یکشنبه 23 تیر 1387

ديدنيها >> تحقيرهاي دوران کودکي به جنايتي خونين انجاميد، اعتماد

تحقيرهاي دوران کودکي سبب شد پسري جوان دوست خود را با تصوري اشتباه به قتل برساند. متهم به قتل 25 ساله که محمود نام دارد پس از کشتن دوست و همسايه اش به نام سعيد دستگير و در دادگاه کيفري استان اصفهان محاکمه و به قصاص محکوم شد. او اکنون در شرايطي در آستانه مرگ قرار دارد که از وقوع قتل اظهار پشيماني مي کند و خودش را قرباني تحقير و تمسخرهاي ديگران مي داند.

وقوع قتل
روز سوم فروردين ماه سال گذشته پسري جوان به نام سعيد که در تدارک برگزاري مراسم عروسي برادرش بود از خانه خارج شد اما ديگر به منزل بازنگشت و غيبت او سبب شد خانواده اش با مراجعه به پليس آگاهي اصفهان شکايتي را مطرح کنند. پس از اعلام گزارش مفقود شدن سعيد کارآگاهان تحقيقاتي را آغاز کردند و متوجه شدند روز حادثه دوست او به نام محمود مقابل خانه اش رفته و وي را سوار خودرو خود کرده بود. افشاي اين مساله موجب شد پليس سه روز پس از ناپديد شدن پسر جوان تنها مظنون پرونده را بازداشت کند. محمود در بازجويي ها از سرنوشت دوستش اظهار بي اطلاعي کرد و گفت؛ آن روز ما به سمت يکي از روستاهاي اطراف اصفهان حرکت کرديم. در بين راه من مردي مسافر را نيز سوار کردم اما او با تعارف آبميوه مسموم ما را بيهوش کرد. من و سعيد هنوز به طور کامل از حال نرفته بوديم که دوستم با آن مرد درگير شد. پس از آن من بيهوش شدم و وقتي به خودم آمدم خبري از سعيد نبود.



کارآگاهان هنگامي که با انکارهاي اين متهم مواجه شدند اتومبيل او را بازرسي کردند. پيدا شدن لکه هاي خون در صندوق عقب و زير صندلي شاگرد و همچنين دو قبضه چاقو عرصه را بر محمود تنگ کرد و وي سرانجام جرمش را پذيرفت. وي گفت؛ از مدت ها قبل فردي به صورت تلفني برايم ايجاد مزاحمت مي کرد.او با صدايي دخترانه حرف مي زد و مرا تحقير مي کرد. رفتارهاي اين مزاحم مرا به شدت آزار مي داد. زندگي ام را تحت تاثير قرار داده بود و دچار کينه شده بودم به همين دليل وقتي حدس زدم ممکن است آن مزاحم سعيد باشد تصميم گرفتم از وي انتقام بگيرم.سعيد دوست و همسايه من بود و قرار بود برادرش دو روز بعد از آن حادثه عروسي کند. من نمي خواستم سعيد و خانواده اش از برگزاري مراسم عروسي شاد باشند چون دوستم آسايش را از من سلب کرده و اکنون زمان تلافي فرا رسيده بود. من آن روز سعيد را سوار ماشين کردم و به منطقه يي در حاشيه شهر بردم. به او آبميوه مسموم خوراندم و قصد داشتم همان جا رهايش کنم اصلاً هدفم کشتن او نبود اما پيش خودم فکر کردم ممکن است حيوانات وحشي سعيد را بخورند به همين دليل چاقويي برداشتم و چند ضربه به وي زدم.

متهم به قتل ادامه داد؛ ابتدا مي خواستم جسد را دفن کنم اما بعد پشيمان شدم. جسد را در صندوق عقب ماشين انداختم و در مکاني ديگر آن را به آتش کشيدم. در طول سه روزي که آزاد بودم خانواده سعيد بارها سراغم آمدند اما من حرفي از قتل نزدم چون دوست داشتم شاهد نگراني آنها باشم. پس از اعترافات اين متهم و صدور کيفرخواست در شعبه 17 دادگاه کيفري استان اصفهان وي تحت محاکمه قرار گرفت. محمود در حالي که با درخواست قصاص از سوي اولياي دم مواجه شده بود بار ديگر جرمش را پذيرفت و اظهار داشت؛ بعد از قتل محمود متوجه شدم او مزاحم تلفني من نبوده است. وي درباره اينکه چرا از مزاحم تلفني اش شکايت نکرده بود، گفت؛ من هرگز کارم به دادگاه و کلانتري کشيده نشده بود و در اين مورد نيز فکر نمي کردم ممکن است دوستم را بکشم. واقعاً قصد من انجام قتل نبود. من قبلاً يک بار که به تهران رفتم طعمه يک سارق شدم. آن فرد با آبميوه مسموم مرا بيهوش و پول هايم را سرقت کرد. آن زمان بود که اين شگرد را ياد گرفتم و فقط مي خواستم همين کار را در مورد سعيد تکرار کنم. البته انگيزه ام فقط انتقام جويي بود و نمي خواستم دزدي انجام دهم.

پس از اعترافات متهم وي به قصاص محکوم شد و قضات شعبه 28 ديوان عالي کشور اين راي را تاييد کردند.محمود ديروز طي گفت وگويي با پايگاه اطلاع رساني عبرت به توضيح درباره انگيزه خود از قتل دوست صميمي اش پرداخت و ضمن ابراز پشيماني از ارتکاب قتل گفت؛ من از بچگي تحقير مي شدم و از همان دوران گوشه گيري را آموختم. در ميان دوستانم انگشت نما بودم و بارها به خاطر مسائل مختلف از دوستان و حتي معلم مدرسه کتک خوردم و در واکنش به اين مشکلات فقط سکوت کردم. من هيچ وقت نمي توانستم کتک هاي دوران دبستان را از ياد ببرم. از همان زمان در انزوا بودم تا اينکه تلفن هاي توهين آميز و تحقيرکننده مرا تحريک کرد. ديگر تحمل شنيدن صداي هيچ کس را نداشتم.

هميشه فکر مي کردم آبرويم از بين رفته است. نزد خانواده و همسايه به فردي حقير تبديل شده بودم. اين متهم درباره اينکه چرا نزد روانپزشک مراجعه نکرده بود، توضيح داد؛ «پدر و مادرم خيلي اصرار کردند نزد روانپزشک بروم اما از اين مي ترسيدم که اطرافيان به من انگ بزنند و ديوانه خطابم کنند. اگر اين کار را مي کردم ديگر نمي توانستم ازدواج کنم و کسي حاضر نمي شد با من زندگي کند.»محمود در پايان ضمن ابراز پشيماني دوباره از اولياي دم مقتول طلب بخشش کرد و مصرانه گفت خودش از مرگ سعيد عزادار است و نمي تواند کاري را که انجام داده جبران کند اما اميدوار است او را ببخشند.


در همين زمينه:

7 اردیبهشت » پسر به هواداري پدر، مادرش را کشت، اعتماد
دنبالک:

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'تحقيرهاي دوران کودکي به جنايتي خونين انجاميد، اعتماد' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2008