سعید مروتی
سال 86 براي سينماي ايران، سال جنجال و حاشيه بود. سالي كه بارها حاشيه بر متن غلبه كرد.
سال اوج گرفتن اختلافات صنفي ميان سينماگران؛ سال حراج سينما در كنار پيادهروها...در حالي كه مسئولان سينمايي و فرهنگي در 2 سال اخير بارها شعار آشتي سينما با خانوادهها را سردادهاند، نگاهي به وضعيت گيشه، نشان ميدهد كه بحران مخاطب در سينماي ايران، به جايي رسيده است كه تنها 15 درصد از فيلمهاي اكران شده در سال، موفق به بازگرداندن سرمايه اوليهشان شدهاند.
اين مسئله وقتي نمود بيشتري مييابد كه توجه داشته باشيم شبكه قاچاق فيلم، عملا بسياري از مخاطبان مفروض سينما را نيز حذف كرده است؛ مخاطبي كه ترجيح ميدهد به جاي آن كه وقت و هزينهاي را صرف و به سينما برود، با خريدن يك سيدي از كنار پيادهرو، فيلم مورد علاقهاش را تماشا كند.
اين وضعيت سينمايي است كه از درون هم دچار اختلافات عميق صنفي بوده است. اختلافاتي كه گرچه با دخالت دولت، فعلا بر آن سرپوش گذاشته شده است.
سكانس افتتاحيه سينماي ايران در سال 86 با استقبال مردم از فيلم «اخراجيها» كليد خورد. اولين ساخته بلند سينمايي مسعود دهنمكي پس از يك حضور سراسري جنجالي در جشنواره بيست و پنجم، با تبليغات و سروصداي فراوان در برنامه اكران نوروزي قرار گرفت و از همان روزهاي اول نمايشاش مشخص شد كه به فروش بالايي دست خواهد يافت.
اين كه «اخراجيها»شباهتي به يك فيلم سينمايي نداشت و بيشتر شبيه آيتمهاي طنز تلويزيوني بود و ديالوگهايش هم، شبيه جوكهايي كه مردم براي يكديگر اسام اس ميكنند، چندان مهم نبود. اين كه فيلم به لحاظ ساختار تكنيكي، در رعايت الفباي سينما هم عجز نشان ميداد، نيز اهميتي نداشت. مهم اين بود كه فيلم با حضور انبوهي از بازيگران محبوب، به تابو شكني در سينماي دفاع مقدس پرداخته بود و به يمن همين اتفاق، توانست تماشاگران پر تعدادي بيابد.
تنها رقيب جدي «اخراجيها»، فيلم «توفيق اجباري» بود كه با تكيه بر حضور محمدرضا گلزار توانست از مرز يك ميليارد تومان فروش در تهران نيز گذر كند و شايد اگر مانند «اخراجيها» از فصل مناسب اكران و تيزرهاي پر تعداد تلويزيوني برخوردار بود،ميتوانست لقب پرفروشترين فيلم را از آن خود كند.
اگر فروش «اخراجيها» و «توفيق اجباري» را در نظر نگيريم، وضعيت گيشه سينما در سال 86 به شدت نااميد كننده به نظر ميرسد. كافي است فيلم دوم و سوم جدول فروش را با هم مقايسه كنيم.«توفيق اجباري» درحالي با فروش يك ميليارد و صد ميليون تومان دومين فيلم پرفروش سال است كه فيلم سوم، «پارك وي» تنها 380 ميليون تومان فروخته است.
اين فاصله زياد، نشان ميدهد كه نبايد استقبال مردم از يكي دو فيلم را به حساب توجه مردم به سينماي ايران گذاشت.
سينماي ايران در سالي كه آخرين روزهايش را پشت سر ميگذاريم، بيش از هر زمان ديگر طعم تلخ قهر مخاطب از سينما را چشيد. اتكا به فروش فيلم از ميان نزديك به 40 فيلم اكران شده در سال، هم چيزي را حل نميكند.
