هرپديده ائی در جهان وعوالم طبيعی يا ماديات ومعنويات دشمن خود را دارد. اينک مدت هاست که اتمی شدن جمهوری اسلامی به دشمن نابود ی سرزمين ما ايران تبديل شده است.هرچقدرازجانب نيروهای صلح طلب کوشش بعمل می آيد تا بی خطر بودن کسب دانش وتکنولوژی اتمی جمهوری اسلامی به جهانيان شناسانده شود اما هيچ موفقيتی در اين راه بدست نمی آيد چراکه حکومت اسلامی با کارگردانی دولت پادگانی به رياست احمدی نژاد به چنان اعمال مضحکی دست می زند که جائی برای باورآوردن به صلح آميز بودن پروژه اتمی جمهوری اسلامی برای هچکس باقی نمی گذارد!جمهوری اسلامی از مدتها پيش شمشير جنگ طلبی را از نيام بيرون کشيده است و با به نمايش گذاشتن قدرت نظامی خود،همه کشورهای منطقه را به وحشت گسترش قلمرو امپراتوری ولايت فقيه فرو برده است!جمهوری اسلامی به عامل اتمی شدن منطقه تبديل شده است که در همين راستا بيشتر کشورهای منطقه يکی پس از ديگری خواهان کسب تکنولوژی اتمی شده اند که در اين رهگذر کشورهای تهيه کننده با اشتياق کامل وبدست آوردن سود های کلان به کشورهای ياد شده پيشنهاد راه اندازی راکتورهای اتمی را داده اند.منطقه خاورميانه در مدت کوتاهی به نقطه ثقل رقابت های اتمی تبديل خواهد شد.منطقه ائی که بر روی منابع نفت وگاز قرار قرار دارد با روی آوری به تکنولوژی اتمی غيرقابل کنترل که به سوی فنون کسب سلاح اتمی ارتقاءيابد فاجعه اتمی را در منطقه چندين برابر می کند!پاکستان اسلامی و اتمی همچنان در آغوش طالبان والقاعده به بمب ساعتی شباهت دارد.اگر ظاهرا کشور پاکستان بطور موقت بحران های سياسی وتروها وبمب گذاری های پی در پی و انتحاری را پشت سر گذاشته است اما همچنان با پتانسيل بالائی در شعله های اتنقام جوئی و آغاز جنگ مجدد داخلی می سوزد! در دوره کنونی جنبش های اسلامی تا زمانی که کليد اتمی را بدست نياورند از پای نخواهند نشست چرا که آنها بدرستی دريافته اند که رمز کشور گشائی آنها در بدست گيری دانش اتمی کليد خورده است.همانطور که دين اسلام در دوره پيدايش خود اولين پيام اجابت دين اسلام را به امپراتوی ايران ارسال نمود ،اينک نيز فتح کشورهای غربی در سرلوحه اسلاميون است.در آن هنگام ايران در دفاع از دين زرتشت و جلوگيری از توسعه مسيحيت به قلمرو خود سرسختانه با امپراتوری رم شرقی در حال ستيز بود.ارمنی ها به مسيحيت روی آورده بودند وتمام اقوام تاريخی منطقه بين النهرين به مسيحيت پيوسته بودند وتنها قومی که با مسحيت همچنان در جدال بود ايران بود.از همان دوره های تاريخی عهد عتيق رمز گسترش هر امپراتوری ودين نوينی به فتح ايران وابسته شده بود که همان روند اينک با چالش های گوناگون در تب وتاب هست.مسيحيان، اعراب تازه نفس را به سلاح های پيشرفته وآموزش های جنگی عليه امپراتوری فرتوت ايران آماده می ساختند تا خاک ريز های اوليه را برای نفوذ مسيحيت فراهم نمايند. عمر يار وياور محمد از مسيحيت دست کشيد تا فرماندهی فتح ايران را بدست آورد و او توانست آرزوی مسيحيان را بر آورده سازد اما او به جای گسترش دين مسيحيت در ايران ،اسلام را به زور سرنيزه و نيرنگ به ايرانيان تحميل نمود.عمر در راه فتح ايران به سربازان خود وعده آب های گوارا از چشمه های زلال و حوريان بهشتی را داده بود و از طريق ايرانيان فراری از دستگاه امپراتوری ساسانی متقابلابه اهالی ايران وعده دين برادری وبرابری را داده بود.در دوره های گذشته تاريخی بخش وسيعی از تکامل وافول تاريخ بشريت را ظهور وپيدايش اديان گوناگون و جنگ ها ورقابت همان اديان تشکيل می دادند که همان پديده بارديگربه موتور تحرک جنگهای ارتجاعی دوره کنونی تبديل شده است.از روز اول پيدايش اسلام، دين اسلام در راه گسترش خود در سه دوره با موانع بيشماری برخورد کرده است ودر دوره های اخير همچنين به آلت دست کشورهای قدرتمند تبديل شده بودند وبا براه انداختن جنبش های سياسی ازتکامل دمکراتيک جوامع جلوگيری نمايند اما اينک اسلاميون دوره هويت يابی ونبرد های فرقه ائی خود را می گذراند.
