چهارشنبه 18 اردیبهشت 1387   صفحه اول | درباره ما | گویا


تازه های سايت پندار

پرخواننده ترین ها

دیدنیها >> انگليس تنها كشور صنعتي است كه خودروسازي ندارد،

مرگ بيمار انگليسي

احسان ناظم بكايي

با فروش شركت‌هاي لندروور و جگوار به هند، يكي‌از عجيب‌ترين اتفاقات دنيا شكل گرفت؛ حالا انگليس تنها كشور صنعتي است كه خودروسازي ندارد.
انگليسي‌ها جمله مغرورانه‌اي دارند كه مي‌گويد: «زبان انگليسي در بريتانيا متولد شد، در آمريكا بيمار شد و در هندوستان مرد».

اين تقريبا همان اتفاقي است كه براي لندروور و جگوار – 2 محصول بريتانيايي ديگر –افتاده است. ماه مارس امسال، آخرين كارخانه‌هاي خودروسازي انگليس كه از قديمي‌ترين كارخانه‌هاي خودروسازي دنيا هستند، به يك شركت خارجي فروخته شدند تا ديگر چيزي به نام صنعت ملي خودروسازي در انگلستان وجود نداشته باشد.

شركت خودروسازي فورد آمريكا، 2 كارخانه بريتانيايي لندروور و جگوار را به شركت هندي تاتا واگذار كرد و همزمان با مرگ آنتوني مينگلا– كارگردان فيلم «بيمار انگليسي» - شركت خودروسازي انگليس هم كه مطبوعات بريتانيا از آن با همين لقب ياد مي‌كردند، مرد خانجات روور در طول عمر صد ساله‌شان‌، توليد كننده خودروهاي مشهوري مثل آوستين مارتين، موريس، لندروور، رنج‌روور، ميني‌ماينر، جگوار و ام‌جي بوده‌اند.

توليد آوستين و موريس سال‌هاست كه متوقف شده است. ميني‌ماينر را شركت آلماني بي‌ام‌دبليو توليد مي‌كند لندروور، رنج‌روور و جگوار نيز از اين به بعد، يك مالك هندي خواهند داشت تا ديگر چيزي از صنعت خودروسازي ملي بريتانيا باقي نمانده باشد.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

اين يك مسئله ملي است

شايد سال‌ها قبل بايد اين اتفاق مي‌افتاد؛ يعني زماني كه شركت‌هاي خودروسازي لندروور و جگوار شروع به زيان‌دهي كردند، دولت مي‌بايست اين شركت‌ها را تعطيل يا واگذار مي‌كرد اما مسئله لندروور در بريتانيا، تقريبا يك مسئله ملي بود.در روزهاي بعد از جنگ جهاني دوم،دولت بسياري از كارخانه‌هاي نظامي را كه در زمان جنگ به ‌وجود آمده بودند، به صنايع مختلف واگذار كرد و بعضي از اين كارخانه‌ها به صنعت خودروسازي رسيد.

با جهاني‌شدن بازارها و موج كره‌اي و ژاپني محصولات ماشين‌سازي، در كنار احياي صنعتي كشورهايي مثل آلمان و فرانسه، بازار خودروهاي انگليسي از رونق افتاد. از اواخر دهه 50 ميلادي، آمريكا هم با كارخانه‌هاي ماشين‌سازي فورد وارد رقابت شد و بريتانياي بزرگ بيشتر عقب افتاد. لندروور براي انگليسي‌ها يك مسئله ملي بود، به همين دليل تمام دولت‌هاي كارگري كه در بريتانيا روي كار مي‌آمدند، سعي مي‌كردند قدرتشان را با احياي آن نشان بدهند. مارگارت تاچر – بانوي آهنين انگلستان – با يك ماشين لندروور راهي خانه شماره 10 خيابان داونينگ شد و بلافاصله يكي از مشاورانش را مامور پيگيري شركت لندروور كرد.

007 ب‌ام‌ دبليو سوار مي‌شود

در دهه 80چيزي نمانده بود كه مارگارت تاچر در همان سال‌ها، شركت را به كارخانه فورد آمريكايي بفروشد اما معامله انجام نشد؛ اين كار در راستاي سياست‌هاي خصوصي‌سازي مارگارت تاچر بود. مشكلات دولت با لندروور تا زمان توني بلر هم ادامه پيدا كرد اما توني بلر خيال همه را راحت كرد. در دهه 1990، شركت لندروور و بقيه كارخانه‌هاي خودروسازي بريتانيا كه با هم ادغام شده بودند، به كمپاني آلماني ب‌ام‌دبليو فروخته شدند؛ اين همان زماني بود كه رسانه‌هاي آلماني به دليل وضعيت مالي افتضاح شركت، آن‌را «بيمار انگليسي» خواندند.

