چهارشنبه 26 بهمن 1390   صفحه اول | درباره ما | گویا


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

پر خواننده ترین مطلب هفتۀ پیش!

ای لاغگوی بدبخت هی بنویس هی بنویس، آخرش «کتک کاری خونين داماد پروين احمدی نژاد در دفتر داماد محمود احمدی نژاد» پرخواننده ترین مطلب گویانیوز میشود. ای شکوه میرزادگی عزیز، با زیبائی از عشق بنویس، ای مسعود نقره کار عزیز از شاهد عینی تجاوز و شکنجه بنویس، رضا مقصدی عزیز شعر بگو، علی کشتگرجان تفسیر بنویس، آقا مجتبا واحدی افشاگری کن، خانم الاهۀ بقراط عزیز، قلمفرسائی کن، آقای نوری علا روشنگری بفرما،...



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


آخرش «کتک کاری خونين داماد پروين احمدی نژاد در دفتر داماد محمود احمدی نژاد» از همه تان میرود بالاتر، پرخواننده ترین میشود. ویدئوهای آموزندۀ شهرزادخانم پورعبدالله که من هروقت می بینم رفتارم با زن و بچه ام عوض میشود، میرود سه تا پله پائینتر از «کتک کاری خونين داماد پروين احمدی نژاد در دفتر داماد محمود احمدی نژاد»! یک پله بالاترش «تصاویر عجیب یک مربی خارجی در ایران!» زیرش هم اینکه «رفسنجانی دوباره حکم کامران دانشجو را امضا نکرد.»! وای حسین کشته شد! شهرزادجان غصه نخور، شکوه جان اخم نکن، روزنامه هم صفحۀ حوادث اش بیش از صفحات علمی و ادبی خواننده دارد.

LaaghAkse1mostvisit.jpg
اینترنت خوبیش این است که درخانۀ خودت در خارج کشور نشسته ای و ناگهان خبر میشوی که در دفتر داماد احمدی نژاد (باز نمیدانم چرا شغل شب اش را مینویسند و معلوم نیست روزها چکاره است!)، دو نفر از اقلیتی که باید باهم بخورند، با مشت و لگد به جان همدیگر میفتند. در خبر نیامده که مایۀ دعوا چه بوده. البته حدس زدن اینجور دعواهای خانوادگی پیش پا افتاده در میان اطرافیان رئیس جمهورمان! زیاد سخت نیست:

- به تو چه مربوط که کامیون طلا و دلارو چرا به ترکیه فرستادیم؟
- من میگم اقلاً کامیون خالیشو از ترکها پس بگیریم.
- درشو بذار. تو هنوز فرق کامیون و تریلی رو نمیدونی.
- چون آقای مشاعی میگه کامیون، منم میگم کامیون.
- شاید آقای مشاعی بگه مینی ماینر.
- اتفاقاً ایشون فرمودند به یک مینی ماینر دزدی احتیاج داریم که یک چیزهائی جا به جا بشه. بگو توی خیابون اگر مینی ماینری دیدند بیارند.
- راننده شو چکار کنند؟
_ آقا فرمودند راننده اش وقتی پیاده میشه میره زیر کامیون!
- میره زیر کامیون یا کامیون میزنه بهش؟
- فرقش چیه؟
- خیلی فرق داره.
- هیچ فرقی نداره.
- خیلی هم فرق داره.
- فرق نداره.
- تو فرق کامیون و تریلی رو نمیفهمی اینو بفهمی.
- من نمیفهمم؟ بفرما!
- اونو بکن به .... لااله ال الله. اگه فامیلش نبودی ...
- چه غلطی میکردی؟
- ول کن! تو خیال میکنی کی هستی؟
- میگم بادیگاردم بیاد بندازدت بیرون ها.
- درشو بذار. تو اگه یکی داری، من سه تا دارم.
- میدم مثل اون یارو خفه ات کنه!
- تو میدی؟ من دهنتو خرد میکنم ....

«شدت درگیری به حدی بوده است که منجر به جرح و خونریزی افراشته از ناحیه دهان شده است».

ای داد بی داد. پاشیم بریم عیادتش ....

***
برویم به عیادت تروریست دست چلفتی (پا ندارد!)
گفتم عیادت، یک سری هم خوب است برویم عیادت آقای سعید مرادی که دو پای خود را در انفجار تایلند از دست داده!! (راستش من بعد از یک عمر و نیم نویسندگی هنوز وقتی به «از دست دادن پا» میرسم، دلم میخواهد دوتا از این علامت ها جلوش بگذارم!! تازه این خوب است، وقتی میرسم به اینکه کسی «یک دست خود را از دست داده!!!» مجبورم سه تاش کنم تا اینکه میرسم به اینکه «در این حادثه هر دو دست خود را از دست داد!!!!» اینجاست که فکر میکنم باید یک فکری برای فارسی نویسی خودم و رسانه های ایرانی بکنم.)

بهرحال کسی که با نارنجکِ خودش، دو پایش از بین رفته، عیادت کردن و دلداری دادن دارد. آدم دلش برایش میسوزد. باید هم نصیحتش کرد که دیگر از این کارها نکند، عرضه اش را ندارد. علائم زوال جمهوری اسلامی فقط رهبری خامنه ای و ریاست جمهوری احمدی نژاد نیست، تروریست هاشان هم دیگر آن لیاقت سابق را ندارند. آدم دست و پا چلفتی را روی پارتی بازی و خاصه خرجی میفرستند برود تایلند اسرائیلی ترور کند! حالا می بینی مثل گوسفند قربانی خونین و مالین کنار خیابان بانکوک افتاده منتظر آمبولانس است.

Terorist_Laaghmostv.jpg
ایشان اول یک بمبش در خانه اش منفجر شده و مجروحش کرده، بعد چندتا بمب و نارنجک برداشته رفته توی خیابان. چون سر و وضعش خون آلود بوده، تاکسی سوارش نکرده. ایشان هم عصبانی شده و ماده منفجره ای به سوی تاکسی پرتاب کرده. (قول میدهم اگر هم تاکسی سوارش میکرد، موقع پیاده شدن، سر میزان کرایه دعوایش میشد، رقم را کمتر میداد یک نارنجک هم مینداخت توی تاکسی و میرفت)

دنباله اش اینکه وقتی هم پلیس خواسته دستگیرش کند نارنجک انداخته برای آجان ها اما بخت برگشته، نارنجکش برگشته به خودش و جفت پایش را قطع کرده. ای بابا. چه بدبختیم ما ایرانی ها. دلمان خوش بود که این رژیم اگر سراپایش گنده کاری و بیعرضگی است اقلاً چهارتا تروریست قبراق برای ما مخالفان رژیم دارد. این هم که به آب ماسید. دیگر به چه امیدی زنده باشیم؟

---------------------

لاغ های قبلی در اینجاست. (لاغدونی)


از همین نویسنده | ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 

























Copyright: gooya.com 2012

Served by C#1 Server #1 in 0.014 seconds