قسمت اول
فدراليسم در جهان امروز
در سپيده دم قرن بيستم و يكم، به نظر مى رسد كه سيستم سياسى فدراليسم، بيشتر از هر زمان ديگرى در جهان محبوبيت و خواهان دارد. در واقع در سال ۱۹۹۷ تعداد كشورهاى فدرال ۲۴ كشور مى باشد كه ۲ ميليارد نفر يا %۴۰ جمعيت جهان را در خود جاى داده اند۲ و در مقام مقايسه با فقط ۱۸۰ كشور داراى سيستم متمركز، كشورهاى فدرال در برگيرنده ۴۸۰ ايالت فدرال مى باشند.
درميان اين كشورهاى فدرال، تفاوت هاى بسيارى وجود دارد، از كشورهايى با سيستم شبه متمركز، كه نزديك به كشورهاى داراى سيستم متمركز هستند، تا كشورهايى فاقد سيستم متمركز و به حدى گسترش يافته، كه به شكل كنفدرال هم درآمده اند. به علاوه اينها، عناصر بسيارى از مفاهيم نظريه فدراليسم به شكل تنظيمات و موسسات، توسعه يافته و شكل فدرال بخود گرفته اند، مانند اتحاديه هاى قانونى غير مركزى و وزارت هاى مختلف كشورها.
تحت فشارهاى مشترك جهانى و منطقه اى شدن، هر روزه عده بيشترى از مردم شاهد هستند كه فرمهاى فدرال، تركيبى موثر از روابط مشترك حكومت با مناطق گوناگون در زمينه هاى مختلف، موجب توسعه منطقه هاى آنها شده است و جواب گوى نيازهاى متنوع منطقه اى آنها در جهان مدرن است.
ارزش مقايسه ها
امروزه بعلت جهت افزايشى تنوع سيستم هاى فدرال و روابط فدرال، مسايل بسيارى را مى توان از مطالعه مقايسه اى نمونه هاى شاخص در گوشه و كنار جهان آموخت. آنها مى توانند هم به ما درسهايى از موفقيت و هم درسهايى از شكست بدهند، ما مى توانيم هر دو را از تنظيمات مختلف و در شرايط متفاوت ياد بگيريم.
به علاوه مقايسه كردن شايد به ما راه هايى را نشان دهد كه در حالت عادى به آنها
بى توجه بمانيم. مقايسه كردن، شايد همچنين به ما قدرت پيش بينى بهترى از يك ساختار خاص و يك دوره مشخص را بدهد. بر اساس مشخص كردن تفاوت ها و اشتراكات، مقايسه شايد توجه ما را به قابليت هايى جلب كند كه در غير از اين حالت، اهميت آنها ناشناخته بماند. تعجب آور نيست كه ملت سازان آفريقاى جنوبى، در نوشتن قانون اساسى جديد خود، وقت زيادى را به مطالعه مقايسه اى تجربه هاى سياسى مختلف، وقف كرده اند.
ارتباط تجربه كانادايى
با اينكه بين آفريقاى جنوبى و كانادا، تفاوت هاى وجود دارد كه مى بايست در نظر گرفته شوند، در عين حال قابليت هايى در سيستم فدرال كانادا وجود دارد كه آن را با آفريقاى جنوبى مرتبط مى سازد. برخلاف بعضى سيستم هاى فدرال مانند آمريكا و سوئيس كه بر اساس اجتماع ايالت ها و كانتون هاى از قبل موجود، تشكيل شده اند، شكل گرفتن كانادا شامل يك تحول كلان و بنيادى در انتقال قدرت بود.
يكى از مهمترين قسمت هاى تشكيل فدراليسم در كانادا، تجزيه و دوپاره شدن ايالت يكپارچه سابق، به دو ايالت جديد كبك و انتاريو بود. به اين دو ايالت، دو ايالت كوچكتر برونسويك جديد و نوا اسكاتيا افزوده شدند.
موسسين كانادا نگران شدند كه شايد اين به قانون۱۸۶۷ درمورد اتحاد كانادا لطمه بزند و تاثير اين قانون را كم كند. قانون ۱۸۶۷ يك قانون فدرال بود ولى به شكل حكومت هاى مركزى بسيار شبيه بود و دولت مركزى اختيارات بسيارى در مورد ايالت ها داشت.