واگذاري قديمي‌ترين كارخانه خودروسازي بريتانيا به يك شركت آلماني، اصلا به مذاق انگليسي‌ها خوش نيامد؛ خصوصا وقتي متوجه شدند مامور مخفي 007شان – جيمز باند كه در همه فيلم‌هايش سوار يك ماشين آوستين‌مارتين مي‌شد - درفيلم «چشم طلايي»، سوار يك بي‌ام‌دبليو شده است. بي‌ام‌‌دبليو هم نتوانست به‌رغم سابقه‌اش در كنترل بازارهاي جهاني، محصولات انگليسي را دوباره بين خريداران جابيندازد؛ به همين دليل در سال 2001 دوباره مال بد را براي صاحبش فرستاد. فقط در ازاي 10 پوند، به شركت بريتانيايي فونيكس فروخته شد.

آغاز يك بيماري

توني بلر و مشاور اقتصادي‌اش گوردون براون، بعد از اين تاريخ، خيلي تلاش كردند تا مشكل لندروور را به‌صورت صنعتي حل كنند. طرح‌هاي جديدي براي لندروور ارائه شد، خط توليد تا حدي اصلاح شد و شركت توانست زيان خود را از يك‌ونيم ميليارد در سال 1999، به 150 ميليون دلار در سال 2003 كاهش دهد. علت اصلي اين مشكل به‌همان روحيه عجيب بريتانيايي‌ها برمي‌گشت؛ آنها عاشق گذشته و نشانه‌هاي آن هستند.

طرح‌ها و نقشه‌هاي خانه‌ها و ماشين‌ها هيچ‌وقت در بريتانيا خيلي تغيير نمي‌كند. آنها مدام مي‌گويند «كلاسيك هيچ وقت نمي‌ميرد» و به همين دليل، لندروور طي 100 سال توليد، تغيير چنداني نكرد. بريتانيايي‌ها روحيه عجيب ديگري هم دارند؛ انتظار دارند بقيه دنيا خودشان را با آنها تطابق دهد. اما دوران امپراتوري گذشته و ماشين‌هاي چشم‌بادامي ژاپني و كره‌اي و ماشين‌هاي عضلاني آمريكايي، ديگر جايي براي مدل‌هاي مكعبي لندروور- با آن چشم‌هاي گرد- باقي نگذاشته بودند.


امپراتوري بر باد رفته

از سال 2005، اوضاع خيلي بدتر شد؛ بحران جنگ عراق به اندازه كافي به دولت كارگري بلر فشار وارد مي‌كرد و او ديگر حوصله ضررهاي مالي لندروور را نداشت. به همين دليل گوردون براون- وزير اقتصاد او- تصميم به تعطيلي اين كارخانه‌ها گرفت. اول قرار بود چيني‌ها با سرمايه‌گذاري يك ميلياردي در كارخانه آن را احيا كنند اما اژدهاي زرد به اندازه كافي در بازارهاي ديگر جهان تركتازي مي‌كرد و اتحاديه اروپا و دولت آمريكا اصلا دوست نداشتند پاي محصولات خودروسازي چيني هم در اروپا باز شود.

به همين دليل، دولت تصميم گرفت كلا كارخانه را تعطيل كند و خط توليد و قطعات آن را به صورت جدا بفروشد. اين كار به معني بيكاري 16 هزار كارگر كارخانه لندروور و چند برابر اين تعداد، از كارخانه‌هايي بود كه قطعات مورد نياز لندروور را تهيه مي‌كردند. دولت سعي كرد با يك رشوه 150 ميليون پوندي به اتحاديه كارگري و صندوق بازنشستگي، جلوي اعتراض را بگيرد اما موفق نشد؛ به همين دليل دوباره پرونده كارخانه لندروور روي ميز فروش قرار گرفت.شركت‌هاي مختلفي براي خريد اين 2 كارخانه (لندروور و جگوار) ابراز تمايل كردند.

در اين ميان دولت بيشتر تمايل داشت كارخانه را به شركت ماشين‌سازي تاتا از كشور هند واگذار كند. با اينكه پيشنهادهاي مالي شركت چيني هم در همان حد بود اما سابقه دوستي دولت هند و بريتانيا و ارتباط آنها با هم باعث شد تا دولت در سال 2007، شركت تاتا را خريدار دلخواه اعلام كند.

