جمعه 10 فروردین 1386

چهل و پنجمين سالگرد بخش فارسی دويچه وله و مصاحبه با جمشيد فاروقی مدير راديو، عکس و مصاحبه از اختر قاسمی

جمشيد فاروقی
بخش عمده بودجه ما از طريق وزارت فرهنگ آلمان تامين می شود و ما هيچ نياز و يا هيچ اجباری برای بازتاب دادن سياست آلمان نداريم. آن چيزی که برای ما مهم است و شنوگان ما هم خواهان هستند، اين است که مردم آلمان نسبت به تحولات ايران چگونه می انديشند

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

[email protected]


[گزارش تصويری اختر قاسمی از اين مراسم - کليک کنيد]


هفته گذشته چهل و پنجمين سالگرد بخش فارسی راديو دويچه وله در بن جشن گرفته شد. مارس ۱۹۶۲ اولين برنامه فارسی پخش شد.

به دعوت يکی از همکاران و دوست خوبم در دويچه وله به آن جا رفتم و فکر کردم که فرصت را غنيمت بشمارم و از اين مراسم هم گزارشی تهيه کنم. در کارت دعوت دويچه وله می خوانيم: "در آستانه سال نو چهل و پنجمين سالگرد خود و نيز نوروز را جشن می گيريم." دويچه وله تقريبا مدت دو سالی ست که از کلن به بن نقل مکان کرده و من مثل دفعه پيش مسير را بعد از دور زدن اشتباه پيدا کردم. جلوی درب ورودی دوستان خوبم مريم سطوت و همسرش را ديدم. جشن در زير زمين ساختمان جديد دويچه وله که خيلی مدرن و بزرگ هست بود. اولين چيزی که توجه مرا جلب کرد هفت سين کوچک و قشنگی بود که ابتدای ورود به سالن روی ميزی چيده شده بود و حال و هوای نوروز و عيد را منتقل می کرد. شايد نيم ساعتی فقط با دوستان مشغول سلام و احوالپرسی بودم. به نظر من يکی از بهترين خصايص اين جشن ها ديدار دوستان است. مهمانان فقط ايرانيان نبودند بلکه از بخش های ديگر راديوهای دويچه وله همچون آفريقا، هندوستان، افغانستان، ترکيه و غيره نيز بودند. عده زيادی از بزرگان ادب و فرهنگ و هنر ما همچون آرامش دوستدار، مهدی خان بابا تهرانی، محمدرضا نيکفر، داريوش آشوری، حميد شوکت، عبدالکريم لاهيجی، رضا مقصدی، فهيمه فرسايی، اسد سيف و... در اين مراسم حضور داشتند.
مراسم با صحبت های خانم سبيله شورودر رئيس بخش آسيای راديو دويچه وله شروع شد. بعد آقای کريستين گرامش مدير برنامه های دويچه وله سخنانی در رابطه با برنامه های فارسی دويچه وله ـ سايت فارسی آن و تاثير آن در جامعه ايران و ايرانيان مهاجر ايراد کرد. سپس نوبت به جمشيد فاروقی، مدير بخش فارسی راديو رسيد. جمشيد فاروقی نگاهی به چهل و پنج سال گذشته برنامه های فارسی داشت. بعد از صحبت های کوتاه مسئولين نوبت به بخش هنری برنامه رسيد که با صدای گرم خواننده جوان ساکن دورتموند افسانه صادقی آغاز شد. افسانه صادقی از آخرين آلبوم خود به نام "رز سپيد" که با اشعار بهنام باوندپور، شاعر ساکن آلمان تهيه شده ترانه هايی اجرا کرد.
اسکندرآبادی و فريدون چگينی هم بخش بعدی برنامه های هنری را به عهده داشتند. بعد از پايان برنامه های هنری، مهمانان را به شام دعوت کردند. ميز شام با غذاهای خوش رنگ و خوشمزه ايرانی تزئين شده بود. گيو، نوجوان ۱۰ ساله بلژيکی ـ ايرانی ساکن بروکسل که چند جايزه هم تا به حال در موسيقی دريافت کرده با چند قطعه زيبای پيانو توجه حضار را به خود جلب کرد. ساعات پايانی برنامه با رقص و پايکوبی گذشت. دی جی برنامه يک جوان هندی بود که بخشی را به موزيک هند اختصاص داده بود و به همين دليل هم مهمانان هندی و به خصوص دختران زيبای هندی با رقص خود همه را جذب خود کرده بودند. برنامه تا ساعت يازده شب طول کشيد.
من همان شب مصاحبه کوتاهی با جمشيد فاروقی مدير بخش فارسی راديو دويچه وله داشتم که چون همزمان با پنجاهمين سالگرد تولدش هم بود بعد از تبريک مضاعف به او، درباره سابقه کارش در دويچه وله پرسيدم:
فاروقی پاسخ داد:
- از سال ۱۹۹۶ با دويچه وله همکاری می کنم و از سال ۲۰۰۱ هم اين مسئوليت را دارم و ۶ سال است که مسئول بخش فارسی دويچه وله هستم.

