سه شنبه 1 آبان 1386

فعاليت‌های هسته‌ای و غنی‌سازی ايران ادامه می‌يابد، مقاله‌ متکی در لوموند، مهر

منوچهر متکی وزير امور خارجه کشورمان طی مقاله ای که امروز به قلم وی در لوموند منتشر شد،نسبت به رفتار دولت فرانسه در هفته های اخير پيرامون پرونده هسته ای به اظهار نظر پرداخته و تحليل سياستمداران ايرانی را از چرايی بيانات و دو گانگی سياسی سخنگويان دولت فرانسه ارائه کرد .
به گزارش خبرگزاری مهر، وزير امور خارجه در اين متن می کوشد به دور از تعارفات سياسی و در قالبی تازه آنچه را که بر فضای فعلی روابط ايران و اروپا سايه انداخته را به بحث گذاشته و در اين ميان بر نقش فرانسه بعنوان يک قدرت اروپايی توجه نشان دهد.

متکی با اشاره به جنبه های مختلف پرونده هسته ای در اظهارات بعضا متفاوت مسئولان فرانسوی به بررسی جنبه های مختلف تاثير رفتار فرانسه بر آينده اروپا پرداخته است:

"راستی چگونه می شود ايرانی بود " عنوانی است که برای اين مقاله انتخاب شده است:

شارل لويی دو منتسکيو فيلسوف بزرگ فرانسوی در سال ۱۷۲۱ در شاهکار خود " نامه های ايرانی " ( les lettres persanes ) اين سئوال را در مورد رفتارهای عجيب فرانسويان مطرح ساخت: هنگاميکه ريکا، مسافر ايرانی داستان پس از رسيدن به پاريس پوشش فرانسوی برای خود اختيار می کند، با تعجب متوجه می شود که دوستان فرانسويش ديگر آن گونه که درگذشته با شيفتگی و تحسين از او ياد می کردند با وی برخورد نمی نمايند. اين دو گانگی رفتاری جامعه فرانسه قرن ۱۸ با وی او را به فکر انداخت که چگونه می توان هم ايرانی باشد و هم در دنيايی ديگر ، يعنی مغرب زمين ، زندگی کند.

داستان پرونده هسته ای ايران نيز همين پرسش را بر می انگيزد، در واقع سی سال پيش در حالی که يک رژيم ديکتاتور درا يران بر سر کار بود، تصميم جمهوری فرانسه مبنی بر همکاری با سياست هسته ای چنين حکومتی مورد اقبال و توجه دولتمردان فرانسوی تا عالی ترين سطوح بود.

آن سالها فرانسويان نه تنها درمورد اهداف برنامه های شاه سئوالی نمی کردند. بلکه فرانسه پيشنهاد مشارکت ايران در فراماتوم و سپس اوردويف را مطرح نموده بود و حتی از شاه برای بازديد از تاسيسات هسته ای خود در ساکلی دعوت نمودند و کوچکترين دغدغه ای از همکاری در زمينه هسته ای ، حتی در زمينه های نظامی نداشتند.

سالها بعد هنگاميکه مردم ايران به عمر نظام ديکتاتوری پايان دادند و با الهام از اصول عاليه اسلام ، بنيان يک نظام جمهوری را با شعار استقلال و آزادی ( که از ارزش های خود انقلاب فرانسه و جمهوری پنجم آن هستند) پی افکندند ، انتظار می رفت که رهبران جمهوری فرانسه از اين خيزش فراگير استقبال کنند و برای توسعه دموکراسی در مشرق زمين تلاش کنند.

