شاه: اسلامستیز یا اسلامگرا، اکبر گنجی![]() انتخابات و آينده؟ ابوالحسن بنیصدر![]()
بخوانید!
20 بهمن » اعزام احتمالی ناظر ویژه سازمان ملل به سوریه، دويچه وله
20 بهمن » محسن رضايی: مشکلات موجود نشان میدهد تحولی در جامعه ايجاد نشده است، ايلنا 20 بهمن » بیانیه شورای دموکراسی برای ایران در محکومیت بازداشت های اخیر جوانان عرب در خوزستان 20 بهمن » اولين بيانيه فهرست انتخاباتی "صدای ملت" (منتقدان دولت دهم)، مهر 20 بهمن » رهبر ايران مسوول اصلی حبس رهبران منتقد بايد آنها را آزاد کند، کمپين بين المللی حقوق بشر
پرخواننده ترین ها
» سانسور همراهان خمینی در تصویر خبرگزاری فارس
» آرامگاه رضا شاه (تصویر) » تهدید به بازداشت دختران میرحسین، ممنوعیت تدریس برای یکی از فرزندان، کلمه » روسيه: موضع اسرائيل نسبت به ايران عواقب فاجعه باری را در پی خواهد داشت، العربيه » کتک زدن یک روحانی در حرم شهر قم بوسیله رضا شاه پهلوی (ویدئو) » رهبر ايران مسوول اصلی حبس رهبران منتقد بايد آنها را آزاد کند، کمپين بين المللی حقوق بشر » اولين بيانيه فهرست انتخاباتی "صدای ملت" (منتقدان دولت دهم)، مهر » گلوله باران شهر حمص توسط ارتش سوریه وارد ششمین روز خود شد، راديو فردا پاسخ عباس کيارستمی به بهمن قبادی، راديو فردادر حاشيه برگزاری نمايشگاه مشترک عباس کيارستمی و پرويز تناولی در دبی، عباس کيارستمی در باره نامه بهمن قبادی به سام هدی، گزارشگر راديو فردا در دبی چنين میگويد: والله اگر آقای قبادی اين سوال را از خودم می پرسيد خيلی راحت تر بودم که به خودش پاسخ دهم. برای اينکه الزاما لزومی به نوشتن نامه ی سرگشاده نبود. من دو هفته پيش افتخار ديدار با ايشان را داشتم و ايشان می توانست اين سوال را از خودم بپرسد.
اما سوال من اين است که کجا اين قاعده و قانون هست که بايد حتما فيلم های اجتماعی بسازيم؟ اين سوال از کجا می آيد؟ کجا اين تعهد را به دوش هنرمند و يا فيلمساز میگذارند که تم کارش را مشخص کنند؟ شايد اگر اين سوال از سوی کسی غير از يک فيلمساز مطرح می شد ، می توانستم علت طرح آن را پيدا کنم.اولا يک فيلمساز بايد احساس آزادی و امنيت کند بايد در مقابل آنچه که خودش به خودش حکم می کند مسئول باشد نه حکمی که از بيرون به او تحميل می شود. ثانيا کدام يک از فيلم های من اجتماعی نبوده اند؟ اگر منظور از فيلم های اجتماعی ، فيلم های سياسی است بايد بگويم من از آن پرهيز می کنم. برای اينکه فيلم های سياسی تاريخ مصرف مشخصی دارند. به اعتقاد من هنر بايد مقداری خودش را از مقوله سياست جدا نگه دارد. ولی هر فيلمی که شما بسازيد و فيلم خوبی باشد، به هر حال راجع به انسان امروز است. انسان هم يک موجود اجتماعی است. راستش من فيلمهای شعارگونه را دوست نمیدارم. فکر میکنم در شان هنر نيست. اگر ما با آزادی کار کنيم و فيلممان هم راجع به انسان امروز باشد. که مشخص است کجا زندگی میکند و تحت تاثير چه شرايطی است ،طبيعتا آن فيلم اجتماعی است. اما اينکه الزاما فيلم سياسی مناسب مد روز و به نرخ روز بسازم راستش من سعی میکنم از آن پرهيز کنم. برای اينکه جايگاه هنر را رفيعتر از آن میدانم که خودش را آلوده مسائل سياسی روز کند. به اعتقاد من فيلمهای شاعرانه آثار ماندگارتری هستند. چون راجع به مسايل انسانی حرف میزنند. شما حتما تجربه فيلم های گاوراس و حکومت سرهنگ ها را به ياد میآوريد؟ فيلمهايی که به مجرد اينکه سيستم سياسی يونان تغيير کرد، آنها هم اعتبار خودشان را از دست دادند؟ من به اين اعتقاد ندارم که چيزی از بيرون به من توصيه شود و من از شرايط روز فرصت طلبی کنم. به نظر من کار هنری يک کار طولانی و دراز مدت است. در اين مسير بايدی هم وجود ندارد. اگر کسی هم فيلم سياسی روز بسازد من هرگز به او نخواهم گفت که چرا فيلم شاعرانه و هنری نمیسازد؟ من فکر میکنم هر هنرمندی بايد ببيند در درون خودش چه اتفاقی افتاده است؟ چرا میبايد همه از هم الگو بگيرند؟ همين قدر که آقای قبادی فيلم سياسی – اجتماعی می سازند ما را بس. ايشان نوع نگاه خودشان را دارند. پس اجازه بدهند هر هنرمندی هم نوع کار خودش را عرضه کند. به هر حال سوال شما را با اين پاسخ به اتمام میرسانم که از يک فيلمساز، طرح چنين سوالی بعيد است و بيشتر از آن نوشتن نامه سرگشاده به نظرم بعيد میآيد. معمولا نامه سرگشاده را خطاب به سياستمدارانی مینويسند که دستشان به او نمیرسد، اگر ايشان منظور ديگری داشته است کاش صريحتر طرح میکردند. Copyright: gooya.com 2011
|
||||||