س: قبل از شما مسئول بخش فارسی همیشه آلمانی بوده فکر می کنید از زمانی که یک ایرانی این مسئولیت را دارد چه تغیيراتی صورت گرفته؟
- اين را به سختی می توان جواب داد ولی فکر می کنم که آشنايی با بافت فرهنگی جامعه ايران نقش بسيار تعيين کننده ای در تعيين مطالب و سمت و سوی برنامه دارد. ابتدا آقای کناوه و بعد آقای دکتر شلندر اين مسئوليت را به عهده داشتند. آقای کناوه مدت بيشتری اين مسئوليت را داشت و تا حدودی به زبان دری آشنايی داشت ولی آشنايی به يک زبان آشنايی با فرهنگ اون جامعه نيست و آشنايی با زبان دری هم همان طور که می دونيد آشنايی با زبان فارسی به معنای واقعی نيست و اين تنها تفاوتی است که من می تونم بگم که بعد از اين به وجود آمد.

س: اين تفاوت ها يا تغييرات تا چه حد محسوس است؟
- من فکر می کنم در واقع بايد شنوندگان به اين پاسخ بدهند که اين تغييرات محسوس است يا نه؟ چون فقط اين تغيير و تحولات نبود. بخشی از همکاران قديمی دويچه وله هم بازنشست شدند و رفتند و من فکر می کنم که در واقع انقلاب اسلامی ايران يکی از محاسنی که داشت اين بود که بخشی از نيروهای روشنفکر ايرانی را به گوشه و کنار جهان فرستاد و از اين جهت ما نسبت به مسئولين قبلی دستمون خيلی بازتر بود و تونستيم نيروهايی که هم کار خبرنگاری کرده بودند و هم از توان حرفه ای برخوردار بودند به کار بگيريم.

س: شما در وب سايت خودتون نوشتيد که دويچه وله بازگو کننده رويدادها و مشی سياست های آلمان در رابطه با ايران و...
- نه ما چنين چيزی را ننوشتيم و بر خلاف تصوری که به طور عمومی وجود دارد يکی از تفاوت های ويژه ای که دويچه وله با بقيه راديوهای فارسی زبان خارج از کشور، مثل بی بی سی يا صدای آمريکا يا راديو اسرائيل دارد، تامين بودجه ماست که بخش عمده آن از طريق وزارت فرهنگ آلمان تامين می شود و ما هيچ نياز و يا هيچ اجباری برای بازتاب دادن سياست آلمان نداريم. آن چيزی که برای ما مهم است و شنوگان ما هم خواهان هستند، اين است که مردم آلمان نسبت به تحولات ايران چگونه می انديشند. چه مفسران آلمان و چه روزنامه نگاران آلمان و يا مصاحبه هايی که گوشه و کنار صورت می گيره، ولی ما مثل صدای آمريکا نيستيم که لزوما مجبور باشيم يک بخشی از تفسير کاخ سفيد را در برنامه مون داشته باشيم. ما در انتخاب برنامه کاملا آزاد هستيم. امکاناتی که از طرف بخش مرکزی دويچه وله به ما داده می شود بيشتر برای پوشش دادن به بخش مطالب خارج از ايران است يعنی مثلا فرض کنيد اگر الآن در افغانستان و يا هر گوشه دنيا اتفاقی رخ بده ما از امکاناتی که بخش مرکزی در اختيار می گذارد استفاده می کنيم ولی در انتخاب موضوع کاملا آزاديم.

