مصدق عيب رهاکردن تجربه را در نيمه، نداشت. از آنها که در انقلاب مشروطيت شرکت کردهبودند، به هنگام جنبش ملی کردن صنعت نفت، او و يکی دو تن ديگر تنها کسانی بودند که نه آن تجربه را رها کردند و نه سه اصلی را که هدفهای انقلاب مشروطيت بودند و اصول راهنمای دموکراسی بشمارند: استقلال و آزادی و رشد بر ميزان عدالت اجتماعی. و اين سه اصل، همواره بهکار مردم ايران میآيند ... [
ادامه مطلب]
تعهد ما در مقابل جامعه، بسط و گسترش گفتمانهايی مانند "حق تحصيل و آموزش به زبان مادری"، "مشارکت همهی شهروندان در ادارهی جامعه"، "رابطهی حقوق اقليتها با حقوق عمومی شهروندان" و غيره است. يعنی بسط و توسعهی مبانی دموکراسی و ليبراليسم. جامعهای که در کل، اين اصول را پذيرفته باشد، حتماً هم برای آن راه حلهای مناسبی خواهد يافت. ما هنوز پلههای اوليه را طی نکردهايم ... [
ادامه مطلب]
در اين مقاله قصدم پرداختن به سيستم حقوق، آزادی، استقلال و اختيار انسان در اسلام نيست، اما به بعضی از معانی حق و حقوق و موضوعاتی که در قرآن در اين رابطه مطرح شده گذرا اشاره میشود. علاوه بر آن، بخشی از اسناد بهجا مانده از دوران زعامت امام علی که نشان میدهد او اولين معمار دولت حقوقمدار است که حکومت را ملی کرده و به جد به مسئله حقوق و انواع آن پرداخته و به اجراء درآورده را با هم مطالعه میکنيم ... [
ادامه مطلب]
بسیاری از ایرانیان نگران آن هستند که مبادا انتخابات، تنها کودتایی باشد که بهوسیله سپاه صورت گرفته تا ایران را تبدیل به کشوری نظامی امنیتی با چهرهای مذهبی بر اساس تشیع کند. آیتالله منتظری دو ماه پیش از درگذشتاش اعلام داشت: "آنچه که ما امروز شاهد آن هستیم ولایت سپاه است و نه ولایت فقیه" ... [
ادامه مطلب]
مقالهی شما را خواندم. همان "اندک اندک جمع مستان میرسند" را میگويم. اما کی بود؟ نمیدانم. زمانم را با همان زبانی که پس از خواندن تازه فهميدم نمیفهمم گم کردم. و با آن خيلی چيزهای ديگر را هم. همچون اعتماد به چشم و گوش. بیاعتمادی به اين دو، بیاعتمادی به هوش را هم آورد. هوش که گم شود زمان هم با آن گم و گور میشود. و آدم میشود گول ... [
ادامه مطلب]
اين رشته نوشتارها، کنکاشی هستند "بسيار کوتاه" در چهار برشِ برجستهی تاريخ اجتماعی - اقتصادی ايران. برآيندِ پايانیِ اين کنکاشها، از اهميتی امروزی برخوردار است، چرا که برگرفته از اين ارزيابیها، به نظر میرسد کشور ما، در پايانِ چهارمين پارهی تاريخ خود، و در آستانِ پنجمين برشاش، جای گرفتهباشد. نگريستنی اينکه، برش چهارم و پايانی، با "سوگگستریها" و تندرویهای دينی، آغاز و پايان میيابد. صفویها آغازکنندهی آن، و ولايیها (گويا) پايان دهندهی آناند. اين نوشتار، برش دوم را که نمايی است از پيچيدهشدن دستگاه زمامداری و رشد بيشتر فرهنگ يکجانشينی، هاشور میزند
... [
ادامه مطلب]
مصدق برای مبارزه با سلطه انگلستان، محدودهی وابستگی به روسيه و آمريکا را، برنگزيد. حاضر نشد در محدودهی روابط سلطهگر – زير سلطه، مسئلهی نفت را با انگليس و آمريکا حل کند و يا پيشنهاد بانک بينالمللی را بپذيرد چرا که اگر مصدق محدودهی سلطه و نه فراخنای استقلال کامل ايران را میپذيرفت، هم قراردادی نظير قرارداد کنسرسيوم منعقد میشد و هم استبداد بهدست وی برقرار میشد و هم ناتوانی يک ملت به امضای نمايندهی آن ملت میرسيد و ادامهی تجربه تا يافتن جامعهی مستقل و آزاد، ناميسر میشد ... [
ادامه مطلب]