سه شنبه 10 فروردین 1389   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

ساسی مانکن پشت ويترين اوين

هادی خرسندی

اول - توضيحی برای آنان که وقت اضافی دارند:
در پيوند با «پرسشی .....» که با امضای «شريف دادوند» عليه من در «گويانيوز» آمده، يادآور ميشوم که بجا و بلکه لازم ميبود که فرستنده چنانکه معمول اينترنت است، لينک نوشته‌های مرا - که مورد استناد قرار داده - به خوانندگان «گويانيوز» ميداد، تا کج‌خيالان، ظن بد بر نويسنده‌ی «رنجنامه!» نبرندکه حقه‌بازی کرده و ذهن ِ خالی از سابقه‌ی خوانندگان «گويانيوز» را به بازی گرفته است!



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


در غياب اين حس مسئوليت حساب شده‌ی فرستنده، اين وظيفه بر عهده‌ی مسئولان «گويا» بود که اگر عزم به درج اين مجهولات جزم کرده‌اند، لينک‌های لازم را برای خوانندگانشان معلوم کنند و آنان را در جريان مطلب اصلی قرار دهند. چرا که مشخصاً شمار بازديدکنندگان گويا چندين برابر مراجعان به «اصغرآقا»ست و بسياری از خوانندگان «گويانيوز» بی‌خبر از اصل ماجرا، فقط با قلمفرسائی يکجانبه‌ی نويسنده‌ای دردمند (با دردهای گوناگون!) رو به رو ميشوند.
البته اگر چنانکه معمول و مقبول است مدعی محترم، ادعانامه‌ی خود را به همان سايتی ميفرستاد که به مطالب آن اشاره دارد (اصغرآقا)، معقولتر ميبود و اين دردسرها را نميداشت. فرستادنش به سايتی ديگر، تنها زمانی به دور از شائبه‌ی هوچيگری ميبود که سايت اصلی از درجش سر باز ميزد.
اکنون که – نميدانم چرا؟ - «گويا»، - مطلبی در پاسخ و ارتباط سايتی ديگر - را در سايت خود منتشر کرده که گنگی‌های لازم برای نيل به هدف در آن رعايت شده و ترفندهای لازم برای تسويه حسابی سی ساله در آن به کار رفته، زحمت‌افزا ميشوم و به جای وجدان نويسندگی «شريف دادوند» (اسم بی‌مسما) و به نيابت از مسئولان «گويا»، دادن اين لينک‌ها و سابقه‌ها برای خوانندگان «گويانيوز» را به عهده ميگيرم:
اين مدرک جرم اول (در اصغرآقا). اين هم پشت‌بندش (باز اصغرآقا). اين هم لينک ذکر مصيبت مربوطه «در گويانيوز» که برپايه‌ی آن مدارک جرم به رشته‌ی تحرير درآمده!
پاسخ هم لازم نمی‌بينم. اما به جناب «شريف دادوند» تبريک ميگويم که بعد از سال‌ها فقر و مسکنت ِ مدرکی، سرانجام ناگهان لاتاری‌شان برده و فرصتی برای قلمفرسائی پيدا کرده‌ و آنچه دق‌دلی ِ دوم‌خردادی و توده‌ای و اکثريتی از من داشته‌، يکجا خالی فرموده‌ است.
پس از اين اتلاف وقت تحميلی، برويم سر اصل مطلب

***

ساسی مانکن پشت ويترين اوين

«ساسی مانکن دستگير شد! دستگيری خواننده زيرزمينی حامی کروبی در جزيره کيش»
«صراط: ساسی مانکن خواننده زيرزمينی که با اشعار سخيف و مبتذل برای خود جايگاه ويژه‌ای در بين زيرزمينی خوان‌ها فراهم کرده بود، عصر روز شنبه ۷ فروردين در يکی از بازارهای جزيره کيش دستگير شد».