س: يعنی شما می گوييد که نوع روابط ايران و آلمان هيچ نقش و تاثيری در نوع و تعيين سياست دويچه وله بخش فارسی ندارد؟
- منطقا نه! منطقا هيچ نقشی ندارد، اما يک سری مسائلی هست که ما بدون اين که بخواهيم خود بخود همسو می شود. يعنی سياستی که در واقع به عنوان سياست خارجی دولت آلمان مطرح هست و سياستی که ما در دويچه وله داريم. مثلا در ارتباط با نقض حقوق بشر فرقی نمی کند که اين نقض حقوق بشر در ايران بوده باشد و يا در هر جای دنيا، يک نوع هم خوانی وجود دارد يا به وجود می آد. به طور مثال در ارتباط با عراق، سياستی که دولت آلمان در ارتباط با مسئله عراق داشت با سياست ما يک مشابهت های زيادی دارد و اين به معنای اين نيست که کسی به ما ديکته می کنه که فلان مطلب را برداريم.

س: هيچ گونه کنترل و نگرشی به مطالب سياسی شما تا قبل از پخش نمی شود؟
- نه. همان طور که گفتم ما دستمان در انتخاب مطالب باز است و اين ما هستيم که تعيين می کنيم بخصوص در ارتباط با پوشش دادن به مسائل مربوط به ايران، از آژانس های خبری که فرقی هم نمی کند که کدام آژانس باشد يا آلمانی زبان و يا انگليسی و يا... افرادی که با آن ها مصاحبه می کنيم و يا تفسيرهايی که در روزنامه های آلمان منتشر می شوند. بر بستر اين منابع ما اين مسائل را پوشش می ديم.

س: در همين رابطه، چه چيزی در ميزان بودجه شما مؤثر است؟ نوع رابطه با ايران يا؟
- تا اين لحظه چنين چيزی که بر اساس نوع رابطه با ايران باشه، نبوده؛ بلکه بودجه ای که در اختيار ما گذاشته می شود بر اساس ميزان دقايقی ست که ما برنامه توليد می کنيم.

س: اين را شما خودتون تعيين می کنيد؟
- متاسفانه نه. ما بسيار مايل هستيم که توليد برنامه های بخش فارسی را بيشتر کنيم و اين يکی از خواسته های مشخص شنوگان ما در ايران هم هست و خيلی ها می گويند که دو ساعت برنامه برای صدای آلمان کم است ولی اين که آيا دويچه وله بودجه بيشتری در اختيار ما می گذارد اين چيزی است که تصميمش با ما نيست. ولی ما اين دو ساعتی را که داريم بر اساس همين برنامه توليد می کنيم و اين که ما چقدر توليد خالص داريم يعنی بدون تکرار بر اساس اين توليد خالص ما بودجه می گيريم.

س: بخش فارسی دويچه وله ۴۵ ساله شد؛ يعنی ميشه گفت که دو نسل را در ايران مخاطب داشته، فکر می کنيد که چه تاثيری در دو نسلی که بعد از پيدايش دويچه وله داشتيم، گذاشته؟
- به نظر من می شه گفت که تاريخ دويچه وله پر از فراز و نشيب است و از اون جايی که دويچه وله بخصوص بخش فارسی حداقل چهار بار نقل مکان کرده و به همين دليل متاسفانه ما اطلاعاتمون نسبت به دهه های گذشته کافی نيست و دسترسی به آرشيو آن طوری که بايد و شايد نيست، يعنی خيلی از مدارک و اسنادی که توضيح گر کار همکاران پيش از ما بوده، در دسترس نيست، اما ظرف اين ۶ـ۷ سالی که من خدمت می کنم بايد بگم که تغيير و تحولات جدی در محتوا و سمت و سوی برنامه ها صورت گرفته و ما در اين کار از موازين حرفه ای و موازين کار ژورناليستی که خيلی برامون مهمه حرکت می کنيم و سعی می کنيم که در انتقال خبر منبع مستقل و بی طرفی باشيم و سعی کرديم اين را به عنوان دستورالعمل برای کار همه همکاران قرار بدهيم و بر همين پايه هم حرکت می کنيم.

