چهارشنبه 4 شهریور 1388   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

روزنامه نگاری و بيمِ جان، خسرو صادقی بروجنی

برایِ همه روزنامه نگاران در بند

www.koukh.blogfa.com

«از ميان نوشته ها تنها دوستدار آنم که با خون خودنوشته باشند .با خون بنويس تا بدانی که خون جان است.» (نيچه)
روزنامه نگاران نيز همچون ديگر قلم به دستان راستين که جز برای حقيقت ووجدان بيدار انسانی قلم نمی زنند دراين سرزمين پر ادبارهيچ گاه زندگی آسوده ای(۱) را تجربه نکرده اند . تاريخ اين ديار مشحون است از جان باختگان راه قلم وحقيقت .دراين ميان جای روزنامه نگاران نيز خالی نيست . البته روزنامه نگارانی که بال بگشوده واز گندستان «روزمرگی»و«ابتذال» رهايی يافته اند و«نه» رابارساترين آوادرسرزمينی سرداده اند که شبح سکوت از بيم دژخيم برپهنای آن گسترانده شده ، روزنامه نگارانی که با سرخی خون خود تاوان «نه» گفتنشان را به فقر وفسادوبی عدالتی گرفته اند .آری آنچه امروز بايد بدانيم اين نکته است که تنها «نوشتن»مهم نيست بلکه «برای که»و«برای چه» نوشتن نيز تعهدی بس خطير است .
ارزش کلام دررابطه آن با زندگی وعمل است . کلام به خودی خود می تواند شمشير دودم باشد : دررابطه بادرک صحيح شرايط تاريخی کلام می تواند راهگشای آينده باشد ونيرو ها ی خلاق اجتماعی رادر جهت تعالی وکمال انسانی بسيج کند .
اما اگر رابطه کلام با عمل اجتماعی قطع شود ، اگر کلامی بر زبان آيد که ازضرورت زمان وامکان تواناييهای حقيقی نيروهای اجتماعی برنخيزد ، هيچ نتيجه عملی نخواهد داشت وبه عمل نخواهد پيوست . دراين صورت سخنها به کردار بازی خواهد بود وجامعه رو به قهقرا خواهد رفت .