مشروح اخبار
سرانجام با هوشياری ماموران امنيتی جمهوری اسلامی ساسی مانکن دستگير شد. سخنگوی نيروهای انتظامی جمهوری اسلامی اعلام کرد «ساسی بدون کمک سازمان‌های اطلاعاتی پاکستان و عربستان و بحرين و ظفار و کويت و امارات عربی، مستقيماً توسط نيروی انتظامی خودمان دستگير شده.»
در رابطه با چگونگی دستگيری او سردار «ب.ب.غ.غ» به خبرنگار ما گفت: «با اينکه ساسی مانکن با هواپيما به قرقيزستان نميرفت، ما توانستيم بدون استفاده از جت جنگنده وی را دستگير کنيم.»
اين سردار شجاع در باره‌ی نحوه‌ی دستگيری ساسی مانکن گفت: «همانطور که ميدانيد اين شخص خواننده‌ی زيرزمينی ميباشد و چون در جزيره‌ی کيش زيرزمين وجود ندارد و دومتر که حفر کنيم به آب ميخوريم، ساسی مانکن روی زمين مانده بود و ما با هشياری زائدالوصفی دستگيرش کرديم.»
وی افزود: ساسی مانکن قبلاً با يکی از سران فتنه که حالا اسم نمی‌برم ديدار داشته ولی ايشان ميگويد:
«به بنده گفتند که يک گروه هنرمند می‌خواهند با شما ديدار کنند، حالا اگر در ميان آنها يک فرد وجود داشته است به بنده ربطی ندارد و تاکيد می‌کنم که نمی‌توانم گزينشی عمل کنم.»
سردار «ب.ب.غ.غ» با تمسخر افزود: «چطور ميشود که آقای کروبی نمی‌دانسته ساسی مانکن در ميان ملاقات کنندگان است؟ مقام معظم رهبری اگر از صدمتری يک ساسی مانکن بين ملاقات کنندگان باشد، تشخيص ميدهند.»
سردار «ب.ب.غ.غ» افزود: «نميخواستم اسم کروبی را بيارم‌ها. ولی از دهنم در رفت.»
(خبرنگار ما ميافزايد: حالا که اينطور شد من هم نميخواستم اسم اين سردار «ب.ب.غ.غ» را ببرم، اما اسمش سردار «باد به غبغب» است!)
سردار «ب.ب.غ.غ» در اينجا به ترانه‌ای که ساسی مانکن برای کروبی خوانده اشاره کرد و گفت البته در [يوتيوب] هستش ولی من خودم برايتان ميخوانم.
وی سپس در حاليکه موی سر خود را سيخ سيخ کرده و عينک دودی به چشم زد، سعی کرد به سبک ساسی مانکن ترانه‌ی او را بخواند:
«رأيمو به کی بدم تو ميگی کی عاليه؟ - کی به فکر ايرانو کی به فکر بی کاريه؟
«کی به اون گوش ميده؟ - کاری نداره چی پوشيده
«الان وقت همبستگيه و - خون تو رگهای همه جوشيده
«بيا شرکت کنيم تو اعتماد ملی - فرقی نداره بيکاری يا کارمندی
«دوست داريم از بس خوبی - مهربونی محبوبی
«رای ما رای شما.. - وای وای وای مهدی کروبی........»

در اينجا سردار عينک دودی را برداشته، موی خود را صاف کرده و ضمن اينکه کلاه سرداری را بر سر ميگذاشت نفس زنان گفت: «البته اگر توی زيرزمين بوديم بهتر درميومد. چونکه اونجا صدا می‌پيچه.» وی افزود: «اين گروه‌های رپ هم واسه همين که صدا می‌پيچه زيرزمينی شدند، وگرنه ما کاريشون نداريم.»
خبرنگار ما پرسيد: پس چرا ساسی مانکن را دستگير کرديد؟
سردار گفت: برای اينکه توی بند ۲۰۹ اوين بذاريمش پشت ويترين!
وی افزود: «هرکس در هر مقامی و هر لباسی که بخواهد پايه‌های اين حکومت را که يک سرش دست امامزمان است و يک سرش دست رهبر معظم است و يک سرش دست سپاه است، بلرزاند، ما با او به شدت برخورد ميکنيم.»
وی دوباره افزود: «چه ساسی مانکن باشد، (بعد از قدری فکر) چه عبدالمالک ريگی، (باز يکخرده فکر کرد) چه سيمين بهبهانی، (يکهو دور برداشت) چه رضا پهلوی، چه مسعود رجوی، چه .... چه ... » (گير کرد. خبرنگار ما برای اينکه خوشخدمتی کرده باشد، رفت به کمکش:) «چه ميرحسين، چه خاتمی، چه ....» (سردار با يک پسگردنی ملايم و يک «تو خفه‌شو بچه‌جون!» مسير خبرنگار ما را عوض کرد.)
خبرنگار ما حالا پرسيد: ساسی مانکن ميتواند وکيل داشته باشد؟
سردار گفت: «البته. ايشان به محض اينکه زير بازجوئی (زير؟ بازجوئی؟) اسم و آدرس وکيلش را اعتراف کرد، بلافاصله ميرويم مياريمش.»
وی افزود: «وکيل که جای خود دارد، در مورد جعفر پناهی ما همسر و دخترش را هم آورديم.»