بحران قاچاق فيلم
«اخراجيها» ركورد «آتشبس» را شكسته بود و همچنان به فروش بالايش ادامه ميداد كه سي دي با كيفيت آن در شبكه قاچاق عرضه شد. اين اتفاق در مورد بسياري از فيلمهايي كه در فصل بهار و تابستان به نمايش در آمدند، تكرار شد.
فيلمهايي چون «اخراجيها»، و «خون بازي» در حالي كه مدتي روي پرده بودند، به شبكه قاچاق راه يافتند ولي اين اتفاق در مورد فيلمي چون «اگه ميتوني منو بگير» درست در همان روز اول اكرانش رخ داد،يا در مورد فيلم «نقاب» ورود فيلم به شبكه قاچاق باعث حواشي شد كه در نهايت، از پرده برداشته شدن اين ساخته كاظم راست گفتار انجاميد.
در حالي كه اجماع كلي اين بود كه هدف قاچاقچيان، نابود كردن سينماي ايران است، تجمع سينماگران در اعتراض به قاچاق فيلم كه پوشش رسانهاي خوبي هم داشت و سبب تشكيل ستاد مبارزه با قاچاق فيلم شد، در نهايت باعث شد تا ماجراي ورود فيلمهاي روي پرده به كنار پيادهروها، متوقف شود. در حالي كه به نظر ميرسيد مشكل قاچاق فيلم حل شده است، در آخرين روزهاي بهمن، نسخههاي با كيفيت فيلم اكران نشده «سنتوري» به بازار آمد؛ اتفاقي كه تير خلاص را بر يكي از جنجاليترين فيلمهاي سالهاي اخير سينماي ايران زد. فيلمي كه پس از انجام جرح و تعديلهاي مورد نظر ارشاد، درست 3 روز مانده به اكرانش، غيرقابل نمايش تشخيص داده شد و در نهايت با عرضه شدن در شبكه قاچاق، فرجام تلخي پيدا كرد.
جنجالهاي خانه سينما
سالهاست كه تهيهكنندگان سينماي ايران در دو جناح مشخص و متمايز فعاليت ميكنند. يكي جنجالي كه خود را متعلق به بخش خصوصي ميداند و در واقع بدنه سينما را تشكيل ميدهد و اغلب فيلمهاي پرمخاطب اين سالها نيز توسط اين گروه تهيه شده است.
جناح ديگر كه به تهيهكننده فرهنگي معروف است و در ميانشان تعداد قابل توجهي كارگردان-تهيهكننده نيز به چشم ميخورد، اعتقاد دارد طيف مقابل با انحصارطلبي و تسلطي كه در حوزه پخش دارد، اجازه رشد سينمايي جز محصولات عامهپسند را نميدهد.
جالب اين كه در تمام اين سالها و با وجود حضور مديران فرهنگي از طيفهاي سياسي متفاوت، هميشه دولت، گرايش به جناح مقابل اتحاديه تهيهكنندگان داشته است؛ چه در روزگار حضور ضرغامي در معاونت سينمايي، چه در زمان سيفالله داد و چه در دوران محمد مهدي حيدريان و چه امروز كه جعفريجلوه در راس كار است.اين بار بهانه اوج گرفتن اختلافات صنفي تشكيل شوراي عالي تهيهكنندگان بود؛ چيزي كه اعضاي اتحاديه تهيهكنندگان آن را به مفهوم حذف خود ميدانستند.
در نهايت اختلافات چنان اوج گرفت كه اتحاديه تهيهكنندگان جشن خانه سينما را تحريم كرد. هر چند اين بار مديريت سينما عزم خود را جزم كرده بود و در نهايت شوراي عالي تهيهكنندگان با حضور نمايندگان تمام طيفهاي تهيهكنندگان تشكيل شد. ايجاد وحدت ميان سينماگران، مهمترين هدف تشكيل شوراي عالي تهيهكنندگان ذكر شده و بايدديد در طول زمان اين ايده تا چه اندازه اجرايي ميشود.
