
|
advertisement@gooya.com |
|
|
|
بررسی اخير يک موسسه تحقيقاتی آلمان که از سال ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۳ ميلادی انجام گرفته نشان ميدهد که احتمال ابتلا به بيماری سرطان خون در کودکانی که در شعاع پنج کيلومتری نيروگاه های هسته ای زندگی می کنند، بيشتر از حد متوسط است. ۷۷ کودک که در شعاع پنج کيلومتری شانزده نيروگاه هسته ای آلمان زندگی ميکنند به سرطان و ۳۷ تن از آنان به سرطان خون مبتلا شده اند در حاليکه شمار متوسط مبتلا شوندگان کودک به سرطان و سرطان خون به ترتيب ۴۸ و ۱۷ نفر است. به گفته اداره "حفاظت در برابر اشعه" اين کشور، نتيجه اين بررسی با تحقيقاتی که در سراسر دنيا در اين زمينه صورت گرفته، مطابقت دارد. دانشمندان هنوز توضيح فيزيکی روشنی برای اين پديده ندارند. اما آنچه مشخص است سمی بودن مواد راديوآکتيو است که در بحث های مربوط به استفاده از انرژی هسته ای در ايران کمتر مورد توجه است.
مواد راديو آکتيو مانند اورانيوم محيط را در معرض تابش اشعه هائی قرار ميدهند که برای انسان و ساير موجودات بيولوژيک خطرناکند. نزديکی و کار با اين مواد اگر با احتياط کامل و استفاده از ابزار و پوشش های ايمنی صورت نگيرد، ميتواند کشنده باشد. تابش شديد اشعه ميتواند ظرف چند ساعت به مرگ و تابش کمتر آن ميتواند به مرگ تدريجی منجر شود. وجود مواد راديوآکتيو برای انسان غير محسوس است و نميتوان با حواس پنج گانه (ديدن، شنيدن، لمس کردن، بوئيدن و چشيدن) به وجود آن پی برد. وجود آن را دستگاهی به نام شمارنده يا کنتور گايگر (Geigerzaehler) نشان ميدهد که امروزه با چند صد يورو از فروشگاه های وسائل الکترونيکی قابل ابتياع است. بدون اين وسيله پی بردن به وجود مواد راديوآکتيو فقط بطور غير مستقيم، پس از مرگ و مير انسان ها و بالا رفتن ابتلا به سرطان و معمولا زمانی ممکن است که ديگر دير شده و نجات جان مبتلايان ممکن نيست.
تابش بعضی از مواد راديوآکتيو ميليون ها سال ادامه دارد و پس از پخش شدن اين مواد در يک محيط، آن محيط برای مدت طولانی مسموم ميشود. مردم شهرهای هيروشيما و ناکازاکی ژاپن که هدف دو بمب هسته ای آمريکا در پايان جنگ دوم جهانی (در روزهای ۶ و ۹ اوت ۱۹۴۵) بودند، پس از نيم قرن، هنوز هم با عوافب اين بمب ها دست و پنجه نرم می کنند و ساکنان دريای خزر بعد از گذشت ۲۰ و اندی سال از حادثه چرنوبيل با مشکل آلودگی دريای خزر و انقراض بسياری از ماهيان و عدم کوچ بسياری از پرندگان نادر به سواحل دريای خزر و همچنين آلودگی بسياری از محصولات سيفی در اين مناطق روبرو هستند . (۱)
در حاليکه بمب های هسته ای هيروشيما و ناکازاکی قدرت انفجاری معادل ۱۳ کيلوتن داشتند، قدرت انفجاری بمب های هسته ای جديد بالغ بر ۲۵ مگاتن يعنی ۲۰۰۰ برابر آن است. نتيجه آنکه امروزه چند بمب هسته ای برای نابودی کل بشريت کافی است.
حتی در زمينه های صلح آميز مانند نيروگاه های هسته ای، پزشکی و صنعتی نيز، استفاده از مواد راديوآکتيو با مشکلات حل نشده ای روبروست. مهمترين اين مشکلات زباله های هسته ای و خطر سوانح در نيروگاه های هسته ای ميباشند که مورد بحث زير است.
