چهارشنبه 4 اردیبهشت 1387

پاسخی به مقاله الاهه بقراط، در باره راديو "مولتی کولتی"، نسرين بصيری

در مطلبی که توسط الاهۀ بقراط ۱۰ آوريل در کيهان لندن منتشر شده مطالب نادرستی پيرامون همکاری راديو مولتی با سفارت ايران در برلين عنوان شده. از شما می خواهم بر اساس قانون مطبوعات در همان صفحه ای که مقالۀ ايشان درج شده و با همان حروف اين مطلب را چاپ کنيد .


برای ياد آوری : در مقالۀ خانم بقراط آمده است "دولت برای جلب و تشکل ايرانيان خارج از کشور برنامه هايی در نظر دارد... اينک سفارت خانه های جمهوری اسلامی در کشورهای ديگر نيز زير نام «بنياد» و «شورا» و غيره که قرار است از يک سو بين «ايرانيان» و از سوی ديگر بين آنها و شهروندان کشور ميزبان پيوند برقرار کند.... اينگونه است که سفارت جمهوری اسلامی با پشتيبانی «صميمانه» راديو «مولتی کولتی» وابسته به راديو ايالتی برلين روز ۲۹ مارس يک کنسرت «پاپ» در «خانه فرهنگهای جهان» برگزار می کند.
راديو مولتی کولتی يک رسانۀ رسمی است و ارگان هيچ سازمان سياسی و يا دولتی نيست. وظيفۀ راديو مولتی کولتی، آگاهی رسانی است و باز گو کردن آنچه روی می دهد در تمام زمينه ها. ما در آينده نيز تمام برنامه هايی که در شهر برلين برگزار شود را به آگاهی عموم می رسانيم . چه اين برنامه تظاهراتی باشد بر عليه اعدام کودکان و نوجوانان در ايران ، چه برنامه ای باشد که کانون پناهندگان برگزار می کند به ياد فاجعۀ کشتار جمعی سال ۶۷ توسط رژيم اسلامی ، چه سالروز ترور ميکونوس باشد که دادگاه عالی برلين سران حکومت اسلامی را دستور دهنده و بانی آن می داند ، چه اين خبر مربوط باشد به کمپين يک ميليون امضاء ، به سفر وزير خارجۀ جمهوری اسلامی به پايتخت آلمان ، يا جشن و سروری باشد که سفارت ايران به مناسبت سالروز انقلاب در برلين بر پا می کند و کنسرتی که سفارت خانه دست اندر کار آن است. از روزنامه نگار با سابقه ای مثل خانم بقراط هم انتظار می رود که وقتی به زبان با سانسور مخالفند، در عمل از راديو مولتی کولتی نخواهند که رويداد ها را بر اساس سليقۀ خود دستچين کند. در ضمن انتظار می رود ايشان کمی هم به شعور مردم اعتماد کنند و برای توانايی ها شان برای تشخيص خوب و بد احترام قائل باشند .

