پنجشنبه 6 اردیبهشت 1386

آزار کودکان و نوجوانان بهائی در ايران، سروش حقايق

آزار بهائيان از ابتدای ظهور ديانت بهائی به تحريک علمای مذهبی شروع شد که منجر به شهادت حضرت باب بشارت دهنده ظهور آئين بهائی و تبعيد و زندانی شدن حضرت بهاءالله بنيان گزار اين آئين و کشتار و اذيت و آزار مؤمنين گرديد و هزاران تن از آنان را شهيد نمودند که شرح آن "يکی داستانی است پر آب چشم" که در اين يادداشت مختصر نمی گنجد ودرتواريخ شرق و غرب منعکس است وهنوز هم به صورت های مختلف ادامه دارد.ولی آخرين موردی که درگزارش خانم دوگال آمده يعنی توهين و سوء رفتار با کودکان بهائی در مدارس ايران، از اهميت ويژه ای برخور داراست.
بانی دوگال نماينده ارشد جامعه بين المللی بهائی در سازمان ملل متحد گفت:گزارشهای جديد مبنی بر اينکه آسيب پذير ترين افرا جامعه بهائی ايران يعنی کودکان و نو جوانان مورد آزار وتحقير قرارميگيرند و حداقل در يک مورد باچشمان بسته مورد ضرب وشتم قرارگرفته اندپديده بسيار ناراحت کننده ای است .
خانم دوگال گفت:" هرچند ممکن است بعضی از حوادث اخير بصورت پراکنده رخ داده باشد اما دامنه و ماهيت اين اقدامات شرم آور، بهائيان ايران را به اين نتيجه رسانده است که اين عمليات سازمان يافته است."
. اهميت موضوع در اين است که اگر در گذشته نيز مواردی از بی مهری وآزار کودکان در مدارس ديده می شد که نگارنده در ايام کودکی مکرر شاهد آن بودم، با برنامه مستقيم مسئولين ويا با تشويق آنان نبود.درحاليکه اکنون بابرنامه وتائيد مسئولين امر انجام می گيرد، آن هم توسّط مسئولينی که اساس برنامه هايشان را بر مهرورزی نهاده و مردم دنيا را به محبت وشناخت حقوق يکديگر تشويق می نمايند!
اين نکته مرا به ياد داستانی انداخت که درکتاب فرائد(صفحه ۴۳۲) درذکر داستان شهادت دو تاجر بهائی که در سال۱۲۹۶ هجری قمری،آقانجفی مجتهد اصفهانی به منظور تصاحب مالشان فتوی به قتلشان داده بود، آمده است.
"محمد تقی نامی از تجار اصفهان حکايت نمود.....بعداز ظهريوم۲۳شهر ربيع الاول، که يوم شهادت بود، برای شغلی از اشغال تجارت به قريه جلفا که مرکز نصاری است رفتم و عموم اهالی را ازاين حادثه کبری غمگين ومحزون يافتم دراين اثنا فتاتی (زن جوانی) از اجانب ازمن پرسيد که سبب قتل اين دو سيد جليل چه بود؟ گفتم به دليل اينکه از طائفه بابيه بودند. گفت: دانم بابی بودند فائده قتل ايشان چه بود ؟نه از ذريه پيغمبر شما بودند و به مکارم اخلاق و محاسن اطوار اشتهار داشتند ؟ گفتم قتل ايشان را علمای ما موجب حصول ثواب می دانند و مايه تقرّب حضرت رب الارباب می شمارند.چون اين عبارت را مسموع داشت متعجّبانه درمن نظری نمود وگفت:ويل لکم ايتها الا مّه العجيبيه(وای بر شماامت عجيب" اگر قتل ذريه نبويه (نسل پيغمبر) از حسنات شماست پس سيئات شما چه باشد!؟ اين بگفت و روی برتافت و.. " وحال اين مسئله مطرح است: که اگر مهر ورزی حضرات بدرفتاری و تحقير کودکان است. آن هم در دنيائی که در آن ده ها سازمان برای حمايت کودکان وجود دارد و هيچکس حق تنبيه بدنی وحتی لفظی کودکان را ندارد، پس ظلمشان چه می تواند باشد!؟
دراين صورت مردم دنيا در باره مقامات مذهبی ايران چگونه قضاوت خواهند کرد.؟اگر مسئولين امر مظالم وارده به افراد بالغ را با دروغ وافتراء توجيه می کنند.درمورد اطفال ونوجوانان چه خواهند گفت؟نظری به تعاليم زير که از کتابهای درس اخلاق همان بچه ها استخراج شده عمق اين بيعدالتی ها را روشن تر می نماياند وشکاف وتضاد موجود بين اعتقادات بهائی وديد غيراخلاقی مسئولين امر، در ايران را بهتر نشان ميدهد .
"امروز انسان کسی است که به خدمت جميع من علی الارض(ساکنين روی زمين)قيام نمايد."
"شماهابايد به آنچه سبب آسايش عالم انسانی است تشبّث نمائيد.يتيم هارانوازش کنيد،گرسنه هارا سير نمائيد برهنه ای را بپوشانيد ،بيچاره ها را دستگيری کنيد تا مقبول در گاه الهی شويد."
"ای اهل عالم همه بار يک داريد و برگ يک شاخساربه کمال محبت و اتحاد و مودت و اتفاق سلوک نمائيد"
"بهترين اعمال محبت با اهل عالم است"
"بايد به جميع ناس به کمال محبت و شفقت وبرد باری معاشرت کند وتکلم نمايد "

