دوشنبه 15 مهر 1387

استقبال از پذيرش پيشنهاد اتحاد و اجماع اصلاح‌طلبان در انتخابات دهم، نامه سرگشاده هنگامه شهيدی به حجت الاسلام کروبی

هنگامه شهيدی
پيشنهاد می‌شود تمامی شخصيت‌ها و گروه‌های اصلاح‌طلب، با واقع‌گرايی و درک حساسيت‌های موجود، ضمن معرفی نامزد مطلوب خود، شرايطی را فراهم آورند تا با آرای هواداران يا حداقل با آرای نخبگان شناخته شده اصلاح‌طلب در سراسر کشور، شايسته‌ترين و مقبول‌ترين فرد به عنوان کانديدای نهايی جبهه اصلاحات تعيين، و با برخورداری از حمايت کامل همه گروه‌ها وارد عرصه "انتخابات دهم" شود

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 

يا لطيف
نامه‌ای سرگشاده به حضرت حجت‌الاسلام والمسلمين کروبی


جناب آقای حجت الاسلام والمسلمين کروبی
با سلام و تحیّت؛
صاحب اين قلم در پنجمين روز از مرداد ماه ۱۳۸۷ پيشنهادی را تحت عنوان «طرح اتحاد و اجماع اصلاح‌طلبان در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری» تقديم جناب آقای سيدمحمد خاتمی کرد. خلاصه‌ای از آن پيشنهاد در تاريخ ۲۲/۵/۱۳۸۷ در شماره ۵۶۴ روزنامه کارگزاران ذيل عنوان «پيشنهادی برای اجماع اصلاح‌طلبان» منتشر شد.
در طرح پيشنهادی ضمن اشاره کلی به دو مکتب «رئاليسم» و «ايده‌آليسم»، و مقايسه وضعيت کنونی ايران و رويکرد «ايده‌آليستی» دولت نهم، ضرورت‌های «اقدام موثر» دوستداران ايران اسلامی برای خروج کشورمان عزيزمان از شرايط کنونی و پيشگيری از وقوع خطرات پيش‌روی، تشريح؛ و از فرصت «انتخابات دهم» به عنوان بهترين موقعيت برای نجات کشور و جلوگيری از هدر رفتن هر چه بيشتر منابع مادی و معنوی، سرمايه‌های انسانی و اجتماعی، ياد شده بود. در آن طرح، عدم تکرار شکست‌های متوالی پيشين اصلاح‌طلبان و تلاش برای کسب نتيجه مطلوب در «انتخاب دهم»، مستلزم شناخت علمی دلايل ناکامی‌ها، و تجزيه و تحليل دقيق آنها معرفی شده بود. به اين منظور استفاده از روش‌های دقيق علمی، به کارگيری روش‌های پيمايشی، آماری و سنجش افکار عمومی برای تشخيص واقعی دلايل ناکامی‌های قبلی و پرهيز از گمانه‌زنی‌های شخصی و غيرقابل اتکا، مورد تاکيد نگارنده قرار گرفته بود.
در طرح اتحاد و اجماع، ضمن اشاره به شيوه‌های رايج در مراحل مقدماتی انتخابات رياست‌جمهوری در کشورهای دموکراتيک و از جمله در ايالات متحده، از تمامی شخصيت‌ها و گروه‌های اصلاح‌طلب خواسته شد تا با «واقع‌گرايی» و درک حساسيت‌های موجود، ضمن معرفی نامزد مطلوب خود، شرايطی را فراهم آورند تا با آرای هواداران يا آرای نخبگان شناخته شده اصلاح‌طلب در سراسر کشور (نمايندگان انتخاب‌گر - Super Delegates)، شايسته‌ترين و مقبول‌ترين فرد به عنوان کانديدای نهايی جبهه اصلاحات تعيين، و با برخورداری از حمايت کامل همه گروه‌ها وارد عرصه «انتخابات دهم» شود.

