سه شنبه 8 بهمن 1387   صفحه اول | درباره ما | گویا


اپوزيسيون خودشيفته، اپوزيسيون دائمی است، بيژن صف‌سری

بيژن صف‌سری
از خوش‌باوری است اگر باور کنيم هر آن‌چه از تنور آزادی‌خواهان وطنی غربت‌نشين بيرون می‌آيد، حکمأ بايد مورد قبول عموم ملت ايران باشد که چرايی آن هم به چند دليل است ... [ادامه مطلب]

پادزهری به نوشته آقای خسرو شاکری، بابک اميرخسروی

بابک اميرخسروی
درست برخلاف ادعای ايشان، آن‌چه به‌روشنی از اين اسناد می‌توان دريافت؛ در تأئيد اين نظر است که: حزب توده ايران به‌واقع، به‌دست ايرانی، با فکر اصيل ايرانی، به ابتکار عده‌ای آزادی‌خواه مترقی و شخصيت‌های ملی دموکرات و عناصر مارکسيست و کمونيست؛ با برنامه‌ای دموکراتيک و اصلاح‌طلبانه، تأسيس گرديد ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

وضعيت غم‌انگيز روزنامه‌نگاری در ايران، گفتگوی کيواندخت قهاری با سهيل آصفی، دويچه وله

سهيل آصفی: “در طول تاريخ معاصر ايران، هر بار که آمده اتفاقی بيفتد، ابزارهای بازدارنده‌ی فشار داخلی و خارجی وارد شده‌اند؛ الان هم وضع به همين شکل است.“


سهيل آصفی، روزنامه‌نگار ايرانی،‌ روز جمعه ۲۳ ژانويه در دفتر حقوق بشر شهرداری شهر نورنبرگ به پرسش‌های خبرنگاران آلمانی در باره‌ی وضعيت مطبوعات در ايران پاسخ گفت. وی در مصاحبه‌ای کوتاه در همين زمينه با دويچه وله شرکت کرد.

سهيل آصفی، روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نويس ايرانی، به آلمان آمده است. وی پس از تحمل بيش از ۶۰ روز حبس در سلول انفرادی و محروميت از تحصيل در ايران، تصميم به ادامه‌ی کار و تحصيل در آلمان گرفته است.



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


دويچه‌وله: آقای آصفی الان شما در آلمان هستيد. چه شد تصميم به مهاجرت گرفتيد؟
سهيل آصفی: با توجه به شرايط بسيار دشواری که در آنجا وجود داشت، يعنی اين که عملا امکان ادامه‌ی تحصيل و فعاليت حرفه‌ای مطبوعاتی از من سلب شده بود، تصميم گرفتم مدتی بيرون بيايم و بتوانم تحصيل و کار خود را در يک حدی ادامه بدهم.