هندي‌ها ارباب مي‌شوند

شركت تاتا يكي از بزرگ‌ترين شركت‌هاي خودروسازي در هند است كه كار خود را با مونتاژ و بعد كپي ماشين‌هاي معروف دنيا شروع كرد. تاتا 25 درصد خودروهاي كشور يك ميلياردي هند را توليد مي‌كند و نيمي از خدمات حمل و نقل و باربري هند توسط اين شركت انجام مي‌شود. اما اين بار، تاتا به قصد ورود به بازار اروپا، يك سرمايه‌گذاري پرخطر انجام داد؛

در اواخر سال 2007، آنها متعهد شدند شركت لندروور و جگوار را به قيمت 3/2 ميليارد دلار از دولت بريتانيا بخرند؛ كارخانه‌هايي كه فورد آمريكايي و بيش از 10ميليارد دلار هم در آن هزينه كرده بود اما موفق نشد.تاتا البته متعهد شده است تا به برنامه 5 ساله توسعه و سرمايه‌گذاري در شركت‌هاي لندروور و جگوار پايبند باشد.جگوار و لندروور اعلام كرده‌اند هيچ تغيير عمده‌اي در شرايط كارمندي كارگران ايجاد نخواهند كرد و فورد – مالك قبلي اين كارخانه – هم 600 ميليون پوند به صندوق بازنشستگي اين كارخانه‌ها كمك كرد تا اتحاديه‌هاي كارگري هم اعتراضي نكنند. حالا اتفاق بامزه‌اي در تاريخ افتاده است؛

تا چند سال قبل، كارگران هندي براي بريتانيايي‌ها كار مي‌كردند و محصولات‌شان با قيمت ناچيز به استعمار پير فروخته مي‌شد اما امروز، كارگران بريتانيا بايد سپاسگزار اربابان جديد هندي خود باشند كه باعث شدند آنها بيكار نشوند.روز جمعه 8 آوريل 2008، اين كارگران بريتانيايي براي آنچه آخرين روز كاري كارخانجات خودروسازي لانگ بريج خوانده مي‌شد، با صداي سوت كارخانه به سر كار رفتند، در حالي كه مي‌دانستند از روز بعد، لهجه بريتانيايي اين سوت، هندي خواهد بود.


اسب پير مزرعه

لندروور يا آن‌طور كه بعضي از صاحبان اين ماشين دوست دارند صدايش كنند،«لني»، ماشيني با خط‌هاي شكسته و چراغ‌هاي گرد است كه انگار از كنار هم قرار گرفتن چند مكعب بزرگ و كوچك تشكيل شده است. از سال 1947 كه اولين لندروور طراحي و در نمايشگاه خودروي هلند ارائه شد، اين ماشين نظر كساني را جلب كرد كه عاشق ماشين‌هاي شاسي‌بلند بودند.

گفته مي‌شود پدر معنوي لندروور، يك ماشين جيپ آمريكايي بوده است كه درجنگ جهاني دوم، نظر يك طراح ولزي را به خود جلب كرده. اما چيزي كه عملا باعث شهرت و محبوبيت لندروور شد، باز هم مديون جنگ جهاني دوم بود. بعد از جنگ به دليل كمبود مواد اوليه فلزي مورد نياز در ساخت خودرو و با توجه به لاشه‌هاي زيادي كه از آلومينيوم‌هاي صنعت هواپيماسازي باقي مانده بود، لندروور تصميم گرفت محصولات خود را از يك آلياژ جديد حاوي آلومينيوم بسازد. سبكي و خاصيت ضدزنگ بودن آن در كنار 2 ديفرانسيل و قدرت موتور آن باعث شد اين ماشين محبوب كساني شود كه در شرايط سخت رانندگي مي‌كردند.

جنس بدنه ماشين به طول عمر آن هم افزود و شهرت و جاودانگي را براي لندروور به دست آورد. در بسياري از مناطق دور افتاده، اولين خودرويي كه مردم با آن آشنا مي‌شدند لندروور بود چون هيچ خودروي ديگري توانايي سفر به آن مناطق را نداشت. تا مدت‌ها لندروور در تمام مزارع دنيا، اسب محبوب مزرعه بود اما با آمدن نيسان، پاترول و بعد پاجرو، اين اسب انگليسي كمي در حاشيه قرار گرفت. لندروور در صنايع نظامي هم يك مارك شناخته شده محسوب مي‌شد. واحد كماندويي ضربت ويژه آمريكا ماشين‌هاي خود را از اين كارخانه تهيه مي‌كند و معروف‌ترين خودروي نظامي جنگ خليج به نام پلنگ صورتي هم، يك ماشين لندروور صورتي رنگ بود كه به منظور جابه‌جايي نيروها و به عنوان خودروي فرماندهي استفاده مي‌شد. در جنگ كره در سال 1950 و درگيري‌هاي برمودا در سال 1994 هم لندروور نقش اساسي داشت.

به غير از بريتانيا، ايتاليا هم اكثر خودروهاي نظامي و نيروي هوايي خود را از لندروور تهيه مي‌كرد. اما با همه اينها، اين ماشين سبز خاكي بيشتر از همه به جاده‌هاي گلي و مالروي روستاها و مزارع عادت دارد. هنوز هم در روستاها و شهرهاي شمال ايران لندروور، مشتري‌ها و طرفداران خاص خود را دارد و ديدن يك لندروور پارك شده كنار چند درخت پرتقال تامسون و چند جعبه پرتقال، يكي از صحنه‌هاي نوستالژيك روستاهاي شمال است.





Copyright: gooya.com 2016