دوشنبه 30 آذر 1388   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

گفت‌و‌گوی جمشيد اسدی با کورش زعيم، بخش دوم: پاسداری از فرهنگ و تاريخ ايران

دوشنبه ۷ دی ۱۳۸۸، ۲۱ دسامبر ۲۰۰۹

www.AssadiOnline.com
Assadi3000@yahoo.com

نکته ای پيش از گفتگو. زمانی که بخش دوم گفتگو با مهندس کورش زعيم را به سايت گويا تحويل می دادم، از مرگ آيت الله منتظری خبردار شدم. با دلی سرپا اندوه درگذشت وی را تسليت می گويم. نه فقط به بازماندگان او که به ايران. به ياد يکی از سخنرانی های بازپسين اش در مورد "نفس" می افتم. سخنان روحانی از اين دست قلب را می نوازند. چه فرق می کند که شنونده خدا باور باشد يا نه!
با خود می انديشم که حضرت آقا منتظری الگويی برای ايران آزاد فرداست؟ سياست و حکومت مستقل و جدا از مذهب، اما روحانيونی که همواره آزادگی را به شهروندان آزاد يادآور می شوند و حرف دل می زنند و بر دل می مانند. اين همه ايرانی که به سوگواری اش نشستند و به مزارش رفتند، مگر مجبور بودند؟ نه! به دنبال حرف دل خويش رفتند.
من هم اگر به جور از وطن دور نبودم به قم می رفتم و از کسی که بفهمد و بداند می پرسيدم: برای آمرزش روح در زير لب چه بايد گفت؟ اگر بيش از اين بايد گفت که: روانش شاد و يادش مبارک!



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


بخش نخست گفتگوی نگارنده با کورش زعيم در مورد جبهه ملی و مناسبات وی با جبهه ملی پيش از اين آمد. در اين جا بخش دوم کفتگو را می آوريم در باره کوشش های زعيم برای پاسداری از فرهنگ و تاريخ ايران. در آخرين بخش اين گفتگو، بخش سوم، که پس از اين خواهد آمد با مهندس زعيم به سياست کنونی ايران خواهيم پرداخت.
در مقدمه بخش نخست اين گفتگو در باره سابقه و کارهای سياسی کورش زعيم سخن رفت که همه در ارتباط با انديشه و جبهه ملی بود و هست. اين مقدمه با مهر و همکاری خود او تهيد شده بود. کورش زعيم اما نويسنده و پژوهنده هم هست. در زير فهرستی از کتاب های او را می آوريم، بدون اشاره به مقالات متعدد او.
تاليفات تا سفر به آمريکا برای ادامه تحصيل (۱۳۳۷)، يعنی تا پيش از نوزده سالگی: بياييد کمی فکر کنيم. ۲ شماره جزوه چيستان و سرگرمی (۱۳۳۱)، مجموعه داستان های کوتاه نقطه بر آب (۱۳۳۳، در در سيزده سالگی)، داستان جوجه ها به پرواز در می آيند (۱۳۳۴، در چهارده سالگی)، مردان بزرگ کاشان: بيوگرافی بزرگان دانش و هنر کاشان (۱۳۳۵، در شانزده سالگی)، داستان گردباد (۱۳۳۶، پانزده سالگی).
ترجمه ها تا سفر به آمريکا برای ادامه تحصيل (۱۳۳۷): اسناد خونين و جانی فراری: داستان های کوتاه (۱۳۳۱)، تندرستی و زيبايی (۱۳۳۳)، داستان تاريخی کونتين دوروارد نوشته سر والتر اسکات (۱۳۳۴، داستان).
تاليفات فنی و حرفه ای: چوب، جزوه فنی چوب شناسی (۱۳۵۹)، تخته، کتاب فنی صنعت چوب (۱۳۶۰)، طراحی کارخانه، کتاب مهندسی صنايع (۱۳۶۰)، مالکيت صنعتی و پيشرفت صنايع، مديريت و سياستگزاری صنعتی (۱۳۶۲)، کتابدستی رياضييات، مجموعه قواعد، فرمولها و جدولهای رياضی (۱۳۶۲) و خودآموز ساختمان، دستورالعمل اجرای ساختمان (۱۳۷۸) و زيست انرژی: دانش و کاربرد انرژی درمانی (۱۳۸۶).
تاليفات سياسی: اسرار کودتای ۲۸ مرداد، پژوهش سياسی (۱۳۳۹)، نفوذ امپريالسم در اقتصاد جهان سوم: مجموعه مقالات سياسی (۱۳۵۹)، امپراتوری شوروی بکجا می رود؟ (۱۳۶۰)، جبهه ملی ايران: تاريخچه نهضت ملی ايران (۱۳۷۹).
ترجمه کناب های فنی و حرفه ای: برشگاه ها. مهندسی راه، نوشته جان بروالد و وارن فريک (۱۳۶۱) و تاريخچه زمان. دانش فيزيک فضايی، نوشته استيون هاکينگ (۱۳۸۳).
ترجمه کناب های سياسی: طبيعت فقر توده ای، فلسفه اقتصادی، نوشته کنث گالبريث (۱۳۶۰)، آينده بشر، فلسفه اجتماعی، نوشته رابرت ويليام کلارک (۱۳۶۱)، تئوری های امپرياليسم. فلسفه سياسی، نوشته ولفگانگ مومسن (۱۳۶۳)، آزادی و مسئوليت روشنفکران. فلسفه سياسی، نوشته کارل پوپر (۱۳۷۹)، سوسياليسم در گذشته و در آينده. فلسفه سياسی، نوشته ايگور شافارويچ (۱۳۸۶)،.شهر خدا – ساوونارولا و جمهوری. تاريخ، نوشته ويل دورانت (۱۳۸۶) و کورش بزرگ گزنفون – هنر جنگ و رهبری. لاری هدريک (چاپ امريکا، ۱۳۸۷، چاپ ايران ۱۳۸۸).


