رفتيما، گذری بر تلويزيون فارسی بی بی سی، مسعود بهنود![]() خاتمی تر از خاتمی، پاسخ به محسن آرمين، محمد قوچانی، شهروند امروز![]()
در همين زمينه
10 آبان» فاشيست چيه؟ پرنده ست يا لک لک؟ هادی. م2 آبان» افشای يک سند از دفتر رهبری در خصوص بی گناهی سه زندانی بهائی، مجموعه فعالان حقوق بشر 25 مهر» سَر بده و دل مده، مشتاق 24 مهر» کارشناس تاريخ يا سخنگوی وزارت اطلاعات؟ حامد 22 مهر» رنجنامه آرش شاهسوندی دانشجوی بهايی محروم از تحصيل، مجموعه فعالان حقوق بشر
بخوانید!
10 آبان » گويا ده ساله شد! فرشاد بيان، سردبير گويا
10 آبان » فاشيست چيه؟ پرنده ست يا لک لک؟ هادی. م 10 آبان » وزير آموزش و پرورش: وزارت آموزش وپرورش۶۰هزار ميليارد ريال کسری بودجه دارد، ايرنا 10 آبان » نامه سرگشاده حسين لاجوردی به رضا پهلوی 9 آبان » وقتی شاهزاده رضا پهلوی سکوت اختيار می کند چه بايد کرد؟ ناصر مستشار
پرخواننده ترین ها
بُخل و ستم اينترنتی! عبدالحسين. ف
"پيروان بهاييت که براساس قاعدههای ديکته شده به آنها چه ازطرف بيتالعدل اعظم (سازمان مديريت جهانی فرقه) مستقر در اسرائيل وچه ازطرف مبلغين پيشکسوت و رهبران آنها در مراکز بهايی ايران، اقدام به تاسيس سايتهای متنوع(شامل: فيلم، عکس، کليپ، خبر، مطالب مفصل در مورد فرقه بهايی، نقد و تحليل مسايل کشور اقدامات نيروی انتظامی، افراد بسيجی، حزبالهیها و نهايتا مجموعه وزارت اطلاعات نسبت به جامعه بهايی که به کرات در کليه وبلاگهای خبری و شخصی منتشر میشود) نمودهاند. اين افراد به کامنتهای وبلاگها و سايتهايشان خيلی اهميت میدهند و بدين وسيله برای ايجاد مطلب در اينترنت افراد را شناسايی کرده و يا از آنها استفاده میکنند و يا با نقد و حقير شمردن مخالفان صلح و نوع دوستی بهائيت را ترويج میدهند"
اولين نکته ای که به ذهن بنده رسيد اين بود که در گزارش فارس نيوز مرتبا از کلمات صهيونيست و فرقه در کنار هم استفاده شده و سعی درالقای اين نکته به خواننده دارد که اين فرقه ای ساختهء دست اسرائيل است ؛ اسرائيلی که ۶۰ سال بيشتر از تشکيل آن نمی گذرد و بهائيان معدودی که بيش از ۱۳۰ سال است آنجا ساکن هستند! درمتن شش بارازکلمه صهيونيست وچهارده بارازکلمه فرقه استفاده شده است. هنگامی که مقاله را به دقت خواندم برای فارس نيوز بعنوان يک خبرگزاری واقعاً تاسف خوردم ، زيرا که ارائه خبربدون ذکر منبع کاری است آماتوری که ازيک پايگاه خبری واقعاً بعيد است . فارس نيوزازهمان ابتدای مقاله اش شمشيررا ازرو بسته وراه اندازی سايت های بهائی را به رژيم صهيونيستی مربوط می داند که البته همانطور که گفته شد نه دليلی ارائه می دهد و نه سند ومدرکی؛ البته اگر سند ومدرکی وجود داشته باشد. ای کاش نمونه ای ازآن قاعده های ديکته شدهء بيت العدل اعظم را هم می آورد. ازآنجايی که بهائيان ايران اينترنت خود را از ISP های داخلی که تحت نظارت وزارت ارتباطات و فناوری هستند تامين می کنند – کاری که همه ايرانيان ديگرهم می کنند – ومانند تمام هموطنان ديگرازکيفيت پائين اينترنت و فيلترينگ سايتها