گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
در همين زمينه
5 تیر» اعلاميه هيات سياسی اجرائی سازمان فدائيان خلق ايران(اکثريت) پيرامون بسته پيشنهادی گروه کشورهای 1+5 به جمهوری اسلامی19 بهمن» آری، ما هنوز زندهايم، گردهمايی در قطعه ۳۳ بهشت زهرای تهران به مناسبت سی و هفتمين سالگرد ۱۹ بهمن، واقعه سياهکل، وبلاگ ديگر
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! اعلاميه سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت) پيرامون انتخابات دوره دهم رياست جمهوریرويکرد به برنامه و مطالبه محوری مبارزه برای طرد جريان راست افراطی و نماينده آن انتخابات در جمهوری اسلامی غيردمکراتيک و مديريت شده و تنها محل چالش جناحهای حکومتی است. انتخابات دوره دهم رياست جمهوری هم از چنين خصوصيتی برخوردار است. با اين تفاوت که در اين انتخابات حتی از حضور کانديدای گرايش معتدل اصلاحطلبان حکومتی هم جلوگيری شده است. محمد خاتمی به عنوان نماينده گرايش معتدل اصلاح طلبان حکومتی که برای انتخابات کانديد شده بود، مدتی پيش به خاطر تهديدها و پيامهای دريافتی کنار کشيد. اين امر را رمضانزاده سخنگوی وقت دولت محمد خاتمی بيان کرد. او گفت که ما پيامهائی دريافت کرديم که نبايد خاتمی کانديدا شود. بلوک حاکم احتمال میداد که کانديدا شدن خاتمی ممکن است مديريت انتخابات را از آنها سلب کند. لذا محمد خاتمی را به ترور تهديد کرد و ولی فقيه به او پيام فرستاد که کانديداتوری او نه به مصلحت نظام است و نه به سود خودش. در حالی که او بارها وفاداريش را نسبت به ولايت فقيه و نظام اعلام کرده بود. با کنار کشيدن خاتمی باز هم حلقه انتخابات تنگتر گشت. با اين وجود، رويکرد نيروهای تحول طلب به برنامه و مطالبه محوری در ماههای گذشته، فضای تازهای را در روند انتخابات دوره دهم رياست جمهوری شکل داده است. به واقع انتخابات بستری شده است برای ارائه برنامه، طرح مطالبات جامعه مدنی و خواستههای مشخص گروههای مختلف اجتماعی. در ماههای اخير هم بخشی از نيروهای اپوزيسيون در خارج از کشور برنامه انتخاباتی ارائه دادهاند و هم تعدادی از جريانها و فعالين سياسی در داخل کشور. در اين دوره هم جنبشهای اجتماعی، احزاب و سازمانهای سياسی در طرح مطالبات و ارائه برنامه پيشقدم شدهاند و هم کانديداها. اين امر نشانگر بالا رفتن سطح آگاهی در جامعه است. کانديداها با اين واقعيت در جامعه روبرو شده اند که بدون ارائه برنامه و تنها با طرح چند شعار نمی توانند مردم را به پای صندوق رای بکشانند. در فرآيند انتخابات بين بخشی از نيروهای تحولطلب داخل و خارج از کشور رويکرد واحدی نسبت به انتخابات اتخاذ شده است. اين نيروها با آگاهی از آزاد، دمکراتيک و سالم نبودن انتخابات، در شرايط کنونی انتخابات را فرصتی میبينند برای برآمد سياسی اپوزيسيون و طرح برنامه نيروی سوم. در جمهوری اسلامی به دلايل مختلف از جمله فقدان حضور احزاب و سازمانهای سياسی مخالف، انتخابات نه بر اساس برنامه ارائه شده از جانب احزاب سياسی، بلکه برپايه "شخصيت"ها برگزار میشود. اينبار وجه برنامه و مطالبه محوری در انتخابات پررنگ شده است. برجسته شدن برنامه و مطالبه محوری در شرايط کنونی با عملکرد جمهوری اسلامی در پيوند نزديک است. عملکرد جمهوری اسلامی طی سه دهه گذشته و سياستهای فاجعهبار جريان راست افراطی در چهار سال گذشته، آنچنان مطالبات طبقات، جنبشها و گروههای مختلف اجتماعی را وسعت و عمق بخشيده است که حتی کانديداهای حکومتی هم نمیتوانند از کنار آن بگذرند. امروز بخش اندکی از آن مطالبات عظيم، از زبان برخی کانديداها بيان میشود. برجسته شدن برنامه و مطالبه محوری در شرايط کنونی با عملکرد جمهوری اسلامی در پيوند نزديک است. عملکرد جمهوری اسلامی طی سه دهه گذشته و سياستهای فاجعهبار جريان راست افراطی در چهار سال گذشته که به تخريب سرمايههای مادی و معنوی کشور و گسترش فقر، بيکاری و تعميق شکاف طبقاتی و سرکوب دگرانديشان و جنبشهای اجتماعی منجر گرديده است، آنچنان مطالبات طبقات، جنبشها و گروههای مختلف اجتماعی را وسعت و عمق بخشيده است که حتی کانديداهای حکومتی هم نمیتوانند از کنار آن بگذرند. امروز بخش اندکی از آن مطالبات عظيم، از زبان برخی کانديداها بيان میشود.
بعد از ماهها ابهام سرانجام صحنه انتخابات رياست جمهوری روشن گشته و صفبندی مشخصی شکل گرفته است. اين بار صفبندی تا حدود زيادی بين جريان راست افراطی و دستگاه ولايت فقيه و نيروهای منتقد و مخالف آن پديد آمده است. در اين انتخابات صفوف اصولگرايان شکاف برداشته و بخشی از آنها در جانب راست افراطی و کانديدای آنها ـ احمدی نژاد ـ قرار گرفتهاند و بخشی ديگر به حمايت از موسوی برخاستهاند. مير حسين موسوی هم نه به عنوان نماينده اصلاحطلبان حکومتی، بلکه به مثابه کسی که هم از اصلاحات دفاع میکند و هم ارزشهای اصولگرايان را پاس میدارد، برآمد کرده است. او کوشيده است با سيمای فراجناحی وارد ميدان انتخابات شود تا بتواند نيروهای منتقد و مخالف جريان راست افراطی را پوشش دهد. اين صفبندی متاثر از آرايش نيروهای سياسی و اجتماعی است که با روی کار آمدن جريان راست افراطی به تدريج در جامعه شکل گرفته است. در اين صف آرائی در يکسو راست افراطی و حاميان آن قرار دارد و در سوی ديگر طيف گستردهای از نيروهای سياسی و اجتماعی مخالف و منتقد. در شکل گيری نيروی مقابله با راست افراطی و دستگاه ولايت فقيه جريان های متفاوت اجتماعی و سياسی با اهداف و انگيزه های مختلف عمل می کنند. تقابل با جريان راست افراطی ، طيف وسيعی از نيروهای تحولطلب که خواهان دگرگونی بنيادی در ساختار سياسی کشور هستند تا نيروهائی که با سياستهای بلوک حاکم مخالفند، را در برميگيرد. بخش قابل توجهی از نيروهای سياسی وابسته به طبقه متوسط و محروم جامعه، جنبشهای اجتماعی، معلمان و پرستاران، فعالين حرکتهای قومی ـ ملی، فعالين فرهنگی و مطبوعاتی، نويسندگان و هنرمندان، سازمانهای غيردولتی، بخشی از روحانيون و کانونهای مذهبی، اصلاح طلبان حکومتی و کارفرمايان توليدی در موضع تقابل با جريان راست افراطی قرار دارند. از سوی ديگر با حدت يافتن بحران دولت ـ ملت، بحران کارائی و اقتصادی و تعميق شکافهای اجتماعی و عملکرد جمهوری اسلامی و به طور مشخص سياستها و کارنامه سياه