پنجشنبه 19 مهر 1386

ديدار روزنامه نگاران و فعالان اجتماعی - سياسی با علی فرحبخش، کانون زنان

ايمان پاک نهاد - کانون زنان ايرانی - "هوشنگ فرحبخش، وکيل پايه يک دادگستری" که بر روی يک سطح فلزی نقره ای رنگ حک و روی ديوار طبقه چهارم آپارتمانی در حوالی خيابان يوسف آباد تهران نصب شده، نشانی خوبی است تا مطمئن شوی که علی فرحبخش و خانواده اش در آن خانه ميزبان جمعی از روزنامه نگاران و فعالان اجتماعی-سياسی هستند. روزنامه نگاری که ۱۱ ماه دور از خانه و خانواده اش در سلول های زندان اوين روزگار سپری کرد.

ديروز ( چهارشنبه )، ۱۸ مهر ماه علی فرحبخش ، روزنامه نگار پذيرای کسانی شده بود که هر يک در گذشته نه چندان دور يا روزنامه ای را از دست داده و يا در گوشه ای از زندان بزرگ اوين گذران عمرکرده بودند.

سفيد، سياه، زرد و آبی به ترتيب رنگ دکمه های زنگ آپارتمانی است که اگر آبی را فشار دهی، علی فرحبخش که تازه شب قبلش از بند ۳۵۰ اوين آزاد شده ، از آن سوی آيفون به داخل راهنمايی ات می کند: "خوش آمديد، طبقه چهارم"

پيش از همه، پدر علی فرحبخش با مو ها و ابروان سفيد رنگش در را باز کرده و به استقبال می آيد و پشت سر پسر تازه آزاد شده اش.

"چشم هايتان روشن آقای فرحبخش!"

۱۱ ماه دوری، فرصتی کافی است برای دلتنگی يک پدر نسبت به فرزند خردسالش؛ شايد به همين دليل است که علی فرحبخش لحظه ای چشم از دخترش برنمی دارد. دختری سه، چهار ساله که موهايش را از دو طرف بسته و لباسی صورتی رنگ بر تن دارد.

بر صورت ميهمانان اگر بنگری چهره های آشنايی ديده می شود. احمد زيدآبادی روزنامه نگار کنار محسن کديور، عضو هيات علمی کانون حکمت و فلسفه نشسته است. محمد بسته نگار، فعال ملی مذهبی در گوشه ای و زهدی، مديرمسوول روزنامه ی توقيف شده آريا هم در گوشه ای ديگر. بهروز گرانپايه روزنامه نگار هم با اندکی فاصله پهلوی عيسی سحرخيز روزنامه نگار و مديرکل امور مطبوعاتی وزارت ارشاد دولت اصلاحات نشسته است.

ژيلا بنی يعقوب و بهمن احمدی امويی، همسران روزنامه نگار هم روبروی هم نشسته اند. رضا تهرانی، عضو شورای سردبيری روزنامه توقيف شده صبح امروز، بدرالسادات مفيدی، دبير انجمن صنفی روزنامه نگاران، کيوان صميمی، مدير مسوول نشريه توقيف شده نامه هم از ديگر ميهمانان علی فرحبخش هستند.

روی مبل های قهوه ای رنگ نشسته اند و هر يک به زبانی به علی فرحبخش و خانواده اش تبريک می گويند.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

پدر از خاطرات دوران وکالت و قضاوت خود می گويد و پسر از روزهای گذشته در زندان. بيش تر ميهمانان طعم زندان را چشيده اند. به همين خاطر سعی می کنند ميان حرف های فرحبخش چيز تازه ای جست و جو کنند.

برخی با کفش نشسته اند و برخی پاهايشان را روی کف پوش های چوبی خانه نهاده اند تا پس از ساعتی خوش و بش و گفت و گو در هال و پذيرايی " ال " شکل اين خانه خداحافظی کنند و خانه را ترک.

دختر کوچولوی فرحبخش لحظه ای از کنار پدر دور نمی شود...

دنبالک:

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'ديدار روزنامه نگاران و فعالان اجتماعی - سياسی با علی فرحبخش، کانون زنان' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016