کورش زعيم برای پاسداری و بزرگداشت فرهنگ و تاريخ ايران چندين سخنرانی در کنار آرامگاه کورش کبير انجام داده است. عکس بالا مربوط به سخنرانی وی در ۷ آبان ۱۳۸۶ در پاسارگاد است و اعلام روز ملی ايران


جمشيد اسدی. آقای مهندس زعيم! پيش از اين در باره جبهه ملی گفتيم و شنيديم. اگرموافق باشيد در اين بخش از گفتگو به فرهنگ ملی ايران و به ويژه کارهای شما در اين مورد بپردازيم.
کورش زعيم:
من آماده پاسخگويی به پرسش های شما هستم.

جمشيد اسدی. شهرت شما در کشور تنها به دليل کار سياسی نيست. ايرانيان و ای بسا ايران دوستان شما را در عين حال به عنوان کوشنده و پاسدار فرهنگ بلند اين مرز و بوم نيز می شناسند و ارج می نهند. اجازه دهيد در همين مورد پرسشی مطرح کنم: بارها در مراسمی رسمی برای يادبود کورش بزرگ شما سخن گفته ايد. برخورد مقامات رژيم با اين گونه مراسم و پاسداشت فرهنگ پيشا اسلامی ايران چيست؟ برخورد آنَان با خود شما چگونه است؟
کورش زعيم:
رژيم جمهوری اسلامی ديدگاه ها و تلاش های فرهنگی مرا تا حدودی پوشش برای ابراز ديدگاه های سياسی تلقی می کند. بهمين دليل در دو سال گذشته که من علی رغم هشدارها و تهديدهای رژيم برای سخنرانی به پاسارگاد رفتم، از ورود من جلوگيری کردند. از آنجا که عملکرد جمهوری اسلامی در پيوند با فرهنگ و تاريخ ايران و به ويژه ميراث ما ايرانيان آنچنان ضد ارزش و نابودساز بوده که هرکجای آن را دست بگذاريد به سياستگذاری ها و فساد سياسی و مالی رژيم ارتباط پيدا می کند. از سوی ديگر، فرهنگ و تاريخ پيشا اسلام ايران اين رژيم را آزار می دهد، زيرا فرهنگ بيگانه و واپسگرايی که جمهوری اسلامی تلاش برای استواری آن در ايران می کند در برابر فرهنگ ايرانی جلوه و جذابيتی ندارند. ميزان دهشت انگيز نابودسازی های عمدی ميراث تاريخی و فرهنگی ايران در طی اين سی سال که در چهار سال گذشته شتابی نجومی يافته و اکنون به فرهنگ ستيزی نرم افزاری، در چارچوب تشويق بيگانگان به اجرای پروژه های فرهنگی و هنری برای وارونه نمايی تاريخ و فرهنگ ايران، تحريف تاريخ ايران در کتابهای درسی و توهين سران جمهوری اسلامی به بزرگان تاريخ ايران، هم کشانده شده، نشانه ای از اين ناسازگاری است.

جمشيد اسدی. برخورد مردم با مراسم بزرگداشت فرهنگ پيشا اسلامی ايران چگونه است؟ با خود شما به عنوان کوشنده اين راه چطور؟
کورش زعيم:
برخورد مردم با اين آيين های بزرگداشت که کنشگران فرهنگی کشور به هر بهانه ای برپا می کنند غرور آفرين است و نشان می دهد عشق ايران را نمی توان با هيچ چيز در دل مردم ما جانشين کرد، حتا با ترس. برخورد با من هم تا کنون بسيار غرورانگيز بوده، بويژه برخورد جوانان و دانشجويان، و مرا ترغيب کرده که به تلاشهای خود ادامه بدهم و ديگران را هم به همراهی يا پيشگامی تشويق نمايم.

جمشيد اسدی. ماجرای انتقال چندروزۀ استوانۀ کوروش ازلندن به ايران به کجا کشيد؟ دراين مورد چه نظری داريد؟ چطور شده است که نظام جمهوری اسلامی در پی اين کار رفته است؟ نظام با اين کار در پی چيست؟
کورش زعيم:
نظام جمهوری اسلامی هميشه در پی نمايش های دروغ و مغاير با ذهنيت واقعی ضد ايرانی خود است. بسياری از گروه ها و کنشگران فرهنگی در داخل و خارج کشور، بويژه کميته نجات پاسارگاد (سايت www.savepasargad.com) به موزه بريتانيا نامه نوشته اند و با شرح دادن خطرات چنين اقدامی آنها را از فرستادن اين ميراث گرانبهای جهانی به ايران در زمان حاکميت جمهوری اسلامی منع کرده اند. اين اقدام جمهوری اسلامی در راستای استراتژی خلع سلاح مخالفان از ابزار مخالفت با سياست فرهنگی ايران ستيزش است. در راستای همين سياست، در حاليکه از يک سو به تخريب عمدی فرهنگ و تاريخ ايران می پردازند و ملی گرايی را تقبيح می کنند، سرود ای ايران را که منع کرده بودند می نوازند، تصويرهای ايران کهن را در تلويزيون نشان می دهند، روز جهانی کورش را پس از مشاهده استقبال مردم بنام خود روز کورش می خوانند و اکنون هم در حاليکه نه منشور کورش و نه منشور حقوق بشر سازمان ملل را بهيچ وجه پذيرا نيستند می خواهند منشور حقوق بشر کورش را نمايش بدهند. من خود نيز در صدد نوشتن نامه ای به موزه بريتانيا هستم تا به آنها در برابر چنين خطرپذيری هشدار دهم و اميدوارم که همه ايرانيان دلسوز همين کار را بکنند و جلو اين اقدام خطرناک را بگيرند. بشريت رويداد ديگری مشابه نابودی تنديس بودا در افغانستان را نمی پذيرد.