جريان راست افراطی، نارضايتی بیسابقهای در سطح جامعه و بين گروههای مختلف اجتماعی شکل گرفته است. تنها لايه نازکی از جامعه که از رانت حکومتی بهره میبرد، از وضعيت موجود راضی است. در انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی اين نارضايتی در کاهش نرخ مشارکت در انتخابات و به ويژه در شهرهای بزرگ بروز کرد. برای نخستين بار ميزان مشارکت در انتخابات در سطح کشور به زير 50 درصد و در شهرهای بزرگ به زير 30 درصد رسيد. نارضايتی طبعا اين بار هم در شکل ديگر بروز خواهد يافت. بر بستر نارضايتی گسترده از وضع موجود و ضرورت تغيير شرايط کنونی، همسوئی در بين بخش وسيعی از نيروهای سياسی و اجتماعی در نفی جريان راست افراطی و کانديدای آن شکلگرقته است. اما جريان راست افراطی حاضر نيست که بازنده انتخابات باشد. راست افراطی با پشتيبانی سپاه پاسداران و حمايت دستگاه ولايت فقيه از پلکان انتخابات بالا رفت و بر قوه مجريه چنگ انداخت. ولی نمیخواهد ديگر جناحهای حکومتی از همان پلکان انتخابات بالا بيآيند. راست افراطی درآمد نفت، بودجه کشور، صدا و سيما، دستگاههای دولتی، سپاه و بسيج را به خدمت گرفته است که همچنان از صندوقهای رای پيروز بيرون بيآيد. راست افراطی به سادگی سنگر قوه مجريه را ترک نخواهد کرد. اين جريان برای حفظ سنگر قوه مجريه و موقعيت خود از تمام امکانات و حتی رای سازی بهره میگيرد.
نيروهای اصلاح طلب و تحول خواه هريک با هدف متفاوت به دنبال عقب راندن جريان راست افراطی هستند. بيانيههای منتشره توسط جريانها و فعالين سياسی در طی ماههای گذشته و مواضع دو کانديدای اصلاحطلبان حکومتی نشانگر اين امر است. گرچه اصلاحطلبان معتدل و راديکال در اين انتخابات کانديدا ندارند ولی از ميرحسين موسوی و يا مهدی کروبی حمايت میکنند. اما نيروهای تحولطلب جامعه اين بار هم فاقد کانديدا هستند. جمهوری اسلامی عملا اين نيرو را حذف کرده و امکان نمیدهد که نماينده آنها در انتخابات حضور يابد و با ديگر کانديداها به چالش برخيزد. مير حسين موسوی و مهدی کروبی تا کنون نتوانستهاند نظر مساعد اکثر نيروهای تحولطلب جامعه را جلب کنند. موسوی در پی شکاف انداختن در بين اصولگرايان و جلب آرای بخشی از آنها است و از طرح برنامه روشن در برخی عرصههای اجتماعی اجتناب میورزد. مهدی کروبی با طرح تامين حقوق شهروندی، حقوق ملی ـ قومی، حمايت از قطع اعدام جوانان زير 18 سال، حذف نظارت استصوابی و ضرورت اصلاح قانون اساسی تلاش میکند که نظر مساعد نيروهای تحولطلب جامعه را جلب کند. اما او تا کنون به دلايل مختلف موفق نشده است. دلایل عدم توفیق کروبی در این زمینه را از جمله باید در این دید که او هنوز ابزارها، سازمان و نقشه راه اجرای برنامه هایش را اعلام نکرده است، او همچنان به روش انکار و سکوت نسبت به حضور و سهم لایه های مدرن در جامعه ادامه می دهد و موفق به توضیح قانع کننده رفتار سیاسی پیشین خود نسبت به دوران اصلاحات و مطالبات آن نشده است. مطالباتی بسیار مقدماتی تر از آن چه که امروز او مدعی تأمین آنها در صورت کسب مقام ریاست جمهوری است. به علاوه جلب اعتماد نيروهای تحولطلب