"نزاع و جدال شان درندگان ارض بوده وهست واعمال پسنديده شان انسان "
"ضرب وشتم وجنگ وجدال وقتل و غارت کار درنده های بيشه ظلم ونادانی است. اهل حق از جميع آن مقدس ومبرا"
متأسفانه يکی از نتايج رفتار های غير انسانی با بها ئيان بد نامی ايران در سطح بين المللی است کشوری که بيش از۲۰۰۰ سال پيش در کمک به اقليت ها و رعايت حقوق و احقاق حق آنان در جهان پيشگام بوده است .چون اين بی عدالتی ها توسط سازمان های طرفدار حقوق بشر و بهائيان غير ايرانی که در سراسر دنيا پراکنده اند خواه نا خواه به گوش همه مردم جهان ميرسد .از طرف ديگر درذهن هر انسان آزاده ای اين سؤال مطرح می شود که اگر کسانی تعاليم بهائی را نمی پذيرند، اشکالی ندارد نپذيرند ولی ديگر کينه توزی وظلم برای چيست؟ مظالم وارده به پيروان اديان درظهورات گذشته را، با توجّه به نادانی و جهالت وعقب ماندگی مردم آن دوران می توان به نحوی توجيه کرد ولی در دنيای امروزدر مورد مردمی که مدعی داشتن اخلاق و انصاف وانسانيت هستند و مرتکب اين بی عدالتی ها می گردند چه بايد گفت؟ مخصوصاًوقتی در قرآن می خوانيم (سوره ۱۴ ابراهيم آيه های ۲۳و۲۴) که:"کلمه پاکيزه را به درخت پاکيزه تشبيه ميکند که اصلش ثابت است و شاخه اش در آسمان است که به اراده الهی ميوه ميدهد و کلمه ناپاک همچون درخت نا پاک است که ريشه کن شده باشد از بالای زمين و آن را قراری نباشد." در اين صورت افرادی که واقعاًبه قرآن معتقدند. نه به تظاهر،ديگر نگران چه هستند؟ اگر آئين بهائی از جانب خداوند نيست طبق نظر قرآن به خودی خود فراموش شده و ازبين خواهد رفت ديگر محلی برای کينه توزی وظلم و بی عدالتی وجود ندارد. آيا اگر آنان ديانت بهائی را قبول ندارند چگونه می توان پذيرفت که رفتارشان با پيروان آن ميتواند مغاير اعقادات دين خودشان باشد که ميگويد:"لا اکراه فی الدين" مگر اين که قبول کنيم آنان دين خودشان را هم قبول ندارند!وظلم های آنان را در عدم اعتقاد شان به قرآن بدانيم!يا بايد پذيرفت که بيم ازدست دادن مقام وموقعيت سران مذهبی، عامل اين تحريکات باشد مخصوصاً که در هر آئين جديدی تعاليمی هست که برای علمای مذهبی ديانت قبلی قابل قبول نيست يا به دليل تازگی آن ها ويا به دليل مغايرت با منافعشان .در آئين بهائی به عنوان نمونه از تعاليم زير می توان نام برد
منع مداخله در کار ديگران يعنی نداشتن تعليم "امر به معروف و نهی از منکر "که معمولاً بهانه دخالت در کار ديگران قرار ميگيرد .
منع دست بوسی تا بوسيدن دست برای کسی وسيله خود بزرگ بينی قرار نگيرد.
منع تعدد زوجات .
منع تقيه يعنی انکار عقيده وقتی که منافع شخص ايجاب نمايد.
تساوی حقوق زن ومرد
تحری حقيقت وترک تقاليد ونداشتن مرجع تقليد.
منع انتقام جوئی ونداشتن جنگ و جهاد به نام دين
نداشتن روحانيون مذهبی

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

بيشترافراد آزاده و تحصيلکرده ،روشنفکران واقعی ايران، اگر هم به آئين بهائی به عنوان ديانت عقيده ای نداشته باشند و يا اصولاً فاقد احساسات دينی باشند مخالف ظلم به بهائيان هستند ولو اينکه شرائط موجود به آنان امکان دفاع از بهائيان را ندهد.افرادی چون شادروان جمال زاده نويسنده نامدار ايرانی کم نبوده و نيستند که مظالم وارده به جامعه بهائی را تقبيح نمو دند ولی اشخاصی که منافعشان درصورت استقرار تعاليمی که ذکر شد به خطر می افتد با توسل به حربه دروغ و افتراءبه تحريک توده مردم بر عليه جامعه بهائی می پردازند. برای چنين افرادی که ظاهراًسمت رهبری دارند و مردمی که توسط آنان تحريک ميشوند. بايد دعا کرد تا خداوند بزرگ چشمانشان را باز فرمايد و از گذشته پند گيرند.زيرا تاريخ گواه اين حقيقت است که هيچ ظلمی پايدار نمی ماند و هيچ ظالمی در عرصه تاريخ جز بد نامی نصيبی نمی برد.
همانطوری که ديديم اديان قبل چون اراده الهی پشت سرشان بود با همه ظلمهای وارده پيش رفتند و برای ظالمين و معترضين فقط بد نامی باقی ماند. ديانت بهائی نيز چون اديان قبل پيش خواهد رفت وهم اکنون نيز که زمان زيادی از ظهور آن نگذشته در بيش از ۲۳۸ مملکت مستقر شده و آثارش به بيش از ۸۰۲ زبان ترجمه گرديده است و طبق سالنامه دائره المعارف بريتانيکا (سال ۱۹۸۸ص۳۰۳)بعد از مسيحيت گسترده ترين ديانت جهان است .که البته اين هنوز از نتايج سحراست . فاعتبرو يا اولی الابصار

سروش حقايق

دنبالک:

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'آزار کودکان و نوجوانان بهائی در ايران، سروش حقايق' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016