رنج می کشند، نمی دانم که نويسندهء محترم برچه اساسی وبرپايهء کدام دليل و مدرک، حمايت بیدريغ رژيم صهيونيستی و آمريکا وانگلستان را برای فراهم آوردن امکانات تبليغی فراوان دراينترنت برای بهائيان اعلام می دارد! همانطورکه ذکر کردم دراين مقاله ــ اگر البته بشود اسم آنرا مقاله گذاشت، زيرا که بيشتر به هجونامه شبيه است تا يک مقاله تحقيقی ــ بسياربراين نکته تاکيد شده که تاسيس سايتها و وبلاگهای بهائی براساس قاعدههای ديکته شدهء بيت العدل اعظم و مبلغين پيشکسوت و رهبران مراکزبهايی ايران شکل گرفته است. اما ايشان همانطور که برای ديگر افاضات خود منبعی ارائه نکرده اند منظورشان را از مراکز بهائی ايران نيز ذکر نکرده اند. آيا ذکرمراکزبهائی ايران ، آماده شدن برای اقداماتی جديد عليه بهائيان درشهرهای بزرگ ايران نيست؟! نويسنده مقاله، تا بدانجا سخت گيرمی شود که حتی گردهمايی مجازی بهائيان دراينترنت را نيزتاب نمی آورد و برآن می تازد. بايد از ايشان پرسيده شود : حال که به لطف رژيم اسلامی ايران گردهمايی بهائيان برای انجام فرائض دينی يا مراسم هايشان بسياربه سختی صورت می گيرد و بسياری ازبهائيان را به جرم های واهی زندان می کنند ، شما بخل ورزيده، حتی به گردهمايی های اينترنتی ومجازی هم خرده می گيريد؟! آيا اين ترويج نوعی استبداد و توتاليتاريسم نيست؟ اين روزها که متفکران و روشنفکران مسلمان درصدد اين هستند تا اتهاماتی نظيرضعف حقوق بشروآزادی زنان و... غيره را که دراسلام وجود دارد برطرف کنند وفی الواقع رفرمی را ايجاد نمايند که اسلام را با دنيای امروزسازگارترکنند، ايراد چنين سخنانی عقب گرد به ۲۰۰ سال پيش نمی باشد؟ ادعای حلال دانستن زنا ازجمله اتهاماتی است که هميشه وهميشه به بهائيان زده می شود اما اين بارنويسندهء مقاله مدعی شده که اين اتهام توسط بهائيان به مسلمين زده شده! البته در آيات قران همانطورکه درخود مقاله هم بدان اشاره وبنده نيزدرمقاله ای ديگراصل آيات رادراين خصوص آورده بودم، اشاره ای به حرام بودن زنا نشده درصورتی که درکتاب اقدس بصراحت به حرام بودن آن اشاره شده وآنرا درريف گناهی مانند قتل آورده اند. اما همه اينها دليل نمی شود که هرشخصی با هردينی اين چنين تهمتی را به ديگراديان نسبت بدهد. زيرا که دراينجا بحث بر سر اديان توحيدی وسعادت انسان است ، وهرانسان متدين وخداجويی راضی به انجام اين عمل نمی شود وآنرا گناه می داند زيرا که دين برای سعادت انسانها آمده نه صرفا برای رفع نيازهای جسمی و جنسی. دررابطه با بزرگ نمايی کمک به کودکان شيرازنوشته اند واينطورالقا کرده اند که آن عده ازجوانان بهائی سعی درفعالیّت عليه نظام وبراندازی آن داشته اند! اولاً کدام گروه براندازو ضد نظامی می آيد وآشکارا و درروزروشن فعاليت می کند؟! ثانيا کدام گروه ضد نظامی برای فعالت خود ازنهادهای دولتی اجازه نامهء کتبی می گيرد؟ نويسندهء محترم ای کاش تصوير اجازه نامه های کتبی ازشهرداری وشورای شهروديگرسازمانهايی مرتبط را که درسايت مذکوردرمقاله شان موجوداست، ملاحظه می کردند ومی ديدند که کارآن جوانان کاملا قانونی وبا اجازه اوليای اموربوده است. ثالثاً بچه های مورد تعليم قرارگرفته تا زمان دستگيری اين جوانان اطلاعی ازدين ومذهب آنان نداشتند وبا اين حساب بايد گفت که رژيم خواسته يا ناخواسته با دستگيری آنان کمک بزرگی به تبليغ آئين بهائی کرده است! رابعاً خانوادهء جوانان و کودکان اين مناطق ازکم درآمد ترين وضعيف ترين اقشارچه از لحاظ مادی وچه معنوی هستند. بيشتربزه کاری ها وبزه کارهای شيراز دراين محل زندگی می کنند وبا انجام معاملات خلاف وقاچاق امرارمعاش می نمايند. به اين خاطرجوانان بهائی برآن شدند تا با دوستان جوان مسلمانشان با انجام فعاليتی اجتماعی ، ونه تبليغی ، آنان را به درک وسيع تری ازجهان برسانند تا اين کودکان دربزرگسالی وجوانی به دنبال کارهای خلاف نروند وبتوانند راهی سالم را برای زندگی پيش بگيرند. حال سؤال بنده ازنويسندهء مقاله واوليای اموراين است که : آيا رسيدگی به جوانان محروم کشورازوظايف دولت هست يا نه ؟ اگر هست چرا بجای اينکه يک سازمان غيردولتی با بودجهء محدود به اين کاراقدام کند، خود دولت با آن بودجه های کلان اقدامی نمی کند ؟ و اگرهم وظيفهء دولت نيست ، چرا مانع فعالیّت های انسان دوستانهء عده ای ديگرمی شود؟ آيا رژيم ازآگاهی و بسط افق فکری هموطنان ناراحت است؟ بيت العدل اعظم درپيام مورخ ۲۸ فوريه ۲۰۰۵ می فرمايند ، بهائيان برطبق تعاليم حضرت بهاالله نمی توانند عقايد خود را برديگران تحميل نمايند و مردم را به تعويض دين تشويق کنند. پس معلوم می شود که اينان قصد تغييردين ساکنين محل را نداشته اند.هنوزهم بعد ازگذشت مدتها که ازاين جريان می گذرد اهالی محل ازديگربهائيان ساکن آنجا می خواهند که اين گروه دوباره راه بيافتند ومخصوصاً برای تابستان بچه هايشان برنامه ريزی کنند تا اين کودکان معصوم به راههای خلاف کشيده نشوند. نمی دانم منظورازنقد مغرضانه ازمجازات های اسلامی چيست ، امّا می دانم که هيچ انسانی نمی تواند واپسگرايی را بپذيرد. در دنيايی که حکم اعدام حتی برای قاتل را به حبس ابد تخفيف می دهند و سعی برآن است که چنين احکامی مانند اعدام را کاملا ملغی کنند ، با کدام دليل بايد به ۱۴۰۰ سال پيش بازگشت و به قطع دست و پا وسنگسارافتخارکرد؟! آيا قوانين جامعهء مدرن امروزجوابگوی مجازات مجرمين نمی باشد؟ يا اينکه قوانين مجازات های اسلامی را خيلی متمدنانه می دانيد؟ اما موضوع ديگری که خاطرنويسندهء مقاله را مشوّش کرده، اعتراض جامعه بهائی به نهادهای بين المللی وحقوق بشردررابطه با موضوعاتی نظير محروميت جوانان بهائی ازحقّ تحصيل و ورود به دانشگاه وهمچنين ظلم به دانش آموزان بهائی می باشد. ايشان ازاين موضوع ناراحت هستند که چرا اين بحث به خارج کشيده شد و نظام دروغگو جلوه داده شده است. بدون تعارف می گويم ، مگراعلان نقص پرونده برای صدها جوان بهائی دروغ وکلاه شرعی واداری ای بيش نيست ؟ مگراخراج دانش آموزان دبيرستانی به دلايل واهی ظلم وستم نيست ؟ مگرنه اينکه به قول معروف خودتان حق دادنی نيست و گرفتنی است؟ جامعهء بهائيان ايران هم بدون جنگ وجدال وصرفاً ازطريق شکايت به خوداوليای امورايران واگرجواب ندادند با مراجعه به سازمان های حقوق بشروامثال آن حق خود را می خواهد. ما ازشما حکومت را نمی خواهيم، پول نفت نمی خواهيم، وخيلی چيزهای ديگرکه سياسيون خودتان ازشما می خواهند،نمی خواهيم! ما فقط می خواهيم که مانند يک ايرانی درايران عزيزدرکنارهموطنانمان زندگی کنيم ! می خواهيم در روزنامه و تلويزيون به اعتقاداتمان توهين نشود؛ درمدارس ابتدايی کتاب های رديه درقالب داستان بين کودکان بهائی توزيع نشود؛ اجازهء تحصيلات عاليه به جوانان بهائی داده شود؛ برای کسب و کارمان مشکل ايجاد نشود و...همين ها را می خواهيم. ما از شما نمی خواهيم که بياييد وبهائی بشويد که اگر نشويد فلان می شود و... ۱۶۵ سال شما حرف زديد ، توهين کرديد ، تهمت زديد ، اعدام کرديد و...حالا به ما هم فرصت حرف زدن بدهيد. ادعای بهائيان مبنی براينکه رتبه های بالای کنکوررا می آورند، کاملاً منطبق با واقعيت است و حقيقت دارد. اما صد حيف که ايران عزيز از چنين استعدادهايی محروم می ماند. هنگامی که درهمين هفتهء گذشته درمسجد يکی ازشهرستان های اطراف شيرازامام جماعت مسجد به مردم وعدهء بهشت می دهد واينچنين اعلام می کند که، هرکس می خواهد بهشت را برای خود بخرد و درآن دنيا رستگارشود تا سه شنبه شب (هفته ای که گذشت) فرصت دارد که به منازل بهائيان حمله کرده، خانه را آتش زده وزنان را اسير کنند، شما ازبهائيان چه انتظاری داريد ؟ انتظارداريد حتی از نوشتن يک نامهء اعتراض آميزهم خودداری کنيم مبادا که آبروی نظام ازاين اقدامات قرون وسطايی برود؟ پس کرامت انسانی جامعه بهائيان وحقوق شهروندی ، اين عده چه می شود؟ آيا آبروی نظام با نامهء جامعهء بهائی می رود، ويا با سخنرانی آن آخوند که مردم را تحريک به شورش وبی نظمی می کند؟ آيا جالب وعجيب نيست که بهائی ستيزفارس نيوزمقالهء خودرا اينچنين پايان می دهد؟! "بهاييان بطور جدی از اواخر سال ۸۴ تا به امروزدراينترنت ايران فعالیّت خود را آغاز کردهاند ولی سايتهای آنها درکشورهايی چون آمريکا که دانشگاه بهاييان درآنجا قراردارد، بيش از۱۰ سال است که قدمت فعالیّت دارد.علی رغم آنکه فعالیّت بهائیّت شدّت بسيارزيادی يافته است، اما همچنان پاسخگويان اندکی دراينترنت نسبت به شبهات وسم پاشی اين جريان درحال فعالیّت هستند. حمايت ازگروه متعهّدی ازوبلاگ نويسان توانمند میتواند به خنثی سازی اين افکارانحرافی کمک شايان توجهی نمايد." ای کاش ايشان قبل ازنوشتن تحقيق آبکی ــ ودرحقيقت رديهء ضدبهائی ــ خود راجع به سايت های به قول خودشان سه سالهء بهائيان ايران، آماری ازسايت ها ووبلاگ های بهائی ستيزی که آرزويشان را می کشند، تهيه می کردند، تا پنهان کاری وبی انصافی وبُخلشان آشکارنشود! خداراشکرکه اينترنت لا اقل جهانی است وزمامش تماماً دردست دولت ايران ومقاله نويسانی همچون ايشان نيست!والا جهانيان وايرانيان می دانند که درآن صورت چه بلای جديد ديگری بر سر عالم می آمد تا چه رسد به بهائيان! Copyright: gooya.com 2011
|
||||||