
بینا داراب زند، پیر مرد مبارزات دمکراسی خواهانه ی جبهه دمکراتیک ایران در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران به سه سال و شش ماه حبس تعزیری و 50 ضربه شلاق محکوم شد. قابل ذکر است که در حکم ایشان قید شده که باید 3 سال از مدت محکومیت خود را بصورت تبعید در یکی از زندانهای کرج، یعنی زندان رجایی شهر کرج سپری کند که در تفکیک جرایم سازمان زندانها به زندانیان شرور و قاتلین اختصاص دارد. بینا داراب زند که بیش از 35 سال سابقه ی مبارزه با حکومتهای مستبد و آزادی کش را دارد در تجمع روبروی سازمان ملل در تاریخ 27/5/83 که در اعتراض به ادامه ی روند بازداشت زندانیان سیاسی و نبود آزادی بیان در ایران برگزار گردیده بود، به همراه تنی چند از آزادیخواهان دیگر از قبیل دکتر فرزاد حمیدی و بهروز جاوید تهرانی دستگیر شد. بینا داراب زند و دوستانش بیش از دو ماه را در سلولهای انفرادی 209 در زیر شدید ترین آزار و عذیتهای روحی و روانی سپری کردند و در انتها اتهاماتی نظیر:( شرکت در تجمع غیر قانونی، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی، طراحی و تکثیر پیکهای رفراندوم، عضویت در گروه غیر قانونی جبهه دمکراتیک ایران و مسئولیت واحد فرهنگی آن گروه، کمک مالی به خانواده ی زندانیان سیاسی و ...) به وی وارد کردند. تمام کسانی که آقای داراب زند و سابقه مبارزاتی وی را می شناسند به روشنی بر این امر واقفند که سه سال و نیم زندان و 50 ضربه شلاق در هر زندانی که باشد و بدست هر شکنجه گری که اعمال شود برای وی چیز قابلداری نیست و همه خوب میدانیم که در لحظه صدور حکم به حماقت قاضی حداد و اربابانش پوزخند زده است. ولی چیزی که هضم کردنش برای ما مشکل است این است که به چه جرمی و کدامین گناهی این حکم را برای وی صادر کرده اند.
آقایان اصلاح طلبی که از وجود آزادی بیان و دمکراسی در این حکومت فاسد و دیکتاتوری دم میزنند لطفا پاسخ مرا بدهند. آیا در این مملکت یک تجمع اعتراضی بدون خشونت و یا حتی شعار و راهپیمایی و بدون حتی یک پلاکارد، در جلوی سازمان ملل گناهی است که چنین مجازاتی را در بر داشته باشد؟یا اینکه تحلیلهای سیاسی و اجتمایی وی بود که پشت شما را لرزاند و مجبور شدید تا به وی 42 ماه زندان و 50 ضربه شلاق بدهید؟
بله، آقای بینا داراب زند به خاطر مرتکب شدن این اعمال به سه سال و نیم حبس تعزیری و 50 ضربه شلاق محکوم شده است. خیلی دوست داشتم روزی یک دادگاه منصف و بی طرف و مستقل برگزار می شد و بینا داراب زند را به همراه آن قاضی شعبه 26 حداد، یا اصلا یکی از اربابانش در قوه ی قضائیه یا وزارت اطلاعات یا اصلا خود خامنه ای محاکمه می کرد تا روشن شود، آیا بینا داراب زند مجرم است یا این دیو صفتان که دستان هر کدامشان به خون هزاران بی گناه آغشته است.
نمی دانم چه شد که سفره ی دلم را برای شما باز کردم و تمام این مطالب را برای شما تعریف کردم. شاید دلیلش این بود که سه روز است که این مبارز خستگی ناپذیر به همراه دوستانش دکتر فرزاد حمیدی و ارژنگ داوودی و مهرداد لهراسبی به جمع سایر اعتصابیون زندان رجایی شهر که بیش از 12 روز است در اعتصاب غذا بسر میبرند پیوسته اند. کسانی همچون حجت زمانی و جعفر اقدامی. تمامی این مبارزین در اعتراض به وضعیت غیر انسانی و غیر بهداشتی زندان رجایی و عدم تفکیک جرایم زندانیان سیاسی که در کنار قاتلین و اشرار نگهداری میشوند و همچنین نبود آزادی بیان و نقض سیستماتیک و گسترده ی حقوق بشر در ایرانی که از داعیه داران تاریخی حقوق بشر و آزادی بیان در جهان است دست به اعتصاب غذا زده اند.
کوروش رزمریم
6/بهمن/1383