جناب آقای کروبی؛
همان‌گونه که شما بارها يادآور شده‌ايد، تحليل محتوای ديدگاه صاحب‌نظران و فعالان اصطلاح‌طلب نيز به وضوح نشان می‌دهد که دليل اصلی شکست نامزدهای اصلاح‌طلب در نهمين انتخابات رياست‌ جمهوری، تفرق‌آرا به علت وجود نامزدهای متعدد، و عدم توانايی در بسيج بدنه اجتماعی بود. در چنين هنگامه‌ای اگر متغير «عدم اجماع و توافق روی يک نامزد اصلاح‌طلب» را از عوامل مهم ناکامی جبهه اصلاحات بدانيم، ضرورت در انداختن «طرحی نو» برای عدم تکرار اين تجربه ناکام، بهتر نمايان می‌شود. با اين توضيح، طراحی چارچوبی دموکراتيک و سازگار با مشی اصلاح‌طلبی که بتواند به نتيجه مناسب منتهی شود، امری ضروری است.
نگارنده که اميدوار بود بنا به «وظيفه ملّی» و «رسالت آکادميک» خويش، با ارائه اين پيشنهاد گامی در راستای «اتحاد و اجماع اصلاح‌طلبان» و «برون رفت از بن‌بست خودمحوری‌های ويران‌گر» برداشته باشد؛ در کمال ناباوری در ششمين روز پائيز ۱۳۸۷ شاهد شکوفايی ايده‌ای بود که دو ماه قبل آن را مطرح کرده بود. «روزنه‌های اميد» هنگامی بيشتر شد که برخی از خبرگزاری‌ها، سايت‌ها و روزنامه‌ها نوشتند؛"مهدی کروبی در جلسه‌ای افطاری با حضور محمّدعلی نجفی، حسين مرعشی، مجيد انصاری و ‌صفدر حسينی پيشنهادی ارائه کرد که واکنش‌های مثبت اصلاح‌طلبان را به دنبال داشته است. پيشنهاد مهدی کروبی اين است: نامزدهای اصلاح‌طلب وارد عرصه‌انتخابات شوند، از هم‌اکنون اعلام آمادگی و شروع به فعاليت کرده و سفرهای استانی خود را آغاز کنند، گروه‌های سياسی و احزاب نيز تا بهمن‌ماه وضعيت نامزدها را ارزيابی کنند و از بين چند نامزد يک نفر را بر اساس يک مکانيسم خاص و در يک زمان مشخص – آن که اقبال بيشتری داشت- انتخاب کنند و ديگر نامزدها کنار بروند."
برخی سايت‌های خبری و نشريات در تاريخ ۶/۷/۱۳۸۷ نوشتند در آن جلسه افطاری"حسين مرعشی با اين پيشنهاد موافقت و مجيد انصاری مخالفت می‌کند." بر اساس گزارش‌های منتشر شده، آقای حسين مرعشی خواهان تبديل اين ايده به يک برنامه مشخص شده و می‌گويند؛"اين موضوع نبايد به دو کانديدا - خاتمی و کروبی - منحصر شود. بايد توافق کنيم که چگونه و تحت چه شرايطی به کانديدای واحد برسيم... ما ايده جديد آقای کروبی را مثبت می‌دانيم. برداشتی که من از آقای کروبی پيدا کردم اين بود که ايشان به جد دنبال ائتلاف اصلاح‌طلبان هستند." اين در حالی است که آقای محمّدعلی نجفی تاکيد دارد که فقط آقايان کروبی و خاتمی بيايند. در مقابل آقای مجيد انصاری می‌گويد؛ "اين مکانيسم باعث تخريب نامزدها و جبهه‌بندی هواداران آنها عليه يکديگر می‌شود." آقای صفدر حسينی هم در اين جلسه موافقت خود را با طرح اعلام می‌کند.
