روزهاي گذشته و پس از روي كار امدن شهردار جديد موضع گيريهايي در قبال مسائل فرهنگي در حال رخ دادن است ، روزهاي اول امدن شهردار جديد و تعويض روئساي فرهنگسراها و سياستهاي جديد ابتدا با بحث از ميان برداشت كلاسهاي موسيقي در فرهنگسراها اغاز شد ، اما ديري نپاييد كه دامنه گسترش محدوديتها از كلاسهاي موسيقي فراتر رفت و دامن كليه هنرها را فرا گرفت.
خبر احتمال تعطيلي خانه هنرمندان بعد از خبر تعطيلي تئاتر پارس ، موزه موسيقي ، اداره تئاتر و زمزمه هايي مبني بر تعطيلي خانه موسيقي همگي نشان از عزم جدي شهرداري تهران براي اعمال نظر در مسائل فرهنگي دارد .
هر چند كلاسهاي موسيقي فرهنگسراها همچنان باز است ورئيس سازمان فرهنگي هنري شهرداري ان را دائمي ميداند اما مطرح شده مسائل در حوزه هنر ميتواند لطمات جدي به عرصه هنر وارد كند . بسته شدن ساختمان اموزشي انجمن مجسمه سازي نشان دهنده يكي از اين لطمه ها در عرصه هنر است ، هر چند وجود يك كافي شاپ در خانه هنرمندان بديهي است اما ايا رابطه اي بين اين دو موضوع چقدر ميتواند جدي باشد معلوم نيست؟ گفته ميشود كه كلاسهاي موسيقي دائر خواهد بود اما چند مكان فرهنگي از جمله موزه موسيقي تعطيل ميشوند.
خانه هنرمندان ايران از بدو تاسيس تا كنون فعاليتهاي مختلفي داشته است اما ذكر اين نكته نيز ضروري به نظر ميرسد كه در اين چند ماه اخير خانه هنرمندان نيز دست به فعاليتهايي زده بود كه از مسائل فرهنگي هر روز دورتر ميگشت ، در اين اواخر خانه هنرمندان علاقه اي به دادن سالن خود به گروههاي موسيقي كه تصور ميكرد كه درامد زا نيستند نداشت ضمن انكه اركستر زهي را كه خود تاسيس كرده بود منحل اعلام كرد البته اين تصور و ارا متاسفانه غلط از اب در ميامد و نداشتن شناخت كافي در عرصه موسيقي سبب شده بود همان گروهها و نوازندنگان كنسرتهاي خود را در جاي ديگري برگزاري كنند و با استقبال خوبي مواجه شوند
فعاليتهاي ديگر خانه هنرمندان نيز باندي و منطقه اي شده بود و ديگر تنها نامي بود به نام خانه هنرمندان كه صد البته تنها هنرمنداني در اين خانه تحويل گرفته ميشدند كه خودي باشند يا منافع مالي خانه هنرمندان در اجرا يا برگزاري گالري ها و... مفيد اقايان قرار گرفته باشد - همچون همه مراكز هنري در ايران امروز -
متاسفانه يا خوشبختانه شهرداري و سازمانهاي وابسته به ان تاثير بزرگي در ساختار هنر ايران دارند و اين به منزله ان است كه روزهاي اينده روزهاي پر تلاطمي در هنر ايران خواهد بود ، ...
شايد يك نكته بزرگ در اين ميان از يادمان رفته باشد و ان اينكه : اگر امروز هنردر ايران انقدر در گير و دار روابط اين سازمان و ان ارگان پيچ خورده است تنها نشان از بي كفايتي مسئولان حوزه هاي هنر اعم از موسيقي ، تئاتر ، سينما و ... داشته باشد كه در اين سالهاي گذشته با بي درايتي و سياستهاي غلط ، باند بازي و نپذيرفتن واقعيتهايي كه از طرف هنرمندان بخشهاي مختلف بدانها گوش زد شد و پذيرفتن هنرمندان گردن كجي كه تنها با قرار گرفتن نامشان در فلان جا و فلان بخش هنري از تمام منافع ملي و هنري كشور به سادگي گذر كرده اند باشد . گناهي كه هنرمنداني را گوشه نشين كرد، هنرمنداني را از اين سرزمين راند و باندهايي را بر سر كار نهاد كه تنها داشتن قدرت و مقام برايشان حائز اهميت بود و هنر ايران را به سمت شالاطانيزم سوق داد.