رابطۀ مولتی کولتی با سفارت ايران
ما بار ها ، به مناسبت های گوناگون می خواستيم که با نظرات و موضع گيری های رسمی ايران اشنا شويم و آگاهی رسانی کنيم. اما نمايندگان رسمی ايران هيچگاه تقاضای مصاحبۀ ما را نپذيرفتند. تنها در ابتدای تاسيس راديو مولتی کولتی ، به مناسبت دستور جلب فلاحيان از جانب يک دادگاه آلمانی، به مناسبت شرکت وی در ترور ميکونوس ، يک گفت و گوی تلفنی داشتيم با سفير ايران در بن که آن زمان پايتخت آلمان بود. از آن پس ديگر نمايندگان رسمی ايران هر گز حاضر به گفت و گو با راديو مولتی کولتی نشدند و من از اين بابت بسيار متاسفم.
کسانی که روزنامه نگاران را با فعالان سياسی عوضی می گيرند و مرز ميان "مصاحبه" و آگاهی رسانی بی طرفانه را با "مذاکره" سياسی نمی دانند از حيطۀ کار حرفه ای روزنامه نگاری دورند. روزنامه نگار آئينه ای در برابر واقعيت ها می گذارد و بد و خوب و زشت و زيبا را يکسان بازتاب می دهد . اگر روزنامه نگاری فرصت بيابد با افرادی گفت و گو کند که به عنوان جنايتکار جنگی شناخته شده اند و هزاران انسان و کودک بيگناه را به کشتن داده اند ، کاری بس مفيد انجام داده است و کمی نور به زوايای تاريک جنايت پاشيده است. اگر کسی به عنوان روزنامه نگار با قاتلانی گفت و گو کند که به کودکان خردسال تجاوز کرده اند، خود آلوده نمی شود. برعکس بايد برايش احترام قائل باشيم که حاضر است برای يافتن حقيقت و آگاهی رسانی ، رنج و کابوس و بی خوابی رابجان بخرد. حرفۀ روزنامه نگاری به نحوی با کار وکيل دعاوی و پزشگ قابل قياس است. وقتی وکيل دعاوی از قاتلی در دادگاه دفاع می کند کارش به معنای تاييد قتل نيست، بلکه دارد در "بازی" دموکراسی نقش خودش را ايفا می کند . همينطور است پزشگی که آپانديس يک ديکتاتور را که چرکی شده عمل می کند. هيچکدام به اين دليل همکار قاتل و ديکتاتور نيستند. قضاوت کردن هم کار ايشان نيست. کار قضاوت را بايد به دادگاه و به تاريخ و مردم بسپارند. مجازات کردن که هيچ . مثلا منصفانه نيست آپانديس فردی راکه در کشتار جمعی دست داشته، بدون بيهوشی بيرون بياوريم يا تکه ای از اين عضو چرکی را در تنش باقی بگذاريم بااين استدلال که او آدم بدی است .

کنسرت احسان خواجه اميری در خانۀ فرهنگ های برلين
برويم سراغ کنسرتی که خانم بقراط از آن ياد کردند و روز ۲۹ مارس در برلين برگزار شد، و به قول ايشان ما در اين زمينه با سفارت جمهوری اسلامی "صميمانه" همکاری کرديم. داستان از اين قرار است : فردی که خود موسيقی می نوازد و پيش از اين هم برای بسياری از هنرمندان در شهر برلين کنسرت برگزار کرده بود به ما مراجعه کرد و خود را برنامه گزار کنسرت موزيک پاپ خواجه اميری در خانۀ فرهنگ ها ی جهان معرفی کرد. ما هم چه ايشان را می شناختيم و چه نمی شناختيم برنامه را از راديو اعلام می کرديم ، همانگونه که برنامه های ديگر هنری و سياسی را اعلام می کنيم. ايشان چند بليت هم برای شنوندگان ما دادند که به علت نوروز برنامه از پيش ضبط شده بود ، و به علت نقص فنی تغيير برنامه و "اعلام در راديو" ميسر نشد .وقتی می خواستم ۶ بليتی را که به ما داده بودند، به دليل اعلام نشدن به برنامه گزار پس بدهم ايشان گفتند بليت ها را برای ما در نظر گرفتند و من می توانم آنها را به هر کس مايلم بدهم . دو بليت نصيب دو زنی شد که يکی از ايشان خويشاوند خود را در ترور ميکونوس از دست داده بود و ديگری نصيب زنی شد که برادرش را در سال ۶۷ اعدام کرده اند. اين دو نفر و همراهان شان وقتی قيافۀ مردمی را که در سالن کنسرت گرد آمده بودند می بينند، احساس غريبی می کنند. زنان زيادی با حجاب اسلامی که هر گز ايشان را در هيچ برنامه و کنسرتی در شهر برلين نديده بودند مشغول فيلمبرداری بودند. يکی از دوستان می گفت همه چيز به اين می مانست که ما وارد جشن نوروزی سفارت شديم.