بنا بر گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، آقای اسماعيل گرامی‌‌مقدم، سخنگوی حزب اعتماد ملّی، با بيان اين که پيشنهاد مهدی کروبی در دستورکار مجمع روحانيون مبارز قرار دارد، اعلام می‌کند:"اين پيشنهاد مکانيسمی برای حل و فصل موارد اختلافی بين گروه‌های اصلاح‌طلب و رسيدن به يک نامزد است. ما پيشنهاد‌های مختلفی را به کارگروه مجمع روحانيون مبارز برديم و تقريباً اين پيشنهادها در جمع‌بندی‌هايی که از سوی کارگزاران اعلام شده مورد توجه قرار گرفته و در حال بررسی است. آقای کروبی اين پيشنهاد را مطرح کرده بود که نامزدهايی که می‌خواهند وارد عرصه انتخابات شوند از هم‌اکنون اعلام آمادگی و شروع به فعاليت کنند، گروه‌ها نيز تا بهمن‌ماه وضعيت نامزدها را ارزيابی کنند و از بين چند نامزد يک نفر را با شيوه‌ای که کارگروه آن را مشخص می‌کند و ما هم آن را قبول داريم، انتخاب کنند. شرط آقای کروبی اين است که نامزدها از حالا اعلام کانديداتوری کنند، نه اين‌که اين موضوع به بهمن‌ماه موکول شود تا بتوانيم در مدت چند ماه به نامزدها نمره بدهيم و فرد دارای بالاترين نمره را به عنوان کانديدای اصلاح‌طلبان انتخاب کنيم."
خبرگزاری کار ايران (ايلنا) در تاريخ ۶/۷/۱۳۸۷ به نقل از آقای مصطفی تاج‌زاده، عضو شورای مرکزی حزب مشارکت ايران اسلامی و از اعضای ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی، نوشت:"همه نامزدها و احزاب اصلاح‌طلب می‌‌دانند که نبايد يک‌ديگر را تخريب کنند؛ چرا که هر کس به تخريب نامزد ديگر اصلاح‌‌طلب بپردازد خود را تخريب کرده است." ايشان با اشاره به پيشنهاد مهدی کروبی مبنی بر رقابت درون‌ جناحی نامزدهای اصلاح‌طلب با يک‌ديگر گفت:"‌اين پيشنهاد عملی است، امّا پيش‌شرط ائتلاف اين است که همه احزاب با حضور در يک نظرسنجی انتخاباتی تنها بر يک نامزد اجماع کرده و از معرفی نامزد ديگر پرهيز کنند و در صورت رد صلاحيت شدن نامزدی که روی آن اجماع شده، تمامی احزاب اصلاح‌طلب در خصوص حضور در انتخابات تامل جدّی کنند. در صورت پذيرش اين دو شرط از سوی احزاب اصلاح‌طلب می‌‌توان در مقطع زمانی خاصی مانند بهمن يا اسفند سال جاری، محبوب‌‌ترين نامزد در ميان اصلاح‌طلبان را معرفی کرد."
در همين چارچوب خبرگزاری‌ها به نقل از آقای محمّدعلی نجفی، عضو شورای شهر تهران و عضو ارشد حزب کارگزاران سازندگی، نوشتند؛"با توجه به اين‌که سازوکارهای متعددی برای رسيدن به کانديدای واحد مطرح است، آن چه در اصلاح‌طلبان سازماندهی می‌شود اين است که يا کانديدايی نداشته باشند و يا کانديدای واحد معرفی کنند؛ که در زمينه رسيدن به کانديدای واحد هم، همه بزرگان اصلاح‌طلب توافق کرده‌اند."