جمشيد اسدی. قرار بود در آبان ۱۳۸۸ برای بزرگداشت کورش کبير سخنرانی کنيد که گويا مقامات جمهوری اسلامی جلوی اين کار را گرفتند. چرا مگر قرار بود چه بگوييد؟ آيا ايشان از متن سخنرانی شما آگاهی داشتند؟ چطور است که مقامات جمهوری اسلامی از يک سو در پی آوردن استوانۀ کوروش از لندن به ايران اند و از سوی ديگر از مراسم بزرگداشت او جلوگيری می کنند؟
کورش زعيم:
اين کار را در سال ۱۳۸۷ هم با من کرده بودند. سخنرانی من در روز ۷ آبان ۱۳۸۶ در برابر آرامگاه کورش برايشان بسيار گران آمده بود، بويژه که متن سخنرانی ۸۶ و اينکه اين روز را که توسط کميته نجات پاسارگاد بنام روز جهانی کورش اعلام شده بود، بنام روز ملی ايران اعلام کردم، جلب توجه و علاقه بخش قابل توجهی از جوانان را کرده بود. جمهوری اسلامی از تکرار اين کار واهمه داشت که مبادا من بصورت محوری برای جذب جوانان درآيم. امسال هم پاسارگاد را محاصره نظامی کرده بودند و هيچ کس را راه نمی دادند و بی درنگ پس از اينکه من و مهندس حميدرضا خادم از اتوبوس پياده شديم، انگار منتظر ما بودند، پيش آمدند و پس از عکسبرداری از همه محتويات جيب هايمان و توقيف سه نسخه موجود متن سخنرانی آماده شده برای آن روز را که در جيب هايمان پنهان کرده بوديم، آمرانه و با تهديد ما را وادار به ترک آنجا کردند.

جمشيد اسدی. فرهنگ ايران فرامرز است. دست کم در جان و دل ما ايرانيانی که به زور و ستم از ميهن به دور مانده ايم، زنده و پابرجاست. ام در کشور تصور از ما ايرانيان برون مرز چيست؟ منظور اين است که شما ايرانيان داخل کشور در مورد هم وطنان خارج از کشور چه فکر می کنيد؟ به ويژه آن ها که به لحاظ سياسی مجبور به ترک کشور و اقامت در خارج شده اند؟
کورش زعيم:
از ديدگاه ما کنشگران مدنی و سياسی، افسوس است که حضور آنان را در کشور از دست داده ايم. اگر اين شمار عظيم مغزهايمان را از دست نداده بوديم، شايد اين شخصيت های حقيری که اکنون بر ما حکومت می کنند ماندگاری کمتری می داشتند، و يا اين نابودسازی گسترده ای که در همه زمينه های زندگی ما، مانند صنعت، کشاورزی، دانش، هنر، ادبيات، محيط زيست، ميراث تاريخی و فرهنگی، فرصتهای استراتژيک، روابط بين المللی، و ضايعات اجتماعی مانند فساد باورنکردنی، بيکاری، اعتياد، قاچاق، فقر همگانی و تن فروشی و خودکشی ناشی از نااميدی و غيره، انجام شده دستکم در اين ابعاد نجومی رخ نمی داد. البته آنان که به دلايل سياسی و حقوق بشری مجبور به مهاجرت شده اند، حقوق بشری خود را اعمال کرده اند.
ولی اکنون که ما اين هم ميهنان را در برونمرز داريم، از آنان انتظار داريم که ما را در ايران و در چنگال اين رژيم ماقبل تاريخ تنها نگذارند، صدای ما را به جهانيان برسانند و خواستهای ما را مطرح و منتشر کنند و افکار عمومی جهانيان را درباره ما آگاه و به پشتيبانی از ما مردم ايران ترغيب و تهييج نمايند.