س: من وقتی که دويچه وله را با گذشته قبل از شما مقايسه می کنم، احساس می کنم که مخاطب شما تغيير کرده و الان مخاطب شما بيشتر جوانان هستند و حتی همکاران شما هم تغيير کرده اند، درسته؟
- بله. فکر می کنم که فقط تغيير همکاران نبوده بلکه يک نوع تغيير نسل هم اتفاق افتاد، زمانی که من به دويچه وله آمدم تقريبا جوان ترين فرد بودم الان پيرترينم. اين خودش نشون ميده که تغيير و تحولی در ساختار دويچه وله اتفاق افتاده ضمن اين که بايد به اين موضوع توجه کرد که ما با جامعه ای سر و کار داريم که بخش عظيمی را جوانان تشکيل می دهند و اين طبيعی است که بشترين توجه ما به مسئله جوانان باشه و به مسئله زنان و به مسئله اقوام، چيزی که تا به حال کمتر به او پرداخته بوديم ولی چند ماهی ست که توجه خيلی ويژه ای به مسئله قومی در ايران داريم و فکر می کنم که در همين رابطه ما نسبت به راديوهای فارسی زبان ديگر يک موقعيت ممتازی را به خودمون اختصاص داديم.

س: فکر نمی کنيد که با توجه به اين مسائل مهمی که مطرح شد، مسئله جوانان و زنان در ايران نياز به زمان بيشتر برای برنامه های ويژه خاص اين دو قشر جامعه باشد؟ در اين رابطه اقدامی کرديد؟
- اين آرزو و يا خواستی است که ما داريم ولی ما به جز اين که مرتب تقاضا به مسئولين دويچه بدهيم نمی تونيم کار خاصی انجام بديم به هر حال دويچه وله يک بودجه معينی دارد و اين بودجه را بر اساس تقدم و تاخری که برای بخش های مختلف قائل می شه تقسيم می کنه، می دونيد که علاوه بر بخش فارسی ۲۹ زبان ديگر به جز آلمانی در دويچه وله برنامه دارند و اين پول بايد بين همه آن ها تقسيم بشه و من فکر می کنم که تا اين لحظه امکان اين که ما بتونيم وقت بيشتری را داشته باشيم وجود ندارد ولی ما اميدواريم که بتونيم اين کار را انجام بديم...

س: چشم اندازی وجود دارد؟
- چشم اندازش به اوضاع سياسی ايران برمی گردد، يعنی اگر اوضاع ايران دستخوش تحول عجيب و غريبی بشه و بخصوص بر سر مناقشه اتمی حوادثی اتفاق بيفتد - من در اينجا به عنوان يک فرد ايرانی صحبت می کنم نه به عنوان يک مسئول دويچه وله - و يا خدايی ناکرده جنگی اتفاق بيفتد طبيعيه که دويچه وله زمان بيشتری را به برنامه فارسی خواهد داد و برنامه ما افزايش پيدا می کند ولی من چنين آرزويی را ندارم، دوست دارم که زمان بيشتری به ما اختصاص داده شود، ولی خواستار اين که حادثه ناگواری برای جامعه ما رخ بده، چيزی نيست که من آرزو داشته باشم.