اما تراژدی واقعی زمان شکل گرفت که ايرانی عصر جديد همچون شخصيت داستان مونتسکيو، خواست از ابزارهای جديد توسعه استفاده کند ، از آن پس همکاری های توسعه ای متوقف شد و روابط دو جانبه تا بدانجا تيره گرديد که تسيحات فرانسوی سخاوتمندانه دراختيار ديکتاتور ديگری به نام صدام قرار داده شد تا با آن نه تنها مردم بی دفاع شهرهای ايران را مظلومانه هدف قرار دهد، بلکه بخشی از ميراث شکوهمند تاريخی کشوری کهن چون " پارس" را نيز با سلاح های فرانسوی نابود سازد.

کشوری مانند جمهوری اسلامی ايران ، با ظرفيت های منطقه ای و بين المللی اش نيازی ندارد که در مسير احقاق حقوق و تلاش برای آينده خود به معامله بنشيند . تلاش برای آتيه نسل های آينده برای ما وظيفه مقدسی است که درانجام آن تعلل جايز نيست.

بديهی است که در اين مسير جمهوری اسلامی ايران منطق تقابل را برنگزيده است.

همکاری با آژانس بين المللی انرژی اتمی ، پذيرفتن ابتکار فعال شدن کشورهای اروپايی در سال ۲۰۰۳ ، اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی و تعليق غنی سازی به مدت ۲ سال و .... جلوه هايی از حسن نيت ايران هستند.

سئوال اين است که چه اتفاقی افتاده است که برخی از دوستان فرانسوی ما بدون توجه به جايگاه تاريخی کشور خود در اروپا، لحنی را برگزيده اند که از يک ديپلماسی کهن بسيار دور از انتظار است ؟ اسناد مذاکراتی ما نشان می دهد که درتابستان ۲۰۰۳ در ابتدای مذاکرات با ۳ کشور اروپايی ، دوستان فرانسوی ما چنين اظهار می کردند که دليل بدست گيری پرونده از سوی ما تقويت وزن اروپا در صحنه جهانی وکشيدن قايق بريتانيا به سوی قاره است.

ليکن هنگاميکه شنيدم وزارت امور خارجه بريتانيا اعلام کرد کرد که از درخواست فرانسه برای تحريم های يکجانبه با اشتياق کامل پشتيبانی می کند و در برابر آن اسپانيا، ايتاليا، اتريش و آلمان اعلام کردند که خواهان تلاش های ديپلماتيک بيشتری هستند. از خود پرسيدم آيا اين قايق بريتانيا نيست که از سال ۲۰۰۳ قاره سرگردان را به سوی خود می کشد؟ هر چند که تاکيد می کنم قبل ازاظهار نظر پيرامون رويکرد دولت جديد بريتانيا بايد قدری تامل کرد.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

رئيس جمهوری فرانسه به درستی معتقد است که عدم توسعه يافتگی کشورهای منطقه باعث بی ثباتی و گسترش ناامنی شده است. راه چنين توسعه ای از مسير انرژی هسته ای می گذرد. جمهوری اسلامی ايران تمايل ندارد که سياست اتمی اش از سوی فرانسه با تبعيض مواجه شود.

فلذا ايران روند فعاليت های هسته ای وغنی سازی صلح آميز خود را با رعايت پادمان و زير نظر آژانس و در همکاری با ساير کشورهای جهان دنبال خوهد نمود و اين امر را بدون دغدغه از رويکرد تبعيض آميز احتمالی انجام خواهد داد. دغدغه جمهوری اسلامی ايران به هيچ عنون فرضی نيست در تاريخ روابط دو جانبه مثال های متعددی در خصوص اين نگرش تبعيض آميز از سوی فرانسه وجود دارد( خصوصا تحريم فروش ناوگان هوايی مسافربری، تجهيزات بيمارستانی و رادارهای مرزی برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر يا مهاجرين غير قانونی )

" چگونه می شود ايرانی بود" دوست فرانسوی مسافر ايرانی اينگونه سئوال نمود . منتسکيو چنين نتيجه می گيرد که فکر کوچک آن مردم نمی توانست بپذيرد که غير از فرانسويان کسان ديگری هم در گيتی هستند.

Copyright: gooya.com 2016