سه شنبه 13 شهریور 1386

محدوده های اتحاد برای دموکراسی، همايون مهمنش

همايون مهمنش
مناسب ترين اتحاد ميان گروه های مختلف اپوزيسيون، اتحاد برای دموکراسی است. يک اتحاد موفق ميان گروه هائی که برداشت های نزديکی از اهداف آن داشته و از اعتماد لازم به يکديگر برخوردارند، ممکن به نظر ميرسد ولی همکاری با گروه هائی که در حرف يا در عمل دموکرات نيسنند، کمکی به پيشبرد دموکراسی نمی کند

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

اميد به پايان يافتن دوران طولانی پراکندگی گروه های سياسی قوت گرفته و اين سوال مطرح شده است که چرا در اين اوضاع حساس و خطرناک تشکل های سياسی برای مقابله با ديکتاتوری متحد نشده و متحد عمل نمی کنند. معيار دست يافتن به يک اتحاد فعال و کار آمد نزديکی برداشت ها از اهداف مشترک و اعتماد متقابل گروه های سياسی است. گروه هائی که برداشت های متفاوتی مثلا از دموکراسی دارند و يا به هر دليل اعتماد لازم به يکديگر را ندارند طبيعتا اتحاد موفقی هم نخواهند داشت و حتی اگر اتحاد صورت هم بگيرد، کمک چندانی به مبارزه نخواهد بود. متاسفانه اخيرا بعضی گروه ها هم که ظاهرا اميد خود را به اتحاد از طريق صحبت، ديالوگ و جلب اعتماد متقابل از دست داده اند، کوشش ميکنند در رسانه ها از شعار اتحاد استفاده ابزاری کرده و توسط آن برای خود بازار گرمی کنند. در اين شرائط بررسی عملی بودن، هدف گيری و روشن کردن محدوده های اتحاد گروه های سياسی اهميت مييابد. نگارنده سال هاست که برای اتحاد گروه های سياسی با هدف تحقق دموکراسی کوشيده است(۱) و مطلب حاضر نوعی نتيجه گيری مرحله ای از اين تجربيات است.
بر خلاف آنچه که گاهی تصور ميشود، اتحاد گروه های سياسی (نه افراد، که در اينجا مورد بحث نيست) برای فعاليت مشترک و کارآمد، ساده نيست. اتحادی که پس از صورت گرفتن حرکتی نداشته باشد طبعا مورد نظر ما نيست. يک اتحاد موفق بعيد است با امضا در انترنت و يا شرکت در يک جلسه صورت گيرد. حتی اگر متحد شوندگان نرديکی های فکری و اعتماد متقابل را هم در سطح لازم داشته باشند، بازهم مدت زيادی بحث، استدلال، وقت، کوشش و ثبات قدم لازم است تا اهداف و ساختارهای فعاليتی اتحاد تعيين شود. تازه اين هنوز به معنای موفقيت نيست. اتحاد زمانی با موفقيت توام است که متحدين بتوانند همکاری اثر بخش داشته باشند. به عبارت ديگر برای گروه هائی که نزديکی های فکری لازم بر سر اهداف اتحاد و يا اعتماد به يکديگر را دارا نيستند بهترين راه، تحليل واقعی از وضعيت همراه با کوشش برای برقراری ديالوگ، ادامه آن و جلب اعتماد متقابل است.
اتحاد گروه های اپوزيسيون سياسی پايان کار نيست و تازه آغاز آن است. با اتخاذ سياست های درست، گسترش و تداوم کار و از همه مهمتر جلب اعتماد روشنفکران و مردم است که يک اتحاد نيروی لازم برای ايجاد تحول در جامعه را پيدا ميکند. وقتی مردم پيشنهادات نيروهای سياسی را برای تغيير شرائط و نحوه اداره کشور بپذيرند و اين پذيرش را در عمل نيز نشان دهند، اپوزيسيون باز يک قدم ديگر به اهداف خود نزديک شده است.

اتحاد با چه هدف؟
هر بخش شرکت کننده در اتحاد حتی وقتی در مورد آن صحبت نشود، از شرکت در اتحاد هدفی دارد. تجربه اتحاد "همه با هم" با خمينی که در واقع "همه با خمينی" بود نشان ميدهد که اهداف اتحاد لازم است نه فقط به صورت نفی و سلبی بلکه بطور مثبت و ايجابی نيز تعريف و از همان آغاز معين باشد. مضافا اينکه شرکت کنندگان در اتحاد درک کم و بيش مشابهی از آن داشته باشند. برای مثال ممکن است گروهی از دموکراسی، ديکتاتوری پرولتاريا را بفهمد که در تضاد کامل با دموکراسی مورد نظر است. اتحاد با هدف نفی ديکتاتوری بدون اينکه روشن کنيم پس از آن چه حکومتی را می خواهيم، لزوما به دموکراسی منجر نميشود. دوستانی که صحبت از جنبش ملی ميکنند بايد توجه داشته باشند که با نام گذاری "جنبش ملی" هدف هنوز روشن نشده است. نتيجه اتحاد صرفا با هدف نفی ديکتاتوری را در گذشته تجربه کرده ايم. هر گونه هدف گزاری نا مناسب ديگر ميتواند به صرف نيرو در راه های فرعی، و در بهترين حالت اتلاف انرژی اتحاد کنندگان و محروم کردن جامعه از همکاری آنان برای اقدامات درست باشد.
هدف از اتحاد برای دموکراسی، اتحادی است که بديلی دموکراتيک به جامعه ارائه دهد، برای جلب پشتيبانی وسيع روشنفکران و مردم از اين بديل کوشش کند، در استقرار دموکراسی بکوشد و پس از استقرار، همواره نيروی حامل دموکراسی باشد.

