دوشنبه 7 مرداد 1387

دبيرکل خانه کشاورز: مرگ تدريجی کشاورزی در راه است، امسال ۸ ميليون تن کاهش توليد گندم خواهيم داشت، ايلنا


تهران- خبرگزاری کار ايران

اگر در قالب برنامه‌‏های توسعه به رويکرد دولت‌‏ها نگاه کنيم، قطعاً متوجه تفاوت آنها خواهيم بود و حال اگر در اين ميان به بخش کشاورزی با رويکرد توسعه‌‏ای اهميت لازم داده شود، اينجاست که بحث خودکفايی در توليد محصولات استراتژيکی مانند گندم، جو، ذرت و... مطرح می‌‏شود.

ولی از نظر متدولوژيک، کشاورزی نه محور توسعه است و نه محور استقلال چون اين دو بايد به موازات و همگام هم پيش بروند و از همديگر جدا نيستند، يعنی به نوعی تکميل‌‏کننده همديگر هستند. نگاه موردی به هر کدام لازم است اما کافی نيست، چون مفهومی که از توسعه تلقی می‌‏شود و حامل يک سری مفاهيم در بخش‌‏های فرهنگی، اجتماعی و… يا تغيير باورها و نگرش ها نيز است، همه اينها در همان مفهوم توسعه می‌‏گنجد. بنابراين نبايد کشاورزی را محور توسعه يا استقلال قرار بدهيم. عيسی کلانتری، دبير خانه کشاورز در گفت وگو با ايلنا از کشاورزی به عنوان صنعتی بزرگ نام برده است که اين گفت و گو را در ادامه می‌‏خوانيد.
بخش کشاورزی در تقابل با خشکسالی، امسال وضعيت بسيار وخيمی دارد. به نظر شما آيا کشاورزان می‌‏توانند با اين مسأله کنار بيايند؟ با اين روند آينده بخش چگونه خواهد بود؟