حضرت آقای کروبی؛
جايگاه ويژه و نقش موثر شما در انقلاب اسلامی، از بدو نهضت اسلامی تا حال حاضر، اعتماد کم نظير بنيان‌گذار فرزانه جمهوری اسلامی (سلام الله عليه) و بيت شريف آن يگانه دوران به جناب‌عالی، عملکرد شجاعانه‌تان در دفاع از آرمان و خط امام راحل (سلام الله عليه)، و سابقه مديريت‌ کلان، طولانی و موفق شما در بخش‌های مختلف کشور، از «مهدی کروبی» شخصيتی ارزشمند و به ياد ماندنی ساخته است. دور از انتظار نبود و نيست که ياران صديق حضرت امام (س) که همواره دغدغه عزت و مصلحت مردم مسلمان را داشته و دارند، بار ديگر منشاء وحدت و اتحاد شوند.
اميدوارم تمام گروه‌های خط امام (س) و اصلاح‌طلب برای اعتلای ايران اسلامی و گذر از مشکلات و بحران‌های موجود، با پذيرش روش‌های دموکراتيک، درک مقتضيات زمان، و پرهيز از تندروی‌های ساختارشکن و مخرّب، در رقابتی دوستانه، منصفانه و مشفقانه به نامزدی واحد نائل شوند. بديهی است شرط موفقيت در انتخابات نهايی که در تاريخ ۲۲/۳/۱۳۸۸ برگزار خواهد شد، پای‌بندی همه احزاب خط امام (س) و اصلاح‌طلب به قاعده بازی و پرهيز از تک‌روی‌های خودخواهانه خواهد بود. نکته آخر اين‌که اين فرآيند آزمونی خواهد بود برای آن دسته از افراد و گروه‌ها که قصد دارند با خودمحوری و تماميت‌خواهی در درون جبهه اصلاحات، نظر و تشخيص خود را به ديگران تحميل کنند. پرواضح است که مدعيان مبارزه با تماميت‌خواهی و انحصارطلبی، ابتدا بايستی صداقت و عامل بودن خويش را اصول دموکراتيک در مبارزات درون گروهی اثبات کنند.

