اپوزيسيون خودشيفته، اپوزيسيون دائمی است، بيژن صفسری![]() پادزهری به نوشته آقای خسرو شاکری، بابک اميرخسروی![]()
در همين زمينه
23 شهریور» به حمامی بگو آتش ميفروز / به آبت آتشی افتاده امروز، بيژن صف سری24 تیر» هاشمی دانای نظام نه قهرمان ملت، بيژن صف سری 12 تیر» آن ها که نقاب از چهره برانداختند، بيژن صف سری 2 تیر» محتسب فتنه در اين شهر ز من می داند، بيژن صف سری 10 خرداد» موسوی يا کروبی؟ و يک خاطره از صفر قهرمانی، بيژن صف سری
بخوانید!
21 بهمن » برای سپاه تنها راه، پیوستن به ملت و به جنبش سبز آن است! گفتگوی تلاش با فرهاد يزدی
21 بهمن » صادق زیباکلام: رقابت اصلی بین حامیان احمدینژاد و اصولگرایان است، ایلنا 21 بهمن » محسن رضایی: دولتمردان ایران اجازه نمیدهند در خلیج فارس جنگ مجدد رخ دهد، فارس 21 بهمن » تهدید و توهین علیه ماشاالله عباسزاده، فعال سیاسی در کانادا 21 بهمن » امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ، مجید محمدی
پرخواننده ترین ها
» آرامگاه رضا شاه (تصویر)
» تهدید به بازداشت دختران میرحسین، ممنوعیت تدریس برای یکی از فرزندان، کلمه » سانسور همراهان خمینی در تصویر خبرگزاری فارس » روسيه: موضع اسرائيل نسبت به ايران عواقب فاجعه باری را در پی خواهد داشت، العربيه » دختران و مدیریت غرایز! (تصویر) » رهبر ايران مسوول اصلی حبس رهبران منتقد بايد آنها را آزاد کند، کمپين بين المللی حقوق بشر » اولين بيانيه فهرست انتخاباتی "صدای ملت" (منتقدان دولت دهم)، مهر » گلوله باران شهر حمص توسط ارتش سوریه وارد ششمین روز خود شد، راديو فردا قحطی خدا آمده است، بيژن صف سری![]()
در خبرها آمده بود در هشتمين ردهبندی جهانی آزادی مطبوعات، ايران به لحاظ محدوديت هايی که برای مطبوعات خود قائل است و آن ها را در فشار سانسور قرار می دهد، رتبه چهارم را کسب کرده که اين يعنی همان جمله معروف ابوسعيد ابوالخير که می گفت: می گويند در گذشته های نه چندان دور در برخی از مذاهب از اسلام تا مسيحيت و کليمی، اصناف و پيشه وران يکی از انبيا را حامی صنف خود می پنداشتند مانند نجاران که حضرت نوح و قصاب ها، حضرت ابراهيم را. و حتا در ايران آرايشگران، صنف خود را منتسب به سلمان پارسی می دانستند چرا که بر اين باور بودند موهای پيامبر را سلمان آرايش می کرد و بر همين باور نام حرفه خود را سلمانی گذاشتند الغرض هر يک از اصناف و پيشه وران در بين اوليا و انبيا خدا، حامی برای خود دارند مگر قبيله بی ياور قلم به دستان اين کهنه ديار که جز به عنايت خدا پناهی نداشتند اما گويی اکنون قحطی خدا آمده است. در يک سال گذشته بدبينی مفرط مقامات حکومتی عليه روزنامه نگاران و وب نگاران آن چنان شدت يافته که برای هر چه بيشتر اعمال سانسور بر مطبوعات، نيروهای امنيتی در چاپخانهها و تحريرههای روزنامهها، استقرار يافته اند اما به اين هم بسنده نشد بلکه با بازداشت و زندانی کردن تعداد بسياری از روزنامه نگاران، و بدرفتاری غيرقانونی با آن ها در زندان ها، باعث فرار و يا بهتر بگويم هجرت ناخواسته طيفی وسيعی از روزنامه نگاران به خارج از کشور شد که تعبير آن باز هم در يک جمله، قحطی خدا است. اما به شهادت تاريخ اين مرز و بوم، در اين سرزمين اهورايی، هر از گاهی "قحطی خدا" بوده است، لااقل در يک صد سال گذشته چند صد بار وجود داشته است تا نگوئيد کفر چرا، نگاه کنيد به قصه پر غصه مطبوعات ايران از آغاز تا به امروز که نقض آشکار قانون اساسی و قانون مطبوعات آن هم توسط دولت، حديثی کهنه است، طرفه آن که تاريخ مطبوعات اين کهنه ديار، ازچنين فرامين برای بند وبست و محدوديت رسانه ها، لبالب است و تا بوده همين بوده خاصه اين رسم روزگار است که تا قدرتمندی قصد آن کند که بر سينه جامعه بنشيند و بی سوال حکم راند اول بايد خروس کدخدا را سر ببرد، حال امروز نيز فصلی ديگر از تاريخ مطبوعات اين آب و خاک در حال تکرار است که: برای نمونه، سال ۱۳۲۵ قمری سالی است که با حمله به دفاتر جرايد آن دوره، قحطی خدا می شود، در آن قحطی، افصيح المتکلمين، مدير روزنامه "خير الکلام" را به چوب بستند و روزنامه های مساوات، حبل المتين، روح القدوس، صوراسرافيل و فرياد را توقيف و ميرزا جهانگيرخان شيرازی را در اداره جرايد وزارت معارف و سلطان العما خراسانی، مدير روزنامه "روح القدوس" را در محکمه جنايی تهران، محاکمه می کنند. در همان سال بود که سيدمحمدرضا شيرازی، مدير روزنامه "مساوات" در مقاله ای با عنوان "شاه در چه حالست" نوشته بود: اما در عسر و حرج يا سختی احوال جرايد و خبرنگاران هيچ توصيفی گوياتراز اشعار "اشرف الدين گيلانی" مدير نشريه نسيم شمال نيست که در قالب سروده ای زيبا گفت: بيژن صف سری Copyright: gooya.com 2011
|
||||||