کورش زعيم به نمايندگی از جبهه ملی دوچرخه سوارانی که مسير مشهد ـ قونيه را برای بزرگداشت مولانا رکاب می زدند همراهی می کند

جمشيد اسدی. روشن است که ايرانيان برون مرز يک دست نيستند و به ويژه از ديدگاه سياسی به دسته های گوناگونی قابل تقسيم اند. به باور شما آن دسته از ايرانيان برون مرز که به راحتی خواهان دموکراسی و حاکميت مردم در کشورند و اين دگرگونی را تنها از دورن کشور به اتکای نيروی ملی درست می دانند، چه بايد بکنند که کارهايشان مفيد به حال مبارزات و جنبش مردم در درون کشور باشد؟ با توجه به آن که جناح سرسخت جمهوری اسلامی، هر تماس را با خارج دليل وابستگی به دشمن می داند و کار را به همين اتهام بر هم ميهنان درون مرز سخت تر می گيرد.
کورش زعيم:
من اهميت نمی دهم جناح سرسخت جمهوری اسلامی در اين باره چه می انديشد، اگر براستی توان انديشيدن داشته باشند، من باور دارم که همه ايرانيان برونمرز خواهان آزادی کشور و برپايی مردم سالاری در ايران هستند. با پذيرش اين راستی که دسته های گوناگونی با انديشه های متفاوت هر کدام به سبک خود در حال مبارزه هستند، ما انتظار داريم که به ديدگاه های مخالف خود نيز احترام بگذارند تا بتوانند در تلاش برای يافتن يک وجه مشترک، که آنهم می تواند هدف پايان دادن به خودکامگی فساد-پايه کنونی و حاکميت ملت باشد با هم همآوا شوند. اما، شوربختانه، برخی اوقات برخی از آنها به مبارزه با يکديگر می پردازند و در هنگام تهی شدن از منطق و استدلال به ترور شخصيت های يکديگر اقدام می کنند. توهين و تهمت به يکديگر باعث دوری بيشتری از هم می گردد و در نتيجه، انرژی مبارزاتی آنها در رويارويی با يکديگر تلف می شود و ما در ايران از ياری آنها بی نصيب می مانيم. هرچند شمار اينگونه کسان بسيار اندک است، ولی ناسزاگويی و تهمت و توهين برد نمايشی و رسانه ای بيشتری دارد، چون خوانده های بيشتری را جلب می کند. من از اين هم ميهنان که سراسر سرايشان را با آينه پوشانده اند، تمنا دارم که در اين دوران بسيار حساس و سرنوشت ساز برای ميهنمان ايران، اگر نمی توانند يار باشند، بار نباشند.
ولی اکثريت مبارزان برونمرز خواهان دموکراسی و رعايت حقوق بشر در ايران هستند و از دسته بندی های محدودکننده پرهيز می کنند. من در دو سه سال گذشته شاهد تحول زيبايی در اين ميان بوده ام که کنشگران سياسی برونمرز وقتی يک حرکت مثبت و درست را در راستای بزرگداشت يا نجات ميهنشان مشاهده می کنند، فارغ از دغدغه های سازمانی و آرمانی خودشان و اختلافات فلسفی يا سليقه ای با کنشگر مطرح، از آن کنش پشتيبانی می کنند. اين نشانه رشد و بلوغ سياسی ماست و همين ذهنيت باز و تقويت و احترام متقابل است که جنبش مردمی ايران را نيرو می دهد و ما را به هدف مقدس آزادی ايران از چنگال بيگانه انديشان نزديک می کند.


دکتر دادخواه از سوی کميته جهانی نجات پاسارگاد جايزه بهترين شخصيت سال ۱۳۸۶ را به کورش زعيم تقديم می کند.


از همین نویسنده | ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 

























Copyright: gooya.com 2011

Served by C#1 Server #1 in 0.019 seconds