ناگفتههايی از لايحه خصوصی سازی از زبان با طراح آن، هشدار نسبت به انحراف در خصوصیسازی و تقويت گروههای زيرزمينی، ايلنا
تهران- خبرگزاری کار ايران
تشکيل گروههای پنهان در اقتصاد به همان اندازه آثار و مضرات به دنبال دارد که گروههای سياسی زيرزمينی، امنيت کشور را به خطر میاندازند.
دکترعباس آخوندی، طراح لايحه خصوصیسازی و پژوهشگر مسايل اقتصادی در گفتوگو با خبرنگار ايلنا با بيان اين مطلب گفت: نبود رويکردهای علمی در مديريت اقتصادی ملی موجب شده تا اقتصاد ايران به تدريج دچار هرج و مرج شود.
وی افزود: مشکل اصلی امروز اقتصاد ايران خلاء رويکردی است، زيرا دولت هيچ رويکرد مشخصی درباره مفاهيمی همچون مديريت اقتصاد ملی، جايگاه دولت در اقتصاد ملی، نقش بخش خصوصی، مفهوم تجارت و نحوه داد و ستد با بازار جهانی و مفهموم سرمايهگذاری خارجی ندارد.
آخوندی تصريح کرد: وقتی دولتی در مفاهيم پايه دچار مشکلات بنيادين باشد، در عمل میبينيد که همه چيز به ظاهر خوب است و شايد هم پيشرفت بسيار تندتر از دولتهای گذشته است، اما در عمل هيچ پيشرفتی رخ نمیدهد زيرا اتفاقاتی که میافتد اغلب فاقد پشتوانه نظری است.
طراح اوليه لايحه خصوصیسازی با اشاره به چگونگی تدوين پيشنويس اوليه لايحه خصوصیسازی و آنچه در نهايت تحت عنوان قانون ابلاغ شد، اظهار داشت: در پيشنويس اوليه اين قانون با تعريف بازارهای مختلف کار را شروع کرديم. هدف ما از تعريف بازارها اين بود که ويژگیهای آنها همراه با نقش دولت در اين بازارها چگونه مشخص شود، زيرا ما به دنبال بازتعريف جايگاه دولت در مديريت اقتصاد ملی بوديم.
وی با بيان اينکه تعريف بازارهای انحصاری مهمترين هدف از تدوين لايحه خصوصیسازی بود، يادآور شد: در پيشنويس لايحه، جايگاه دولت در هر کدام از بازارها بيان شده بود اما اولين اتفاقی که بعد از تصويب لايحه در دولت و سپس درمجلس افتاد، اين بود که بازارهای انحصاری از بازارهای قانونی تفکيک نشد. در نتيجه خلاء تئوريک ايجاد شد.
آخوندی خاطرنشان کرد: هدف از تدوين لايحه خصوصیسازی اين بود که مردم و بخش خصوصی بتوانند در مالکيت بنگاهها نقش داشته باشند، زيرا يکی از نقدهايی که در خصوصیسازی ادوار گذشته وجود داشت، واگذاری بنگاهها به صورت ديون دولت به تامين اجتماعی يا سازمان بازنشستگی بوده است که در روند اين انتقال، نه تنها کارايی اين بنگاهها بهتر نشده، بلکه بدتر هم شده است، زيرا اين بنگاهها به مديريت غيرتخصصی واگذار شدند، از همين رو در پيشنويس متن لايحه پيشنهاد کردم که هر گونه انتقال بايد نقدی باشد و نه به صورت ديون.
به گفته وی در انتقال به شيوه ديون، قيمتگذاری و مفهوم بازار از بين میرود.
وی با تاکيد بر اين نکته که نبايد هيچ کدام از نهادهای عمومی حق مالکيت سهام کنترلی بنگاهها را داشته باشند، عنوان داشت: در صورت چنين رويهای کارايی مديريت بنگاه و نيروهای متخصص آن از بين میرود، زيرا اين نهادها مرکز تحقيق و توسعه ندارند.
او ادامه داد: به همين دليل در پيشنويس اوليه لايحه خصوصیسازی تاکيد شد که ميزان سهام نهادهای عمومی نبايد بيش از ۲۰ درصد باشد و اگر نهاد عمومی بيش از اين رقم را در تملک داشته باشد، بايد واگذار کند.
وزير مسکن دولت سازندگی با بيان اينکه گنجاندن اين مفهوم در پيشنويس آن لايحه موضوع بسيار مترقی بود، تصريح کرد: اما در نهايت اين مفهوم تغيير کرد؛ نقل و انتقال به صورت ديون باقی ماند و مفهوم ۲۰ درصد از هر بنگاه تبديل به ۴۰ درصد از هر بازار شد.
آخوندی ادامه داد: به اين ترتيب اکنون نهادهای عمومی در کشور میتوانند ۴۰ درصد از يک بازار را داشته باشند؛ اين درحالی است که در تعاريف علم اقتصاد انحصار به مفهوم اين است که بيش از ۲۵ درصد بازار در اختيار يک گروه باشد.
او گفت: قانونی که قرار بود مبنای توسعه بازار شود، رسماً اجازه انحصار در اقتصاد را به تمام نهادهای عمومی داد و در واقع يک فاجعه در قانونگذاری برای خصوصیسازی رخ داد.
اين پژوهشگر اقتصادی با بيان اينکه با اين اتفاق نهادهای عمومی به صورت مطلق و عام حق ايجاد انحصار يافتند، تصريح کرد: اين نحوه قانونگذاری حتی هدف سياستهای کلی اصل ۴۴ نبود.