جامعه مستلزم آن است که به پرسشهای جدی و اساسی که مطرح است، از جانب دو کانديدای اصلاحطلب پاسخ داده شود. اين پرسشها در مقابل کانديداهای اصلاحطلبان قرار دارد: ـ نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر ولايت فقيه است. قدرت اصلی در دست ولی فقيه و نهادهای غيرانتخابی متمرکز شده است. در صورت مخالفت ولی فقيه و نهادهای غيرانتخابی با اجرای برنامه انتخاباتی شما ـ آنچه که در دوره خاتمی پيش آمد ـ شما چه برخوردی خواهيد کرد؟ آيا تمکين خواهيد کرد و يا با مراجعه به مردم به چالش با کانون قدرت برخواهيد خاست؟ آيا حاضريد در صورت چالش با کانون قدرت به مردم متکی شويد؟ ـ برای تامين حقوق شهروندی که از جمله حقوق برابری زن و مرد را شامل میشود، برنامه مشخص شما چيست؟ ـ اصلاح و تغيير قانون اساسی يکی از چالشهای جدی در جمهوری اسلامی است. ولی فقيه مخالف سرسخت اصلاح و تغيير قانون اساسی است. شما چگونه میخواهيد اين شعار را عملی کنيد؟ اسباب و لوازم شما برای پيشبرد اين شعار چيست؟ ـ مدتها است که سپاه بر حوزههای مختلف اجتماعی از جمله سياست و اقتصاد چنگ انداخته است. شما چرا سياست سکوت در اين مورد اختيار کردهايد؟ چرا فقط از عدم دخالت سپاه و بسيج در انتخابات سخن میگوئيد؟ برنامه شما برای قطع دست سپاه از حورههای مختلف اجتماعی چيست؟ ـ در گفتارهای شما سخنی از حق فعاليت نيروهای اپوزيسيون و امکان حضور آنها در صحنه سياسی کشور ديده نمیشود. آيا شما هم همانند پيشنيان میخواهيد آنها را ناديده بگيرد و به سرکوب آنها توسط نهادهای امنيتی صحه بگذاريد؟ يا اينکه برنامه ديگری داريد؟ برنامه شما چيست؟
در بيانيه هيئت سياسی ـ اجرائی که مدتی پيش انتشار يافت، مواضع سازمان در رابطه با فرايند انتخابات بيان گرديد. اينک در تداوم آن بيانيه اعلام میکنيم: * ما انتخابات دوره دهم رياست جمهوری را غيردمکراتيک میدانيم و هم چنان بر برگزاری انتخابات آزاد، دمکراتيک و سالم تاکيد داريم. * ما فاصلهگيری از شخصيت محوری و رويکرد به برنامه و مطالبه محوری را روند مثبت تلقی کرده و برآنيم که بايد سطح مطالبات را ارتقا بخشيد تا کانديداها موظف به طرح مطالبات در برنامه و شعارهايشان شوند. * به نظر ما اين انتخابات فرصتی است برای طرد جريان راست افراطی و نماينده آن و ضربهزدن به ولايت فقيه. در طی سالهای گذشته سياست ما همواره متوجه وارد آوردن ضربه به بلوک حاکم بوده است. ما از موضع اپوزيسيون اين سياست را همچنان در انتخابات پی خواهيم گرفت. * طرح برنامه و شعارها از جانب کروبی امری است مثبت و مورد استقبال نيروهای تحول طلب جامعه. اما او فاقد ابزارهای لازم برای پيشبرد برنامه و شعارهايش است. مادام که کروبی یا هر کاندیدای ديگری فاصله خود را با ولايت فقيه ترسيم نکرده، چگونگی پیشبرد برنامهاش را مشخص ننموده، با نیروهای آن برنامه به تعامل دست نزده و روشن نساخته است که چگونه میخواهد در چارچوب ساختار قدرت برنامه و شعارهايش را پيش ببرد، قادر نخواهد شد نظر مساعد اکثر نيروهای تحولطلب جامعه را جلب نمايد.
31 ارديبهشت 1388 (21ماه مه 2009) Copyright: gooya.com 2016
|
||||||