س: شما تفاوت اصلی دويچه وله را با راديوهای فارسی زبان ديگر در چه می بينيد؟ چه چيزی شما داريد که آن ها ندارند و يا چه چيزی آن ها دارند که شما نداريد؟
- بعضی چيزها هست که آن ها دارند ولی ما نداريم. مثلا راديو فردا ۲۴ ساعت برنامه پخش می کند و يا موج متوسط دارد که ما نداريم و يا ميزان بودجه ای که بی بی سی در اختيار دارد ما نداريم. من ضمن اين که هيچ گونه احساس رقابت بين دويچه وله با راديوهای فارسی زبان جدی در خارج کشور نمی بينم، فکر می کنم که اگر همه ما کار حرفه ای خودمون را اساس قرار بدهيم، همه موضوع کارمون اطلاع رسانی است و همه يک کار واحدی را انجام می دهيم. اما من فکر می کنم چيزی که دويچه وله داره ولی اون ها ندارند نگاهی ست که از زاويه جامعه آلمان به مسائل ايران می شه.

س: شما به رسانه جدی اشاره کرديد؛ چه رسانه ای را جدی می دونيد؟ خبری بودن و يا؟
- نه، صرفا خبری بودن نيست. به نظر من رسانه ای جدی است که از موازين کار ژورناليستی و حرفه ای حرکت بکنه. ببينيد، مثلا ما خبری را که در اين جا اعلام و منتشر می کنيم، بايد يک کنترل دوگانه شود يعنی بايد حداقل از دو منبع خبری مستقل تاييد شده باشه تا ما بتونيم در برنامه مون داشته باشيم. حتی ممکنه که به همين دليل باعث تاخير در ارائه مطلب بشه، ولی اين موازين بايد رعايت شود. ممکنه راديويی با يک منبع خبر را پخش کند ولی ما اين کار را نمی کنيم و راديويی می تونه به طور مشخص راديو جدی باشه که اين موازين حرفه ای کار ژورناليستی، چيزی که در رسانه های خارج از کشور، رسانه های آلمانی زبان، انگليسی زبان، فرانسوی زبان و... به عنوان نرم و اصول کار تعريف شده، را اساس کار خودش بدهد. اگر چنين چيزی باشه من می تونم بگم که يک راديو جدی است.

س: نظرتون در مورد راديوهای جديد مثل «راديو زمانه» که از هلند پخش می شود چيه؟
- ما شماری از راديوهای جديد داريم که بخش اعظم اينترنتی هستند و يا محلی هستند که در سوئد و کانادا و استراليا از اين نمونه ها داريم ولی راديويی که جديدا در هلند شروع به کار کرده، راديويی ست که صرفا راديو اينترنتی نيست؛ موج کوتاه هم داره و از اين بابت قابل قياس با راديوهايی ست که سابقه چندين ده سال دارند. اين که اين راديوها را چگونه بايد ارزيابی کرد؛ به نظر من احتياج به يک کار حرفه ای و کارشناسانه داره که لازمه روزهای متوالی اين برنامه ها را شنيد تا توانست يک ارزيابی دقيق ارائه داد . ولی اگر همين طور بخواهم نظرم را در مورد «راديو زمانه» بگم فکر می کنم که «راديو زمانه» سعی کرده که در واقع وبلاگ نويسان را هم به عنوان خبرنگار و هم به عنوان مخاطبين خودش داشته باشه و اين چيزی ست که راديوهای ديگه نکردند و اون ها برای بخش وسيع تری از جامعه ايران برنامه سازی می کنند؛ برای اون هايی که دست يابی به اينترنت ندارند و برنامه ها را به صورت موج کوتاه يا متوسط دنبال می کنند.

س: فکر نمی کنيد که يک ارتباط و هماهنگی کار بين شما و ديگر راديوهای فارسی زبان حرفه ای بتونه کار شما را راحت تر کند و تاثيری در رابطه شما با مردم در ايران داشته باشد؟
قطعا می تونه موثر باشه ولی اين که چرا تا به حال چنين اتفاقی نيفتاده فقط از جانب يک نفر نمی شه شنيد يعنی بايد ديد که مثلا بی بی سی چقدر تمايل دارد و يا راديو فرانسه تا چه حد گرايش دارد و يا حتی دويچه وله. برای اين کار نمی تونيم به شکل فردی پيش بريم. بايد يک همايش وسيع در سطح اتحاديه اروپا صورت بگيرد تا يک نوع هماهنگی بين راديوها و رسانه های ايرانی خارج از کشور صورت بگيره.