قوانين فدرال كانادا، همانند قوانين كشورهايى هند و مالزى كه بعداٌ نوشته شدند و همچنين آفريقاى جنوبى، تركيبى از قوانين فدرال با عناصرى از سيستم متمركز بود. اين قوانين در دهه هاى اول تشكيل كانادا بسيار استفاده شدند ولى با اينكه هنوز در قوانين كانادا حضور دارند، در قرن دوم تاريخ تشكيل كانادا، بسيار كمتر استفاده شدند.( يعنى اينكه تجربه فدراليسم كانادا از شبه متمركز به سمت استقلال بيشتر پيش مى رود ۳)
مثال كانادا نشان دهنده بيهوده گى معلق ماندن در بين فدراليسم و حكومت متمركز مى باشد و نشان مى دهد سياست مداران براى پيدا كردن راه حل، اغلب به دنبال راه هاى كاربردى بر اساس تلفيق بين فدراليسم و سيستم متمركز، هستند تا صرفاٌ استفاده از تئورى هاى خالص. اين تلفيق موجب شده است كه كشور كانادا با وجود داشتن پاره اى مشكلات در طول تاريخ خود، بعد از ۱۳۰ سال همچنان به حيات خود ادامه دهد.
بعد از كشورهاى آمريكا و سوئيس، كانادا از قديمى ترين كشورهاى داراى سيستم فدرال در جهان است. كانادا برخلاف اين دو كشور هيچگاه جنگ داخلى عمده اى نداشته است و به سيستم فدرال بر اساس تاكيد برتساهل و سازگارى دو طرف دست يافته است.
يكى ديگر از دلايلى كه تجربه كانادا را مهم مى كند، ابداع تلفيق سيستم فدرال با سيستم پارلمانى بود. سوئيس و آمريكا، سيستم فدرالى را انتخاب كردند كه بر جدايى بين قانون گذار و اداره كشور تاكيد مى كرد. كانادا اولين كشور فدرالى بود كه سيستمى را تشكيل داد كه در آن پارلمان هم مسئول قانون گذارى بود و هم مسئوليت اداره كشور را برعهده داشت. تلفيق سيستم پارلمانى و سيستم فدرال كه در كانادا ابداع شد، بعدها در كشورهاى فدرال استراليا، اتريش، آلمان، هند و مالزى به كار گرفته شد.
بنابراين تجربه كانادا نشان دهنده تاثير سيستم پارلمانى در سيستم فدرال مى باشد
پانوشت ها
۱- آقاى رونالد لمپمن واتز از خانواده اى كانادايى در ژاپن متولد شدند. ايشان از داشنگاه تورنتو در رشته هنر درجه كارشناسى گرفتند و در ادامه تحصيلات شان از دانشگاه اكسفورد بريتانيا در رشته فلسفه و سياست با درجه دكترا فارغ التحصيل شدند و از سال ۱۹۵۵ به عنوان استاد فلسفه به دانشگاه كويين كانادا پيوستند.
اين مقاله تلخيص جلد ششم از مجموعه فدراليسم، تئورى و كاربرد مى باشد. مشخصات كتاب به اين شرح است
Federalism: The Canadian Experience, By Ronald Lampman Watts , Published 1997 HSRC Press, ISBN 0796916993
۲- بنابر دايرة المعارف ويكى پديا، تعداد كشورهاى داراى سيستم فدرال به ۲۵ كشور رسيده است. غير از اين كشورهاى رسماٌ به عنوان فدرال شناخته شده، كشورهاى ديگرى با سيستم هايى نزديك به فدراليسم به ترتيب زير وجود دارند. كشورهاى مثل بريتانيا و اسپانيا كه قدرت را به بعضى مناطق خود واگذار كرده اند كه به آنها Devolved يا يا "منتقل كرده" مى گويند. گروه ديگر كشورهايى هستند كه سيستم متمركز دارند ولى بعضى از قدرت را به بعضى مناطق خود داده اند، مانند شيلى، ايتاليا، نيوزلاند، چين و فيليپين، كه به آنها Regionalize Unitary يا "خودمختارى محلى" مى گويند. گروه ديگر كشورهايى هستند كه بعضى عناصر سيستم فدرال را دارند و در عين حال شكل حكومت متمركز را هم دارند. مانند: دانمارك، فنلاند، هلند، فرانسه، صربستان، تانزانيا و اوكراين. كه به آنها Federacy يا Confederacy يا "اتحاديه" مى گويند.
http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_countries_by_system_of_government#Federal
۳- توضيح از مترجم