زباله های هسته ای
استخراج مواد راديوآکتيو و بکارگيری آن در زمينه های مختلف با توليد مقادير متنابهی زباله هسته ای همراه است. برای انبار نمودن اين زباله ها هنوز راه هائی که از نظر متخصصين امنيت کامل انسان و محيط زيست رعايت گردد، يافت نشده است. امروز زباله های هسته ای از راه های مختلف، مثلا با استفاده از ترکيبات شيميائی، پرس کردن يا قرار دادن در شيشه های مذاب و منجمد کردن شيشه، به بسته هائی جامد، غير محلول در آب و آماده حمل و نقل نبديل شده و سپس در بشکه های فلزی زرد رنگ با علامت راديوآکيتو قرار ميگيرند. اما کليه اين پيش گيری ها به علاوه انبار کردن بشکه ها در مخازن زيرزمينی که در يک توده سنگ حفر شده اند (تا آب حتی الامکان با زباله ها در تماس قرار نگيرد و پس از زنگ زدگی و تجزيه جداره بشکه ها نيز مواد راديوآکتيو به کندی وارد محيط شوند)، از نظر متخصصين هنوز به معنی واقعی کلمه راه های "مطمئنی" برای جلوگيری از نفوذ و پخش مواد راديوآکتيو در محيط زيست نيستند.
به دليل تابش و سمی بودن دراز مدت، مواد راديواکتيو بايد هزاران سال بطور مطمئن انبار شوند. ايجاد مکان مناسب برای انبار کردن نهائی (Endlagerung) زباله های هسته ای مشکل و پرهزينه است و تنها شمار کمی از کشورها، سرمايه لازم برای آن را دارا هستند. همچنين شمار انبار ها برای دفن نهائی زباله های هسته ای در ۴۱ کشوری که از انرژی هسته ای استفاده ميکنند محدود است. در چند کشور انبار ها برای زباله های درجه پائين تا متوسط راديوآکتيو کار می کنند اما امروز هيچ انباری برای زباله های راديوآکتيو درجه بالا در خدمت نيست . (۲) استفاده از مخازن زير زمينی در کشورهائی مانند آلمان به علت خطرات احتمالی آن همواره با اعتراضات وسيع مردم روبرو بوده است. تظاهر کنندگان برای اعتراض و جلوگيری از حرکت قطارهای حامل زباله های هسته ای در مواردی خود را به ريل های قطار زنجير کرده اند. خطر مواد راديواکتيو دانشمندان هسته ای و جهانيان را گرفتار يک کابوس کرده، زيرا غرق کردن زباله ها در درياها، دفن آنها در ورقه های يخی قطب های زمين، پرتاپ آنها با موشک به آسمان و غيره نيز هر کدام خطرات ديگری را در بر دارد و بمباران نوترونی زباله ها برای استفاده مجدد نيز مساله را حل نکرده است. بنابراين اين سوال کاملا بجاست که "آيا ايران در اين حد پيشرفتگی هست که زباله های هسته ای را خود به تنهايی و به روشی علمی نابود کند"؟
سوانح در نيروگاه های هسته ای
مساله ديگری که استفاده از انرژی هسته ای را قابل سوال ميسازد احتمال سوانح در اين نيروگاه هاست. اين احتمال حتی در نيروگاه های مجهز کشورهای صنعتی پيشرفته نيز مساوی صفر نيست. نيروگاه های هسته ای محتاج بکار گرفتن دستگاه های پيچيده کنترل، تنظيم (regulation)، ايجاد برودت و غيره است. يک اشتباه در عملکرد هر يک از اين دستگاهها ميتواند علی رغم دقت متخصصين در ساختن و نصب آنها فجايعی مانند آنچه که در چرنوبيل اتفاق افتاد يا فجايعی عظيم تر از آن را به بار آورد. ادعای متخصصين اين صنعت مبنی بر اينکه اين دستگاهها "برای هميشه بدون اشتباه عمل می کنند"، قابل قبول نبوده و بيهوده نيست که صدای مخالفين بهره گيری از نيروگاه های هسته ای در کشورهای پيشرفته هر روز بلندتر ميشود.