او با اشاره به اينکه آخرين مرحله اعتماد در معاملات اقتصادی، يک اعتماد اقتصادی است، عنوان کرد: سرمايهگذاران اعم از سرمايهگذار داخلی يا خارجی زمانی به رفتار اقتصادی يک دولت اعتماد میکنند که آن دولت تصميمات خلقالساعه يا فوری در اقتصاد نگيرد.
آخوندی اظهار داشت: با اين شيوه قانونگذاری در عمل کسانی وارد معاملات مربوط به خصوصیسازی میشوند که حاضر به پذيرش ريسکهای بزرگ باشند، در حالی که توسعه با ريسکهای بزرگ صورت نمیگيرد بلکه با ريسکهای کنترل شده انجام میشود.
وی در ادامه اين گفت وگو به بخش ديگری از لايحه خصوصیسازی اشاره کرد و گفت: نحوه توزيع سهام عدالت يک مفهوم قديمی است که از دهههای ۴۰ در ايران رواج داشته و اساساً سازمان خصوصیسازی امروز، با نام سازمان گسترش مالکيت در گذشته فعال بوده است تا کارگران را در سهام کارخانهها سهيم کند.
وزير مسکن دولت سازندگی اين نوع نحوه توزيع سهام بنگاهها را واگذاری سهام از يک نظام مشخص پاسخگو به يک نظام نامشخص دولتی «پاسخ نگو» تبديل میکند، خاطرنشان کرد: بخش خصوصی در اين فضا شريک خود را نمیشناسد، بنابراين قطعاً با چنين شريکی نمیتواند کار کند. يکی از دلايل پس زدن سهام در بازار نحوه توزيع سهام عدالت است.
او ادامه داد: همان زمان پيشنهاد دادم که به جای خرد کردن بنگاهها، حداقل ۱۰۰ درصد سهام يک بنگاه را به عنوان سهام عدالت واگذار کنيد، زيرا اين کار بهتر از اين است که بخواهيد مالکيتهای مبهمی را در اقتصاد گسترش دهيد و ريسک سهامداری را برای کسانی که میتوانند مديريت کنند يا سهامدار مؤثر بنگاهها باشند، افزايش دهيد.
آخوندی تصريح کرد: نتيجه اين کار تشکيل دولتهای پنهان است. بررسی رفتارشناسی دولتهای پنهان نشان میدهد که اولين ويژگی رفتاری آنها غارت کردن اموال آن بنگاه است. يعنی ثروت اين بنگاهها را خارج و آنها را تبديل به نهادهای بدهکار و گرفتار مالی میکند که اگر روزی آن را باز پس گرفتند، ارزش اقتصادی آنها صفر شده باشد.
او با بيان اينکه اين ويژگی مشترک رفتاری همه مالکان بنگاههای غيرقابل اطمينان است، خاطرنشان کرد: اگر شرايط اقتصادی پايدار نباشد و ثبات اقتصادی وجود نداشته باشد، اولين کاری که اين دولتهای پنهان انجام میدهند، بدهکار کردن بنگاهها است. بدين مفهوم که بنگاه همواره بدهکار میشود و اگر روزی بنگاه مطالبه شد، دارايی آنها کمتر از بدهیهای آنها باشد.
اين پژوهشگر اقتصادی همچنين گفت: اتفاق بدتری هم ممکن است رخ دهد؛ مثلا"سه نهاد عمومی میتوانند با هم تمام سيمان کشور را بخرند و در يک بعدازظهر که رؤسای اين نهاد ها با هم چای میخورند، میتوانند قيمت سيمان را بالا ببرند و هيچ کس هيچ کاری نمیتواند انجام دهد.
او با بيان اينکه قانونگذاری برای خصوصیسازی از مسير اصلی به بيراهه رفت، اظهار داشت: متاسفانه به آثار و مضرات تشکيل گروههای قدرت اقتصادی پنهان که آثار بسيار وحشتناکی در اقتصاد به جای میگذارند، توجهی نشد؛ درحالی که اگر اين گروههای زيرزمينی شکل بگيرد، تمام پيشنهادهای سازنده امکان شکلگيری نخواهند داشت.
آخوندی در پاسخ به اين سؤال که چه راهکاری میتوان برای برونرفت از اين وضعيت پيشبينی کرد، عنوان داشت: راهکار وجود داشت، اما دقيقاً برعکس آن تصويب شد. نهادهای عمومی در پيشنويس قانون تنها حق داشتند که مديريت سهام کنند.آنها حق داشتن سهام کنترلی بنگاهها را نداشتند اما پيام به اين روشنی تبديل به ضد آن شد.
اين پژوهشگر اقتصادی تاکيد کرد: چنين نمونهای در هيچ کجای دنيا وجود ندارد که در اجرای سياست خصوصیسازی اين ميزان رفتارهای ضد آن صورت گرفته باشد.
او ادامه داد: بايد يک دليل محکم وجود داشته باشد که قدرت حاکم بخواهد قدرت اقتصادی خود را به ديگران بسپارد.
آخوندی گفت: هنوز آثار اين تصميمات روشن نيست و معلوم نيست که چه اتفاقی در اقتصاد ايران افتاده است؛ آيا دولت به دنبال اين بوده که از داشتن قدرت اقتصادی منصرف شود؟
او با اشاره به اينکه مدل خصوصیسازی در ايران نه مدل اروپايی، نه روسی و نه چينی است، تصريح کرد: بدنه بروکراسی ايران که مقدمات برنامه اقتصادی ايران را مینويسد، تحت تاثير تحولات جهانی اعتقادش را برای تدوين يک برنامه متمرکز از دست داده است.