چهارشنبه 5 فروردین 1388   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

در بارهء"آسيب رسانی به حافظهء تاريخی"! سخنی در اخلاق نقد نويسی، بخش۳، حسن اعتمادی

* سنّت ويرانگر حزب توده و ميراث خواران آن در«نُخبه کُشی»و تخريب شخصِّت مخالفان،در نزد افرادی با سابقهء سياسی- حزبی ِآشکار،هنوزکاربردی عملی و تئوريک دارد.

* من- بار ديگر - آقای افرادی را به يک مناظرهء علنی در يکی از راديو-تلويزيون های معروف خارج از کشور، فرا می خوانم تا ضمن بررسی کتاب «آسيب شناسی يک شکست»، اهمیّت تاريخی و سياسی اين کتاب ارزشمند را درحيات سياسی و روشنفکری مابرای رسيدن به يک تاريخ ملّی، بازنمايم.

* * *
«ديدم آنان را، بی شماران
و انگيزه های عداوت شان،چندان ابلهانه بود
که مُردگان ِ عرصهءجنگ را
از خنده،بی تاب می کرد؛
ورسم و راه ِ کينه جوئی شان چندان دور از مردی و مردمی بود
که لعنت ابليس را
برمی انگيخت..»
(احمد شاملو)

از نيک بختی انسان است که «دشمن»اش آراسته به اخلاق و فضيلت های انسانی باشد.اين امر از آن جهت پُر ارزش است که ضمن احترام به شعور خوانندگان (يا ناظران بحث)،مناظرهءقلمی يا کلامی را ازآفت های رايج و شگردهای ناسالم سازمان های سياسی- ايدئولوژيک،دور و در امان نگه ميدارد .