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

برنامه " به نام خدا" آغاز می شود. بعد هم که سفير وارد می شود ، خواننده از روی سن به ايشان خوش آمد می گويد . همۀ اينها باعث می شود که دوستانی که به نحوی به دعوت من به کنسرت رفته بودند، در ميان برنامه سالن را ترک کنند. من که خودم در اين برنامه حضور نداشتم ، پس از شنيدن ماجرا از اين وضعيت با خبر شدم و بسيار متاسف شدم . تاسفم هنگامی بيشتر شد که ۴ آوريل ، اطلاعیۀ مطبوعاتی ايسنا منتشر شد که احسان خواجه اميری به دعوت وزارت امور خارجۀ ايران به اروپا سفر کرده و در ميلان در جشن نوروز سفارت برنامه اجرا کرده است. تاسف به اين لحاظ که به دليل نا آگاه بودن از اين ماجرا ،عملا، بی آنکه تقصيری داشته باشم، موجب نارحتی دو انسانی شدم که در زندگی درد هايی را تحمل کرده اند. بنا بر اين در اولين برنامۀ بعد مان که روز يکشنبه ۶ آوريل پخش شد ، هم اطلاعیۀ ايسنا را خواندم ، تا ايرانی های ساکن برلين واقعيت ها را کامل بدانند و هم از طريق راديو و در حضور همگان از اين افراد که به دعوت ما در اين برنامه شرکت کردند پوزش خواستم . پوزش نه از اين بابت که برنامه را اعلام کرده بودم. پوزش برای اينکه اطلاع رسانی کافی نکرده بودم که خواجه اميری به دعوت کدام نهاد و سازمان به اروپا سفر کرده است. کنسرت روز ۲۹ مارس برگزار شده بود و اطلاعیۀ ايسنا ۴ آوريل منتشر شد. بنا بر اين من نمی توانستم از تمام واقعيت آگاه باشم و به اين دليل آگاهی رسانی کافی نکردم و با وجو د اين، بی آنکه تقصيری داشته باشم از کسانی که آسيب ديده بودند پوزش خواستم.
اما خانم الاهۀ بقراط که ادعا می کند راديو مولتی را می شناسد و از همکاری و پشتيبانی صميمانۀ او با سفارت آگاه است ، هم، هيچگونه آگاهی در مورد همکاری ما با سفارت ندارد ، چون چنين همکاری جعلی است و وجود خارجی ندارد ، و هم اينکه راديو مولتی کولتی روز ۶ آوريل برنامه ای پخش کرده ، اطلاعیۀ ايسنا را خوانده تا همگان آگاه باشند خواجه نوری به دعوت چه نهادی به اروپا آمده و هم از کسانی که به دعوت اين راديو به کنسرت رفته اند پوزش خواسته . آنوقت خانم بقراط چهار روز پس از پخش برنامۀ ما يعنی روز ۱۰ آوريل به ما تهمت همکاری با سفارت را می زنند. از خانم بقراط که ظاهرا وسواسی در بدست آوردن اطلاعات درست بخرج نمی دهند و با سهل انگاری مقاله را سر هم کرده اند و داوری کرده اند ، می خواهم به اخلاقيات روزنامه نگاری پايبند باشند، شهامت داشته باشند و از راديو مولتی کولتی پوزش بخواهند.

نسرين بصيری

تبصره : خانم بقراط تنها نيستند . برنامه گزار کنسرت هم از ما شاکی است. کسی که به باور خانم بقراط به دستور سفارت کنسرت را برگزار کرده ، و باز به گفتۀ ايشان ما با او همکاری داشتيم و پشتيبانش بوديم ، به من توصيه کرده يک وکيل خوب بگيرم چون ايشان از دست من به دادگاه شکايت خواهد برد. اين شخص در برلين تاکسی می راند، و پس از پخش برنامۀ ما به گفتۀ خودش مورد سرزنش بسياری از شهروندان برلينی قرار گرفته و فعلا يک نامۀ بلند بالای شکوه آميز برای رياست راديو تلوزيون رسمی برلين و ايالت براندنبورگ فرستاده ، که ما زير مجموعۀ آن هستيم و فعلا به اين شکل از ما شکايت کرده است .

در همين زمينه:
[حالا نوبت تحريف وطن است! الاهه بقراط، کيهان لندن]

دنبالک:

فهرست زير سايت هايي هستند که به 'پاسخی به مقاله الاهه بقراط، در باره راديو "مولتی کولتی"، نسرين بصيری' لينک داده اند.
Copyright: gooya.com 2016