اتحاد برای دموکراسی
مبارزات مردم ايران از دوران مشروطيت تا به امروز برای به دست آوردن حق حاکميت ملی يا دموکراسی بوده است. آزادی، استقلال، تماميت ارضی و جدائی دين از حکومت، حکومت قانون و رعايت حقوق بشر و عدالت اجتماعی مفاهيمی در ارتباط با يکديگرند که تحقق آنها تا کنون از همه بهتر در دموکراسی ها ممکن شده است. امروز گرايش روشنفکران ايران به دموکراسی و جدائی دين از حکومت غير قابل انکار است. مردم ايران فجايع حاصله از دخالت دين در حکومت را تجربه کرده اند. همچنين نتيجه کار حکومت های کمونيستی به روشنفکرانی که عدالت اجتماعی بدون آزادی را ممکن ميدانستند نشان داد، که عدالت اجتماعی در فقدان آزادی ممکن نيست و کارگران سنديکاهای کارگری آلمان که در ربع سوم قرن نوزدهم سرود "آزادی نان است و نان آزادی است" (۲) را سر ميدادند، آگاهانه و هوشيارانه عمل ميکرده اند.
اگر دموکراسی مضمون اصلی مبارزات مردم است پس تحقق دموکراسی نيز، مناسب ترين هدف برای اتحاد نيروهای آزاديخواه ميباشد. اگر چنين اتحادی پا بگيرد ميتواند به فعاليت ها در سطوح ديگر مثلا پشتيبانی از مبارزات گروه های اجتماعی و رعايت حقوق بشر نيز ديناميک بيشتری بدهد.
طرفداران دکتر محمدمصدق، نهضت ملی و سازمان آن جبهه ملی همواره نقش مهمی در دفاع از آزادی ها و دموکراسی دارا بوده و هستند. در اينجا لازم است از دکتر شاپور بختيار که با تمام امکانات کوشش کرد جلوی فاجعه و پاگرفتن ديکتاتوری کنونی را بگيرد و همواره با تاکيد بر اهميت دموکراسی سال ها در رهبری نهضت مقاومت ملی ايران پرچمدار مبارزه برای دموکراسی بود و در اين راه جان خود را نيز گذاشت، ياد کنم. امروز دموکراسی از طرف غالب گروههای سياسی به عنوان اصل، مورد قبول واقع شده و گروه های اجتماعی مانند زنان، جوانان، معلمان، کارگران، دانشجويان، روزنامه نگاران، اصناف و گروه های مدافع حقوق بشر تا آنجا که ميدانم بدون استثنا، ضمن مبارزه برای اهداف خود به اهميت آزادی، رعايت حق حاکميت مردم و اهميت قانون متکی به اراده مردم تاکيد دارند.
بعضی از فعالين سياسی، جمهوری خواهی را به عنوان هدف اتحاد به جای دموکراسی پيشنهاد می کنند. پيشنهاد آنان دو جنبه دارد: اول جمهوری در مقابل "سلطنت" برای ابراز طرفداری از حکومتی که بر خلاف پادشاهی يا نظام ولايت فقيه کليه مسئولين آن انتخابی و در مقابل مردم پاسخگو باشند که اين عامل مهمی برای تحقق يک دموکراسی پايدار است و دوم جمهوری با مفهوم دموکراسی در مقابل "حکومت اسلامی". به نظر نگارنده مفهوم اول که مربوط به شکل نظام است(۳) بهتر است به صورت يک استدلال جدا از دموکراسی طرح شود. به اين جهت به علت دوگانگی مذکور و روشن تر بودن مفهوم، دموکراسی به عنوان هدف اتحاد مناسب تر به نظر ميرسد.
پس اتحاد برای دموکراسی امری ممکن است و اگر کوشش برای صورت گرفتن چنين اتحادی با سياست ها و اقدامات درستی همراه شود، اقدامی در جهت تقويت و اعتلا کل جنبش سياسی ايران خواهد بود.