شما به‌عنوان روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نويس شناخته‌شده هستيد. می‌توانيد برای ما در مورد وضعيت روزنامه‌نگاری در ايران در حال حاضر توضيح بدهيد؟ گوشه و کنار اين برآورد داده می‌شود که می‌گويند اختناق چند ماهه‌ی اخير در سی سال گذشته سابقه نداشته است!
اگر ما بخواهيم در مورد سی سال تجربه‌ی حکومت دينی در ايران حرف بزنيم، می شود به طور دقيق در مورد فواصل مختلفی حرف زد، که به نظر من وقت و زمان مناسب خودش را می‌طلبد. ولی واقعيت اين است که يک تولرانسی [مدارا، رواداری] وجود داشته، هميشه يک بالا و پايين و فراز و فرودی وجود داشته، که در اين فراز و فرود گاه مرز آن فشارها بيشتر و گاه کمتر شده است؛ هيچ تفاوتی هم نکرده است. يک زمانی اين فشارها در دوران موسوم به اصلاح‌طلبی اتفاق افتاده است، زمان ديگری به نامی ديگر. اما واقعيت اين است که به گمان من به دليل شرايط خاص منطقه‌ای و شرايط خاص داخلی ايران و در واقع آن پتانسيل‌های بزرگ تغيير در درون - و اين تغيير خيلی عميق‌تر از اين حرفهاست که شما در آن رويه‌ها داريد می‌بينيد - قاعدتا آن ابزارهای فشار هم بيشتر می‌شود، ابزارهايی که سعی می‌کند نقش بازدارنده بازی کند. شما هميشه ديده‌ايد که در طول تاريخ معاصر ايران، هربار که آمده اتفاقی بيفتد و تحولی رخ بدهد، اين ابزارهای بازدارنده‌ی خارجی و داخلی وارد شده‌اند. الان هم وضع به همين شکل است.
در حال حاضر وضعيت روزنامه‌نگاری حرفه‌ای ايران بسيار فاجعه‌بار است و واقعا می‌توانم به جرأت بگويم که امکان کار حرفه‌ای و مستقل مطبوعاتی در ايران به صفر رسيده است. کسانی که امروز دارند کار می‌کنند يا به نوعی کارمند هستند، يعنی نوع نگاه خاصی به عرصه‌ی سياسی و اينها ندارند، يا اين که به نوعی در داخل جناحهای حاکم هستند، از اصلاح‌طلبان دينی هستند. امکان کار نيروها و روزنامه‌نگاران دگرانديش، روزنامه‌نگارانی که اساسا هيچ تعلق خاطری به دو جناح حاکم ندارند، تقريبا به صفر رسيده است و اين وضعيت بسيار وضعيت غم‌انگيزی است. از يکطرف به دليل وضعيت معيشتی بسيار دشوار که بهرحال بايد روزگار خودشان را بگذرانند. شما می‌دانيد کسی که روزنامه‌نگار است، کار و حرفه‌ی او روزنامه‌نگاری‌ست و کار ديگری قاعدتا بلد نيست.
از طرف ديگر حجم عجيب و غريبی از سانسور حکومتی و دولتی دارد اعمال می‌شود. من متاسفم که وضعيت به اين گونه است و متاسفم که کار به جايی می‌رسد که بخصوص روزنامه‌نگاران ايران ناچار می‌شوند تنها برای ادامه‌ی کار و تنفس، ميهن خودشان را ترک بکنند، يعنی آنجايی را که از آن الهام می‌گيرند و می‌نويسند، آنجايی را که تمام فکر و دغدغه‌ی آنهاست، و بناچار به جايی ديگر بيايند. خوب است که باز اين روزنامه‌نگاران ادامه می‌دهند، باز ابزارهای رسانه‌ای به گونه‌ای است که آنها از هرجای دنيا که مقيم‌اش می‌شوند، بهرحال کار خود را ادامه می‌دهند؛ چون اين حرفه‌ی ماست.

الان اشاره‌ای کرديد به اين که علت تشديد فشارها بر اهل مطبوعات چه می‌تواند باشد. برخی اين را از جمله به انتخابات برمی‌گردانند يا به ترس واهی از دخالت خارجی، برخی هم به وضعيت اقتصادی که مردم را ممکن است به شورش و اعتراض برانگيزد. شما بيشتر علت را چه می‌دانيد، يکبار ديگر اگر بخواهيد توضيح بدهيد؟
همانطور که گفتم، واقعا فکر می‌کنم که اين ميزان سرکوب همواره در يک دوزی وجود داشته است. آنچه در حال حاضر وجود دارد، اين است که شايد سيستم موجود چشم‌اندازی را می‌بيند. بهرحال پارامترها، همانطور که مطلع هستيد، بسيار فراوان است و امکان اينکه شما بخواهيد پيش‌بينی خاصی در اين زمينه بکنيد، بسيار ضعيف است. ولی من می‌گويم شايد که به نوعی اين چشم‌انداز دارد ديده می‌شود که يک معامله‌ای قرار است صورت بگيرد يا هر آن چيز ديگری که اسمش را می‌گذارند. شايد به اين دليل است که حجم سرکوب و فشار بر دگرانديشان، حجم فشار بر روزنامه‌نگاران بيشتر شده است.
قاعدتا ما در سالهای گذشته شاهد اين بوديم که زمانی که موسم انتخابات فرامی‌رسيد، حداقل برای اين که نشان داده بشود يک دمکراسی حداقلی در جمهوری اسلامی وجود دارد، سعی می‌کردند مقداری از آن حجم فشارها کم کنند، دست کم به شکل صوری مدتی اين صحنه را گرم نگه دارند. ولی الان ما می‌بينيم که ظاهرا چنين نيازی هم وجود ندارد و بهرحال آن سيستم مستقر و آن اتاق فکری‌ که دارد تصميم می‌گيرد، ترجيح می‌دهد به نوع ديگری بازی را پيش ببرد.

مصاحبه‌گر: کيواندخت قهاری



























Copyright: gooya.com 2011

Served by C#1 Server #2 in 0.017 seconds