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

در حال حاضر وضعيت کشاورزان بسيار بد است و سال سختی در انتظار آنان است. البته درآمدهای نفتی دولت آنقدر بالا است که حتی به چندين برابر قيمت نيازهای غذايی مردم را تامين می‌‏کند؛ اما در اين ميان قربانيان اصلی خشکسالی، کشاورزانی هستند که فراموش شده‌‏اند و کسی به فکرشان نيست. به عبارتی قربانی اول کشاورز و قربانی دوم درآمدهای نفتی است که به هدر می‌‏رود.
وزارت جهاد کشاورزی ميزان توليد گندم در سال گذشته را ۱۵ ميليون تن اعلام کرد. در اين سال که ايده‌‏آل‌‏ترين سال به لحاظ بارندگی در ۵۰ سال گذشته بود، از توليد ۱۵ ميليون تن گندم، ۵.۲ ميليون تن سهم گندم ديم بود که متأسفانه اين ميزان امسال به ۲۰۰ هزار تن هم نمی‌‏رسد. در مزارع آبی نيز مطابق گزارش‌‏های واصله از استان‌‏های کشور بين ۳۰ تا ۴۰ درصد کاهش توليد داريم. اين بدان معناست که در مزارع آبی نيز امسال حداقل ۳ ميليون تن کاهش توليد خواهيم داشت. در کل در سال جاری برخلاف آمار وزارتخانه مبنی بر کاهش تنها ۲ ميليون تن، ۸ ميليون تن کاهش توليد گندم خواهيم داشت که اين خسارت به کشاورزان تحميل می‌‏شود.
همچنين بسياری از مراتع نيز از بين رفته و عشاير و دامداران با مشکلات متعددی مواجه هستند. دام‌‏ها از گرسنگی تلف می‌‏شوند. متوسط وزن لاشه کشتارگاه‌‏ها در حال حاضر به ۱۳ کيلوگرم هم نمی‌‏رسد. جنگ آب و علوفه بين عشاير ايجاد شده است در حالی که در ستاد خشکسالی تاکنون با وجود درآمدهای ده‌‏ها ميليارد دلاری دولت، هيچ اقدام عملی برای خريد دام و رفع اين مشکل صورت نگرفته است. جالب اينکه علی‌‏رغم عرضه بسيار زياد دام به بازار، باز هم گوشت ارزان نشده و اين به دليل وجود واسطه‌‏ها است. اما در پاييز با کاهش عرضه، به طور قطع گوشت گران می‌‏شود. از طرفی تا طرح اين مشکلات در مجلس و اتخاذ تصميمات لازم در مجلس صورت بگيرد، کشاورز مرده است.
اگر ارزش توليدات کشاورزی را ۳۰ ميليارد دلار در نظر بگيريم، ۲۵ درصد کاهش بر اثر خشکسالی معادل ۵/۷ ميليارد دلار می‌‏شود. در حالی که دولت ۵ درصد اعتبارات عمرانی را که معادل ۵۶۰ ميليارد تومان است به اين امر اختصاص داده و اين عملاً پوشش‌‏دهنده ۱۰ درصد خسارت هم نيست.
از طرف ديگر وضعيت جهانی بازار گندم نيز مناسب نيست. ميزان تجارت جهانی گندم ۱۱۰ تا ۱۲۰ ميليون تن است که از اين ميزان دو کشور پر جمعيت هندوستان و چين به واسطه اينکه هم منابع آبی خود را از دست داده‌‏اند و هم رشد مناسبی در زمينه تغذيه در سال‌‏های اخير داشتند، واردکننده و خواهان ۷۰ ميليون تن از اين ميزان هستند و مابقی گندم در بازار جهانی برای ساير کشورها می‌‏ماند. لذا در اين بازار تامين گندم مورد نياز جامعه هم سخت است .
آيا عکس العمل وزارت جهاد کشاورزی در مديريت بحران به موقع بود؟
متاسفانه وزير جهاد کشاورزی تا آخر اسفند ماه منکر خشکسالی شدند. در فروردين ماه نيز طی مصاحبه‌‏ای اين امر را شايعه دانست و همچنان بر صدور گندم در سال جاری تأکيد کرد. نتيجه آن که اين آمار غلط، وزارت بازرگانی را هم گمراه کرد و چيزی نمانده بود که وزير بازرگانی نخستين قربانی اين آمار غلط شود. به عبارتی می‌‏توان گفت بخش کشاورزی دولت را هم گمراه کرد به طوری که امسال دولت بايد گندم را به قيمت بسيار گران خريده و روانه بازار کند.
اين موضوع در کليه محصولات استراتژيک هم صدق می‌‏کند اما متاسفانه همين عدم اطلاع۱.۵ ميليارد دلار خسارت گران خريدن را در پی دارد.
در حال حاضر بين ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار خانوار کشاورز در کشور زندگی می‌‏کنند که فقط ديم کار هستند. يعنی با خشکسالی اخير حداقل ۳ تا ۳.۵ ميليون نفر محتاج نان شب خود هستند.
بايد گفت خودکفايی گندم چه در دولت هشتم و چه در دولت نهم، تنها يک تبليغ سياسی بود. در زمان رياست جمهوری آقای خاتمی نيز با ترغيب کشاورزان برای کشت گندم از طريق افزايش قيمت گندم و بارندگی‌‏های مناسب به خودکفايی رسيديم.
از جمله ضررهای ديگر خشکسالی که ناديده گرفته می‌‏شود، از بين رفتن ذخاير ژنتيکی و برخی ارقام با اهميت ژنتيکی است. به عنوان مثال گندم دوروم که در صنايع ماکارونی از آن استفاده می‌‏شود، به صورت ديم به عمل می‌‏آيد و امسال تقريباً تمام اين گندم‌‏ها از بين رفته است. لذا ضرر و زيانی بزرگ صنايع ماکارونی را نيز تهديد می‌‏کند. در حالی که همان طور که می‌‏دانيم ماکارونی در شرايط گرانی برنج و گندم می‌‏تواند جايگزين بسيار مناسب، مقوی‌‏تر و ارزان‌‏تر باشد.
کشاورزی ايران از نظر عدد و رقم چه نقشی را در توسعه ايران دارد؟
کشاورزی از نظر ايجاد اشتغال و ارزش افزوده، جايگاه مهمی در اقتصاد جهانی و اقتصاد داخلی دارد. هر چند در سال‌‏های اخير اين نقش کاهش پيدا کرده است. برای مثال در رابطه با ارزش افزوده، سهمی که کشاورزی در توليد ناخالص ملی دارد، ۱۲ درصد است، يعنی ما به سال های قبل از انقلاب و سال‌‏های ۱۳۵۴ برگشت کرده‌‏ايم. آن موقع ما افزايش درآمدهای نفتی را نيز داشتيم، به عبارت ديگر باز هم تکرار می‌‏کنم هرگاه رشد اقتصادی ناشی از گسترش صادرات نفتی دراقتصاد ايران افزايش يافته و بخش کشاورزی فدا شده است، GDP پايين آمده است.
سهم بخش کشاورزی از اشتغال چگونه است؟ آيا اين سهم روندی افزايشی را طی کرده است يا خير ؟
از نظر اشتغال سهم اشتغال در بخش کشاورزی نسبت به کل اشتغال کاهش يافته است. در سال ۱۳۸۰ سهم اشتغال کشاورزی نسبت به کل اشتغال حدود ۲۶ درصد بوده است. در سال ۱۳۸۵ اين سهم به ۲۳ درصد رسيده که نشان‌‏دهنده اين است که بقيه اشتغال جذب بخش‌‏های خدمات و صنعت شده است. ضمن اينکه کشاورزی به طور کلی هم از نظر تأمين مواد غذايی لازم و هم از لحاظ اشتغال‌‏زايی در صنايع وابسته (تبديلی و تکميلی) می‌‏تواند بسيار مهم بوده و با تامين اشتغال به طور غيرمستقيم در اقتصاد کشور تاثير زيادی داشته باشد.

در همين زمينه:

Copyright: gooya.com 2016