موسوی چه گفت؟
ميرحسين موسوی در حاليکه کنار بقچه‌ی بزرگی که پارچه‌های رنگی از آن بيرون زده بود، نشسته بود گفت: «ساسی مانکن متولد همان سال‌های طلائی است که ما ميخواهيم به آن برگرديم و اين جای خوشوقتی است.» وی افزود: «البته او اگر در آن سال‌ها به سن الآنش بود، اعدام شده بود رفته بود پی چيزش» (کارش)
ميرحسين سپس با اشاره به بقچه‌ی پارچه‌ای افزود: «خانم من روشنفکر است و خيلی به موسيقی رپ علاقه دارد.» خانم رهنورد که يک کف دست از صورتش را از بقچه بيرون آورده بود حرفی به تأئيد زده دوباره به حجاب اسلامی خود فرو رفت.

رهبر چه گفت؟
مقام معظم رهبری ابتدا برای اينکه گريه‌ی دو رديف اول را درآورد (که هميشه ميکروفن بالا سرشان است) دوباره گفت: من جسم ناقصی دارم، (گريه‌ی رديف يک) جان ناتوانی دارم، (گريه‌ی رديف دو) مختصر آبروئی دارم، (گريه‌ی رديف يک و دو باهم) ولی يک جمع‌بندی دارم بنده که دشمن ميخواهد از جزيره‌ی کيش به ما حمله کند. اونهم چی؟ با ساسی مانکن! (خنده‌ی آنهائی که داشتند گريه ميکردند!) فردا هم حرف درمياورند که ما او را ممنوع‌الخروج کرده‌ايم در حاليکه طرف توی زندان است اصلاً نميتواند خارج شود. (الله‌اکبر حاضران) ....

فريده غيرت چه گفت؟
بعد از اعلام پنج سال حکم قطعی بهمن احمدی امويی (روزنامه‌نگار)، خانم فريده‌غيرت (حقوقدان) گفت: «موکلم با روحيه ای صبور و مقاوم زندان را تحمل ميکند.» !
بله ميدانم. هيچ ربطی به ساسی مانکن ندارد. اما حيفم آمد اين طنز تلخ را اينجا نياورم که حوزه‌ی اختيارات وکيل در عدل اسلامی ِ اينها همينقدر است که خبر از روحيه‌ی صبور و مقاوم موکلش در تحمل پنج سال زندان ناحق بدهد. دوباره بخوانيد:
«موکلم با روحيه ای صبور و مقاوم زندان را تحمل ميکند.» !
بهمن اموئی! احمد زيدآبادی! ساسی مانکن و هزاران زندانی سياسی چپ و راست و مذهبی و مجاهد و سلطنت‌طلب! آزادی‌تان را امسال جشن ميگيريم!
سال پلنگ است، پلنگی کنيم - دفع شغالان مفنگی کنيم!

------------------
در سايت [اصغرآقا] داتکام:
ندا آقاسلطان ژاندارک ايران نبود. سفر من به قلب مجاهدين و جشن اکثريت ... و مطالب ديگر


از همین نویسنده | ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



























Copyright: gooya.com 2011

Served by C#1 Server #1 in 0.02 seconds