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


من در طول فعالیّت های رسانه ای خود،چه در راديو«صدای شما» (سوئد) و چه در راديو-تلويزيون های فارسی زبان در آمريکا،شاهد مناظره های سياسی-فرهنگی متعدّدی بوده ام،امّاهيچگاه سطح بحث و گفتگو را، اينچنين نازل و بی مقدار نديده ام چرا که متأسفانه ملاحظه می کنم که سنّت ِ ويرانگر حزب توده و ميراث خواران آن در«نُخبه کُشی»و تخريب شخصِّت مخالفان،در نزد افرادی با سابقهء سياسی- حزبی آشکار، هنوز کاربردی عملی و تئوريک دارد. در ُسنّت ويرانگر ِحزب توده،«هدف»،نه روشنگری و دستيابی به حقيقت نسبی، بلکه منکوب کردن ِ مخالفان بود.در مواردی نيز ،کار ِسرکوب و«افشاگری»تا حدّ ِ ترورفيزيکی يا ترور شخصیّتی مخالفان، «ارتقاء» می يافت و....نمونه ای از ترور فيزيکی مخالفان توسّط حزب توده،ترور حسام لنکرانی و محمّد مسعود بود(۱)،و نمونهء معروف«ترور شخصیّت ِ مخالفان»،ترورشخصیّت انديشمند شريف وفرزانه ،زنده يادخليل ملکی بود آن چنان که بقول آقای ميرفطروس:«به جرأت می توان گفت که ملکی بزرگ ترين متفکّری است که در «حمّام فين سياست ِايران» توسّط دلّاکان حزب توده، رگ زده شد» (آسيب شناسی...،ص ۹۵) بدين جهت است که پس ازگذشت ۶۰سال، هنوز نيز آگاهی از عقايد وانديشه های خليل ملکی،بسيار دشوار می نمايد. بقول شاملو:
«به انديشيدن خطر مکن!
آن که بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن ِ چراغ آمده است.»
محور اساسی مقالات من، در بارهء کتاب درخشان «دکتر محمّد مصدّق؛آسيب شناسی يک شکست» و تأثير اين کتاب بر فرهنگ سياسی ما جهت ِرسيدن به يک تاريخ ملی يا آشتی ملّی بود،ظاهراً آقای منتقد از موفقیّت درخشان اين کتاب در روايت منصفانه از تاريخ معاصر ايران و در نتيجه با اين آرزوی عموم ايرانيان برای رسيدن به يک تاريخ ملّی، آشتی و همبستگی ملّی برای مبارزه جهت رهائی ملّی، مخالف است. پاسخ آقای افرادی به مقالهء من، نمونهء تازه و عبرت انگيزی از سنّت ديرپای حزب توده در«نُخبه کُشی» و تخريب شخصّيت مخالفان است، بدين جهت بود که با توجّه به استقبال گسترده از نظرات و ديدگاه های آقای ميرفطروس و نگرانی ايدئولوگ های پنهان و آشکار رژيم (خصوصآ در روزنامهء کيهان ِحسين شريعتمداری)، من در مقالهء قبلی خود، اين سئوآل اساسی را مطرح کرده بودم: آقای افرادی که خود را در پشت «علاقه» به انديشه های بزرگانی چون دکتر جليل دوستخواه، آرامش دوستدار و....پنهان کرده، چگونه نمی داند که استاد جليل دوستخواه يکی از بهترين مقالاتش را به آقای ميرفطروس اهداءکرده اند؟ و نيز چرا آقای منتقد تاکنون در شناخت يا شناساندن آثار و انديشه های اين بزرگان مقاله ای ننوشته و از حدود ۱۰مقالهء خود (يعنی از«کُل کارنامهء فرهنگی»خود!!) ،بيش از۷ مقاله را به«نقد» و تخريب شخصِّت آقای ميرفطروس اختصاص داده است؟ آيا آقای منتقد در پشت اين به اصطلاح «نقد»ها و تخريب ها، درسودای« نقد کردن ِ چيزهای ديگر»ی است؟
مقالهء اخير آقای افرادی، در عين حال،هم نشانهء بی مايگی فرهنگی، و هم نمايندهء فرومايگی اخلاقی نويسندهء آن است: بی مايگی فرهنگی از اين نظر که آقای منتقد با «فرار به جلو» از پاسخگوئی به مقالات روشنگر ِ من، دکتر رامون و ديگران باز مانده است. فرومايگی اخلاقی، به اين لحاظ که وی،با «چنگ بر چهرهء حقيقت و تيغ بر ديدگان ِدانائی کشيدن»، برای چندمين بار به طرح مسائل سخيفی پرداخته که نه تنها پاسخ ِيکايک ِ آنها- بارها - در سايت ها و نشریّات مختلف منتشر شده، بلکه آقای افرادی را نيز به «سکوتی سنگين و سه ساله» فروبُرده بود و....(۲)
با اين شگردها و شعبده بازی های نفرت انگيز است که آقای افرادی، نه به درخواست من برای يک مناظرهء علنی، پاسخی داده، ونه به موارد ياد شده در مقالات من ، دکتر رامون و ديگران،جوابی ارائه کرده است.در اشاره به «نعل وارونه زدن»های چنين افرادی است که مولوی بزرگوار فرموده است:
تانشان ِ سُمّ ِ اسبت گم کنند
ترکمانا! نعل را وارونه زن!
من- بار ديگر - آقای افرادی را به يک مناظرهء علنی در يکی از راديو-تلويزيون های معروف خارج از کشور، فرا می خوانم تا ضمن بررسی کتاب «آسيب شناسی يک شکست»، اهمیّت تاريخی و سياسی اين کتاب ارزشمند را درحيات سياسی و روشنفکری مابرای رسيدن به يک تاريخ ملّی، بازنمايم.........چنين باد!

...ادامه دارد

زيرنويس ها:
*حسن اعتمادی، مدير و مُجری برنامه های راديوی فرهنگی – سياسی ِ«صدای شما»(در استکهلم سوئد).

۱-دربارهءاين ترورها و ترور شخصیّت ها نگاه کنيد به مقالهء مسعود نقره کار در:
http://news.gooya.com/politics/archives/2007/12/065992print.php
http://news.gooya.com/politics/archives/2008/08/075071.php

۲-برای نمونه ای از اين پاسخ ها،نگاه کنيد به:
نشريهء تلاش، شمارهء ١١، آذر- دی ١٣٨١، صص ١٦-١٨وخصوصاًص ٢٠،زيرنويس ۹،در بارهء آن مقالهء مستعار؛ برخی منظره ها و مناظره ها در ايران امروز، علی مير فطروس، صص١١٧-١٢٢.
همچنين نگاه کنيد به:
http://www.mirfetros.com/ma_qui_hastim.htm
http://www.mirfetros.com/agahi.html
http://iranara.blogspot.com/2006_04_01_archive.html





















Copyright: gooya.com 2016