نزديک به نيم قرن پيش با شکست فاشيسم و پيشرفت جنبش جهانی صلح همراه با پيروزيهای جنبشهای استقلال طلبانه و تجزيه جهان به دو کمپ سوسياليسم و سرمايه داری، کشور های عضو سازمان ملل ، منشور جهانی حقوق بشر را به تصويب رساندند . با انکه در انزمان تنها اقليت کوچکی مردم جهان از حقوق مندرج در ان منشور بهره مند بودند ، نصويب اين منشور دورنما ی روشنی را در برابر ديدگان بشريت قرار داد.
|
advertisement@gooya.com |
|
|
|
انچه اين منشور را از تمام اسنادی که تا انزمان به موضوع حقوق انسانها پرداخته بودند ( قانون اساسی امريکا و فرانسه ) جدا ساخت ، تاکيد بر ازاديهای تا انزمان بدست امده نبوده بلکه مهمتر از ان در برسميت شناختن ان حقوق ورای تعلقات شهروندی بوده است . به عبارت ديگر حقوق انسانها از تعلقشان به يک کشور ، دين ، ملت و فرهنگ نشات نگرفته بلکه موضوعی فرا ملی ، فرا شهروندی و فرا مذهبی است. از اين رو نه تنها استبداد تحت عناوين نيازهای ملی ، فرهنگی و مذهبی بلکه دمکراسی نيز به بهانه لزوم تبعيت اقليت از اکثريت ، حق نقض و پايمال کردن انرا ندارد.
اعلاميه جهانی حقوق بشر برای نخستين بار با فرا ملی دانستن حقوق انسانها ، حقوق دولت های ملی را محدود ساخته و حقانيتشان را بر ان پايه محک ميزند.
از اينرو ، شهروندان جهان در برابر دولت ها و اراده های ملی چون انسانهايی بی حقوقی ظاهر نميگردنند که متکی بر قوانين اساسی ممالک خود ، ازادی و حقوق خويش را بدست مياورند بلکه برعکس اين دولت و اراده ملی است که در برابر يک شهروند ، که صرفا به خاطر انسان بودنش نماينده حقوق تمام جامعه انسانی است ، قرار گرفته و در پيشگاه او حقانيت و اعتبار خويش را بدست مياورد.
قوانين کشورهای امضا کننده اعلاميه جهانی حقوق بشر چنانچه با حقوق مندرجه در ان منشور در تناقض قرار گيرند و انانرا پايمال سازند ، بی اعتبار و غير قانونی بوده و هيچ انسانی را نيز نميتوان ملزم به رعايت انان نمود.
ضديت قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران با اعلاميه جهانی حقوق بشر انرا به سندی غير قانونی تبديل ساخته است . پيروی از حکومت قانون که بشر برای پايان دادن به وحشيگری و نجات خود از استبدادبه پيش نهاد نميتواند توجيه حاکميت استبداد و وحشيگری گردد. از اينرو پيروی و هواداری از قانون اساسی جمهوری اسلامی ، عملی غير قانونی بوده و تشويق مردم برای فعاليت در چارچوب ان ، مغاير با اعلاميه جهانی حقوق بشر ميباشد .
بشريت پيشرو نه تنها عملکرد دولت ها ، بلکه گفتار و کردار جنبش های سياسی و اجتماعی را نيز بر اساس اعلاميه جهانی حقوق بشر مورد سنجش قرار ميدهد. جنبش ترقی خواهی اگر خود را پاره ای از جنبش جهانی حقوق بشر ميپندارد ، نبايد با سازمانها و جنبش های که حقوق و ازاديهای مندرج در اعلاميه جهانی حقوق بشر را زير پا گذاشته به ترويج نژاد پرستی و انديشه های تبعيض گرايانه می پردازند ، هم صدا و هم اوا گردد.
اين تصور باطل که قوانين و بويژه قانون اساسی به قرا ئت های افراد جداگانه ، شخصيت ها و سازمانهای سياسی بستگی دارند ، به هرج و مرج در جامعه دامن زده و دست مستبدين را برای توجيه ظلم و ستم های غيرقانونيشان باز خواهد گذاشت . قوانين و سيستم های حقوقی استبد ادی که ناقض حقوق بشرند ، همراه با ظلم و ستم های ناشی از انان بايد از ميان برداشته شده که ان پيش شرط ايجاد يک جامعه قانون مند ميباشد.
Osolan har ghanon asasi agar hoghoghe hata ye sharvand ra ke azadi dar entekhabe mazab,lebas,raveshe zendagiast natavanad baravarde konad namitavanad ba ealamihe hoghoghe basha sazegar bashad.Lafze jomhori Islami yani berasmiyat khonakhtan tanha mosalmanha, vali aya tamame mardome ma mosalman hastand?Ghanoon asasi ke ke az haman aval jameae ra be do daste khodi va ghire khodi taghsim mikonad aslan ertejaeitari ghanooni ast ke marbot be doran shotorsavari ast va jaei dar donyeh emrozi nadard.