يکم: دين اسلام هنگام زايش با مخالفت ساکنان شبه جزيره عرب مواجه گرديد که در نهايت اسلام بر آنها غلبه يافت . همان فرمانروايانی که با اسلام به مخالفت برخاسته بودند اين بار لباس اسلامی به تن کردند تا همچنان به توسعه طلبی و مال اندوزی بپردازند.
دوم: دوره جنگهای صليبی که با شکست ممالک اسلامی مصادف گرديد واسلاميون با سرافکندگی آن دوره را پشت سر گذاشتند وشروع به پايه گذاری فرقه های گوناگون نمودند.آنهائی که به اسلام آنچنان ايمان آورده بودند که هيچگاه شکست اسلامی را نمی توانستند بپذيرند کم کم به اديان وفرقه ديگر روی آوردند.
سوم:دوره کنونی که از آغاز انقلاب اسلامی در ايران شروع شده است .در دوره سی ساله گذشته بيشترين مقالات پژوهشی، کتابها ،فيلم ها ، تئاتر ها، مصاحبه ها در راه شناخت واقعی اسلام وضديت با آن و به همان اندازه افشاگرهای بيشمار عليه اسلام را بدنبال داشته است. اسلام که خود را آخرين دين می پندارد و پذيرش دين اسلام و تسليم همه جهانيان را در برابر خود می طلبد اينک به مرحله جنگ تن به تن وخانه به خانه رسيده است تا خود را هرچه بيشتر در جهان تثبيت نمايد. اسلام خود را در حال گسترش می بيند و با توسل به شعار "نصر و من الفتح و القريب" پيروزی عنقريب وتسلط خود برتمام جهان را نويد می دهد!
هر چقدر ضديت با اسلام افزايش می يابد ،اسلاميون نيز صف های خود را هرچه بيشتر فشرده تر می نمايند.از آنجائی که کشورهای اسلامی دوره های تاريخی عصر سکولاريسم را پشت سر نگذاشته اند حتی همان حکومت های سکولاری که از بالا به اين ملتها تزريق شده بود در سايه فقدان نيروهای سياسی سکولار توانمند ،حکومت های نيم بند سکولار نيز بدست اسلاميون از پای درآمدند.در کشورهای اسلامی حتی کمونيستها برای نيل به اهداف خود تلاش کرده اند تا در لوای اسلام ، پيام های خود را بدست مردم برسانند.هم اينک حکومت اسلامی کسب دانش اتمی را با سرعت هرچه تمامتر به يک فرضيه ملی ودينی تبديل نموده است که ملاقات احمدی نژاد با همسر دکتر حسين فاطمی از اين جمله می باشد که در راستای خلع سلاح نيروهای ملی بکار گرفته شد.راه اندازی شش هزار از نسل جديد سانتريفوژها همگی نشان دهنده عزم راسخ رژيم اسلامی در رسيدن اهدافی است که جزء نابودی ايران ،ارمغان ديگری برای ايران نخواهد آورد!مملکتی که در ورطه ورشکستگی مالی غوطه ور شده است و کارخانجات يکی پس از ديگر تعطيل می گردند ،توليد انرژی اتمی با اين شتاب به مصرف کدام حوزه اقتصادی وتوليدی خواهد رسيد؟دولتی که تا کنون نتوانسته است از ذخائر پانصد ساله گازی کشور بدرستی بهره برداری نمايد و همانگونه که همگان شاهد بوديم که چگونه در زمستان سال گذشته همه شهرها در سرمای بی همتا از پای در آمدند در حالی که ايران بر روی اقيانوسی از گاز قرار دارد! چرا ايران به تجهيز صنايع گازی پيشرفته روی نمی آورد و بالعکس خود را به نيروئی بنام اورانيوم متکی می نمايد که ايران از ذخائر ناچيزی از آن ماده برخوردار هست؟
در پايان بايد گفت هرچه رژيم اسلامی در کسب دانش اتمی بيشتر شتاب می ورزد بی گمان برهمه شک وشبهه های نگران کننده جهانيان می افزايد.اينرا به لحاظ تاريخی بخوبی می دانيم ودر گذشته نيز جهانيان تجربه کرده اند که حکومت هائی که در دست يابی اهداف خيالی خود بيش از اندازه دل خوش باشند،امکان دارد يک مملکت را نيز به باد بدهند!همه اينها در حاليست که رژيم نتوانست اکثريت مردم را در انتخابات دوره هشتم بسيج نمايد وبه همين خاطر رژيم اسلامی خواهد همه شکست های خود را در سايه ظفر مندنی اتمی جبران نمايد. در عين حال اپوزيسيون نامنسجم نيز نتوانسته است همه مردم ناراضی را پيرامون يک جانشين خردمند سازماندهی نمايد!