جمعه 16 شهریور 1386

هاشمی رفسنجانی، رجلن، اما نه قهرمان، بيژن صف سری

بيژن صف سری
هاشمی رفسنجانی از آغاز تاسيس جمهوری اسلامی تا به امروز همواره با پيشه قرار دادن سياست يکی بر نعل و يکی بر ميخ ، برای خود جايگاهی در نزد اهالی سياست ورز اين آب و خاک فراهم آورد که بقول عوام هميشه در وسط لحاف قرار داشت

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

پس از انتخاب رئيس مجلس خبرگان رهبری بسياری از مطبوعات اصلاح طلب در اعلام خبر رياست اکبر هاشمی رفسنجانی بر مجلس خبرگان، عکس های بزرگی از وی در صفحات اول خود به چاپ رسانده و اين انتخاب را نشانه ای از قوی شدن موضع هاشمی رفسنجانی در معادلات سياسی ايران و پيروزی «خط اعتدال» توصيف کرده و از همين رو گروهی آنچنان به وجد آمدند و به شادمانی مشغولند که گويی همه مشکلات اين بلاد اسلامی با اين رجل سياسی نظام حمهوری اسلامی از اين پس حل خواهد شد چرا که خوش باوران بر اين گمانند با انتخاب رئيس مجمع مصلحت نظام در مقام رياست جديد مجلس خبرگان ، وی قادر خواهد بود تقابل با رهبری را به اوج برساند. و اين همه از ماجرای انتخابات دور نهم رياست جمهوری نشئات می گيرد که در آن حکايت تاريخی عاليجناب سرخ پوش در عين ناباوری پس از حذف در رقابت با رقيب نا شناخته ای بنام آحمدی نژاد در واکنشی عارفانه تنها به شکايت بردن به عرش کبريايی بسنده می کند و در لاک سکوت فرو می رود اما اين سکوت و اعتراض عارفانه نه تنها هرگز در باور سياست بازان اين آب و خاک و مردم کوچه و بازار نگنجيد بلکه همگان چشم انتظار آن لحظه تاريخی بودند تا در فرصتی مناسب شاهد انتقام آن حذف شده ی بزرگ انتخابات کذايی باشند يعنی خانه خرس و اب وانگور و حال امروز را آن روز موعود می پندارند غافل از آنکه

ميان ماه من تا ماه گردون
تفاوت از زمين تا آسمان است .

يکی از سرگرمی های مردم اين کهنه ديار پس از انقلاب ، قهرمان سازی و پيشگويی و حدس و گمان های به دور از واقعيت های ملموس جامعه بوده است ، يک روز صاحب منصبی را به دليل چند ژست سياسی که تنها به نيت کسب وجهه بوده، ناجی خود می دانند و قهرمان ملی می پندارند و يک روز هم همان قهرمان را به طرفه العينی از عرش به فرش می نشانند که از عهده هيچ بنی بشری در جهان ساخته نيست و مصداق آنچه گفته آمد را می توان در ماجرای همين رجل صاحب نام جمهوری اسلامی هاشمی رفسنجانی د انست .

هاشمی رفسنجانی از آغاز تاسيس جمهوری اسلامی تا به امروز همواره با پيشه قرار دادن سياست يکی بر نعل و يکی بر ميخ ، برای خود جايگاهی در نزد اهالی سياست ورز اين آب و خاک فراهم آورد که بقول عوام هميشه در وسط لحاف قرار داشت تا بدانجا که حتا وقتی روزنامه نگار جان برکفی چون اکبر گنجی در ماجرای قتل های زنجيره ای از او بعنوان عاليجناب سرخ پوش نام برد، خدشه ی چندانی بر وجهه و جايگاه اين صاحب منصب روحانی در نزد مردم و اهالی سياست ورز وارد نشد و او فقط برای مدتی تنها با فرو رفتن در لاک سوکت خود را از نظرها پنهان کرد که آخرين سکوت او که با حذف در انتخابات رياست جمهوری آغاز گرديده بود تا قبل از همين انتخاب اخيرش بعنوان رياست مجلس خبرگان ادامه داشت .

اما از عجايب روزگار مردم رنج ديده اين گستره تاريخی ، اين رجل سياسی نظام جمهوری اسلامی در طول ۲۸ سال گذشته گاه به چشم عوام حکم يک ناجی و قهرمان ملی را داشته و گاه شهره به رجل سوء استفاده کننده از قدرت و بيت المال بوده است و در اين رهگذر جناح های سياسی هم با نزديک شدن به اين روحانی متنفذ سياست پيشه ، سود و زيان های بسيار برده اند اگر چه در هر دو حالت برنده نهايی باز همين رجل روحانی بوده است و هنوز هم هستند احزاب و گروهايی که ميل منتسب شدن به اين روحانی را داشته باشند آن چنان که امروز اصلاح طلبان بنا بر اصل يارگيری های موسم انتخابات سعی در جلب اين سياست پيشه کهنه کار به سوی خود را دارند و در اين ميان مردم کوچه و بازار هم که اخيرا با انتشار جلد سوم خاطرات رئيس جديد مجلس خبرگان تلنگری بر حافظه شان خورده است از سر قهرمان پروری وعلاقمندی به شايعات و حدس و گمان های واهی، او را بار ديگر در نقش يک ناجی و قهرمان می بينند غافل که قهرمانان همه در گورستان تاريخ اين کهنه ديار مدفونند آن چنان که نقل است روزی ظل السلطان به سر طويله ايلخان بختياری ، حسينقلی خان رفت ، ايلخان بختياری نژاد اسب هايش را يکی يکی می گفت تا اينکه ظل السلطان آهی کشيد و از ته دل گفت ، خان ، واقعا آن اسب ها يی چون رخش ، شبديز کجا رفتند ؟ ايلخان بختياری به رندی جواب داد ، حضرت والا آن اسبها را مردانی چون رستم و پرويز سوار می شدند و همراه خود بردند .

بيژن صف سری

دنبالک:

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'هاشمی رفسنجانی، رجلن، اما نه قهرمان، بيژن صف سری' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016