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


هخهخه
« نويسنده ملتزم می داند که سخن همانا عمل است . می د اند که آشکارکردن تغييردادن است . نمی توان آشکار کرد مگر آنکه تصميم بر تغيير دادن گرفت . نويسنده ملتزم آن رويای ناممکن را ازسربه در کرده است که نقش بی طرفانه وفارغانه ای از جامعه واز وضع بشری ترسيم کند .انسان موجودی است که در برابر هيچ موجودی نمی تواند بی طرف باشد : حتی خدا . » (۲)
حاکمان هميشه اميدوارند که گذشت زمان خاکستر فراموشی بر تباهی ها و جنايت ها شان پاشد، تاريخ اما به ندرت فرزندان خويش را از ياد می برد.نشان به آن نشان که ميرزاده عشقی ها و فرخی يزدی ها در قلب مردم اند، همچنان که ارانی ها و گلسرخی ها و کيوان ها ، ولی قاتلان اين انسان های آزاده که زندگی خود را وقف روشنگری مردم کردند، جز بدنامی نصيبی نبرده اند و جز مزبله تاريخ جايگاهی نيافته اند.
روزنامه نگاری ،خبرنگاری›› و ‹‹امنيت شغلی، آسايش ›› اينها واژگانی هستند که به جرأت می توان گفت هيچ کجای گيتی وهيچ زمانی آشتی پذير نبوده اند بلکه همواره در تعارض يکديگر بوده اند .به همزيستی اين مفاهيم در جوامع توتاليتر اميدی نبوده ونيست اما آنچه آمارهای سازمان ملل وسازمانهای مدافع حقوق روزنامه نگاران می گويد در جوامع مدرن که مدنيت به رشد وکمال رسيده نيز روزنامه نگاری جزء پر خطرترين مشاغل به حساب می آيد .حرفه ای که هيچ زمان با عافيت طلبی همراه نبوده ونيست وهميشه بيم جان در آن درج است .
بااين همه از جاذبه های اين حرفه هيچ کم نمی شود ،چه بسيار صاحب نامانی که در بيوگرافی خود به هرحال می نويسند که دورانی روزنامه نويسی کرده اند .کسانی چون همينگوی ،سارتر ومارکز که گفته اند به هرجارسيده اند مديون دوران روزنامه نگاری هستند وهنوز ميل بدان دارند .
روزنامه نگاران راستين همواره وجدان بيدار اجتماع خويش بوده اند که باآشکار کردن پليدی ها درمبارزه با آنها کوشا بوده اند وجامعه نوينی را نويد داده اند .انتقادازوضع موجود برای فرجامی موعود.
‹‹راستين›› چرا که بوده اند کسانی که تحت همين عنوان (روزنامه نگار) زينت المجالس شدند .گاه صاحب مقام وموقع وگاه وکيل وسناتور .
سرگذشت روزنامه نگاران بيداردل ايران کارنامه ای است از تاريخ پر ادبار اين سرزمين .چرا که آنان همواره پيشقراولان مبارزات ملت بوده اند.
قتل ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل اعلام آغاز استبداد صغير محمد علی شاهی بود ، روزنامه ها توقيف شدند .کودتای لياخوف روسی لبه تيز شمشيرش را متوجه روزنامه نگاران مردمی کرد .زيرا آنها به مثابه وجدان بيدار مردم وخورشيدهای بيداری ،خواب قرون وسطايی کهنه انديشان را به هم زده بودند وبه قول نيما آب در خوابگه مورچگان ريخته بودند .از اين رو ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل را به قتل رساندند همچنان که ملک المتکلمين آن سخنران کبير را دل وروده با خنجر به بيرون کشيدند وسلطان العلمای خراسانی مدير روزنامه ‹‹روح القدس‌›› را پس از عذابی اليم از پا درآوردند.
صوراسرافيل بخش ارزنده از مطبوعات انسانی ماست او در يادها ودر وجدان تاريخی مردم ،در ضرورت زمان ،ودر تپش دلهايی که ايران را دوست دارند زنده است .
قتل عشقی وفرخی خبر داد که دوران آزادی مشروطه پايان گرفته است .کشته شدن محمد مسعود، کريمپور شيرازی، حسين فاطمی وخسرو گلسرخی هر کدام شروع مقطعی از استبداد پهلوی بود .محمد مسعود می خواست برای مبارزه با فساد ريشه جهل وفقر را بسوزاند وخسروگلسرخی عدالت خواهی بود که ‹‹يک با يک برابر نيست ›› را سرداد ومرگش اثبات حرفش بود .
غروب روز سه شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۳۲ درميدان پادگان لشکر ۲ زرهی که اسارتگاه دکتر مصدق،دکتر فاطمی وکريمپور شيرازی وبقيه قربانيان کودتای ۲۸ مرداد بود ،مراسم چهارشنبه سوری با شرکت جمعی از درباريان واشرف وعليرضا (برادر شاه)انجام گرفت .آنان دراين آخرين روزهای سياه سال کودتا سرمست از باده غرور وپيروزی ،يک زندانی را از زندان بيرون کشيدند وبه ميدان آوردند تا رذالت وکينه ناپاک خود را در قالب تفننی چندش آور به نمايش بگذارند.قربانی اين نمايش وحشيانه ،روزنامه نگار وشاعر آزاده ای بود که همواره درکنار رهبر دولت ملی ،با قلمی به تيزی شمشير ،پرده های خيانت وتزوير دربار وارتجاع را می دريد وبر دلها ی سيا هشان داغ می نهاد .قربانی را درميان مزدوران درباری مدتی به توهين وتمسخر گرفتند وآنگاه پيکرش را آلوده به نفت کردند وبا افروختن آتش ،جشن منحوسشان را آغاز نمودند .او در ميان آتش به هر سو می دويد وجنايتکاران بی وطن بر افت وخيز وفرياد وفغان او می خنديدند .سرنيزه سربازان مانع اين می شد که بازيگر اين نمايش ازميدان ديد تماشاگران بيرون ولذت پست آنها را ناتمام گذارد .
سوزاندن کريمپور ،سوزاندن وجدان بيداری بود که اقتضای زمانه طالبش بود .کريمپور را سوزاندند چراکه ‹‹راستين››بود وگفته بود:‹‹به قرآن مجيد سوگند ياد کرده ام که حقايق را بگويم وبنويسم ولو اينکه به قيمت جانم تمام شود .من با خدای خويش عهد وپيمان محکمی بسته ام ...چون من پرده هايی را بالا می زنم که درآن هزارها خيانت ،هزارها فساد وهزارها بدبختی وبيچارگی نهفته است .من جداٌمصمم هستم که اين مبارزه سرسخت وآشتی ناپذير را تا سرحد مرگ شرافتمندانه سرخ که ايده آل وآرزوی ديرينه من است ديوانه وار دنبال کنم .››
از صوراسرافيل شروع وبا فرخی ويزدی ادامه يافت و.... . اما همه اينها به راستی بايد می مردند چرا که جرمشان مسلم بود:به دخمه های سکوت پناه نبردند وزبان درکام وسردرگريبان نکشيدند تاتوفان بی امان بگذرد.بايد می مردند چراکه درشبستان پليدی ها از سپيده دم سخن گفتند .

پانوشت:
۱- بر اساس نتايج ارائه شده در پايان نامه کارشناسی ارشد ارتباطات مهرداد خليلی ۵/۹۱ درصد روزنامه نگاران در محيط کار خود دچار فشار روانی هستند . ۵/۷۱ درصد روزنامه نگاران به دليل استرس شغلی با همسر خود دچار اختلاف شده اند . ۱۰۰ درصد روزنامه نگاران فاقد احساس امنيت شغلی هستند و ۶۹ درصد آنان حداقل يکبار تصميم به ترک اين شغل گرفته اند . ۶۶ درصد روزنامه نگاران دارای يکی از عارضه های پرخاشگری ، بيخوابی ، افسردگی ، خواب آلودگی ، شتابزدگی در انجام امور و فراموشی هستند .وبر اساس مطالعات سازمان بين‌المللی کار ، روزنامه‌نگاری يکی از ۱۰ شغل پرخطر به شمار می‌آيد .
۲- ادبيات چيست؟ - ژان پل سارتر ، ترجمه ابوالحسن نجفی ، مصطفی رحيمی - چاپ زمان


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016