در کشورهائی که دارای نيروگاه هسته ای و مطبوعات آزاد هستند هر چندگاه خبر پيدايش ايرادی در يکی از نيروگاه های هسته ای در رسانه ها منعکس ميشود. خبر رسانی آزاد، شفاف و کنترل دموکراتيک مسئولين امور توسط مردم و نمايندگان واقعی آنها، ميتواند خطر را تا حدی تقليل دهد. علی رغم حساسيت زياد مردم، در اين کشورها نيز، بی توجهی مهندسين و مسئولان نيروگاه ها به خطرات و عواقب سوانح برای انسان و محيط زيست و کوشش برای پوشاندن آن از مردم، بارها مشاهده شده است. روشن است که در کشورهائی مانند ايران که مطبوعات آزاد نبوده و روزنامه نگاران در حالت عادی نيز چند قدمی با زندان و قتل های مرموز فاصله ای ندارند، خبر رسانی از اين هم مشکل تر است. خبر مرگ مشکوک دکتر "اردشير حسين پور" دانشمند هسته ای جمهوری اسلامی که با تاخير و شش روز پس از حادثه و دفن وی انتشار يافت يک نمونه است . (۳) علت بطور مبهم "گازگرفتگی" اعلام شد اما بالاخره روشن نشد که علت واقعی چه بوده و چه پيشگيری هائی برای جلوگيری از تکرار آن صورت گرفته است. در چنين شرايطی که سران حکومت اخبار را بنا به ميل و اراده خود تغيير ميدهند و در فقدان کنترل دموکراتيک، اطلاع رسانی در مورد سوانح مشکل است و خطر سوانح فاجعه بار و خسارت آميز عليه مردم و محيط زيست به مراتب بيشتر از دموکراسی های پيشرفته ميباشد.
سران حمهوری اسلامی، انرژی هسته ای را موهبتی برای کشور قلمداد ميکنند بدون اينکه کوچکترين اشاره ای به خطرات اين تکنولوژی برای سلامت، جان مردم و محيط زيست بنمايند. نا آگاهی مردم از خطراتی که بکارگيری انرژی هسته ای در بر دارد، ميتواند نتايج خطرناکی به بار آورد. يک دغدغه کارشناسان هسته ای برای مثال سرقت مواد راديوآکتيو توسط افراد ناآگاه است که به اميد فروش آن در بازار سياه، خود و محيط را شديدا دچار مخاطره ميسازند.
زمانی که چنين صنعتی در کشور بکار گرفته ميشود، کافی نيست که چند متخصص از خطرات آن آگاه باشند و راه های مبارزه با مشکلاتی که برای محيط زيست و مردم پيدا ميشوند را بدانند. لازمه استفاده از چنين صنعتی آگاه ساختن عموم از خطرات آن، داشتن برنامه های مناسب برای مقابله با هر خطر، تعليم و آماده ساختن گروه های امدادی لازم، تدارک و ذخيره دارو و آماده داشتن امکانات در بيمارستان ها برای مقابله با سوانح هسته ای است.
بنابر آنچه که رفت حتی استفاده صلح آميز از انرژی هسته ای نيز با خطراتی چه بسا فاجعه آميز برای مردم و محيط زيست همراه است. فقط در آزادی و در زمان وجود کنترل دموکراتيک مردم و هنگامی که خطرات و فوائد بکار گيری اين انرژی بطور کامل مورد بحث قرار گرفته و برای عموم روشن شده باشد، ميتوان در مورد استفاده از آن تصميم گرفت.
۳۰ آذر ۱۳۸۶ برابر ۲۱ دسامبر ۲۰۰۷
hmehmaneche@t-online.de
http://www.homayoun.info
***
۱- خانم شيلا پارسی در صفحه http://www.zananesolh.com/shownews.asp?60
۲- ويکی پديای آلمانی
۳- نگاه شود به خبر سايت: http://www.iranvajahan.net/cgi-bin/news.pl?l=fa&y=1385&m=11&d=01&a=3