ضميمه؛
پيشنهادی برای اجماع اصلاح‌طلبان
نگاهی به اصول و مفاهيم دو مکتب «رئاليسم» و «ايده‌آليسم»، و مقايسه وضعيت کنونی ايران و رويکرد «ايده‌آليستی» دولت نهم، که با ناديده گرفتن و در پاره‌ای موارد تعارض با بديهيات نظام بين‌الملل، موجبات تضعيف موقعيت ج.ا.ا. را در منطقه و جهان فراهم کرده است، به روشنی ضرورت اقدامی موثر از جانب دوستداران ايران اسلامی را برای خروج کشورمان از شرايط کنونی و پيشگيری از وقوع خطرات پيش‌روی، اثبات می‌کند. در چنين هنگامه‌ای برای نجات کشور و جلوگيری از هدر رفتن هر چه بيشتر منابع مادی و معنوی، سرمايه‌های انسانی، اجتماعی و مالی، بايد «طرحی نو» درانداخت. به اين منظور شايد موثرترين و فوری‌ترين اقدامی که در فضای کنونی کشور بتوان در دستور کار قرار داد، بهره بردن از فرصت انتخابات آتی رياست‌جمهوری باشد. نکته مهم در اين انتخابات برای اصلاح‌طلبان بعد از چند شکست متوالی، توجه به دلايل شکست‌های پيشين و تلاش برای کسب نتيجه در اين دوره از انتخابات است. از اين روی موفقيت در اين عرصه، نيازمند شناخت و واکاوی دلايل ناکامی اصلاح‌طلبان در انتخابات گذشته، و تجزيه و تحليل دقيق آن است. به اين خاطر استفاده از روش‌های دقيق علمی مورد تاکيد نگارنده می‌باشد.
به کارگيری روش‌های پيمايشی، آماری و سنجش افکار عمومی برای تشخيص واقعی دلايل ناکامی‌های قبلی و پرهيز از گمانه‌زنی‌های شخصی و غيرقابل اتکا، بايستی موضوعی جدی و مستلزم اقدام به حساب آيد. تحليل محتوای ديدگاه صاحب‌نظران و فعالان اصطلاح‌طلب به وضوح نشان می‌دهد؛ دليل اصلی شکست نامزدهای اصلاح‌طلب در نهمين انتخابات رياست‌ جمهوری، تفرق‌آرا به خاطر وجود نامزدهای متعدد و ناتوانی در بسيج بدنه اجتماعی بود. از اين روی چنانچه متغير «عدم اجماع و توافق روی يک نامزد اصلاح‌طلب» را يکی از عوامل مهم ناکامی جبهه اصلاحات بدانيم، ضرورت در انداختن «طرحی نو» برای عدم تکرار اين تجربه ناکام، بهتر نمايان می‌شود. با اين توضيح، طراحی چارچوبی دموکراتيک و سازگار با مشی اصلاح‌طلبی که بتواند به نتيجه مناسب منتهی شود، امری ضروری است.
در اين ميان از مسائل مهم فراروی اصلاح‌طلبان، اقناع جامعه به حضور و مشارکت فعال و فراگير حول کانديدايی واحد است. اقناع جامعه به شرکت گسترده در انتخابات، متوقف به نحوه حضور ايشان در انتخابات و کانديدايی است که حول وی به وحدت خواهند رسيد. بدنه اجتماعی حامی اصلاح‌طلبان از نحوه حضور ايشان، بايد نشانه‌ای از اراده جدی در دفاع و پيگيری اهداف اعلام شده را مشاهده کنند. از سوی ديگر، اگر اصلاح‌طلبان خواهان پيروزی در انتخابات آينده، و تبديل آن به فرصتی برای تغيير و تحول اساسی در کشور می‌باشند، بايستی به گزينه‌ای مقبول و موجه در داخل کشور و نظام بين‌المللی بينديشند.
انتخاب يک نفر در جبهه اصلاحات که از حداکثر مقبوليت برخوردار باشد، امری بديهی به نظر می‌رسد؛ اما نحوه حصول اجماع و ساز و کار انتخاب نامزد نهايی، اقدامی بس دشوار خواهد بود. مطالعه روش‌های مرسوم در مرحله مقدماتی انتخابات رياست‌جمهوری در کشورهای دموکراتيک و از جمله در ايالات متحده، تجربه‌ای مفيد و عملی برای احزاب در ساير کشورها، می‌تواند باشد. در آمريکا دو حزب اصلی آن (دموکرات و جمهوريخواه) يک سال پيش از آغاز رقابت‌های انتخاباتی، برای تعيين نامزد نهايی خويش، وارد مبارزات درون‌حزبی می‌شوند. در اين روند نامزدهای مطرح و واجد شرايط هر حزب با حضور هم زمان در شهرها و ايالت‌های مختلف، ضمن بيان هم زمان و رودرروی ديدگاه‌ها و برنامه‌های خود، تلاش می‌کنند حداکثر آرای هواداران حزب را جلب کنند تا در نهايت بتوانند به‌عنوان نامزد نهايی حزب معرفی شوند. در اين مدل که نامزد حزب تحت تاثير آرای حاميان حزبی تعيين می‌شود، حمايت مادی و معنوی تمامی رقبای حزب را نيز کسب خواهد کرد.
با توجه به مطالب ذکر شده، پيشنهاد می‌شود تمامی شخصيت‌ها و گروه‌های اصلاح‌طلب، با واقع‌گرايی و درک حساسيت‌های موجود، ضمن معرفی نامزد مطلوب خود، شرايطی را فراهم آورند تا با آرای هواداران يا حداقل با آرای نخبگان شناخته شده اصلاح‌طلب در سراسر کشور (نمايندگان انتخاب‌گر يا ابرنمايندگان - Super Delegates)، شايسته‌ترين و مقبول‌ترين فرد به عنوان کانديدای نهايی جبهه اصلاحات تعيين، و با برخورداری از حمايت کامل همه گروه‌ها وارد عرصه «انتخابات دهم» شود. اجماع گروه‌های اصلاح‌طلب و رای‌گيری مقدماتی در بدنه هواداری و مردمی، موجب خواهد شد تا ضمن آشنايی دقيق‌تر عموم مردم با رويکردها و برنامه‌های نامزدهای جبهه اصلاحات، جريان مقابل به دليل افزايش هزينه‌های سياسی، اجتماعی و تبليغاتی، برای ردصلاحيت کانديدای اصلاح‌طلب با محدوديت و هزينه سياسی بيشتری مواجه شود. نکته ديگر اين که در اين روش، نامزدهای موجود رتبه‌بندی خواهند شد. به اين ترتيب، تحت هر شرايطی که فرد اول و نامزد مطلوب از فرآيند انتخابات خارج شود، براساس توافق همه گروه‌ها، نفرات بعدی به نوبت به‌عنوان نامزد جايگزين، معرفی خواهند شد.

Copyright: gooya.com 2016