چهارشنبه 13 آبان 1388   صفحه اول | درباره ما | گویا

پرخواننده ترین ها

دیدنیها >> گزارش تصویری اختر قاسمی از جشنواره فیلم در تبعید گوتنبرگ

[بخش دوم عکس های اختر قاسمی از جشنواره فیلم در تبعید گوتنبرگ]

اختر قاسمی - خبرنامه گویا، نهمین فستیوال فیلم در تبعید امسال از تاریخ 23 اکتبر با فیلم آرش ریاحی کارگردان ایرانی ساکن اتریش به نام "برای یک لحظه آزادی" افتتاح شد و روز 29 اکتبر با فیلم مستند "ماه خورشید گل بازی " به کارگردانی کلاوس اشتریگل خاتمه یافت. این فستیوال با تلاش های پیگیر حسین مهینی از سال 1993 هر دو سال یک بار در ماه اکتبر برگزار می شود. فستیوال بعد از اولین دور خود که خاص ایرانیان بود از دور دوم با نام " دنیا خانه من است " به یک فستیوال بین المللی تبدیل شد. این فستیوال هر دور شعاری خاص دارد و امسال شعارش " بله به نه " بود. بخش اصلی جشنواره در باره سینمای تبعید بود اما بخش های دیگر جشنواره چهره ی متفاوتی را از فستیوال نمایش داد. در طی هشت دور گذشته فستیوال نه تنها کارگردانان تبعیدی کشورهای آسیایی و افریقایی شانس نمایش فیلم هایشان را داشتند بلکه کارگردانان غربی که در باره تبعیدیان فیلم ساختند هم امکان نمایش فیلم شان را در بخش نگاهی دیگر داشتند. در این بخش امسال فیلم های مستند دو کارگردان آلمانی ( کلاوس اشتریگل و توماس گیفر ) به نام های ماه خورشید گل بازی ـ در باره ی پسر خوانده ی فروغ فرخزاد حسین منصوری ـ و فیلم مستند در باره ی قتل پروانه و داریوش فروهر به نام " قتل به نام الله" نمایش داده شد. همراه با نمایش فیلم" قتل به نام الله" امسال شاهد تاتری در همین زمینه به کارگردانی نیلوفر بیضایی به نام " یک قتل و دو پرونده" نیز بودیم. بخش های دیگر فستیوال مجموعه صلح که با یازده فیلم انیمیشن ( نقاشی متحرک ) در باره ی صلح و آزادی بود. بخش ادویسه سینما به فیلم های غیر تبعیدی در مورد آزادی و حقوق بشر اختصاص داشت. از این مجموعه می توان به فیلم " ولکام " یا خوش آمد اشاره کرد. فیلم " هانگر" یا گرسنه در باره ی بابی ساندز مبارز ایرلندی و سربازان نوجوان هم از جمله فیلم های این بخش بودند. بخش پرتره فیلم های کارگردان معترض معروف انگلیسی " کن لاویچ" که که به کارگران و مسائل آنها می پردازد هم از بخش های ویژه فستیوال بود. بخش نقاط آتش و یا بحرانی که در مورد مناطق بحرانی مثل ایران فلسطین افغانستان عراق بود.از مجموعه این فیلم ها می توان به فیلم مستند خانه شیشه ای به کارگردانی حمید رحمانیان که در باره ی سه دختر نوجوانی که از خانه فرار کرده بودند و در خانه ای که دختران فراری نگه داری می شوند اشاره کرد. سینمای زمان هم که به دهه شصت میلادی اختصاص داشت از پلنگ های سیاه تا اوباما را نمایش داد. سینمای زیر زمینی هم با فیلمی از تاتر خیابانی سعید سلطانپور کارگردان چپ ایرانی که در اوایل انقلاب اعدام شد امسال جایگاهی به خود اختصاص داده بود. حسین مهینی در پایان این فیلم در باره ی سینمای زیر زمینی و پیشینه تاریخی آن و گرایش ها سخنانی ایراد کرد. 93 فیلم در شش سینما و عموما همزمان نمایش داده می شد. مستند یک ساعت و نود و نه سال از فیلم های تاثیر برانگیز فستیوال بود این فیلم در باره ی صیغه در ایران بود. برخی از کارگردانان در فستیوال حضور داشتند که بعد از نمایش فیلم با تماشاگران به پرسش و پاسخ پرداختند. امسال از افغانستان هم چند فیلم نمایش داده شد. رویا سادات کارگردان افغان ساکن کابل با فیلم سراب مهمان جشنواره بود. بخش های جانبی جشنواره شامل موسیقی و سخنرانی و سمینار و میزگرد بحث و گفتگو بود. دربخش موسیقی گروه " کافران بی نام " از آلمان با استقبال روبرو شد. در بخش سخنرانی فریدون مقتعمی دبیر فرهنگی کنفدراسیوان سابق دانشجویان در باره ی جامعه شناسی و تاریخ و سیروس وقوعی در مورد اینترنت و نقش وسایل ارتباطی مدرن و جنبش ایران صحبت کردند. در مورد وضعیت زنان در افغانستان خانم سادات کارگردان افغان سخنرانی کرد. سمینار در مورد جبنش فعلی ایران بعد از تاتر یک پرونده و دو قتل با حضور نیلوفر بیضایی کارگردان تاتر بابک رحیمی دبیر نشریه سوئدی مانا، قاسم محجویی دبیر و فعال سیاسی و با اجرای طاهر پلاسعید دبیر شاخه جوانان حزب چپ سوئد برگزار شد.

همکاران فستیوال افراد علاقه مندان به سینما و فرهنگ و هنر هستند که عمدتا داوطلبانه و با میل کار می کنند. امسال حضور خانواده ای با دو فرزند نوجوان خود که تمام وقت در خدمت فستیوال بودند خیلی چشمگیر بود. فستیوال با تمام موفقیت خود که می توان به جرئت گفت یکی از دستاوردهای مهم ایرانیان در تبعید است یک ضعف داشت و آن هم عدم حضور فعال سوئدی ها و عدم حضور مطبوعات سوئدی بود. با توجه به اینکه این فستیوال نزدیک به دو دهه عمر می کند انتظار می رفت که تا کنون در جامعه سوئد جایگاه خود را بدست آورده باشد.

موضوعی که مرا خیلی متاثر کرد همزمان بودن پایان فستیوال با یازدهمین سالگرد مرگ نوجوانان و جوانانی بود که در یک سانحه آتش سوزی در دیسکویی در شهر گوتنبرگ جان خود را ازدست دادند. در میان آنها چندین جوان ایرانی هم حضور داشت. همیشه از خودم می پرسم آیا درد تبعید و مهاجرت کم بود که برخی باید چنین دردهایی را هم تحمل کنند؟





تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 



































ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 
Copyright: gooya.com 2016