اپوزيسيون خودشيفته، اپوزيسيون دائمی است، بيژن صفسری![]() پادزهری به نوشته آقای خسرو شاکری، بابک اميرخسروی![]()
در همين زمينه
28 مرداد» مهديه محمدی، همسر احمد زيدآبادی: زيدآبادی ۳۵ روز در يک ’’قبر‘‘ بوده، دويچه وله27 مرداد» اعتصاب غذای احمد زيدآبادی را به زور شکستند، موج سبز آزادی 18 مرداد» بيانيه ادوارتحکيم وحدت: دولت برآمده از کودتا غيرقانونی است نه ما، ادوارنيوز 13 مرداد» فشار شديد بازجويی بر عبدالله مومنی و نگرانی از وضعيت سلامتی وی، ادوار نيوز 21 تیر» نامه سرگشاده همسر احمد زيدآبادی خطاب به شاهرودی، در دادگاه انقلاب می گويند: فردی به نام زيدآبادی نمی شناسيم! ادوارنيوز
بخوانید!
21 بهمن » برای سپاه تنها راه، پیوستن به ملت و به جنبش سبز آن است! گفتگوی تلاش با فرهاد يزدی
21 بهمن » صادق زیباکلام: رقابت اصلی بین حامیان احمدینژاد و اصولگرایان است، ایلنا 21 بهمن » محسن رضایی: دولتمردان ایران اجازه نمیدهند در خلیج فارس جنگ مجدد رخ دهد، فارس 21 بهمن » تهدید و توهین علیه ماشاالله عباسزاده، فعال سیاسی در کانادا 21 بهمن » امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ، مجید محمدی
پرخواننده ترین ها
» آرامگاه رضا شاه (تصویر)
» تهدید به بازداشت دختران میرحسین، ممنوعیت تدریس برای یکی از فرزندان، کلمه » سانسور همراهان خمینی در تصویر خبرگزاری فارس » روسيه: موضع اسرائيل نسبت به ايران عواقب فاجعه باری را در پی خواهد داشت، العربيه » دختران و مدیریت غرایز! (تصویر) » رهبر ايران مسوول اصلی حبس رهبران منتقد بايد آنها را آزاد کند، کمپين بين المللی حقوق بشر » اولين بيانيه فهرست انتخاباتی "صدای ملت" (منتقدان دولت دهم)، مهر » گلوله باران شهر حمص توسط ارتش سوریه وارد ششمین روز خود شد، راديو فردا وبلاگی برای آزادی احمد زيدآبادی و يادداشتی برای همسر او، موج سبز آزادیبرای خواهر زجر کشيده ام مهديه محمدی اين روزها مدام ذهنم به سالهای ٥٣ به بعد می گردد. زمانی که کودکی چند ماهی بيش نبودم و مادرم ناخواسته گرفتار حيله ماموران رژيم سابق شد و آنان نيز جای پدرم را ياقتند. و با احترام او را بازداشت کردند.
آنروزها می دانستم پدرم در کجاست و زير دستان چه کسانی باز جويی می شود. آنروزها می دانستم اينان پدرم را باز جويی می کنند.ولی حيثيتش را لگد مال نمی کردند.اورا انسان فرض می کردند وصاحب حق ........ اما اينروزها سخت در اين انديشه ام که اکنون کجای کاريم. امروز وقتی می بينم يکی از عزيزترين عزيزانم ديگر از همه جا نااميد شده و تنها دست ياری بسوی حق تعالی از اين بيدادی که بر او وهمسرش رفته از اين بی کسی که فرزندانش گرفتار آنند.سخت در انديشه ام. انديشه آنکه در آن گذشته زمان نگذاشتند نفرت در وجود من وخانواده ام شکل بگيرد ولی امروز نه تنها من بلکه فرزندکوچک من نيز سراپا پر از نفرت است که چرا عمو احمدش اينگونه در شرايطی قرار بگيرد که بخواهد دست به خودکشی بزند.و ٢ماه به اين فکر کند که واقعا در يک قبر زندانی است وبس. نمی دانم چه بگويم که نگفتنم سرشار از هزاران حرف ناگفته است. خدايا مارا هم ببين. وبلاگ [احمد زيدآبادی را آزاد کنيد] Copyright: gooya.com 2011
|
||||||