محدوده های فکری و سياسی اتحاد برای دموکراسی
اگر اتحاد برای دموکراسی را درست، ضروری و منطبق با خواست و مبارزات مردم ايران بدانيم، آنوقت لازم است به بعضی نکات و محدوده های فکری موجود در راه ايجاد چنين اتحادی نيز برخورد کنيم.
۱. افراد و يا سازمان هائی هستند که از يک طرف مدافع خمينی، ولی فقيه، استالين و يا در سطح ديگری، محمد رضا شاه هستند ولی همزمان خود را مدافع دموکراسی نيز ميدانند. روشن است که ادعای اين گروه ها به دفاع از دموکراسی يا از روی عدم شناخت اصول آن و يا کاملا مغرضانه است.
۲. نمونه ديگر روشنفکران مذهبی هستند. بعضی از آنان امروز قاطعانه به نفع دموکراسی و ضرورت جدائی دين از حکومت موضع گرفته اند. ولی برخی ديگر هنوز از "دموکراسی دينی" صحبت ميکنند و حتی از اتحاد برای دموکراسی هم اين درک را دارند که مسئولين چنين اتحادی نيز بايد از طرفداران جمهوری اسلامی باشند. آنها تضاد بزرگ بين "آزادی" و "دين حکومتی" يا "دين اجباری" را نمی بينند. بنابراين در اين طيف با يک نظر مشخص روبرو نيستيم و اتحاد برای دموکراسی فقط با آن بخش ممکن است که به ضرورت جدائی دين از حکومت اعتقاد داشته باشد.
۳. در طيف سياسی چپ نيز با نظرات متجانسی روبرو نيستيم. بعضی فعالين چپ به ويژه تحت تاثير حمله نظامی آمريکا به عراق و فجايعی که اين حمله باعث شده است، به دنبال ايجاد اتحادهائی با هدف "مبارزه عليه امپرياليسم" و يا اهدافی مشابه هستند. اگر "مبارزه عليه امپرياليسم" بجای دموکراسی مضمون مبارزات آنها باشد، ممکن است تا آنجا بروند که برای مثال اقدامات تروريست های عراق را که کوچکترين ارزشی برای جان انسان و هموطنان خود قائل نيستند و در عمل های انتحاری خود صدها تن را برای ايجاد وحشت و مخالفت با آمريکا از دم تيغ ميگذرانند و يا حتی از اقدامات احمدی نژاد تحت اين عنوان که او دارد عليه امپرياليسم مبارزه ميکند به نوعی دفاع کنند. بخش ديگری از اين روشنفکران هنوز هم به دنبال مبارزه برای قوم گرائی تا سرحد جدائی، انقلاب سوسياليستی نوع لنينی و غيره اند. لازم به توضيح نيست که با صاحبان چنين افکاری نميشود برای رسيدن به دموکراسی همکاری کرد. خوشبختانه طرفداری از آزادی و دموکراسی در بخش مهمی از فعالين چپ امروز گسترده است.
۴. چند سال پس از انقلاب عده ای تحت عنوان "مشروطه خواهی" بدون برخورد انتقادی به گدشته سردمداران خود که اغلب عاملين اصلی تعطيل مشروطه در گذشته بوده اند ظاهر شدند که متاسفانه مرتبا با اعمال خود نشان ميدهند که "مشروطه خواهی" آنان فقط يک نامگذاری است و از گذشته چيزی نياموخته اند. برای مثال آنها هنوز هم قبول ندارند جريانی که ده ها سال بر اين کشور حکومت رانده است مسئول پاگرفتن ديکتاتوری کنونی است، نه اپوزيسيونی که هيچ نقشی در اداره کشور نداشته است. آنها در عوض قبول اشتباهات و برخورد روشن، قاطع و غير قابل بازگشت به گذشته خود، گاهی مردم را به فراموش کردن آن فرا می خوانند ولی زمانی هم که محيط را مناسب ببينند، با طرح فجايع رژيم کنونی، تازه از روشنفکران و مردم طلبکار هم ميشوند. مسلما اين بخش با خصوصيات کنونی اگر خطری برای دموکراسی نباشد کمکی نيز برای آن نخواهد بود.
خلاصه ميکنم: مناسب ترين اتحاد ميان گروه های مختلف اپوزيسيون، اتحاد برای دموکراسی است. يک اتحاد موفق ميان گروه هائی که برداشت های نزديکی از اهداف آن داشته و از اعتماد لازم به يکديگر برخوردارند، ممکن به نظر ميرسد ولی همکاری با گروه هائی که در حرف يا در عمل دموکرات نيسنند، کمکی به پيشبرد دموکراسی نميکند. تا بوجود آمدن چنين اتحادی، ادامه بحث و ديالوگ ميان گروه ها برای راهيابی و پيدا کردن امکانات همکاری برای مثال در دفاع از حقوق بشر ضروری است.

همايون مهمنش
۱۲ شهريور ۱۳۸۶ برابر ۳ سپتامبر ۲۰۰۷
[email protected]
www.homayoun.info

۱- همايون مهمنش، مبارزه موثر برای دموکراسی،
http://www.homayoun.info/magh/mobmoa1.htm

۲- Susanne Miller/Heinrich Potthoff, Kleine Geschichte der SPD, Verlag Neue Gesellschaft GmbH, 6. Auflage 1998

۳- همايون مهمنش: دموکراسی و شکل نظام ،
http://www.homayoun.info/magh/demokr%20va%20shekle%20nezam.htm

دنبالک:

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'محدوده های اتحاد برای دموکراسی، همايون مهمنش' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016