تغيير مديريت
از همان روزهايي كه دولت نهم قدرت را در دست گرفت، انتظار ميرفت، تا همانند بقيه عرصهها در حوزه مديريت فرهنگي هم تحولات گستردهاي رخ دهد. اين اتفاق هم البته رخ داد، منتها عليرضا رضا داد مديرعامل بنياد سينمايي فارابي، از معدود مديراني بود كه در تركيب تازه ارشاد حفظ شد.
جعفري جلوه كه جاي محمد مهدي حيدريان در معاونت سينمايي را گرفته بود، با توجه به شناختي كه در زمان حضورش در تلويزيون از رضاداد داشت، او را در پست خود حفظ كرد.
تعامل مناسب رضاداد با سينماگران،ميتوانست يك امتياز براي مديريت تازه سينما محسوب شود. چنانكه رضاداد جشنوارههاي بيست و چهارم و بيستوپنجم فجر را برگزار كرد و پس از برگزاري جشنواره فيلم كودك در همدان، از سمت خود استعفا كرد و جاي خود را به مجيد شاهحسيني داد تا مديريت فارابي در اختيار يك مدير همفكر با دولت نهم قرار گيرد.
با توجه به اهميت و تاثير سينمايي فارابي در تعيين سياستگذاريهاي سينمايي، به عنوان بازوي اجرايي و فكري معاونت امور سينمايي، تغيير مديريت فارابي را بايد جزو اتفاقات مهم سال 86 ارزيابي كرد.
جشنواره دوپاره فجر
بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر اولين آزمون جدي مديريت مجيدشاهحسيني بود؛ جشنوارهاي كه با يك تفاوت عمده نسبت به دورههاي قبلياش برگزار شد.
شاهحسيني در مقام دبير جشنواره تصميم گرفت با تفكيك بخش بينالملل از بخش داخلي، فجر را با دو نيمه كاملا مجزا برگزار كند. دليل اصلي اين امر، همزماني جشنواره فيلم فجر، با جشنواره برلين عنوان شد، در عمل اما آنچه در اذهان باقي ماند، خلوت بودن سالنها و كم بودن استقبال مخاطب در پنج روز اول جشنواره و از رونق افتادن جشنواره فيلم فجر بود.
ضمن اين كه امسال اين اتفاق با بي نظمي عجيب و بي سابقه در نمايش فيلمها همراه شد. جداي از اينها كيفيت اغلب آثار به نمايش درآمده در جشنواره نيز نااميدكننده بود تا شاهد يكي از ضعيفترين دورههاي جشنواره فيلم فجر باشيم.
بازگشت آزادي با 5 سالن
در سالي كه بيشتر اتفاقات رخ داده براي سينماي ايران، بيشتر بار منفي داشتند تا مثبت، بازگشايي سينما آزادي را ميتوان مهمترين اتفاق سينمايي سال دانست.
سينمايي كه بيش از يك دهه از آتشسوزياش ميگذشت و از آن «آزادي» و «شهر قصه» خاطره برانگيز تنها گودالي زشت بر جاي مانده بود، پس از گذشت يك دهه، با يك سال كار مداوم و شبانهروزي شهرداري تهران بازگشت خود را با 5 سالن مجهز جشن گرفت.
مجموعه سينما آزادي با 5 سالن «آزادي»،«شهر فرنگ»،«شهر قصه»،«شهر هنر»،«شهر هفتم» در ميانههاي برگزاري جشنواره افتتاح شد و براي سالي كه در آستانه آغازش هستيم اين ميتواند يك امكان فوق العاده براي جذب مخاطب باشد. جداي از اينها آزادي در تمام اين سالها، به مثابه نمادي از سينما مطرح بوده.
خاطرات نوستالژيك چند نسل سينمارو در اين سينما و «شهر قصه» رقم خورده و حالا با سالنهايي كه مجهز به جديدترين امكانات تكنولوژيك هستند، ميتوان پس از گذشت 11 سال، باز هم شاهد ازدحام علاقه مندان سينما در چهارراه شهيد بهشتي بود.