ممنوعیت تدریس برای یکی از فرزندان، کلمه » سانسور همراهان خمینی در تصویر خبرگزاری فارس » روسيه: موضع اسرائيل نسبت به ايران عواقب فاجعه باری را در پی خواهد داشت، العربيه » دختران و مدیریت غرایز! (تصویر) » رهبر ايران مسوول اصلی حبس رهبران منتقد بايد آنها را آزاد کند، کمپين بين المللی حقوق بشر » اولين بيانيه فهرست انتخاباتی "صدای ملت" (منتقدان دولت دهم)، مهر » گلوله باران شهر حمص توسط ارتش سوریه وارد ششمین روز خود شد، راديو فردا وقتی که مرغ پخته گريهاش می گيرد!هادی خرسندی نهخير! در خانهی هر ايرانی يک جلد ديوان حافظ نيست. به جرأت ميگويم که کتاب «هنر آشپزی» را بيش از هر کتاب فارسی ديگر در خانهی صدها ايرانی در سه قارهی اروپا، آمريکا، و اقيانوسيه، ديدهام. با کنجکاوی و به منظور هم.
اين منظومه را که نميدانم شعر است يا شيرينکاری قافيه و آکروباسی کلمات، با غصه شروع کردم. از يکجائی هم از دستم در رفت و ميرفت که ۱۷۰۰ جور خوردنی کتاب "هنر آشپزی" در بر بگيرد که نگهش داشتم و خلاصهاش را به ياد زن بزرگ و هنرمندی، که آشپزی را "هنر" گفت و از عهدهاش بيرون آمد، اينجا ميآورم.
مطبخی در عزای منتظمی ××× توی مطبخ همه ز خرد و کلان هر غذائی در آشپزخانه گشته همدرد کوفته تبريزی آش رشته کنار ايشان است شلهزردی فغان کنان اين بين دلمه بر تن دريده پيراهن رولت گوشت ناله سر داده اينطرف ميرزاقاسمی غمگين نرگسی قهوه ميکند تعارف های های سکنجبين با يخ نيست يک دم ز غصه آسوده کتلت دسته دار، دلخسته می کند قيمه، عاصی و بیتاب قرمهسبزی عبوس و تلخ و پکر تلخ بنشسته باقلاقاتق کره در حال تسليت با کارد قابلمه گوشهای غريبانه شده از غصه باقالی بيهوش گاه يک بسمه تعالايی میکند گاه از رزا يادی سر دهد يک صدای ساده، دمی آبکش غمفزاست آخ آخش "تاوه" با روی گرد و دمب دراز ظرفها رفته هر طرف بیحال ميکشد کوفتهريزه دائم آه باميه با کدو سخن دارد زعفران و سماق و زيره و کشک آشپزخانه غصهدار شده رفت آن بانوی پر آوازه رفت استاد آشپزخانه آنکه با پخت و پز هنر ميکرد ملتی از کتاب او حظ کرد تيغ سانسور در کتاب آمد کاغذ آن کتاب پرتيراژ ليک بهر کتاب غايط و بول گر دهی شرح مبطلات نماز گر دهی شرح مبطلات وضو هرچه کاغذ به هرچه انبار است بنويس از جماع با حيوان بگو از گوسفند و بزغاله گر که سکسی نويسیاش کافی ليک در باب طبخ و آشپزی پخت و پز از طريق عکس و کتاب زن که اهل کتاب خواهد شد راه او بر کتاب بايد بست Copyright: gooya.com 2011
|
||||||