س: آيا دويچه وله برای يک تلويزيون فارسی زبان تا به حال اقدامی کرده؟
- تا اين لحظه متاسفانه چنين اقدامی صورت نگرفته ولی اين که در آينده چه پيش بيآد و دويچه وله چه تصميمی بگيره بايد منتظر شد و ديد. اما حداقل می شه گفت که بی بی سی يک همچين تصميمی را گرفته و قراره که تا سال آينده يک تلويزيون فارسی زبان که من شنيدم ۲۴ ساعته هم هست ايجاد کنه و حالا اين تاثيری بر رسانه های خارج از کشور خواهد گذاشت موضوعيه که بايد در آينده ديد.

س: هدف شما بيشتر شناسايی جامعه ايرانيان در آلمان به ايرانيان درون است و يا شناسايی جامعه و فرهنگ آلمان به ايرانيان درون ايران؟
- هر دو به موازات هم پيش می ره. من فکر می کنم که سرنوشت انسان ها هميشه جذابه. وقتی که من به سرنوشت ايرانيانی که ساکن آلمان هستند می پردازم قطعا برای ايرانيان درون ايران جذاب است چون دوست دارند بدونند که خوب اين ايرانيانی که از اين جا رفتند و ازدواج کردند و دارای خانواده شدند و يا بچه هاشون بزرگ شدن الآن دچار چه سرنوشتی شده اند؟ من فکر می کنم که اين ها چيزهاييه که می تونه برای شنونده هميشه جذاب باشه کمااين که برای ما هم وقتی گزارش هايی در رابطه با ايران دريافت می کنيم که اشاره ای به وضعيت زندگی در ايران می کند، جالب و جذاب است. ولی براساس همه پرسی ها و نامه هايی که از شنوگان داشتيم متوجه شديم که مردم خواهان دانستن فرهنگ و شيوه زندگی خود آلمان و مسائلی که در اين کشور می گذرد هم هستند. اين که آلمانی ها چگونه آدم هايی هستند، چگونه می انديشند، چگونه به مسائل ايران و منطقه نگاه می کنند و اين ها از جمله مواردی هست که فکر می کنم باعث جذاب تر شدن برنامه می شود.

س: ضمن سپاس فراوان از شما آقای فاروقی، فکر می کنيد که نکته ای هست که بخواهيد اشاره کنيد؟
- بله. ما سعی می کنيم که با پيشرفت های تکنيکی جهان که همين لحظه اتفاق می افتد خودمون را هماهنگ کنيم و يکی از اين پيشرفت ها مسئله ای به نام "پود کستين" هست و ما بر اين هستيم که برنامه مون را برای "پود کستين" آماده بکنيم تا به حال اين چنين بوده که مثلا اگر شنونده ای می خواست که فقط برنامه ورزشی ما را گوش کند قبلا می بايست همه برنامه را دانلود می کرد تا از بين کل برنامه، برنامه ورزشی را گوش می داد در حالی که ما الآن تصميم داريم که ظرف يکی دو هفته آينده به اين سمت بريم و اين در ارتباط با رابطه ما با شنوگدگان يک پيشرفت بزرگيه و شنوندگان می توانند آبونه بشوند و بخواهند که مثلا فلان برنامه را می خواهم و اون فرد بدون اين که خودش کاری بکند برنامه مورد نظرش روی کامپيوترش ضبط می شود و هر موقع که خواست می تواند برنامه را گوش بدهد.

ـ آقای فاروقی با تشکر مجدد و آرزوی موفقيت برا ی شما و راديو دويچه وله
- خواهش می کنم

[گزارش تصويری اختر قاسمی از اين مراسم - کليک کنيد]

Copyright: gooya.com 2016